ردیف ماشینها و موتوسیکلتهای اسکورت علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکرهکننده ارشد هستهای ایران پس از عبور از خیابانها و تونلهای متعدد شهر مادرید در حالی به نزدیکیهای کاخ نخستوزیری اسپانیا رسیده بود که چند دقیقه قبل از آن، از روبهرو در باند مقابل ردیف ماشین و موتوسیکلتهای اسکورت کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا تازه از محوطه کاخ نخستوزیری اسپانیا بیرون آمده بودند. علی لاریجانی روز پنجشنبه دور دیگری از مذاکرات هستهای خود با خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و نماینده گروه 1+5 (اعضای شورای امنیت و آلمان) را به انجام رسانده و پس از آن راهی دیدار با خوزه لوییس رودریگز ثاپاترو نخستوزیر اسپانیا، کشور میزبان این دور از مذاکرات بود، هر قدر حضور لاریجانی و سولانا در مادرید طبیعی مینمود و مقامات و رسانههای اسپانیا از برگزاری مذاکره بین آنها استقبال کرده و جملگی مذاکره و دیپلماسی را مهمترین شیوه حل ابعاد بینالمللی موضوع هستهای ایران معرفی میکردند، حضور رایس در پایتخت اسپانیا غیرطبیعی و با اما و اگر و سؤالهای فراوان مواجه بود.
دولت حاکم و سوسیالیست اسپانیا پس از روی کار آمدن در انتخاباتی که ساعاتی قبل از برگزاری، انفجار مهیب متروی مادرید آن را تحت تأثیر جدی قرار داده بود، بیدرنگ نیروهای اسپانیایی را از عراق خارج کرد و بدین ترتیب مخالفت عملی خود با سیاستهای آمریکا بخصوص در زمینه اشغال عراق را نشان داد، پس از آن نیز دولت سوسیالیستی با رد سیاستهای یکجانبهگرایانه در دنیا از طرف آمریکا در صف حامیان چند جانبهگرایی در عرصه بینالملل قرار گرفت و در این مورد تا آنجا پیش رفت که پس از استقبال سازمان ملل از پیشنهاد ایران با عنوان گفتوگوی تمدنها، اسپانیا و دولتمردان سوسیالیست آن، ایده ائتلاف تمدنها را طرح و در سازمان ملل به ثبت رسانده و برای آن دبیرخانه و شورای اجرایی پیگیری بینالمللی تشکیل دادند که تا به حال این شورا جلساتی در نیویورک، مقر سازمان ملل و بارسلون اسپانیا داشته است. در سفر ناگهانی رایس به مادرید گفته شد گفتوگو درباره برخی مسائل بینالمللی و دوجانبه از جمله عراق و روابط آمریکا با کشورهای اسپانیایی زبان در دستور کار بوده است که جملگی از مواردی است که سلایق نومحافظهکاران واشنگتن و سوسیالیستهای مادرید در مورد آنها از همدیگر فاصله دارد. کاندولیزا رایس هنوز مادرید را ترک نکرده بود که مخالفان سیاستهای آمریکا در عرصه بینالملل در اسپانیا و پایتخت آن در قالب گروههای اجتماعی و شماری از احزاب سیاسی تظاهراتی بر ضد سفر او و در اعتراض به سیاستهای جهانی آمریکا بویژه اشغال عراق ترتیب دادند.
در مسیر بازگشت از نخستوزیری ما نیز خود را به میدان «سیبلاس» مادرید که نقطه آغاز حرکت تظاهرکنندگان بود، رساندیم. جمعیتی انبوه با در دست داشتن پرچمهای اسپانیا، عراق، لبنان، فلسطین، کوبا، ونزوئلا و دیگر پلاکاردها و پارچه نوشتهها در مخالفت با کاندولیزا رایس، شارون، اولمرت و سیاستهای تروریستی دولتهای آمریکا و اسرائیل شعار میدادند. اقشار مختلف اجتماعی در صفوف تظاهرکنندگان دیده میشد، پیر و جوان و زن و مرد، رایس را قاتل و جنایتکار جنگی خوانده و خواهان خروج او از کشورشان بودند.
