از ژست گفتمانی تا تعارف و بازی سیاسی
بیشتر صحبتهای لنکرانی در زمان بررسی گزینههای فهرست نهایی پایداری، ژستی گفتمانی بود که نشان میداد سه گزینه پایداری از سر خضوع خود را اصلح نمیدانند و مشکل در انتخاب بین آنها نیز همین مساله است.
باقری لنکرانی گفته بود: «ما در فهرست کوتاه شده هیچ احساس رقابتی نداریم و دیدارهای مکرری نیز با هم داشتیم و صحبت شده که هر کس این مسئولیت را برعهده بگیرد، بار مسئولیت دیگران را کم کرده است در حالی برای افراد سایر ائتلافها درک این منطق مشکل است، ولی این فهرست کوتاه شده تاکید داشت که داوطلب نامزدی نیستیم و اگر تکلیفی برعهده ما قرار گیرد، به تکلیف عمل میکنیم.»؛ صحبتی که به نظر میرسد، در حد حرف باقی مانده و در نهایت، نتیجه دیگری برای پایداریها حاصل شد.
ناپایداری در پایداری پس از اعلام نامزد نهایی
همانگونه که اعلام شده بود، جبهه پایداری قبل از آغاز ثبتنام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، نامزد نهایی خود را معرفی کرد؛ کامران باقری لنکرانی، وزیر بهداشت دولت نهم است که با تشبیه احمدینژاد، به هلوی دولت احمدینژاد مشهور شد.
ماجرای هلو به سال 88 برمیگردد که محمود احمدینژاد با حضور در صدا و سیما ضمن سخنرانی مفصلی درباره فهرست کابینه دهم در شبکه یک، راجع به باقری لنکرانی، وزیر بهداشت دولت نهم بعد از تقدیر و تمجید وی گفته بود: «ایشان مثل هلو میماند! آدم میخواد بخوره این جوان را.» طبق گفته حسین جلالی، رئیس دفتر آیتالله مصباح یزدی و عضو شورای مرکزی جبهه پایداری، دوستان شورای مرکزی مایل بودند که جلیلی، لنکرانی، فتاح و میرکاظمی در ائتلاف این جبهه حضور داشته باشند، اما خود این دوستان، انگشت اشاره را به سمت لنکرانی بردند.
این گفته وی آغازی بر شکاف احتمالی فکری در میان پایداریها بود. به گفته جلالی، نظر بخشی از پایداری بر ایجاد ائتلاف بوده ولی بخشی از پایداری که او آنها را «برخی دوستان» خطاب میکند، مایل به ادامه موضوع نبودند، بلکه معتقد بودند که باید برای یک نفر کار کرد. به کار بردن لغتهایی مانند «دوستان» برای همفکرانی در دل یک جریان، برای تحلیلگران و فعالان سیاسی، یک تحلیل مشخص ایجاد میکند و آن وجود دلخوری و عدم اجماع کامل روی موضوع است. اهمیت این مساله زمانی بیشتر میشود که گوینده حسین جلالی، رئیس دفتر آیتالله مصباح باشد. از سوی دیگر، همایش پایداریها که قرار بود با سخنرانی آیتالله مصباح و حضور حاج منصور ارضی در مسجد ارک تهران برگزار شود، به دلایلی از جمله مخالفت حاج منصور ارضی که در برخی رسانهها اعلام شد، با تاخیر در تالار سیدالشهدای تهران برگزار شد. اما این پایان حاشیههای انتخاب نامزد پایداریها نبود.
امیرحسین قاضیزاده، سخنگوی جدید پایداریها در اظهارنظری اعلام کرد پس از اعلام نامزد نهایی پایداریها، بازآرایی در شورای مرکزی این جبهه صورت خواهد گرفت و برخی اعضای شورای مرکزی به ستاد نامزد نهایی خواهند رفت. وی در خصوص دلایل این تصمیم، استدلالی غیرمنطقی مطرح کرده و گفته بود: «ما تصمیم گرفتهاین تغییری در شورای مرکزی جبهه پایداری ایجاد کنیم؛ چرا که ممکن است نامزد ما بخواهد ستاد داشته باشد. ممکن است برخی اعضای شورای مرکزی به ستاد نامزد نهایی بروند و در آنجا فعال شوند.» تغییر در شورای مرکزی یک تشکل پس از انتخاب نامزد نهایی، امری بیسابقه است و طبق عرف فضای سیاسی کشور، عضویت همزمان در شورای مرکزی و ستاد نامزد تشکل نیز بدون اشکال است.
