تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۴  ، 
کد خبر : ۲۶۲۵۵

طرح کودتا بر ضد دولت فلسطین

کسری صادقی‌زاده مقدمه: از زمان روی کار آمدن حماس و ورود این جنبش مقاومت اسلامی به عرصه سیاست شاهد افزایش تنش و درگیری بین دو جنبش بزرگ فتح و حماس در داخل فلسیطین اشغالی بوده‌ایم. در واقع با ورود حماس به قدرت و سعی این جنبش در به هم زدن ساختار موجود قدرت در فلسطین، فتح که اقتدار و توان خود را در حال افول می‌دید سعی داشت تا با انجام کودتا بر ضد حماس به جایگاه سابق خود در فلسطین دست یابد لکن با وجود پایگاه گسترده مردمی که از حماس پشتیبانی می‌کنند تاکنون از انجام کودتا بر ضد حماس ناکام مانده است. همچنین در این راستا فتح سعی داشت تا با استفاده از نیروی ارتش اسرائیل و حمله اسرائیل به نواز غزه و کرانه باختری از خلال تضعیف حماس در نبرد با ارتش اسرائیل و انجام طرح کودتا به رهبری دحلان، دست حماس را از قدرت کوتاه گرداند که در این امر هم با شکست مواجه گردید، چرا که حماس در نبرد با ارتش اسرائیل تاکنون پیروز میدان بوده و عملیات‌های حماس بر ضد شهرک‌نشینان شهرک‌های سیدروت و عسقلان از موفقیت چشمگیری برخوردار گشته که این امر منجر به فرار شهرک‌نشینیان از شهرک سیدروت گشت و تبعات سنگین امنیتی و نارضایتی مردم از عملکرد دولت را به همراه داشت. چندی پیش شاهد اعلام انحلال دولت اسماعیل هنیه توسط ابومازن بودیم و همچنین شاهد تشکیل دولت به اصطلاح اضطراری به ریاست آقای فیاض بودیم. این امر به برپایی تظاهرات گسترده از سوی مردم ساکن در نوار غزه انجامید و همچنین واکنش شدید حماس را نسبت به این تصمیم ناپخته ابومازن برانگیخت. اکنون این سوال مطرح است که آیا ابومازون واقعا توانسته علیه دولت حماس کودتا کند یا اینکه حرکت انجام گرفته از سوی وی در پاسخ به عملکرد هفته گذشته حماس مبنی بر پاکسازی غزه از لوث مزدوران و کودتاگران به رهبری محمد دحلان بوده؟‌ آیا فتح خواهد توانست دولت اضطراری خود را جایگزین حماس کند و اساسا از چنین توانی برخوردار است؟‌ در صورت ناکامی فتح از ایستادگی در مقابل حماس آیا امکان دارد که فلسطین به دو بخش شرقی و غربی تقسیم گردد و بخش غربی تحت تسلط حماس باشد و بخش شرقی تحت فرمان ابومازن و فتح؟ اینها احتمالاتی است که در پیش رو داریم و در این مقاله بر انیم تا به گوشه‌ای از این سوالها پاسخ دهیم.

چگونگی منازعه کنونی:

همانطور که سابقا اشاره کردیم جریان کودتاگری در داخل جنبش الفتح مشغول انجام عملیاتی برای تضعیف دولت حماس در مورد تامین امنیت در فلسطین بود، رهبری این جریان در غزه را سرهنگ محمد دحلان بر عهده دارد. وی و همراهانش بارها به راه انداختن جنگ‌های خیابانی بر علیه نیروهای دولتی و نیز آدم ربایی و ایجاد ناامنی در فلسطین مبادرت ورزیدند. نهایتا حماس ناچار گردید تا به ائتلاف با فتح بپردازد و در همین راستا 6 وزارتخانه را هم به اعضای فتح واگذار کرد. اما با این همه درگیری‌ها بعد از مدت کمی درباره آغاز گردیدند و این بار حماس را وادار کرد تا با اجرای طرح امنیتی خود به صورت ضربتی و غافلگیرانه به پاکسازی نوار غزه مبادرت ورزید. پس از اجرای موفقیت‌آمیز این عملیات و اخراج نیروهای مزدور از نوار غزه و ایجاد امنیت در غزه، ابومازن که حال اهرم‌های فشار خود بر دولت را از دست داده بود در طی اقدامی ناگهانی انحلال دولت را اعلام داشت و اسماعیل هنیه را از سمت خود بر کنار کرد. پس از اعلام برکناری هنیه، سلام فیاض را به این سمت منصوب کرد که مراسم تحلیف وی هم دو روز بعد از تشکیل دولت فیاض برگزار شد. در دولت انتصابی جمعا‌14 وزیر حضور خواهند داشت. شایان ذکر است طبق ماده 67 قانون اساسی فلسطین هرگاه انحلال و تشکیل دولتی توسط رئیس‌جمهور بایستی به تصویب مجلس ملی فلسطین برسد.

