الف: ابعاد شخصیتی و فردی
همهجانبهگرایی و شخصیت ذوابعادی از جمله ویژگیهای برجسته انسانهای بزرگ تاریخ بوده است. به گونهای که در ازمنه گوناگون، افراد برگزیده هر کدام از جنبههای مختلف شایسته یک انسان والا برخوردار بوده و با بررسی شخصیت دوران زندگانی آنان، این ذوابعادی به عیان مشخص میشود. اما به یقین ابعاد مختلف زندگی امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری همچنان ناشناخته و مظلوم واقع شده است.
احاطه علمی فقهی و فلسفی امام راحل – رحمهالله علیه – از جمله ابعاد نهفتهای است که همچنان در سایه شخصیت عظیم سیاسی ایشان قرار گرفته و تاکنون به درستی شناسایی نشده است. همچنین شخصیت عرفانی و ملکوتی روح خدا به همراه اوج اخلاقی آن سفر کرده و پیر راهبر ملت از جمله ابعادی است که باید توسط محققان و پژوهشگران دینی و معرفتی واکاوی شده و نظریات عملگرایانه ایشان که عرفان را از کنج حجرهها به میدان سیاست و مدیریت کشانده و قدرت عظیم و نهفته آن در اداره جامعه اسلامی را به منصه ظهور رسانده باید واکاوی شود.
حل منازعات تاریخی فلاسفه و حکما با عرفا و زهاد در اندیشههای عملی امام راحل(ره) از دیگر نکات برجسته ایشان بود که غالباً به فراموشی سپرده شده است. اینها همگی در کنار روحیه شجاعت، صلابت، اقتدار و لطافت روحی، خمینی کبیر را به سمبل مقاومت در برابر تجسمهای عینی و عملی شیطان تبدیل ساخته بود. این علاوه بر اندیشهها و منش تابناک سیاسی – اجتماعی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی است. ابعادی که به واقع هنوز و علیرغم گذشت قریب 50 سال از ظهور این حقیقت در جامعه ما، همچنان دستها را به علامت تحیر به دندانها گزیده ساخته و عقلها را از تصور آن مبهوت کرده است.
خمینی «امی» و مساله آموزی هزاران مدرس سیاسی
به کارگیری روشهای نو اسلامی و مبتنی بر مردمگرایی به نحوی که از متن اندیشه اسلامی نشأت گرفته، محسنات تفکرات دیگران را دارا بوده و به هیچ عنوان از مضرات آنان بهرهگیری نکرده باشد و نیز استفاده از حداکثر ظرفیت و توان داخلی و نفی مطلق التقاط و تحجر به صورت همزمان از نکات برجسته شخصیت سیاسی امام راحل(ره) بود. چنین بوده که وسعت تابش انقلاب اسلامی ایران به محض پیدایش، تمامی عالم را فرا گرفت و دشمنان را به وحشت انداخت.
این برش عجیب از عظمت روحی امام راحل(ره) به گونهای بود که اگر فردی میخواست حداقل اندکی از احاطه سیاسی او را دارا شود میبایست سالیان سال به تحصیل و تدقیق مکاتب مختلف سیاسی غرب و شرق پرداخته و عمر طولانی خود را در این راه مصروف میکرد و حال آنکه خمینی(ره) که در آموختن چنین مکاتبی به واقع «امی» بود با بصیرت الهی خود، مسئلهآموز صدها و هزاران معلم و محقق سیاسی شرق و غرب عالم شد.
رهبری پا در جای پای امام
این برجستگی و عظمت طابق النعل در خلف صالح و شایسته او گویی به میراث رسیده و آنچه امروز از همه جانبهنگری و شخصیت ذوابعادی مقام معظم رهبری به دست میآید، تشابهات مختلف با امام راحل(ره) دارد.
اینکه هیچیک از علوم و فنون برجسته زمان نیست مگر آنکه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در آن بعد یا صاحبنظر نبوده و یا حداقل دستی بر آن داشته باشند حقیقتی غیرقابل انکار پیرامون شخصیت ایشان است. صاحبنظری – در حد صاحب سبک بودن – در زمینههای مختلف فقهی، ادبی، هنری، رجالی، تفسیری، حدیثی، تاریخی، مدیریتی، سیاسی و اقتصادی و آشنایی نزدیک و جدی با سایر علوم جدید و قدیم امری کاملاً مغفول و به حاشیه رفته در زندگی این دردانه تاریخ معاصر است.
اینکه به گواهی تمامی آشنایان با معظم له – چه دوست و چه دشمن – ایشان در هر زمینهای از علوم و فنون صاحب ایده برتر و راه برنده بوده و ظرافت و تیزبینی ایشان به مراتب از تمامی مشاوران، برجستگان و فعالان مرتبط با این موضوعات برتر و والاتر است، امری عینی و ملموس و منطبق با شواهد مثال متعدد و متواتری است. حتی احاطه و وابستگی ذاتی ایشان به نقاط جغرافیایی مختلف ایران از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب کشور، خود حاکی از آن است که این گوهر درخشان انقلاب اسلامی، از سوی خداوند تعالی برای هدایت امور کشور صاحب چنین برجستگیهایی گشته است.
اعتراف دشمنان به عمق نگاه رهبری
این است که دشمنان امروز و در زمان حیات معظم له – که انشاءالله تا ظهور منجی عالم بشریت ادامه یابد – زبان به اعتراف گشوده و اعلام میدارند که «هیچ نقطه حتی خاکستری – و نه سیاه – در زندگی معظم له نمیتوان یافت» و اگر «{امام} خمینی امروز سر از مرقد خود برمیداشت بر چنین هدایتگری که توسط ایشان در انقلاب اسلامی صورت گرفته هزاران بار آفرین میگفت».
ب: ابعاد مدیریتی و راهبری
در شناخت ابعاد مدیریتی و راهبری امام راحل و مقام معظم رهبری، بدون تردید افقنماییها و نیز راهبریهای این دو رهبر برجسته از درجه اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. به دیگر عبارت ایشان نه تنها در مدیریت خود، نقطه نهایی را به بشر نمایان میسازند که علاوه بر آن، خود آنان نیز همچون پیامبران الهی – دست امتها را گرفته، یکییکی موانع را تبدیل به فرصت عبور ساخته، هدفهای میانی و ابتدایی را گذرانده و جهت حرکت را «اَناً فاَناً» به سمت هدف نهایی هدایت ساختهاند.
ویژگیهای گفتمانسازی
در این بین نوع گفتمانسازیهایی که این بزرگواران برای راهبری نسل جدید داشتهاند از اهمیت ویژهای برخوردار است. این گفتمانها از چند ویژگی برخوردار است. اولاً وام گرفته از هیچ یک از مکاتب دیگر نبوده ضمن آنکه نافی مبارزات آنان هم نیست اما از ویژگی برخورداری از دست برتر نیز بهرهمند است.
ثانیاً این گفتمانها مبتنی بر تمامی داشتههای بومی اسلامی – ایرانی بوده و تکیه بر استعداد ذاتی بومی و تقویت آنان میکرده است و ثالثا این گفتمانها جامعه نخبه و خواص را مدنظر داشته اما ثقل آن تکیه بر عموم جامعه بوده و برای عموم نیز کاملاً قابلیت فهم و درک و اجرا داشته است.
و رابعاً آنکه تمامی اجزای این گفتمانسازیها، مبتنی بر اصول اساسی انقلاب اسلامی و ناظر بر اهداف ابتدایی، میانی و عالی انقلابی بوده، یا در جهت شتابگیری روند حرکت به سمت اهداف و یا در جهت زدودن موانع موجود در میان راه، طراحی و ترویج شده است. در این خصوص به موارد متعددی به عنوان شاهد مثال میتوان اشاره نمود.
حضرت روحالله(ره) در مدیریت جامعه اسلامی سبکی نو و مستنبط از اصول فقهی و نقلی شیعه به نام «ولایت فقیه» استخراج و اجرایی نمود که بیشک در شناخت اندیشه مدیریتی ایشان از جایگاه برجسته و والایی برخوردار است. سبکی که منطبق بر تقوا و عدالت بوده، ارتباط امت و امام را در جامعه توثیق کرده و تمامی بنبستهای متصوره در نظام اسلامی را به راحتی رفع عیب و دفع سد میکند.
گفتمان ولایت فقیه همچنان متحیرکننده
گفتمان ولایت فقیه از جمله برجستهترین گفتمانهایی است که ابعاد آن همچنان – علیرغم گذشت قریب چهار دهه از طرح و اجرای آن – از سوی دشمنان و دوستان باعث شگفتی بوده و قدرت اجرایی آن خارج از تصورات روزمره عقلی است. این گفتمان گرچه ذاتاً تأسیسی نبود بلکه حضرت روحالله آن را از میان متون و سیره استخراج نموده اما در نوع تعامل با مقوله «جمهوریت» کاملا تأسیسی و ابداعی است.
سایر گفتمانها و نهادهای تضمینکننده آن
همچنین گفتمانسازیهای متعدد دیگری از سوی امام راحل تأسیس و تبلیغ شد که با واژهسازیهایی از سوی ایشان پیگیری میشد. گفتمان «انقلاب اسلامی»، «اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی»، «اسلام مرفهین بیدرد و اسلام پابرهنگان و مستضعفین»، «اسلام قاعدین و زرسالاران و اسلام کوخنشینیان»، «جنگ فقر و غنا» و «برائت از مشرکین» و دهها نمونه دیگر از جمله گفتمانهایی بوده است که اولاً مسیر اصلی انقلاب را برای دوستان روشن ساخته ثانیاً اتمام حجتی برای مذبذبین و مرددین بوده و ثالثاً موج فراگیر انقلابی ناشی از آن، باعث رشد و بالندگی جامعه و پیشروی انقلاب در مسیر اصلی شده است.
همچنین تأسیس نهادهایی انقلابی برخواسته از این گفتمانها نظیر بسیج، شورای نگهبان، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران، کمیته امداد، نهضت سوادآموزی به جهت پیشبرد اهداف عالیه انقلاب اسلامی توسط بنیانگذار انقلاب اسلامی ناشی از عمق و ژرفای اندیشهای او در اعلام و تثبیت گفتمانهای مؤثر و پیشبرنده تلقی میشود.
گفتمانسازیهای تاسیسی رهبری
مقام معظم رهبری – مدظلهالعالی – نیز دقیقاً به همان سبک و روش – البته ضمن برخورداری از ویژگیهای خاص زمانی و مکانی – در طول بیست و دو سال گذشته به گفتمانسازی تأسیسی برای پیشبرد انقلاب همت ورزیده و در این راه حتی با واژهسازیها، خط را مشخص و دشمنان نفوذ کرده در میان دوستان را رسوا ساختهاند.
طراحی و اهتمام نسبت به گفتمانهایی نظیر گفتمان «خودی و غیرخودی»، «اصلاحات آمریکایی و اصلاحات حقیقی»، «مردمسالاری دینی»، «تهاجم، شبیخون و ناتوی فرهنگی»، «استعمار فرانو»، «عوام و خواص حق و باطل»، «ضرورت افزایش بصیرت در جامعه»، «مبارزه با فتنه»، «مبارزه با مفاسد اقتصادی»، «رفع فقر، فساد و تبعیض»، «مبارزه با نوکیسهها و ثروتهای بادآورده»، «نفی قانوندانان قانونشکن»، «جنبش عدالتخواهی» و... هر کدام دقیقترین نقطه ضعف و بزرگترین مانع پیشرفت جامعه را شناسایی و مورد هدف قرار داده است.
همچنین طراحی گفتمانهایی نظیر «به راهاندازی کرسیهای آزاداندیش در حوزه و دانشگاه»، «اصولگرایی»، «نهضت نرمافزاری و تولید علم»، «بسیج سازندگی»، «جذب حداکثری و دفع حداقلی»، «جنگ نرم و تعیین وظایف افسران و فرماندهان مقابله با این جنگ»، «خدمت بیمنت و نوکری مردم» و... از جمله گفتمانهایی است که هر کدام بخشی از احتیاجات جامعه برای پیشروی به سمت اهداف انقلابی را تأمین کرده و سهم قابل توجهی برای روشن کردن جهت اصلی حرکت ملی ایفا نموده است.
نظاممندی گفتمانها
از سوی دیگر نظاممند شدن گفتمانهای ترویجی و تبلیغی و اجرایی از سوی رهبری معظم انقلاب وجه برجسته دیگر ایشان در تضمین ثبات و استقرار آنها در جامعه است. نامگذاریهای سالیانه که جهت کلی حرکت ملی را روشن ساخته و تاکنون تحت عناوین مختلف «وجدان کاری و انضباط اجتماعی، انضباط اقتصادی، کار سازنده، مقابله و مبارزه با اسراف از سوی دولت و ملت، صرفهجویی، امام خمینی(ره) امیرالمومنین(ع)، اقتدار ملی و اشتغالزایی مولد، عزت و افتخار حسینی(ع)، نهضت خدمترسانی، پاسخگویی، همبستگی ملی و مشارکت عمومی، پیامبر اعظم(ص)، اتحاد ملی و انسجام اقتصادی، نوآوری و شکوفایی، حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف، همت و کار مضاعف و جهاد اقتصادی» از سال 73 تاکنون مطرح شده، از جمله این قاعدهمند شدنها است.
ضمن آنکه تعیین چارچوب نظری برای ادامه مسیر مبتنی بر اندیشههای اسلامی – ایرانی همچون ایده برگزاری جلسات راهبردی طراحی و تدوین الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت و نیز تعیین نام دهه چهارم انقلاب با نام دهه پیشرفت و عدالت، حاکی از برنامهریزی جدی و افقنمایی راهگشای رهبری برای حرکت آینده ایران اسلامی است. این به خوبی نشان میدهد که معظمله برای شتاببخشی لازم به حرکت انقلاب از یکسو و جهتدهی این شتاب به سمت اهداف بلند انقلابی از سوی دیگر، راهبردهای مشخصی را مدنظر داشته و آنان را یکی پس از دیگری مطرح و ترویج میسازند.
آیندگان و دریافت ژرفای عمیق گفتمانها
گو آنکه رسیدن به اهداف موردنظر طرح شده از جانب ایشان عموماً با دعواهای ساختگی سیاسی به تعویق میافتد اما با گذشت سالیان سال از طرح چنین گفتمانها و ایدههایی روشن میشود که ابعاد ناشناخته تأکیدات رهبری معظم تا چه حد صحیح و موشکافانه بوده و البته درک ژرفای عمیق آن محتاج گذشت بیش از پیش زمان است.
خدای تبارک و تعالی و حضرت ولیالله الاعظم ارواحنا فداه را بابت اعطای چنین برجستگانی به جامعه اسلامی خود سپاس گفته و از آنان توفیق شکر چنین نعماتی را خواهانیم و در آخر به فرموده قرآن استناد میکنیم که: «الله اعلم حیث یجعل رسالته».