سخنگوی پایداری در پاسخ به این پرسش به توضیح این اتفاق پرداخته و گفت: «این تغییرات به این دلیل است که شاید جبهه پایداری مواضع سیاسی خاصی داشته باشد که خیلی به نامزد نهایی مربوط نباشد، هر چند آنها با هم بیارتباط هم نیستند، اما ممکن است نامزد نهایی بخواهد حرف مستقل خود را بزند از این رو بازآرایی در شورای مرکزی جبهه پایداری اتفاق خواهد افتاد.»
در تحلیل این تصمیم و استدلالهای قاضیزاده، این مساله پنهان مانده که چگونه ممکن است فردی نامزد یک جریان در انتخابات ریاست جمهوری باشد، ولی بخواهد حرف مستقلی بزند. با فرض اینکه این اتفاق طبیعی و درست باشد، آیا برای اینکه نامزد جریانی حرف مستقل بزند، باید اعضای شورای مرکزی به ستاد او بروند یا او باید اعضای ستادش را مستقل از شورای مرکزی تشکیل دهد؟ در این زمینه، حجتالاسلام سالک از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت گفته بود: «اختلاف درون جبهه پایداری به این دلیل است که نامزدهای این جریان هنوز وارد میدان نشدهاند.»
به هر حال اگر تمام استدلالهای سخنگوی پایداری برای تغییر در شورای مرکزی واکاوی و بررسی شود، تنها یک نتیجه حاصل میشود و آن اینکه از یک سو لایههایی از جبهه پایداری حاضر به پذیرش کامران باقری لنکرانی نیستند و از سوی دیگر، افراد حامی نامزدی لنکرانی که قطعا در موضع اکثریت در این جبهه قرار دارند، تمایلی به ادامه کار با این شورای مرکزی در انتخابات ریاست جمهوری ندارند.
تغییر لحن پایداری؛ جلیلی هم بیاید لنکرانی نامزد ماست
پایداریها که تا مدتی قبل اعلام میکردند بزرگترین مشکل در مسیر انتخاب نامزد این جبهه، این است که هیچ یک از اعضای فهرست نهایی خود را اصلح نمیداند، بعد از انتخاب نهایی لنکرانی به عنوان نامزد این جبهه در انتخابات، با تغییر ادبیات و لحن، فضا را به سمت دیگری سوق دادند. امیرحسین قاضیزاده که پس از قطعی شدن نامزدی لنکرانی سخنگویی این جبهه سیاسی را عهدهدار شد، در زمان معرفی لنکرانی به عنوان نامزد این حزب با بیان اینکه حتی اگر سعید جلیلی هم بیاید، نامزد اصلح جبهه پایداری باقری لنکرانی است، گفته بود: «مدل انتخاب اصلح، ائتلاف یا مذاکره برنمیدارد.»
اتفاقات رخ داده پس از انتخاب لنکرانی به عنوان نامزد نهایی جبهه پایداری در مجموع این تحلیل را تقویت کرد که نامزد نهایی این جریان با اجماع کامل در بین این اعضای جبهه انتخاب نشده است. از سوی دیگر، عدم اعلام نتیجه مذاکرات با جلیلی و پاسخ گنگ لنکرانی به احتمال حضور جلیلی نشان میداد که پایداری نه به دلیل اطمینان از حضور نیافتن جلیلی بلکه به دلیل رسیدن به این جمعبندی که باید تصمیم مستقلی اتخاذ کنند، با شتاب هر چه تمامتر، کامران باقری لنکرانی را به عنوان نامزد نهایی جبهه پایداری معرفی کردند.
آیتالله مصباح یزدی از اعضای شورای فقاهتی جبهه پایداری نیز در همایش این جبهه در سالن سیدالشهدا خطاب به اعضای حاضر در سالن گفته بود: «شما موظف هستید که اگر فرد صالحی غیر از فرد منتخب این گروه را پیدا کردید، به او رأی بدهید، چون شرعا باید این کار را بکنید.» وی همچنین گفته بود: «البته اگر کسی فرد دیگری را بهتر از خودش و اصلح میداند، اگر نامزد شود، خیانت کرده است، ولو اینکه همه مردم از او بخواهند نامزد شود.»
به هم خوردن معادلات پایداری و همه اصولگرایان در آخرین روز ثبتنام
در آخرین روز ثبتنام انتخابات ریاست جمهوری و در حالی که هنوز خبری از ثبتنام مشایی یا چهرههای شاخص اصلاحطلبان از جمله خاتمی و هاشمی مطرح نبود، دو ساعت مانده با پایان مهلت ثبتنام، حضور سعید جلیلی در وزارت کشور و ثبتنام او در انتخابات، معادلات جبهه پایداری و بسیاری دیگر از گروههای اصولگرا را به هم زد. نکته جالب در خصوص ثبتنام مردی که بسیاری از معادلات اصلاحطلبان و اصولگرایان را در انتخابات متحول کرد، این است که تاکنون کوچکترین اظهارنظری از وی در خصوص نامزدیاش در انتخابات و مواضع این نامزد انتخابات در خصوص موضوعات گوناگون منتشر نشده است.
جلیلی حضورش در وزارت کشور را نیز با سکوت به پایان برد و با وجود اصرار خبرنگاران، حاضر به شرکت در نشست خبری ستاد انتخابات و انجام هیچگونه گفتوگویی نشد. از سوی دیگر، حضور و ثبتنام اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری نیز گروهها و جریانهای اصولگرا را بیشتر به فکر رسیدن به اجماع و ائتلاف فرو برده، زیرا با تقویت جبهه رقیب، در صورت وجود گسست در جبهه داخلی و شکسته شدن رای اصولگرایان با حضور نامزدهای متعدد، احتمال پیروزی رقیب بالاتر میرود. در چنین شرایطی، احتمال تجدیدنظر جبهه پایداری در نامزد نهاییاش دور از ذهن نخواهد بود.
استراتژی ویژهای که برگهای برنده اصولگرایان را به ارمغان میآورد
با وجود اینکه انتخابات امسال با ثبتنام گسترده کهنهکاران صحنه سیاست ایران از جناحهای گوناگون همراه شده، ولی به نظر میرسد، سعید جلیلی هوشمندانهتر از همه نامزدها با استراتژی موثرتر و مفیدتری پا به عرصه انتخابات گذاشته است. پیش از نامزدی رسمی وی، کمتر خبری از جلسات مشترک پایداری و جلیلی منتشر میشد و خبرهای منتشر شده نیز در این حد بود که نامزدی سعید جلیلی منتفی نیست، چرا که این افراد تا لحظه آخر سعی میکنند زیر بار مسئولیت نروند.
لنکرانی نیز در مورد مذاکره با جلیلی قبل از نهایی شدن نامزد پایداری و محتوای این جلسات گفته بود: «بیان جزئیات جلسات خصوصی اینچنینی بایستی با هماهنگی دو طرف صورت گیرد، اما اجمالش این است که ما در پایداری شخصیت ارزندهای همچون آقای جلیلی را داریم. ایشان محاسن زیادی دارند. آقای جلیلی در بسیاری از اصول انتخاباتی مواضعی دارد که به نظرات پایداری نزدیک است.» لنکرانی با جمله «ما در پایداری شخصیت ارزندهای همچون آقای جلیلی را داریم» جلیلی را فردی در اردوگاه پایداریها معرفی میکند، اما مشکل اینجاست که وقتی سعید جلیلی پس از نهایی شدن نامزد پایداریها در آخرین ساعات، ثبتنام میکند، آیا شخصا اعتقادی به حضور در اردوگاه پایداریها دارد؟
هر چند به واسطه سکوت مطلق وی در این روزها، نمیتوان تحلیل قطعی و متقنی ارائه کرد، ولی این مساله از دو جهت قابل ارزیابی است؛ در درجه اول، ممکن است جلیلی واقعا خواستار حضور به عنوان نامزد جبهه پایداری بوده، ولی لابی قدرتمند لنکرانی در دل پایداریها، باعث شده، فرد اعلامی پایداریها لنکرانی باشد و اتفاقات پس از این انتخاب از جمله خبرهایی که مبنی بر عدم موافقت لایههایی از پایداری با انتخاب لنکرانی مطرح شد، میتواند نشاندهنده صحت این ادعا باشد. اما باید توجه داشته باشیم، جلیلی اکنون میتواند صاحب تمام برگهای برنده اصولگرایان باشد و نمیتوان این موقعیت وی را ناگهانی و تصادفی تصور کرد.