از آنجا که در مجلس فعلی اکثریت اعضا از آن نیروهای حماس می‌باشد لذا هیچ‌گاه نمی‌توان انتظار تصویب چنین طرحی را از سوی مجلس داشت، به همین علت محمود عباس سعی دارد تا با نادیده گرفتن مجلس طرح غیردموکراتیک خود را با استفاده از راهکارهای دیکتاتور مابانه به پیش ببرند.

تبعات اقدام حماس بر اسرائیل

پیش‌تر اشاره داشتیم که حماس با اجرای طرح امنیتی خود توانست غزه را از چنگال نیروهای  کودتاگری که مدتها در غزه ریشه دوانیده‌اند خارج سازد. در واقع عقب‌نشینی نیروهای کودتاگر تا پشت دروازه صلاح‌الدین را می‌توان یک دستاورد بزرگ استراتژیک برای حماس توصیف کرد.

دروازه صلاح‌الدین به اعتقاد ساکنان رفح، ((دروازه مرگ)) به شمار می‌آید زیرا با اشغال آن توسط اسرائیلی‌ها به بزرگترین پایگاه نظامی این رژیم در نزدیک نوار مرزی میان رفح مصر و فلسطین تبدیل شده است. این پایگاه یکی از مهم‌ترین نقاط کنترل نوار مرزی محسوب می‌شود که به موجب معاهده کمپ دیوید (1979) میان مصر و اسرائیل ترسیم شد. این پایگاه در تجاوزگری‌های اسرائیل در طی مراحل گذشته نیز نقش داشته. بعد از اجرای طرح امنیتی حماس و پس گرفتن این دروازه از دست مزدوران اسرائیلی‌ شاهد تحول عظیمی در نحوه تعامل حماس با دنیا خواهیم بود و قطعا این دروازه می‌تواند مفرر خوبی برای ورود اسلحه و مهمات به دست نیروهای جهاد اسلامی و حماس تبدیل گردد و همین امر است که سران اسرائیل را به ابزار نگرانی واداشته است.

از سوی دیگر به تقویت موضع حماس در غزه در واقع امنیت ملی اسرائیل در تهدید دائمی به سر خواهد برد چرا که با پرتاب موشکهای قسام از سوی حماس به سمت شهرکهای مجاور موازنه وحشت که چندی است بین حماس و اسرائیل بوجود آمده می‌تواند با تقویت برد موشکهای قسام به نفع حماس به هم بخورد که این امر برای اسرائیل دارای تبعات سنگینی خواهد بود و بی‌شک اسرائیل از به وجود آمدن حزب‌الله دوم در کنار خود به شدت هراسناک خواهد بود و تمام سعی خود را خواهد کرد تا با حمله سراسری به غزه و اشغال مجدد آن بتواند بخشی از امنیت از دست رفته خود در نوار غزه را بدست آورد.

به همین دلیل، ایهود باراک که هم اکنون وزارت جنگ اسرائیل را بر عهده گرفته است اعلام کرده قصد انجام حمله سراسری به نوار غزه را دارد تا حماس را به صورت فیزیکی ریشه‌کن سازد. اما به نظر می‌رسد شکست این طرح از پیش از اعلام آن مشخص باشد چرا که حتی اگر اسرائیل موفق شود نوار غزه را فتح کند، تازه به بن‌بست سابق خود در مسئله ماندن و حضور در غزه برخواهد خورد.