با وجود این که تظاهرکنندگان با جوش وخروش فراوان و با به صدا درآوردن صدای طبل مسیر خیابانهای بین میدان «سیبلاس» تا میدان معروف «صلح» در مادرید را طی کردند، نیروهای پلیس نیز با نظارت و کنترل امور، مانعی برای هیچ یک از تظاهرکنندگان ایجاد نکرده و در مجموع با این گردهمایی پرسروصدا برخوردی همراه داشته و گویی آن را رویدادی قانونی دارای مجوز و طبیعی تلقی میکردند. این موضوع گویای آن بود که میزبانان اسپانیایی رایس از پیچیدن طنین بلند صدای مخالفان او در فضای شهر چندان هم ناخشنود نبودند. ما بنابر دیدهها و شنیدههای تلویزیون هر لحظه انتظار یورش نیروهای پلیس و ماشینهای آبپاش به تظاهرکنندگانی را داشتیم که کمترین ناسزای آنها به میهمان سرشناس و آمریکایی دولت اسپانیا، «قاتل به خانهات برگرد»، بود، «killer Go Home» اما خبری از این اتفاقات نبود. در خلال این اعتراضها بارها تصاویر رایس زیر پاهای تظاهرکنندگان افتاده و روی آن پایکوبی شد. همه اینها نشان از آن داشت که در حاکمیت سوسیالیستهای مخالف جنگ عراق در اسپانیا از ماشین آبپاش و بگیر و ببند، خبری نخواهد بود، بویژه از این رو که بیشتر تظاهرکنندگان هم به جای تجمع در مقابل سفارت آمریکا و یورش به آن و ایجاد محذوریت دیپلماتیک و سیاسی برای دولت، راهپیمایی در مسیر میدان صلح را برگزیده بودند.
یکی از تظاهرکنندگان که در اعتراض به سیاستهای آمریکا لباس زندانیان گوانتانامو را پوشیده بود از جیب خود تراکتی درآورده و به من داد که پرچم ایران با آرم انرژی هستهای بود و روی آن به زبان اسپانیایی نوشته شده بود، انرژی هستهای حق مسلم ایران است.
حاشیههای سیاسی مذاکرات هستهای لاریجانی و سولانا در مادرید تنها محدود به سفر رایس و تظاهرات گسترده مخالفان او نبود . اما این یکی از مهمترین و البته جالبترین حوادث درباره آن بود، پیش از ورود به موضوع دیدار مذاکره کنندگان هستهای ایران و غرب، یک موضوع دیگر حاشیهای که البته مرتبط با متن و دارای اهمیت است، انتخاب اسپانیا به عنوان محل دیدار و مذاکره با توافق لاریجانی و سولانا بود که درباره آن گفتنیهایی هست.
چرا اسپانیا و چرا قبل از آن ترکیه؟
اگر چه سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی پس از اسپانیا به سوئیس و آلمان نیز ادامه یافت و یک تور دیپلماتیک هستهای در قاره اروپا شکل گرفت اما انتخابات اسپانیا به عنوان محل ملاقات هستهای لاریجانی و سولانا با توجه به برگزاری دور قبلی این مذاکرات در ترکیه، چندان هم بیدلیل و اتفاقی نبوده است، این درست است که دو طرف به هر حال باید در جایی با یکدیگر ملاقات میکردند، اما توافق بر سر ترکیه و سپس اسپانیا برای خود دلایلی دارد. هم سولانا به عنوان نماینده اتحادیه اروپا و هم لاریجانی به عنوان نماینده ایران نسبت به دولت حاکم در ترکیه و حزب اسلامگرای عدالت و توسعه احساس نزدیکی و دوستی دارند، در واقع اعتبار گردهم آوردن نمایندگان ایران و اتحادیه و مذاکره بر سر یک چالش مهم بینالمللی با توافق دو طرف به دولت و حزب حاکم در ترکیه داده شد. در روزهایی که مذاکرات هستهای آنکارا در جریان بود، رجبطیب اردوغان نخستوزیر که بر اثر فشار لائیکها خود داوطلب ریاستجمهوری ترکیه نشده و دوست نزدیک خود و وزیر خارجه کابینهاش، عبدالله گل را به عنوان کاندیدا به پارلمان این کشور معرفی کرده بود، با توجه به اکثریت داشتن حزب عدالت و توسعه در پارلمان ، طبق قواعد دموکراسی ریاستجمهوری اردوغان یا عبدالله گل طبیعی مینمود، اما هواداران نظام لائیک و در رأس آنها ارتش ترکیه پست ریاستجمهوری را ملک طلق لائیکها دانسته و به مخالفت با ریاستجمهوری گل پرداختند که شرح این ماجرا طولانی است و هنوز هم این رقابت سیاسی مهم در جامعه ترکیه در جریان است. ایران و اتحادیه اروپا و به تبع آنها لاریجانی و سولانا با توجه به سیاستهای دولت و حزب حاکم ترکیه در عرصه بینالمللی نزدیکی و مشترکات مهمی با این دولت احساس میکنند، در کنفراس خبری مشترک لاریجانی، سولانا و عبدالله گل در ترکیه، هر2میهمان ایرانی و اروپایی، عبدالله گل را نامزد شایسته پست ریاستجمهوری ترکیه معرفی کرده و برای او در مسند جدید همچون وزارت خارجه آرزوی موفقیت و گسترش و تقویت همکاریها نمودند، هر چند تحولات سیاسی جامعه ترکیه هنوز ادامه دارد، اما توافق نمایندگان ایران و اروپا برای دیدار در آنجا به هر حال دلایل خود را داشت و سلیقه آنها را نشان میداد.