وی با سکوت مطلق در خصوص مسائل گوناگون، عملا خود را از دایره تخریب دیگران خارج کرده و از سوی دیگر، حضور نیافتن وی در قالب هیچ یک از ائتلافها، فهرستها و جبهههایی مانند جبهه پایداری، وی را از محصور شدن در قامت یک جریان خاص خارج کرده است که این یکی از رمزهای پیروزی احمدینژاد در انتخابات 84 بود. طبق این تحلیل، جلیلی میتوانست در قامت جریانها و ائتلافهایی مانند اصولگرایان تحولخواه، جبهه پایداری و حتی ائتلاف پیشرفت وارد عرصه انتخابات شود، ولی نمیخواست در دل اصولگرایان در قامت یک جریان خاص شناخته شود و حاشیههای مربوط به هر یک از این گروهها را همراه خود داشته باشد. او با یک استراتژی درست، تا دقیقه 90 موضوع حضور خود را نامشخص و سربسته گذاشت و در دقیقه 90 نیز در شرایطی وارد عرصه شد که اکنون در بدنه اصولگرایی، هیچگونه نگاه ویژه طیفی و دستهای با گرایش به سوی وی وجود ندارد و این موقعیت ویژه، برگهای برنده اصولگرایان را در دست او قرار داده است.
جلیلی 90 دقیقه ماراتن قبل از ثبتنام را با این استراتژی از هرگونه حاشیه در امان ماند و اکنون که ماراتن اصلی در حال آغاز است، هنوز هم به سکوت خود تا مشخص شدن وضعیت نهایی انتخابات، ادامه میدهد. هر چند ممکن است برخی افراد این استراتژی را استراتژی ویژه جبهه پایداری برای محافظت از نامزد اصلی خود معرفی کنند، ولی هوش سیاسی جلیلی و قرار نگرفتن وی در قالب یک حزب و گروه ویژه از یک سو و اختلافات بسیار زیاد در جبهه پایداری از سوی دیگر، خط بطلانی بر این نظریه میکشد. البته به همه این موارد، این نکته را باید اضافه کرد که همه این تحلیلها فقط در فضای سیاسی قابل بحث است و اگر در جمع مردم به تحلیل شخصیتها بپردازیم، جلیلی در بین آنها به عنوان چهرهای شناخته میشود که در مهمترین پروندهای که در دست دارد، هنوز موفق به توفیق شایانی نشده و از این حیث، احتمال رایآوری وی چندان زیاد نیست.
وقتی دست پایداریها در حنا ماند
«ما با پرچم گفتمانی و ترویج گفتمان به میدان میآییم و آمدن یا نیامدن افرادی که نام برده شد، در برنامه جبهه پایداری برای انتخابات، نقشی نخواهد داشت.» این جمله بارها از سوی سخنگو جبهه پایداری قبل و بعد از نهایی شدن نامزد نهایی این حزب، شنیده شد، ولی به نظر میرسد با حضور سعید جلیلی، دست پایداریها بیش از هر گروه و تشکل سیاسی دیگر در حنا مانده است. اکنون در ادبیات و صحبتهای پایداریها، به صورت کاملا محترمانه و غیرمستقیم، انتقاداتی نسبت به حضور بیاطلاع جلیلی مطرح میشود.
از جمله قاسم روانبخش از شاگردان آیتالله مصباح و عضو شورای مرکزی پایداری در اظهارنظری در خصوص حضور جلیلی و احتمال حمایت از وی گفته بود: «قرار بود از بین باقری لنکرانی، فتاح و جلیلی یک نفر در جبهه پایداری انتخاب شود و پس از معرفی نفر نخست، نفرات بعدی از او حمایت کنند.» هر چند روانبخش در ادامه اظهارات خود مطرح میکند که «با ثبتنام جلیلی اتفاق خاصی در جبهه پایداری نمیافتد و نامزد نخست این جبهه لنکرانی است» و از سوی دیگر، جلیلی را دارای رتبه سوم در رایگیری جبهه پایداری پس از لنکرانی و فتاح معرفی میکند، ولی ناآرامی این روزهای پایداریها در مصاحبهها و سخنرانیها نشاندهنده این مهم است که در بدنه پایداری، اتفاقات به صورت دیگری در حال وقوع است.
برخی از این اتفاقات علنی میشود و به عنوان مثال شاخه اصفهان جبهه پایداری در اطلاعیهای از حضور جلیلی در انتخابات حمایت رسمی میکند، هر چند شورای مرکزی نسبت به این اطلاعیه، واکنش نشان داده و با پاک کردن صورت مساله اعلام میکند که «جبهه پایداری شاخه اصفهان ندارد» ولی تناقضات بیشمار در اظهارات پایداریها نشاندهنده عدم انسجام آنها در صحبت کردن و عدم اجماع آنها بر سر لنکرانی در زمان انتخاب بوده است.
هلو، استخوانی در گلو
اگر به سیر تاریخی اختلافات در جبهه پایداری از زمان تاسیس تاکنون نگاه کنیم، متوجه میشویم که تشکیل شدن جبهه پایداری از چند لایه مختلف در گذشته نیز مشکلاتی برای آنها ایجاد کرده از جمله پیشتر نیز مطرح شده بود که پایداریها انشعابی در دو شاخه قم و تهران دارند. از سوی دیگر، حجتالاسلام رسایی و مهدی کوچکزاده، دو عضو برجسته جبهه پایداری در بدو تاسیس، در میانه راه از شورای مرکزی این تشکل کنار گذاشته شدند. حمیدرضا فولادگر، نماینده مجلس با تحلیل طیفهای حاضر در اردوگاه پایداریها میگوید: «جبهه پایداری از ابتدا سه طیف را درون خود جای داده است؛ یک طیف این جبهه مرتبط به دولت است و بخش دیگر این جبهه از شاگردان آیتالله مصباح هستند، نیروهای سیاسی درون مجلس و دیگر دستگاهها نیز طیف سوم درون جبهه پایداری هستند که مواضع مشترکی تحت عنوان گفتمان سوم تیر داشتند.»
او افزوده بود: «برخی از دولتیهای حاضر در جبهه پایداری مثل آقای الهام از این جبهه کنار کشیدند، اما اخیرا لنکرانی، مسئول جمعبندی جبهه پایداری و قاضیزاده سخنگوی این جبهه شدند که احتمالا این تغییر و تحولات در راستای نامزدی آقای لنکرانی بوده است.» به عبارت واضحتر، برخی طیفهای پایداری روی انتخاب لنکرانی اصرار داشتهاند و برخی دیگر به شدت موافق گزینه دیگری مانند جلیلی بودهاند و این دلیل اصلی صحبتهای سخنگوی جدید پایداری مبنی بر احتمال تغییر آرایش شورای مرکزی این جبهه در آستانه انتخابات است. از سوی دیگر، برخی رسانهها این احتمال را نیز مطرح کردند که رسانههای پایداری جلسه خصوصی لنکرانی و آیتالله مصباح یزدی را به صورت کانالیزه منعکس کردهاند.
این فرضیه وقتی تقویت میشود که آیتالله مصباح یزدی در مراسم معرفی نامزد نهایی جبهه پایداری در تالار سیدالشهدای تهران، هیچگونه صحبت مستقیمی در خصوص حمایت از لنکرانی نکرده و فقط به ذکر این نکته که «این آقایان (جبهه پایداری) ماهها مطالعه کردهاند و زحمت کشیدهاند تا فرد اصلح را انتخاب و به دیگران معرفی کنند» بسنده میکند که البته در ادامه این سخن آمده «اما شما باید تحقیق خود را انجام بدهید». همچنین آیتالله مصباح در همان سخنرانی به صراحت مطرح میکند: «شما موظف هستید که اگر فرد صالحی غیر از فرد منتخب این گروه را پیدا کردید، به او رأی بدهید، چون شرعا باید این کار را بکنید.»
عاقبت پایداری
پایداری در شریط فعلی با دو واقعیت غیرقابل انکار مواجه است؛ اول اینکه به گفته پایداریها، با حضور لنکرانی قرار نبوده که دیگر افراد فهرست نهایی سه نفره ثبتنام کنند، ولی سعید جلیلی ثبتنام کرده و این نشاندهنده این موضوع است که وی احتمالا چندان هم به سازوکار پایداریها ملتزم نیست. از سوی دیگر، بدنه نیروهای حامی پایداری، به نسبت لنکرانی تمایل بیشتری به جلیلی نشان دادهاند و این مساله پایداریها را با فشاری از پایین و برخی سطوح میانی و بالای پایداری مواجه کرده است. حمایت شاخه اصفهان پایداریها از سعید جلیلی، هر چند با یک تکذیب، پاسخ داده میشود، ولی اصل محبوبیت جلیلی در سبد رای پایداریها قابل کتمان نیست.
در نهایت، عاقبت لنکرانی در آزمون بررسی صلاحیت شورای نگهبان، عاقبتی گنگ و غیرقابل پیشبینی قطعی است و از این رو، گره زدن عاقبت پایداری به عاقبت لنکرانی، تصمیمی است که با تردیدهای زیادی همراه است. به نظر میرسد، مهرهچینان شطرنج پایداریها در صحنه سیاست، در گذشته مرتکب اشتباهاتی شدهاند که وضعیت مهرههای آنها در روزهای حساس فعلی، چنین حالت سردرگم و پریشانی دارد و با گسست در بدنه و وضعیت نابهسامان استراتژی انتخاباتی، تا «مات» شدن آنها فاصله زیادی باقی نمانده است.