لی اسمیت / ویکلی استاندارد
رابطه اعراب و اسرائیل محدودیتهای جدی هم از نظر فرهنگی و هم از نظر عملیاتی دارد. کتابهای درسی در عربستان پر است از مطالب ضدیهودی. اگر عربستان بخواهد به اسرائیل نزدیک شود با حملات تند منطقهای و در سطح جهان اسلام روبهرو میشود.
مکالمه تلفنی چند دقیقهای روسای جمهور ایران و آمریکا و دورنمای تعامل مستقیم دو طرف دست کم درباره برنامه هستهای تهران، معادلات قدرت در خلیج فارس را دچار تغییراتی کرده و متحدان عرب آمریکا را نگران ساختهاست.
بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل تنها کسی بود که به طور علنی در سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل نسبت به این تعامل و رویکرد جدید اظهار بدبینی صریح کرد و راه خودش را برای برخورد با ایران ارائه نمود.
متحدان آمریکا در شورای همکاری خلیج فارس، یعنی عربستان، امارات، کویت، بحرین، قطر و عمان هنوز اظهار نظر صریحی درباره تعامل آمریکا و ایران نکردهاند.
طارق الحماید، نویسنده روزنامه سعودی الشرق الاوسط چاپ لندن میگوید: اظهار نظر عمومی و علنی از سوی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ندیدیم که حاوی موضع آنها در قبال این مسئله باشد. مقامات این کشورها همگی بسیار دیپلماتیک هستند. البته وقتی وارد صحبت با آنها میشوید صریح حرفشان را میزنند. آنها رویکرد جدید دولت آمریکا نسبت به ایران را در چارچوب سیاست واشنگتن در قبال سوریه میبینند.
متحدان عرب آمریکا، سیاست این کشور در قبال سوریه را سیاستی گمراهکننده و نامشخص میدانند. این ستوننویس روزناهم الشرقالاوسط میگوید: از یکی از مقامات ارشد شورای همکاری خلیج فارس پرسیدم، درباره سیاست اوباما در قبال سوریه چه فکر میکند؟ او جواب داد: خوب به این بستگی دارد که امروز چه روزی است؟ چه ساعتی است؟ چون ظرف نیم ساعت کاخ سفید موضعش را تغییر میدهد وموضعی جدید میگیرد.
متحدان عرب واشنگتن نگران نزدیک شدن دولت آمریکا به تهران به هستند و فکر میکنند ممکن است اوباما بازی ایران را بخورد. به همین خاطر از نزدیک تحولات را دنبال میکنند.اینکه اوباما فتوای آیتالله خامنهای درباره ممنوعیت سلاح هستهای را مبنای توافق قرار دهد، برای همسایگان عرب ایران نگرانکننده است. واقعیت این است که متحدان عرب آمریکا در خاورمیانه به دولت اوباما اعتماد ندارند.
مایکل دوران کارشناس موسسه بروکینگز میگوید: اعراب از اظهار نظر صریح و اظهار بدگمانی و بیاعتمادی نسبت به دولت اوباما خودداری میکنند. نگرانی آنها این است که اگر صریح و آشکار این بدگمانی را ابراز کنند، دستاورد قابل قبولی به دست نمیآورند. بنابراین انتقادهایی که جسته و گریخته این طرف وآن طرف شنیده میشود برای آمریکا به معنای موضع گیری رسمی این کشورهاست.
در پشت پرده، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس مشغول آماده شدن برای این احتمال هستند که بعد از 70 سال سلطه و حضور آمریکا، این کشور ممکن است از خلیج فارس خارج شود و پایش را از منطقه پس بکشد. اعراب مانند بسیاری از اسرائیلیها، اکنون چنین فرض میکنند که آمریکا مشغول عقبکشیدن از منطقه حداقل برای مدتی است.
شاید این عقبکشیدن دائمی شود. کشورهای عرب منطقه آماده میشوند که خودشان وارد عمل شوند و دیگر منتظر آمریکا نمانند. آنها با خود میگویند، ما در مصر خودمان وارد عمل شدیم. پس چرا در سوریه نکنیم؟ در مصر نظامیان با حمایت کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و با وجود مخالفت آمریکا، دولت محمد مرسی را سرنگون کردند.
شاهزاده بندربنسلطان سفیر سابق عربستان در واشنگتن از زمانی که ریاست شورای امنیت ملی این کشور را به عهده گرفته، در پیشبرد منافع سعودیها در منطقه و جهان وارد عمل شدهاست. اکنون که کاخ سفید در سوریه مداخلهای نمیکند، بندر کنترل شورشیان سوریه را از قطر گرفت و در کنار متحدانی چون امارات و اردن، وارد عمل شد. این گونه متحدسازی و صفآرایی برای هدف مشترک تاکنون کار آمریکا بود.
بعضی در دولت آمریکا و حتی رئیسجمهور این کشور بر این باورند که این تحول مثبتی است. به هر حال اعراب منطقه خودشان دست به کار شدهاند و میخواهند بارشان را خودشان بردارند. اما در این میان واقعیتهایی هم وجود دارد. این کشورها میدانند که هر کاری را نمیتوانند به تنهایی انجام دهند. مثلا این کشورها توانستند ماجرای مصر را خودشان اداره کنند و دارند در سوریه برنامههایشان را اجرا میکنند. اما آنها و دیگران میدانند که به تنهایی حریف ایران نمیشوند.
به همین خاطر در ضدیت با ایران همیشه احتیاط میکنند. مثلا کویت میلیاردها دلار برای نزدیک شدن به ایران و روسیه سرمایهگذاری کرده چون میداند ممکن است این دو کشور برنده نهایی معادله خاورمیانه باشند. حتی بندر هم میداند اعراب در عملکردشان محدودیتهای جدی دارند. او اخیرا با سر و صدای خبری بسیار به مسکو رفت و آنجا قرارداد خرید 15 میلیارد دلار اسلحه از روسیه را پیشنهاد داد تا درمقابل پوتین را به کوتاه آمدن از حمایت از بشار اسد راضی کند.
درواقع او با این سفر و پیشنهاد میخواست به واشنگتن هم پیام بدهد که اگر از خاورمیانه برود، روسها میتوانند جایگزین خوبی برایش باشند. اما منافع روسها و ایرانیها دست کم در سوریه مشترک است و روسها ایران را کنار نمیگذارند و به سراغ اعراب نمیروند. کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس میدانند که در منطقه یک رژیم دیگر هم هست که دست کم در مقابل ایران با آنها همداستان است. نتانیاهو هم در سخنرانی اخیرش در مجمع عمومی سازمان ملل علیه ایران، اشارهای تلویحی به اعراب کرد.
روابط میان اسرائیل و این کشورهای عربی اخیرا اندکی گرم شدهاست. البته بعضی کارشناسان میگویند که این همگرایی استراتژیک میان کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و اسرائیل را باید در چارچوبی گستردهتر دید. دور گلد، رئیس مرکز مطالعات عمومی بیتالمقدس و سفیر سابق اسرائیل در سازمان ملل میگوید، در اواخر دهه 1990(1370) (عربستان) عربستان تامینکننده اصلی مالی حماس بود.
30 سال قبل از آن، عربستان به اعضایی از اخوانالمسلمین که از مصر و سوریه گریخته بودند، پناه داد. اما در سال 2005، ایران جای عربستان را به عنوان تامینکننده مالی حماس گرفت و رابطه میان خاندان سعودی و اخوانیها به شدت تیره شد. این نتیجه یک تغییر عمده در سیاستهای سعودیها بود. به این ترتیب تنش میان عربستان و اسرائیل هم کمتر شد. بعدها هر چه احساس خطر اسرائیل نسبت به ایران بیشتر شد، رابطهاش با اعراب نزدیکتر شد.
اسرائیل و اعراب در قبال ایران خودشان را در یک موقعیت میبینند. اسرائیل خود را در محاصره حزبالله در شمال و حماس در جنوب میبیند. کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس هم خود را در خطر شیعیانی من، شرق عربستان، سراسر عراق و بحرین میبینند. در این میان جنگ سال 2006 اسرائیل و حزبالله یک نقطه عطف بود. در حالیکه اخوانالمسلمین به شدت از حزبالله در این جنگ حمایت میکرد، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس یا ساکت بودند یا با اقدامات حزبالله مخالفت میکردند.
اما حتی اگر بپذیریم که به خاطر سیاستهای اوباما و حضور ایران، اسرائیل و اعراب به هم نزدیکتر شدهاند، نمیتوان گفت که این نزدیکی چقدر دوام میآورد. همپیمانی استراتژیک میان ترکیه و اسرائیل که در دهه 1990 و بر پایه مناسبات امنیتی و نظامی صورت گرفت، خیلی زود فروپاشید. رابطه میان اسرائیل و اعراب هم معلوم نیست در عمل به کجا بکشد. از سوی دیگر اسرائیل هم به تنهایی حریف ایران نمیشود و برای مقابله با ایران باید آمریکا را در کنار خود داشتهباشد.
به گفته دوران، رابطه اعراب و اسرائیل محدودیتهای جدی هم از نظر فرهنگی و هم از نظر عملیاتی دارد. کتابهای درسی در عربستان پر است از مطالب ضدیهودی. اگر عربستان بخواهد به اسرائیل نزدیک شود با حملات تند منطقهای و در سطح جهان اسلام روبهرو میشود. از سوی دیگر ماهیت این همکاری چه میتواند باشد؟ سعودیها چه چیزی میتوانند به اسرائیل بدهند که او ندارد؟
اسرائیل چه میتواند به عربستان بدهد؟ اعراب و اسرائیل با اجبار واقعیتی به هم نزدیک شدهاند که هنوز به طور کامل شکل نگرفتهاست. آن واقعیت هم این است که ابرقدرتی که آنها سالها رویش حساب میکردند، دارد محو میشود وشاید دیگر هیچ وقت برنگردد.