تاریخ انتشار : ۲۵ آبان ۱۳۹۲ - ۰۳:۴۸  ، 
کد خبر : ۲۶۲۵۳۳
دادگاه سیاسی حریری چه سودایی در سر دارد؟

نبش قبر حریری برای دفن مقاومت


زهرا موسوی

شش سال از جنایتی که همانند زلزله‌ای عظیم لبنان را زیر و رو کرد و به مرگ رفیق حریری، همراهانش و 20 شهروند لبنانی که در محل انفجار بودند، انجامید، گذشته و شش سال است که لبنان با پیامدهای این جنایت که نزدیک بود بخش‌های مختلف این کشور را نیز در بربگیرد، دست و پنجه نرم می‌کند، اما تنها نتیجه این جنایت، تحریک مسائل مذهبی و طایفه‌ای و آغاز اتهامات کیفی در خصوص اینکه چه کسی این جنایت را طرح‌ریزی و اجرا کرد، بوده است. بعد از این سال‌ها و در سایه صدور کیفرخواست از سوی دادگاه بین‌المللی ویژه لبنان و در پی انتشار برخی اخبار مشکوک در خصوص گروه احتمالی که پشت این ترور قرار دارند، با نگاهی به وقایع قبل از این جنایت، می‌توانیم ببینیم که برخی اظهارات و اشاره‌ها ما را به سوی متهم واقعی این جنایت و سودی که از این ترور می‌برده، هدایت می‌کند.

ترور فیزیکی حریری؛ ترور شخصیتی اسد

جنایت ترور رفیق الحریری، نخست‌وزیر اسبق لبنان 14 فوریه 2005 در پی صدور قطعنامه 1559 صورت گرفت که در زمینه درخواست برای عقب‌نشینی نیروهای سوریه از خاک لبنان و خلع سلاح مقاومت و سازمان‌های فلسطینی بود. این قطعنامه به نوبه خود بعد از مستأصل شدن آمریکا در عراق و تهدیدات دونالد رامسفلد، وزیر دفاع آمریکا علیه سوریه در زمینه تغییر طرح نقشه منطقه بود، اما آمریکا پرونده جنگ علیه سوریه را بررسی کرد و دریافت که این جنگ این کشور را در باتلاقی بزرگتر از باتلاق عراق گرفتار خواهد کرد، بنابراین آمریکا تصمیم گرفت که در آن مرحله در راستای حل و فصل مسئله فلسطین عمل کند و در این راستا سند معروف به «طرح نقشه راه» را ارائه کرد که آریل شارون، نخست‌وزیر اسبق رژیم صهیونیستی به آن اعتراض کرد و جورج بوش، رئیس‌جمهور سابق آمریکا در این راستا ناگزیر به ارائه ضمانتنامه‌هایی به این رژیم شد و خیلی زود کنگره آمریکا شروع به بررسی این طرح کرد و آن را تبدیل به قانون نمود.

براساس مفاد این قانون آوارگان فلسطینی در چارچوب هر طرح صلح احتمالی حق بازگشت به سرزمین‌شان را نداشتند. همچنین جورج بوش در این خصوص گفت «اسرائیل حق دارد مرزهای خود را به مرزهایی تغییر دهد که بتواند به لحاظ نظامی از خود دفاع کند» یعنی بر این اساس رژیم صهیونیستی می‌توانست در ارتفاعات کرانه باختری باقی بماند، شهرک‌سازی‌ها را گسترش دهد و ارتش خود را در رود اردن حفظ کند. این طرح باید از طریق نابودی انتفاضه در داخل فلسطین و انزوای آن و خشکاندن منابع حمایتی مالی و معنوی آن به نتیجه می‌رسید و قطعنامه 1559 جزء اساسی این طرح بود و این امر به منظور جدا کردن لبنان از سوریه و خلع سلاح حزب‌الله لبنان و گروه‌های فلسطینی مخالف این طرح بود تا اجرای این قطعنامه روند سریعی به خود بگیرد و این قطعنامه باید باعث دگرگونی سیاسی در لبنان می‌شد تا قدرت به افراد مخالف سوریه در لبنان منتقل می‌شد.

رسانه‌های غربی و عربی همسو با آنان با نادیده گرفتن احتمالات بدیهی و با در پیش گرفتن خط تبلیغی واحد، سوریه را به عنوان متهم اصلی این ترور معرفی کردند و بر موج احساسات مردمی، که از ترور نخست‌وزیر محبوبشان خشمگین بودند، سوار شدند و فضای سنگین روانی علیه سوری‌ها در لبنان به وجود آمد.

یکی از اصلی‌ترین دلایلی که مقاومت در لبنان توانسته بود با سرعت به رشد و بالندگی برسد وجود پایگاه‌های نظامی سوریه در لبنان بود. نیروهای سوری با استقرار پادگان‌های نظامی در حقیقت وزنه تعادلی در لبنان بودند تا جنگ داخلی به این کشور چند پاره بازنگردد. حضور سوریه در لبنان همچنین باعث تقویت وزن لبنان در مقابل تهدیدات اسرائیل نیز می‌شد بنابراین از اصلی‌ترین مخالفان حضور سوریه در لبنان، رژیم صهیونیستی و حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی او بودند. فشار فراوانی که بر سوریه وارد آمد منجر به خروج نیروهای نظامی این کشور از لبنان شد و رژیم صهیونیستی به یکی از مهم‌ترین اهدافش در منطقه دست یافت.

تروری که کار هر کسی نیست

پیامد بعدی ترور حریری پیروزی جناح المستقبل در انتخابات پارلمانی لبنان با اکثریت قاطع بود که در سایه احساسات مردمی ضدترور حریری به دست آمد و این جریان را به اصلی‌ترین جریان سیاسی در لبنان بدل کرد و طرفداران سوریه و مقاومت در لبنان در سایه تبلیغات شدید رسانه‌ای به حاشیه کشیده شدند. در نهایت تشکیل دادگاه ترور رفیق حریری سومین نتیجه این انفجار بود.

کارشناسان در این نوع ترورها اجماع نظر دارند و می‌گویند این قبیل جنایت‌های ترور در طیف جنایت‌های برنامه‌ریزی شده قرار دارد و این جنایت‌ها به راحتی افشا نمی‌شوند و افراد معمولی قدرن انجام این نوع جنایت‌ها را ندارند. این نوع جنایت‌ها از سوی کشورهایی هدایت می‌شوند که شبکه‌هایی از اجراکنندگان طرح‌های ترور را در اختیار دارند. این جنایت‌ها از سوی فردی که در رأس هرم قرار دارد، شروع می‌شود و وی به خوبی اهمیت ترور و پیامدهای آن را می‌داند، سپس افرادی برای اجرای این طرح تعیین می‌شوند و اجراکنندگان این جنایت‌ها چیزی از اینکه چه کسی این تصمیم را گرفته و هدف از آن چیست نمی‌دانند.

طراحان این قبیل جنایت‌ها معمولاً ریزترین اطلاعات را درباره قربانیانشان می‌دانند. به عقیده کارشناسان اگر اجراکننده طرح ترور رفیق الحریری عامل انتحاری بوده باشد این بدان معناست که طراحان از سیستم امنیتی قربانی‌شان به خوبی مطلع بودند. عاملان ترور الحریری می‌دانستند که سیستم هشداردهنده کار گذاشته شده در اتومبیل رفیق الحریری سیستم پیچیده‌ای بوده و نفوذ به آن کار ساده‌ای نبود و کسی که هزار کیلوگرم موادمنفجره در اتومبیل الحریری قرار داده بود، می‌دانست که چندین خودرو نخست‌وزیر اسبق لبنان را همراهی می‌کردند. به هر حال ترور بسیار مشکوک و قابل تأمل بود، چرا که رفیق حریری از اسکورت و اتومبیل‌های بسیار پیشرفته و ویژه‌ای برخوردار بود که فقط چند نمونه از آن در دنیا موجود بود.