به عبارت دیگر هزینه حضور نیروهای اسرائیلی در غزه آنقدر بالا بود که نهایتا شارون را واداشت تا بعد از 36 سال از تصرف غزه، نیروهای خود را از غزه فراخواند و غزه را به طور یک جانبه ترک کند. از این منظر حتی در صورت اشغال مجدد غزه مسئله اصلی برای اسرائیل ماندن در نوار غزه است که با توجه به حضور وسیع و متمرکز نیروهای حماس بعید به نظر می‌رسد اسرائیل بتواند با اشغال غزه از بحران کنونی خارج شود و اصولا نوار غزه به عنوان یک تهدید کننده دائمی برای امنیت ملی اسرائیل به شمار می‌آید.

تبعات اقدام حماس بر فتح‌:‌

پس از اجرای عملیات پاکسازی نوار غزه توسط نیروهای حماس توازن موجود بین فتح و حماس در نوار غزه برهم خورده و هم‌اکنون می‌توان از کرانه باختری به عنوان نقطه ثقل قدرت فتح یاد کرد و نباید از این نکته غافل بود که دولت انتصابی ابومازن هم در کرانه باختری تشکیل گردیده و اصولا بدلیل سیطره همه جانبه حماس بر نوار غزه تشکیل این دولت در غزه امکان‌پذیر نمی‌باشد.

اما هدف ابومازن از اجرای این تصمیم در واقع اعلام آمادگی برای شرکت درازمدت با اسرائیل است چرا که در صورت تفوق نیروهای فتح بر حماس و اجرای طرح‌های از پیش تعیین شده صلح بین ساف و اسرائیل، اسرائیل می‌تواند از خلال همکاری با فتح با یک صلح پایدار با فلسطینیان دست یابد و تنها مشکل بر سر این راه وجود حماس بر راس قدرت است که این امر باعث گردید تا ابومازن نهایتا انحلال دولت حماس را اعلام بدارد. به همین دلیل شاهد می‌باشیم که پس از اعلام این تصمیم اسرائیل و آمریکا بلافاصله از همکاری با دولت جدید استقبال کردند. به نظر می‌رسد ابومازن با این عمل خود را در مقابل ملت فلسطین قرار داده و بی‌شک اگر در آینده انتخابات آزادی برگزار گردد بازنده اصلی آن ابومازن خواهد چرا که نشان داده است برای رای مردم و قانون اساسی کوچکترین احترامی قائل نمی‌باشد.

آینده فلسطین پس از انجام کودتا بر ضد حماس:‌

پس از تصمیم نابخردانه عباس مبنی بر تشکیل دولت انتصابی در بدترین حالت باید شاهد تجزیه عملی فلسطین به دو بخش شرقی و غربی بود؛ در بخش نوار غزه که تفوق با حماس است دولت هنیه به کار خود ادامه خواهد داد و در بخش شرقی که فتح از نیروی بیشتری برخوردار است باید شاهد تشکیل دولت انتصابی به رهبری فیاض بود. این امر می‌تواند در آینده تبعات سنگینی بر ضد ملت مظلوم فلسطین به بار آورد و مطمئنا تجزیه فلسطین به نفع هیچ کدام از دو جریان فتح و حماس نخواهد بود از سوی دیگر از آنجا که حماس از طریق سازوکارهای دموکراتیک توانسته است از هرم قدرت بالا بیاید قطعا حاضر نخواهد بود تا آن را بدون هیچ مقاومتی از دست بدهد و لذا ادامه این وضعیت می‌تواند شورش مردم ساکن در کرانه باختری را در برداشته باشد که این امر می‌تواند خود به عنوانجرقه‌ای برای آغاز انتفاضه سوم به شمار برود و در صورت تحقق انتفاضه سوم بایستی شاهد حذف نیروهای سازش کار فتح از گردونه صحنه سیاسی در فلسطین باشیم. انتفاضه تنها اهرم فشار حماس بر فتح به شمار می‌رود و حماس در صورت سقوط دولت هنیه حتما از این برگ برنده استفاده خواهد کرد و در این بین حمله سراسری اسرائیل به نوار غزه می‌تواند شعله‌های انتفاضه را به داخل اراضی اشغالی 48 بکشاند که تحقق این امر می‌تواند اوضاع بد کنونی اسرائیل را از اینی که هست بدتر کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات