شکست عبدالله گل و در پی آن رجب طیب اردوغان و حزب اسلامگرایش برای غرب خبر بدی است. این حزب در آنکارا بیشتر از همه دولتهای قبلی اصلاحات غربی به اجرا گذاشته و گل در اروپا و آمریکا دیپلمات محبوبی است.
خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هنگامی که گل برای انتخابات نامزد شد گفت، ما دوستان قدیمی هستیم و از رییسجمهور شدن او بسیار خوشحال میشویم.
تنش میان سیاستمداران اسلامگرا و سکولار ترکیه به شدت بالا گرفته است و تنها در شهر استانبول بیش از یک میلیون ترک در مخالفت با رییسجمهور شدن گل در خیابانها تظاهرات اعتراضآمیز برگزار کردند.
در این درام پیچیده، نقشها عوض شدهاند. غرب که همواره و به ویژه بعد از ماجرای 11 سپتامبر به هر موضوعی که به نوعی به اسلام مربوط میشود بدبین بوده است، گل را به عنوان یک «اصلاحگر بزرگ» و «شریک قابل اعتنا» تحسین میکند. اما نخبگان سکولار ترکیه به شدت با گل مخالف هستند و میگویند که او میخواهند کشور را به دوران سیاهی فرو ببرد. اما آیا اروپا درباره گل دچار برداشت اشتباه شده است؟
ترکیه که مدتهاست پشت در اتحادیه اروپا منتظر ورود به این بلوک است اکنون بار دیگر دچار بحرانی شده که این بار بروکسل، پاریس، لندن و برلین را هم درگیر خود کرده است. بعضی مقامات اتحادیه اروپا این بحران را آزمونی برای دموکراسی ترکیه میدانند. آنها اکنون بیشتر نگران ارتش ترکیه هستند که ظاهراً نمیخواهد تا سالهای آینده دست خود را از سیاست کوتاه کند.
ترکیه گذشته پر از خشونت خود را که با کودتا و تانک و اسلحه عجین شده فراموش کرده است؟ اکنون نقش ارتش ترکیه روشن میکند که ترکیه یک دموکراسی واقعی میشود یا نه. نزاع میان حامیان حزب عدالت و توسعه و ارتش برای کشور ترکیه بسیار سرنوشتساز و تعیین کننده است.
ترکیه تاکنون نمونهای درخشان از همزیستی مسالمتآمیز میان جمعیت اکثریت مسلمان یک کشور و حکومت دموکرتتیک سکولار آن بوده است. اما روند وقایع از این به بعد آینده سیاسی ترکیه را رقم میزند.
ریشه کشمکش کنونی تأکید کمال آتاتورک بنیانگذار ترکیه مدرن بر سکولاریسم و اصلاحات مدرن در این کشور در دهه 1920 است.
آتاتورک یک ژنرال نظامی بود اما با اصلاحاتی از جمله دادن حق رأی به زنان در سال 1934 برای خود محبوبیتی در میان دموکراسیخواهان به دست آورد. در آن زمان زنان در فرانسه و ایتالیا هم چنین حقی نداشتند و تازه در سال 1944 در فرانسه و 1946 در ایتالیا حق رأی به زنان داده شد. او به دلیل عدم علاقه شخصی به مذهب بر سکولاریسم تأکید داشت اما هرگاه که لازم بود از احساسات مذهبی مردم هم استفاده میکرد. او بلافاصله بعد از به قدرت رسیدن همه نشانههای مذهب را از چهره ترکیه پاک کرد و با تغییر روز تعطیل به یکشنبه، تغییر زبان رسمی و نوشتاری و تغییر قوانین شریعت، چهره این کشور را تغییر داد.
طرفداران او بعد از مرگش هیچ یک از کارهای او را تغییر ندادند و با زمزمههای مخالف سکولاریسم هم به شدت برخورد کردند. اما اکنون بعضی صداهای مخالف، اعتراض به این قوانین افراطی را شروع کردهاند و مفهومی که آتاتورک از سکولاریسم ارائه کرد را اقتدارگرایانه و غیر دموکراتیک میخوانند.
ارتش یکبار در سال 1997 علیه نجمالدین اربکان نخستوزیر وقت و اسلامگرا کودتا کرد. اردوغان هم از پیروان اربکان است و مانند او در میان ردههای بالای ارتش ترکیه به شدت مغضوب است. ارتش در سال 2003 با بیمیلی تمام نخستوزیری او را پذیرفت.
برکناری اربکان برای ارتش بسیار آسان بود چون او رهبری کابینه ائتلافی شکنندهای را به عهده داشت که به رسوایی و فساد متهم بود. کودتا علیه اربکان با مقاومت زیادی روبهرو نشد. اما امروز چنین کودتایی هیچ محبوبینی ندارد و علاوه بر مخالفت افکار عمومی با انتقاد و مقاومت روزنامههای و سازمانهایی روبهرو میشود که در روزهای اخیر از مداخله ارتش در سیاست انتقاد کردهاند. حزب حاکم عدالت و توسعه اردوغان اکنون چهار سال و نیم است که در ترکیه حکومت میکند و تاکنون موفق بوده است.
اروپاییها اکنون به نرخ 6 درصدی رشد اقتصادی ترکیه غبطه میخورند و دیگر این کشور را بیمار اقتصادی اروپا نمیخواند. سرمایهگذاری خارجی در ترکیه در حال رونق گرفتن است و صادرات این کشور به حد رکودآوری بالا رفته است. حزب عدالت و توسعه، صدها مورد اصلاحات را به اجرا گذاشته و ترکیه را به سوی مذاکرات برای عضویت در اتحادیه اروپا هدایت کرده است.
با این حال این حزب نتوانسته بدگمانی سکولارها را که میگویند این حزب اهداف پنهان اسلامی را دنبال میکند برطرف کند. انتخاب عبدالله گل به عنوان نامزد این حزب برای انتخابات ریاست جمهوری که همسری محجبه دارد، به این بدگمانی به شدت دامن زده است. اما اکثر مخالفان سکولار، گل و حزب حاکم او نمیتوانند دلیلی بیاورند حاکی از اینکه این حزب و دولت اردوغان علیه منافع و مصالح کشور عمل میکند.
این بار مخالفان اسلام و اسلامگرایی دیگر حامی غرب نیستند و مخالفان دولتی در خیابانهای استانبول و آنکارا به جای شعار دادن علیه دولت، علیه آمریکا و اروپا شعار میدهند. روزنامه چپگرای جمهوریت ترکیه که در زمان آتاتورک تأسیس شد، اخیراً جملهای را از گل در مصاحبهای مربوط به 12 سال پیش با روزنامه گاردین نقل کرده که در آن او گفته است، جمهوری پایان یافته، ما میخواهیم نظام سکولار را تغییر دهیم. گل این گفته را تکذیب کرده و هرگونه هدف پنهان حزبش را برای پیگیری اهداف پنهانی رد میکند. اما روسری اعضای حزب حاکم و همسران و دختران گل و اردوغان اصلی ترین دلیل نگرانی سکولارهای ترکیه است.
چندی پیش خیرالنسا همسر گل در دادگاه حقوق بشر اروپا از دولت ترکیه به خاطر ممنوعیت حجاب شکایت کرد. دلیل شکایت او ممانعت از ورودش به دانشگاه به خاطر حجابش بود. اما به خاطر موقعیت همسرش مدتی بعد شکایتش را پس گرفت.
اینکه همسر گل بعد از رییسجمهور شدن او با روسری وارد کاخ ریاست جمهوری شود چندان برای افکار عمومی ترکیه مهم نیست. اما سکولارها نگران این هستند که تحکیم قدرت حزب حاکم عدالت و توسعه راه را برای تحکیم اسلامگرایی در این کشور هموار کند.
اکنون در ترکیه حجاب نسبت به سالهای گذشته محبوبیت بیشتری یافته و از مدلهای لباس پر فروش برای خانمهاست. متون مذهبی در کتابهای درسی راه پیدا کرده و دختران دانشآموز خارج از مدرسه با روسری دیده میشوند و سرود مذهبی میخوانند. با این حال از نظر قانونی، حزب عدالت و توسعه کاری خلاف قوانین سکولار ترکیه انجام نداده و این قوانین را نقض نکرده است. گل و اردوغان هر دو از حزب اسلامگرای رفاه ترکیه بودند اما بعدها به جنبش اصلاحطلبی در این حزب پیوستند و علیه اربکان برخاستند.
در سال 2001 این دو نفر حزب عدالت و توسعه را تشکیل دادند که در مرامنامه و اصول آن هیچ اشارهای به اسلام سیاسی نشده است. هفته گذشته اردوغان خطاب به مخالفانش گفت که ترکیه سکولار است و سکولار باقی خواهد ماند.
حزب عدالت و توسعه میتوانست یک چهره ناشناس که حساسیت زیادی را در میان سکولارها و ارتش برنمیانگیزد، برای انتخابات ریاست جمهوری به پارلمان معرفی کند. اما با تکیه بر محبوبیتی که در میان مردم دارد قصد دارد با پافشاری بر اصلاح قانون اساسی انتخابات سراسری و مستقیم برگزار کند.