این اتومبیل‌ها و سیستم‌های الکترونیکی آن قادر بود تا هر بمبی را از فاصله زیاد تشخیص دهد یا امواج الکترونیکی کنترل از راه دور را مختل کند و ماشین زره‌پوش حریری هم در مقابل انفجارهای معمولی مقاوم بود بنابراین از آنجایی که این تکنولوژی‌ها در اختیار کشورهای معینی قرار داشت و هم‌پیمانان آنها در منطقه مشخص بودند از همان ابتدا می‌شد حدس زد که مظنون اصلی در این حادثه چه کسانی هستند.

تری می‌سون نویسنده فرانسوی، در گزارشی جنجالی با استناد به اطلاعات بازسازی شده از این ترور می‌گوید که این فناوری توسط سیا از شرکت سازنده تجهیزات الکترونیکی کاروان حریری، که یک شرکت آلمانی است، به اسرائیل منتقل شده و اسرائیل این خودرو را با موشک هدف قرار داده است.

باید در اینجا به مقاله‌ای که روزنامه واشنگتن‌پست در پی ترور رفیق حریری منتشر کرد، اشاره کنیم. این روزنامه نوشته بود که این جنایت برگ برنده‌ای در دست آمریکاست که تا به منظور برخی چشمپوشی‌ها در عراق و فلسطین از آن استفاده کند. همانطور که کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا در این خصوص گفته بود که انجام تحقیقات در زمینه این جنایت در راستای خدمت به قطعنامه 1559 و طرح خاورمیانه بزرگ است.

کسی که گزارش‌ها و روند تحقیقات را از همان ابتدا دنبال کرده باشد، درمی‌یابد که گزارش‌های منتشر شده از سوی دتلو مهلیس، بازپرس سابق پرونده ترور رفیق الحریری چندان شفاف نبوده و به طور گسترده‌ای سیاسی بوده‌اند و وی در این گزارش‌ها از اختلافات میان سوریه و لبنان صحبت کرده بود به طوری که این جنایت را با آنچه که آن را عدم به رسمیت شناختن موجودیت لبنان از سوی سوریه تعبیر کرده بود، مرتبط می‌دانست. علاوه بر اینکه از طریق نمایشنامه شاهدان دروغین نیز این امر کاملا مشهود بود.

تمام این مسائل ما را به این نتیجه می‌رساند که این مواضع در راستای باج‌خواهی سیاسی آمریکا از سوریه بوده و آمریکا و رژیم صهیونیستی چه در گذشته و چه در شرایط کنونی قادر به جنگ با سوریه و مقاومت نبوده‌اند، بنابراین در جریان تحقیقات در خصوص این جنایت ماده باج‌خواهی را به روند تحقیقات اضافه کردند، حتی تلاش جدی و درست دادگاه بین‌المللی ویژه لبنان به نفع آمریکا و رژیم صهیونیستی نیست و آنها می‌خواهند که این پرونده مانند برگ ذخیره‌ای در دست آنها باشد تا در صورت هرگونه جنگ احتمالی علیه سوریه در آینده یا هرگونه تحریم احتمالی علیه سوریه از آن استفاده کنند.

شاید خالی از لطف نباشد که در اینجا به اظهارات یورگن کولبل، روزنامه‌نگار آلمانی در خصوص ترور رفیق الحریری و ارتباط این جنایت با میخائیل چرنی یهودی‌الاصل اشاره کرد. چرنی اهل کشور تاشکند است در اتحاد جماهیر شوروی سابق است که از سوی چند کشور به جرم‌های مختلف از جمله پولشویی، قاچاق موادمخدر و قاچاق اورانیوم متهم شده است. وی همچنین به 35 فقره قتل متهم است. چرنی به سرزمین‌های اشغالی گریخته و اکنون در آنجا زندگی می‌کند. وی از سوی پلیس رژیم صهیونیستی نیز به اتهام رشوه دستگیر شد، اما دو هفته بعد از ترور رفیق الحریری از تمامی اتهاماتش تبرئه شد!

اتهام به حزب‌الله و ایران

رابرت فیسک، تحلیلگر منتقد انگلیسی در خصوص روند دادگاه بین‌المللی ترور رفیق حریری در مقاله خود برای روزنامه ایندیپندنت با زیر سؤال بردن روند دادگاه بین‌المللی ترور حریری نوشت «آنان ابتدا سوریه را متهم کردند اما در نهایت بهتر دانستند پای حزب‌الله را به میان آورند!»