در مورد اسپانیا نیز همین طور است. سولانا که خود یک اسپانیایی است و سابقه وزارت در دولتهای سوسیالیستی اسپانیا را دارد و با دولتمردان این کشور بخصوص نوع سوسیالیست آن رفاقتها دارد. ایران نیز با سیاستهای دولت اسپانیا در عرصه بینالمللی مشکل و چالش جدیدی نداشته و ندارد. بویژه اکنون که دولت این کشور از جمله مخالفان سیاستهای یکجانبه در دنیا محسوب میشود. اسپانیا به عنوان پنجمین قدرت اقتصادی قاره اروپا، با حفظ پیوندهای خود با اتحادیه و حتی تقویت آن و موضع گیری و حرکت در عرصه سیاست خارجی اتحادیه، در زمینه هستهای نیز از ادامه مذاکرات یورو3 (فرانسه، آلمان و انگلیس) با ایران حمایت و حتی آن را تشویق میکند. در مرحله کنونی برای مکانیابی ایستگاهی برای مرور ایدهها و بررسی راههای از سر گرفته شدن مذاکرات ایران و اتحادیه اروپا مادرید به عنوان دوست و همراه دو طرف از امتیازات ویژهای برخوردار شد.
نباید از یاد برد که هر دو دولت ترکیه و اسپانیا ضمن تأکید به از سرگیری مذاکرات ایران و غرب هر دو نارضایتی خود را از سیاستهای یکجانبه آمریکا در جنگ عراق نشان دادهاند، ترکیه در جریان جنگ اجازه عبور نیروهای آمریکایی از ترکیه به سمت عراق را نداد و پارلمان این کشور دولت را مجبور به سرپیچی از خواسته دولت آمریکا کرد و اسپانیا نیز سربازان خود را از عراق بیرون کشید و از نیروی ائتلاف در عراق خارج شد. با این رویکرد میتوان چنین انتظار داشت که ایران در حالتی با میزبانی سوئیس با برگزاری دوری از مذاکرات نمایندگان خویش با اتحادیه اروپا و غرب موافقت کند که چنانچه مورد انتظار ایران است طرح پیشنهادی سوئیس در موضوع هستهای دچار اصلاحاتی برای حذف در خواست تعلیق فعالیت غنیسازی شده باشد یا این که احتمال چنین اصلاحی در آن افزایش پیدا کرده باشد.
در واقع نیاز به محلی برای ملاقات به معنای انتخاب آن بدون در نظر گرفتن مصالح و شرایط نیست و هر طرف برای توافق درباره یک محل دلایل خود را داشته و خواهد داشت و اعتبار دیپلماتیک و صحه بر قدرت دیپلماسی یک کشور و دولت برای برقراری جلسه رایزنی بین دو طرف یک منازعه مهم بینالمللی، بیدلیل به کسی اعطا نمیشود. در این مورد تاکنون ترکیه و اسپانیا به عنوان دوستان مشترک دو طرف از این امتیاز برخوردار شدهاند و به احتمال زیاد در مذاکرات آتی نیز این روال بدین ترتیب ادامه خواهد یافت. در مورد اسپانیا روشن است اکنون این کشور دیگر تنها به واسطه بناهای تاریخی و سرگرمی منحصر به فرد مردمانش که گاوبازی است در دنیا شهرت ندارد، اسپانیا از پیوستن به اتحادیه اروپا بسیار منتفع شده و کمکهای مالی خوبی از اتحادیه دریافت کرده و آنها را در زیر ساختهای خود هزینه کرده است.
توسعه راههای ارتباطی و سرمایهگذاری برای تأمین آسایش و رفاه خیل فراوان توریستهایی که به اسپانیا میآیند و سرمایهگذاری در بخشهای تجاری و صنعتی و.... امروز اسپانیا را پس از ایتالیا در جایگاه پنجمین قدرت اتحادیه اروپا قرار است.
دموکراسی اسپانیا هم دارای تجربه شکل خاص خود است، احزاب رقابت جدی دارند و به طور معمول دولت بین دست راستیها و سوسیالیستها دست به دست میشود. در این میان جداییطلبان باسک هم حضور دارند که با هر دو حزب عمده مخالف بوده و هر از گاهی به آنها اعلام جنگ میدهند.
سازمان جداییطلب باسک(اتا) ادامه حضور ایالتشان زیر پرچم پادشاهی اسپانیا را بر نمیتابد، اما به علت برخوردار نبودن از حمایت سیاسی منطقهای از مبارزه خونین و سخت و طولانی خود تاکنون به آن چه میخواسته، نرسیده است. با این اوصاف اسپانیا اکنون با حفظ حلقههای پیوند قوی با اتحادیه اروپا، در عرصه بینالمللی نیز بازیگری نه چندان نزدیک به آمریکا محسوب میشود، اگر چه حزب دست راستی و رسانههای نزدیک به آن در صدد تغییر این موازنه در داخل و عرصه بین الملل هستند.
دولت اسپانیا در فراهم آوردن لجستیک مذاکره نمایندگان ایران و اتحادیه اروپا و گروه 1+5 نیز سنگ تمام گذاشت، از نصب پرچمهای ایران و اتحادیه اروپا و اسپانیا بر سر در هتل ریتس مادرید گرفته که نشان میداد موضوع برای دولت جدی و رسمی است تا تعیین محوطه باستانی و زیبای کاخ جمعوجور لاکینتا برای دیدار و مذاکره دو طرف. همچنین پوشش رسانهای مذاکرات نشان داد طرف اسپانیایی تدارک مناسبی برای اجرای مذاکره دید و انتظار به دست آمدن نتایجی مثبت از این مذاکرات را داشته است. جالب این که فردای برگزاری نشست لاریجانی و سولانا، برخی هتلهای مادرید در نمایشگرها و حتی LCDهای کوچک داخل آسانسورها تصاویر آن دو را نمایش میدادند. اسپانیاییها به برگزاری این دور از مذاکرات در کشورشان افتخار میکردند و از انجام این گفتگوی بینالمللی مهم در سرزمینشان بسیار خرسند بودند.
مذاکرات هستهای مادرید از نگاهی دیگر
در پوشه و پروندههایی که لاریجانی و سولانا همراه خود به اسپانیا آورده بودند، سیاستهای اعلامی طرفهایی که آنها نمایندگیشان را بر عهده داشتند نیز قرار داشت. درخواست تعلیق فعالیتهای هستهای ایران از طرف غرب با استناد به دو قطعنامه شورای امنیت از یک طرف در پس زمینه مذاکرات قرار داشت و از طرف دیگر توانایی ایران در غنیسازی صنعتی صلحآمیز که در حد بیش از 1300سانتریفیوژ فعال به تأیید آژانس اتمی نیز رسیده است به طور حتم مورد توجه و تأکید ایران قرار داشته است، با این وصف انگیزه اصلی مذاکره، یافتن راهکاری سیاسی برای چالش بینالمللی هستهای ایران بود. غرب پس از صدور قطعنامه و مشاهده بیاثر بودن آن بر حرکت ایران در مسیر دستیابی به توانمندی استراتژیک و تسلط بر فناوری هستهای صلحآمیز، دریافته که باید راهکار مذاکره را نیز در دستور کار حفظ کرده و دو امکان اعمال فشار و پیگیری مذاکره را به طور همزمان به کار گیرد.
غربیها و شرکای اروپایی آمریکا اگر راه و امکان دیگری هم در این باره وجود داشت از آن بهره میبردند، اما با کم اثر شدن حربه قطعنامه و اعمال فشار سیاسی و اقتصادی برای جلوگیری از دستیابی ایران به یک توانمندی استراتژیک، گزینه مذاکره در غرب هواداران بیشتری یافته و در نهایت این مأموریت به قصد محک طرف ایرانی به خاویر سولانا سپرده شده است. هر قدر که مذاکرت هستهای بین ایران و غرب در شکل و قالبهای مختلف جریان یافته و ادامه پیدا میکند، غرب بیشتر درمییابد که دلایل و استنادات حقوقی و فنی ایران برخوردار از محکمات است و به لحاظ سیاسی هم ایرانیها بنا ندارند خواسته غرب برای توقف فعالیتهای صلحآمیز هستهای خود را پذیرفته و از حقوق خویش عدول کنند.
علی لاریجانی در جریان سفرها و مذاکرات اخیر خود، وقت و فرصت خوبی را هم به گفتوگو با رسانهها اختصاص میدهد. در جریان سفر به مادرید، او ابتدا در فرودگاه مهرآباد با خبرنگاران سخن گفت، سپس در فرودگاه مادرید به سئوالات خبرنگاران پاسخ داد و پس از شرکت در کنفرانس خبری مشترک با سولانا، برای مصاحبه اختصاصی با شبکه 4 تلویزیون اسپانیا، روزنامه اسپانیایی پر تیراژ الپائیس، واحد مرکزی خبر و خبرگزاری ایرنا در مادرید، وقت گذاشت. او در جریان ادامه سفر به کشورهای سوئیس و آلمان هم به این گفتوگوها ادامه داد تا صدای ایران در بحث هستهای در قاره سبز طنین بیشتری پیدا کند. از پس چنین مذاکرات و مصاحبههایی از سوی مسئولان ایرانی از رئیسجمهوری گرفته تا وزیر امور خارجه و نمایندگان مجلس و حتی نمایندگان جریانها و سلایق مختلف سیاسی و نیز اقشار مختلف مردم و همچنین با توجه به واقعیات موجود و توان و پیشرفت ایران در فناوری صلحآمیز و آرایش صحنه شطرنج هستهای ایران در عرصه جهانی، غرب دریافته که مسیر صدور قطعنامه شیوه مؤثری بر اراده سیاسی ایران برای دستیابی کامل به فناوری صلحآمیز هستهای نیست، آن هم در حالی که تهدید به استفاده از برخورد نظامی از سوی آمریکا با منتقدان جدی در غرب روبهروست و بسیاری دولتمردان آنها و مقامها و مسئولان فنی و حتی سیاسی، صحبت در این باره را نیز کار دیوانگان جدید سیاسی میدانند. از این رو غرب بر سر دو راهی عبور از درخواست تعلیق از ایران یا اصرار بیاثر بر آن قرار گرفته است و با توجه به وجود اجماع داخلی در موضوع هستهای و تجارب جناحهای سیاسی داخلی که رقابت جناحی در این حوزه را نفی و حذف کرده است.
غرب بیشتر دریافته که چارهای جز دستیابی به راه حلی بینابینی با ایران برایش وجود ندارد، هر چند هنوز مخالفتهایی با این وضع در غرب وجود دارد و طرفهای غربی در مرحله حساس اقناع یکدیگر و تصمیمگیری قرار دارند. از همین روست که سولانا هر بار و در هر دوره مذاکره، طرح و ایدههای را مطرح ساخته و مشتاق شنیدن طرح و ایدههای ایران است هر بار حاصل ایدههای طرح شده را به پایتختهای غربی ارائه میکند.
در چنین شرایطی رسیدن به توافق برای ادامه مذاکرات در فواصل کوتاه مدت خود توفیق مهمی است و نشان میدهد دو طرف ادامه مسیر مذاکره را گزینه و راهکار عملی حل موضوع میدانند، سولانا در مذاکرات خود با لاریجانی شاید بارها از زیر فشار بودن خود و وجود سلایق واقعگرا و واقعگریز در غرب سخن گفته و لابد پاسخ شنیده که در اقبال تضمینهایی که ایران آماده است برای منحرف نشدن برنامه هستهایاش به سمت تولیدسلاح اتمی بدهد، تلاش کنید واقعگریزان در غرب را به اردوی واقعگرایان نزدیک کنید، چون چارهای دیگر وجود ندارد و ایران هم آماده است با همکاری و تعامل بیشتر با آژانس اتمی و دیگر کشورهایی که مایل باشند به صورت کنسرسیوم مشترک در ایران در فعالیتهای هستهای مشارکت کنند و برای جلب اعتماد بیشتر، تلاش کند. همه خبرنگارانی که از فراز یک بلندی شاهد یک ساعتونیم قدم زدن در باغ و محوطه سرسبز لاکینتا و مذاکره خصوصی لاریجانی و سولانا بودن (این بخش از مذاکره پس از 2ساعت گفتوگوی هیأتهای دو طرف انجام میشد.) چه از لنز دوربینهای خود از فاصله دور و چه در لحظاتی که آنها از نزدیکی خبرنگاران عبور میکردند، میدیدند که در لحظاتی سولانا با حرارت و جدیت و تکان دادن دستها در هوا صحبت میکرد و لاریجانی با دقت گوش میداد و لحظاتی بعد لاریجانی با همان حرارت و تکان دادن دستها صحبت میکرد و سولانا با قرار دادن دست بر چانه و خیره به نطقهای به دقت به صحبتها گوش میسپرد. فضای مذاکره دست کم به لحاظ شکلی بسیار جدی و صریح به نظر میآمد و مهمتر از آن که آنها در گفتوگو با خبرنگاران از پیشرفت در برخی مسائل، طرح ایدههای تازه در گفتوگوها که نیاز به بررسی و پرداخت بیشتر دارند و همچنین ادامه مذاکرات ابتدا در سطح کارشناسان دو طرف و پس از آن دیدار و مذاکره دوباره میان خود، خبر دادند. پس از این گفتوگوها دبیر شورای امنیت ملی و مذاکره کننده ارشد هستهای ایران دیدار و مذاکراتی نیز با نخستوزیر و وزیر خارجه اسپانیا انجام داد که در آن مقامهای اسپانیایی بر اهمیت حل موضوع هستهای از طریق مذاکرات و دیپلماسی برای همه دنیا سخن گفتند. پایان مذاکرات و ملاقاتهای سیاسی مادرید، همزمان با فرا رسیدن اجلاس سران8 کشور صنعتی جهان (گروه 8 G) در آلمان بود. هیأت ایرانی پس از اسپانیا، سفر و مذاکراتی هم در دو کشور سوئیس و آلمان انجام داد و پس از ملاقات و مذاکره با مقامهای این دو کشور از جمله رئیسجمهوری سوئیس و وزیر خارجه آلمان به ایران بازگشت. در پایان این تور دیپلماتیک، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران از ایجاد عقلگرایی و واقعبینی در فضای مذاکرات هستهای صحبت کرد و مقطع کنونی را فرصتی مناسب و قابل استفاده برای حل ابعاد بینالمللی موضوع هستهای ایران خواند، فرصتی که امید است با غلبه عقلگرایان و واقعبینان در غرب بر طالبان ماجراجویی و پیچیدهتر کردن شرایط به حلوفصل موضوع با رعایت حقوق ایران و همچنین پاسخگویی به نگرانیهای مشروع در غرب بینجامد.
اکنون طرح و ایدههای روی میز مذاکرات هستهای ایران و غرب قرار گرفته است که قوام گرفتن برخی یا ترکیب بعضی از آنها میتواند به حلوفصل مسالمتآمیز موضوع و دستیابی به راه حلی قابل قبول برای دو طرف بینجامد. غرب در حال تمرین کنار آمدن با ایران هستهای پایبند به قواعد و مقررات بینالمللی است و به نظر میآید جز این هم راهی برای آنها متصور نیست، چون گزینههای دیگر نتوانسته ایران را از دستیابی به یک توانمندی استراتژیک باز دارد اکنون دیگر آمریکاییها هم در قالب گروه 1+5، سولانا را به نمایندگی و مذاکره با ایران فرستادهاند و هر چقدر هم که مخالف دستیابی ایران به توانمندی و فناوری هستهای باشند، این مرحله از ویژگی و اهمیت خود برخوردار است؛ آیا عقل جمعی غرب، با وجود مانع تراشیهای آمریکا، خواهد توانست از درخواست به لحاظ فنی قدیمی و کهنه تعلیق عبور کرده و به تفاهمی مورد رضایت دو طرف با ایران برسد؟ مذاکرات آتی سولانا نمایند آنها با لاریجانی مذاکره کننده هستهای ایران و معاونان و کارشناسان دو هیأت در این زمینه از اهمیت زیادی برخودار است و نتیجه هر چه باشد از اهمیت مذاکرات مادرید و آنکارا و نخستن مذاکرات هستهای ایران و غرب بعد از صدور قطعنامههای تحریم چیزی کاسته نمیشود. مذاکرات آنکارا و مادرید به خاطر طرح ایدههای جدید و قابل بررسی برای حلوفصل موضوع هستهای همیشه به عنوان نقاط عطف در مسیر ماجرای پرفراز و فرود موضوع هستهای ایران باقی خواهند ماند و از آنها یاد خواهد شد.