وی در این مقاله تأکید کرده است که ابتدا سوریه بسیار وحشتناک معرفی شد، بر این اساس چون که رفیق حریری بقایای ارتش سوریه را از این کشور بیرون رانده بود پس سوری‌ها باید این ترور را انجام داده باشند! اما در پی تحولات در منطقه برای مؤسسات دولتی آمریکا شاید برهه کنونی بهترین زمان برای متهم کردن جریان‌های داخل لبنان باشد.

به اعتقاد این تحلیلگر روند بازداشت و زندانی شدن چهار نفر از نظامیان ارشد لبنانی (به اتهام ارتباط با نظام سوریه در ترور حریری) بازی دیگر گروه‌های پشت پرده ترور رفیق حریری بود که بعدها سازمان ملل بر بی‌گناهی این افراد صحه گذاشت.

این تحلیلگر انگلیسی همچنین اشاره می‌کند که «سیمور هرش» را یکی از معدود روزنامه‌نگاران واقعی در آمریکا می‌داند. وی در زمانی که «بشار اسد» رئیس‌جمهور سوریه خبر ترور حریری را شنید به طور تصادفی با وی گفت‌و‌گو می‌کرد. هرش تأکید دارد که بشار اسد پس از شنیدن این خبر دچار شوک واقعی و نگرانی شدیدی شد و این مسئله را کسی نمی‌تواند کتمان کند. فیسک در ادامه می‌نویسد: بعدها پای ایران به مسئله ترور حریری کشیده شد البته برای آنها بهتر بود که حزب‌الله به عنوان عامل ترور معرفی شود. دو سال بعد مجله اشپیگل در گزارشی نوشت که حزب‌الله رفیق حریری را ترور کرده که البته هیچ‌کس در لبنان آن را باور نکرد.

با بیان این مسائل حائز اهمیت که به منظور آگاهی از علل و عوامل پشت پرده ترور رفیق حریری دانستن آنها امری ضروری است، نمی‌توان نسبت به صدور کیفرخواست علیه چهار نفر که گفته می‌شود از اعضای حزب‌الله لبنان هستند، بی‌تفاوت بود و تصور کرد که متهم کردن چهار نفر از اعضای حزب‌الله لبنان بدون غرض‌ورزی و هدف خاص بوده است، بدون شک با بررسی تحولات پیش از ترور و آگاهی از اهداف پشت پرده می‌توان فهمید که چه کسانی خواسته‌اند حزب‌الله لبنان متهم شود، همانطور که سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان نیز در سخنرانی خود در این زمینه آن را طرح اسرائیلی و آمریکایی خواند نمی‌توان انکار کرد که با صدور حکم کیفرخواست ویژه ترور رفیق حریری لبنان وارد مرحله جدیدی خواهد شد به طوری که این کشور را با چالشی بزرگ و بی‌سابقه در تاریخ لبنان روبه‌رو خواهد کرد.

چه بسا به حساسیت اوضاع این کشور افزوده و این کیفرخواست دقیقاً اوضاع داخلی این کشور را زیر و رو خواهد کرد؛ در حالی که این کشور از شکاف و اختلاف شدید که بعد مذهبی نیز دارد، رنج می‌برد و این اختلافات و وجود طوایف مختلف همواره بستری مناسب برای تحریکات طایفه‌ای بوده است، از این رو بعید نیست که برخی از حکم کیفرخواست برای تحقق اهداف سیاسی خود سوءاستفاده کنند، به ویژه اینکه این کیفرخواست آخرین برگ برنده یا ضربه نهایی است که بسیاری از گروه‌ها چه در داخل و چه در خارج در چنته دارند و می‌خواهند از آن استفاده کنند.

بدیهی است که گروه 14 مارس بعد از خروج از قدرت حکم کیفرخواست ترور رفیق حریری را به عنوان نمایشی جدید و به عنوان حربه‌ای جدید در دست خود می‌دانند تا در زمان مناسب و در صورت نیاز از آن استفاده کنند تا نوعی توازن ایجاد وحشت و بازدارندگی را در قبال اکثریت جدید ایجاد کنند و تمامی دستاوردهای قبلی این گروه را از بین ببرند.

آنچه در این زمینه روشن است این است که مخالفان جدید اکنون نفسی راحت می‌کشند؛ چرا که در کیفرخواست جدید اسامی برخی از اعضای حزب‌الله لبنان که اکنون در جایگاه قوی قرار دارند، به چشم می‌خورد و این مسئله نشان می‌دهد که تلاش‌های زیادی صورت می‌گیرد که دولت شکست بخورد و فوراً سقوط کند، به ویژه بعد از اینکه دولت هیچ اهمیتی به این کیفرخواست نداد و این مسئله دولت را در معرض اتهامات جدید برخی از اعضای این طیف قرار می‌دهد.

برخی از اعضای گروه 14 مارس که به اتهام فساد و دزدی در قفس اتهام قرار گرفته‌اند، در تلاش هستند تا به نوعی اتهاماتی را علیه اکثریت جدید مطرح کنند. از این رو اکثریت جدید در ابتدای تجربه خود و در آستانه دستیابی به رأی اعتماد پارلمان در برابر آزمایش دقیق داخلی و بین‌المللی قرار دارند و آینده‌شان به آن بستگی دارد. چه بسا موضع‌گیری نجیب میقاتی، نخست‌وزیر لبنان بسیار حساس است، چرا که وی مستقیماً با جامعه لبنان و جامعه جهانی در ارتباط است.

دادگاه بادکنکی

حزب‌الله لبنان با موضع اصلی خود که طرفدار حقیقت و عدالت و مخالف سیاسی کردن دادگاه و انحراف آن است، همواره انعطاف‌پذیری زیادی در قبال دادگاه داشته است تا شاید واقعیت ترور مشخص شود. حزب‌الله لبنان این حکم را تنها بادکنکی می‌داند که حتی در صورت انفجار نیز آسیب جدی نمی‌زند و هیچ‌کس به آن توجه ندارد. حزب‌الله لبنان تنها در مرحله آینده در راستای حمایت از دولت نجیب میقاتی و تداوم حضور این دولت تا انتخابات سال 2013 تلاش می‌کند و دادگاه بین‌المللی ویژه لبنان نمی‌تواند کاری از پیش ببرد.

کارشناسان به خوبی می‌دانند که تمامی بندهای دادگاه بین‌المللی در بیانیه وزارتی آمده است و چارچوب نهایی آن کاملاً در قالب یک راه‌حل میانه برای تعهد به دادگاه مطرح شده است. در بخشی از بیانیه وزارتی آمده است که این دادگاه در ابتدا با هدف احقاق حق و عدالت شکل گرفت و باید به دور از سیاسی کردن و انتقام‌جویی روند محکمه را طی کند، در حالی که تأثیر منفی بر ثبات لبنان، وحدت و تمامیت ارضی این کشور نگذارد. این چارچوب بیانیه وزارتی موجب شد تا دولت فاصله مناسبی را با دادگاه بدون اینکه به آن تجاوزی بکند، حفظ کند.

ماجرای این دادگاه ماجرای بسیار پیچیده و دامنه‌داری است که هنوز برای قضاوت درباره آن بسیار زود است، اما می‌توان با توجه به اهداف آمریکا و اسرائیل در منطقه این‌گونه گفت که اسرائیل به دنبال دستیابی به اهدافی است که در جریان جنگ 33 روزه نتوانست به آنها دست یابد. محکومیت بین‌المللی حزب‌الله و قرار گرفتن نام این گروه در لیست گروه‌های حامی تروریسم از اساسی‌ترین اهداف اسرائیل در این ماجراست.

اما آنچه مهم است این که امروز بعد از گذشت شش سال از این جنایت این سؤال بزرگ در ذهن تمامی لبنانی‌ها باقی مانده است که آیا عملاً عاملان اصلی پشت پرده این جنایت شناسایی خواهند شد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات