تاریخ انتشار : ۲۸ آبان ۱۳۹۲ - ۰۶:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۶۲۶۴۲
استحاله برخی اصولگرایان و عدول از مبانی و معیارها در گفت‌وگوی «جوان» با اسماعیل کوثری

مجلس نهم را اصولگرایان تشکیل می‌دهند

محمد اسماعیلی - مقدمه: عملکرد برخی افرادی که در انتخابات مجلس هشتم در لیست 6+5 قرار گرفتند و به نام اصولگرایی وارد مجلس شورای اسلامی شدند، همواره مورد انتقاد جدی بسیاری از سیاسیون و دلسوزان انقلاب بوده است. افرادی که در فتنه 88 هم اصرار داشتند که نظام باید اجازه اعتراض را در کف خیابان‌ها به اغتشاشگرها و ضد انقلاب‌ها بدهد یا در برهه‌های مختلف و از جمله پروژه کشته‌سازی گام‌به‌گام با فتنه‌گران علیه نظام اقداماتی را صورت دادند. برخی از این افراد حتی ستاد اصولگرایان حامی میرحسین به راه انداختند و همه همت خود را بر این گماشتند تا بلکه گزینه مورد نظر ضد انقلاب، ملی مذهبی‌ها و... رأی بیاورد. امروز هم در آستانه ارائه لیست مجموعه 8+7 برای انتخابات مجلس نهم بحث بر سر این است که آیا این افراد می‌توانند در لیست اصولگرایان قرار بگیرند یا نه. یکی از مواردی که باعث افتراق جبهه پایداری از مجموعه 8+7 شده است همین نکته است که ساکتین فتنه نمی‌توانند در سازوکار اصولگرایان نقش محوری داشته باشند یا بسیاری از مردودین نباید در لیست اصولگرایان جایی داشته باشند. اسماعیل کوثری، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه دلیل این رویکرد را عدم موقعیت‌شناسی افراد و واقع‌بینی آنها می‌داند. آنچه در پی آمده است گفت‌وگوی «جوان» با نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی است.

* مدت‌هاست آقای مطهری به دنبال سؤال از رئیس‌جمهور است اما موفق به این کار نشده، اصرار چندین ماه ایشان به چه دلیل است و شما نفس کار را قبول دارید؟

** سؤال کردن از رئیس‌جمهور و وزرا حق قانونی نمایندگان مجلس شورای اسلامی است و کسی نمی‌تواند مانع این بشود که نمایندگان از رئیس‌جمهور سؤال را مطرح نکنند، چرا که این به عنوان یک حق پذیرفتنی برای نمایندگان به شمار می‌آید اما ما باید در کنار این حق، مسائل دیگری را هم در نظر بگیریم. چه خوب است که ما در کنار حق قانونی مثل سؤال  از رئیس‌جمهور، شرایط کشور و مصلحت جامعه و نظام را هم در نظر بگیریم. اگر یک موضوع به ذهن بنده برسد نباید به دنبال آن باشم که هر طور شده آن را به سرحد هدف برسانم و به آن جامه عمل بپوشانم، شاید تلقی من نزدیک به واقعیت نباشد در دید دیگران و نباید اینطور باشد که نظر هیچ‌کس را قبول نکنیم.

بحث سؤال آقای مطهری هم به چند ماه اخیر برنمی‌گردد بلکه به سال گذشته بر می‌گردد، همان موقع هم ایشان از ما درخواست داشت که سؤال از رئیس‌جمهور را امضا کنیم. ما هم به ایشان گفتیم که حق طبیعی و قانونی شماست که این کار را انجام دهید اما شرایط این کار مساعد نیست، مقطع کنونی مقطع حساس و خاصی است. دشمن در حال دشمنی کردن و توطئه‌چینی‌های مختلف است و شرایط داخلی هم مهیای چنین کاری نیست.

ما به ایشان گفته‌ایم که باید اهم و فی‌اهم بکنیم و آقای مطهری این موضوع را مدنظر قرار نداده‌اند و به خاطر همین است که به نتیجه‌ای نرسیده‌اند و بعد از یک سال و نیم هنوز نتوانسته‌اند سؤال از رئیس‌جمهور را مطرح کنند.

ما هم با بخشی از نظر آقای مطهری مبنی بر تخلفات دولت و به قانون عمل نکردن این قوه معتقدیم اما ایشان هم دلایل خاص خودش را دارد یعنی به صورتی است که همه چیز آن را نمی‌شود بیان کرد. مثلا ما در موضوع دو میلیارد دلاری را که محور اختلاف دولت با شهرداری‌هاست و در مورد مترو است، قبول داریم و به آن نقد هم داریم و بنده و آقای آقاتهرانی و آقای چمران هم حضوراً پیش آقای احمدی‌نژاد رفتیم و گزارشی که رئیس مترو داده بود و به تأیید آقای قالیباف رسیده بود را به ایشان دادیم.

هرچند آقای احمدی‌نژاد هم نظرات خود را داد اما قرار شد که ایشان موضوع و گزارشی را بررسی کند و جوابش را به ما بدهد اما هنوز هم پاسخی از سوی آقای احمدی‌نژاد به دست ما نرسیده است. ما در همان زمان موضوع را که پیگیری کردیم، پی بردیم که اساساً لایحه در اینجا از سوی مجلس مطرح نبوده است و موضوع در حد یک طرح بوده است. رهبر معظم انقلاب هم بارها بر این موضوع تأکید داشته‌اند که هماهنگی و همدلی لازم بین دستگاه مجریه و قانونگذاری به عمل بیاید و آنچه به عنوان قانون مدون شده است، دولت به آن پایبند باشد اما متأسفانه در برخی اوقات خلاف مطالبه معظم‌له را می‌بینیم که البته مختص این دولت هم نیست.

به هر حال اگر متقاضیان رأی از رئیس دولت به 74 رأی برسد رئیس‌جمهور ملزم است در مجلس حضور پیدا کند و به سؤالات نمایندگان پاسخ بدهد اما اگر یک نفر هم از این 74 نفر کم شود و به 73 نماینده برسد امکان طرح سؤال و حاضر شدن رئیس‌جمهور در صحن مجلس نخواهد بود. ما اصل کار را قبول داریم و به برخی از دلایل آن هم اعتقاد داریم اما شرایط و زمینه کافی برای انجام چنین کاری وجود ندارد. اگر امضاکنندگان خود حاضر به سؤال از رئیس‌جمهور نباشد و بعد از چند ساعتی امضا خود را پس بگیرند دیگران را نباید مقصر بدانیم چرا که خود آنها از این کار پشیمان شده‌اند و ارتباطی به شخص یا گروهی ندارد.

برخوردهای امثال آقای مطهری که با اسم اصولگرا در مجلس حضور پیدا کرده‌اند، دو شکل دارد. یک زمان این افراد موضوعاتی را در راستای اصول و مبانی مطرح می‌کنند که این منافاتی با معیارهای اسلامی و انقلابی ندارد اما به شدت ایده‌آل و آرمانی است و امکان صورت‌پذیری و پیاده شدن ندارد.

یعنی اگرچه در راستای اهداف و خواسته‌های انقلابیون و دلسوزان است اما قابلیت اجرا ندارد. این افراد در واقع سابقه کار اجرایی را در برخی از مسائل ندارند و بیشتر دست به تئوری‌پردازی می‌زنند و مسائلی را مطرح می‌کنند که امکان صورت‌پذیری آن به هیچ عنوان وجود ندارد. با طلب کردن برخی خواسته‌ها که کاری از پیش نمی‌رود، ما باید دید واقع‌بینانه نسبت به موضوعات داشته باشیم و نگاهی واقع‌‌بینامه جز با در نظر گرفتن شرایط و بستر روز کشور به وجود نمی‌آید.

یکی از شاخصه‌های اصولگرایی هم دید واقع‌بینانه و مبتنی بر آگاهی نسبت به موضوعات مختلف است که باید همیشه مورد توجه باشد. این خصیصه باعث شده که بسیاری از دوستان اصولگرا نسبت به برخی از رویکردهای این افراد که به اسم اصولگرا در مجلس حضور پیدا کرده‌اند، انتقاد داشته باشند و از جمله مصادیق آن هم موضوع سؤال از رئیس‌جمهور است. برخی از کسانی که مدعی اصولگرایی هستند حاضر نیستند واقعیت‌ها را ببینند و فقط می‌خواهند با شعار اهداف را جلو ببرند و این نمی‌تواند برای کشور و جامعه خیلی مفید باشد.

* آقای کوثری براساس چه شاخصه‌هایی آقای مطهری و دیگر اصولگرایان که انتقادات زیادی از عملکرد آنها در مجلس وجود دارد در لیست 6+5 قرار گرفتند و از جمله نماینده‌های اصولگرا به مجلس راه یافتند چرا که از نحوه حضور برخی از اصولگرایان در آن لیست انتقادات بسیاری بعدها به وجود آمد؟

** باید عرض کنم که آقای علی مطهری به پیشنهاد و به اصرار شخص آقای احمدی‌نژاد در لیست اصولگرایان یا همان 6+5 قرار گرفت. آقای مطهری از طرف «رایحه خوش خدمت» به 6+5 پیشنهاد شد و آقای احمدی‌نژاد اصرار زیادی داشتند که ایشان در این لیست قرار بگیرد. حتی آن زمان هم بسیاری می‌گفتند که آقای مطهری شناختی از کارهای این‌چنین و کارهای اجرایی ندارند اما ایشان به دلایلی این موضوع را نمی‌پذیرفت و همچنان بر عقیده خود پایدار بود. حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری یکی از موضوعات اصلی روش اداره کشور را بحث عقلانیت می‌دانند که باید همه سیاسیون و نخبگان جامعه آن را در نظر بگیرند.

همه اصولگرایان باید این ویژگی‌ها را مورد توجه قرار بدهند و سعی کنند در تمام مقاطع آن را به عنوان موضوعی اصلی مورد توجه قرار بدهند. به هر روی انتخاب و در لیست قرار گرفتن آقای مطهری از سوی «رایحه خوش خدمت» صورت گرفت اما انتخاب آقای کاتوزیان از طرف جمعیت رهپویان و جمعیت ایثارگران و این تشکل بودند که نام آقای کاتوزیان را در لیست اصولگرایان قرار دادند. مطرح شدن آقای سیدرضا اکرمی هم توسط «حامیان امام و ولایت» صورت گرفت.

یکی از دلایل اینکه آقای احمدی‌نژاد از مطهری حمایت کردند و به هر نحو ایشان را در لیست قرار دادند، این بود که آقای مطهری در دوره اصلاحات انتقاداتی را نسبت به عملکرد و رویکرد مذهبی این دولت وارد دانست؛ در کنار این ایشان پسر شهید مطهری بودند و این هم یکی از دلایل مهم به حساب می‌آید. دلیل دیگری می‌تواند این باشد که ایشان شخصی دانشگاهی به حساب می‌‌آمدند. اما این دلایل به عقیده بنده باعث انتخاب آقای مطهری شد اما باید دلایل اصرار را به صورت کامل و دقیق از خود دکتر احمدی‌نژاد سؤال کرد.

* دلیل تناقض رفتار و دوگانگی شخصیت برخی از اصولگرایان که دلسوزان و فعالان سیاسی نسبت به عملکرد آنها انتقادات زیادی دارند چه می‌تواند باشد؟

** همانطور که عرض کردم موقعیت‌شناس نبودن این افراد یکی از دلایل مهم در این رابطه به حساب می‌آید. اینکه افراد با نگاهی واقع‌بینانه با موضوعات مختلف برخورد نمی‌کنند می‌تواند آنها را در برخی موارد به اشتباه بیندازد.

این افراد سابقه مدیریتی و انجام کارهای اجرایی را هم نداشته‌اند و این خود بسیار تأثیرگذار است در نحوه ورود آنها به مباحث و مسائل گوناگون. به عقیده بنده نماینده مردم در مجلس باید مدت‌ها کار اجرایی انجام داده باشد و با این حوزه به صورت کامل آشنایی داشته باشد.

کسانی که سابقه کار اجرایی را داشته‌اند و از نزدیک با مشکلات و موانع کار اجرایی آشنا هستند بهتر می‌توانند کار قانونگذاری را انجام دهند و یقیناً قوانینی را تصویب می‌کنند که قابلیت اجرا داشته باشد. این افراد حساسیت بیشتری را در تصویب قوانین صورت می‌دهند و می‌توانند دولت و قوه مجریه را در بسیاری از امور یاری برسانند و موانع کار اجرایی را از سر راه بردارند.

* بسیاری معتقدند اگر افرادی به نام اصولگرایان مجلس، ستاد اصولگرایان حامی میرحسین تشکیل دادند و در مقاطع مختلف به صورت صریح و علنی از سران فتنه و فتنه‌گران حمایت کردند، دلیلش آن است که 6+5 حساسیت لازم را در انتخاب افراد نداشته است و همین رویه هم در 8+7 در حال انجام است و ممکن است به بسیاری از اتفاقات در آینده ختم شود، نظر شما چیست؟

** اینکه ما باید در آن سازوکار 6+5 تجدیدنظر کنیم و حساسیت بیشتری به خرج بدهیم که محرز و لازم است. اما باید این را هم مدنظر قرار بدهیم که انتخاب افراد در آن زمان هم با توجه به رویکرد و فعالیت آن افراد در آن برهه از زمان بوده است و انتخاب‌کنندگان نمی‌توانسته‌اند حدس بزنند که در آینده این انتخاب‌شوندگان چه رویکردی را در قبال موضوعات مختلف خواهند گرفت.

6+5 تا آنجا تشخیص داده است که این افراد می‌تواند مؤثر باشد اما زمانی که در بطن کار قرار گرفته است عملکرد مناسبی نداشته و متأسفانه بسیاری از افراد اینگونه عمل کرده‌اند. یعنی موقعی که مسئولیت گرفته و در رأس قرار گرفته‌اند از مواضع گذشته خودشان عدول کرده‌اند.

البته بخش اعظم این نوع کارکرد به وجدان خود افراد برمی‌گردد. این پیش آمده است اما باید در آینده که انتخابات اخیر را هم در بر می‌گیرد تجدیدنظر کامل صورت بگیرد و حساسیت‌های بیشتر را لحاظ کنند و کاندیدای لیست اصولگرا را با دقت نظر بیشتری انتخاب کنند. البته این حساسیت باید در جبهه پایداری و کمیته 8+7 به صورت مجزا صورت بگیرد.

* افرادی را که در مقاطع مختلف مواضع قابل بحثی را گرفته‌اند و حساسیت‌های بدنه اصولگرایی را برانگیخته‌اند، می‌توانیم نواصلاح‌طلبان بدانیم؟

** نه به این سادگی نمی‌توان گفت بنده اصلاح‌طلبی را قبول ندارم و آن را در خارج از چارچوب نظام می‌دانم چرا که یک موقع می‌گویم اصلاح‌طلبی در چارچوب قانون و نظام جمهوری اسلامی ایران و زیر چتر ولایت که این بسیار خوب و مفید است. اما آن چیزی که در زمان دولت دوم خرداد و اصلاح‌طلبان شکل گرفت چیزی خلاف بر این بود و بنده اصلاً آن را قبول ندارم چرا که آن چیزی خلاف بر مواردی بود که اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی آن را قبول داشت. آن اصلاح‌طلبی چیزی به جز وابستگی به غرب و بیگانگان نبود و برخاسته از کتاب موج سوم هانتیگتون بوده است. افرادی که امروز عده‌ای آنها را نواصلاح‌طلبان می‌دانند، برداشت درستی از موقعیت و اجتماع و اوضاع کشور ندارند و به همین دلیل در بسیاری از جاها به اشتباه می‌افتند.

* به نظر شما 8+7 یا همان جبهه متحد اصولگرایان چه سازوکاری را باید ترتیب دهد تا افراد در لیست اصولگرایان در تمام دوره نمایندگی خود را ملزم به پاسخگویی به این جبهه بدانند و از چارچوب و اصول حاکم بر قشر اصولگرایی عدول نکنند؟

** افرادی که در لیست اصولگرایان قرار می‌گیرند باید نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشند اما چون ما به صورت یک حزب منسجم و طولانی‌مدت کار نمی‌کند و عملاً این کار صورت‌پذیرفتنی نیست، چرا که فعالیت جبهه متحد اصولگرایان مقطعی است و با بسته شدن انتخابات نیز مختومه می‌شود. مردم ما هم این نوع فعالیت طولانی‌مدت را نمی‌پذیرند چرا که احزاب طولانی‌مدت به سمت منافع شخصی و گروهی کشیده می‌شوند و از منافع عمومی و جامعه دور می‌شوند. لذا مردم نشان داده‌اند که احزاب طولانی‌مدت جایگاهی مناسب سیاسی در اجتماع ندارند.

لذا امکان چنین چیزی وجود ندارد که افراد نسبت به کمیته اصولگرایان پاسخگو باشند چرا که مقطعی شکل گرفته است و با شناختی خاص افراد را در لیست قرار می‌دهند و مردم هم اطمینان می‌کنند و رأی می‌دهند اما زمانی که در رأس قرار گرفتند دچار دگرگونی می‌شوند و از آن اهداف و معیارها فاصله می‌گیرند، البته این تا حدودی هم طبیعی است و البته این در انقلاب هم سابقه داشته است چرا که کسانی بودند که برای حضرت امام(ره) و اسلام سینه چاک می‌کردند اما به مرور تغییر رویه دادند و در مقابل امام(ره) و افکار و اهداف آرمانی ایشان قرار گرفتند که البته شاید دلیل بخشی از آن به این خاطر بود که به نان و نوایی یا منصبی نرسیده بودند. ما دیده‌ایم که بسیاری از افراد که زندان رفته انقلاب بودند و در بسیاری از مواقع خوب عمل می‌کردند امروز در مقابل حرکت و گفتمان انقلاب اسلامی قرار گرفته‌اند و دچار دگردیسی شده‌اند.

* آقای هاشمی رفسنجانی هم در طول هفته گذشته خواهان آن شده است که رأی مردم تزئینی نباشد و در انتخاب افراد کارگر و مؤثر باشد، شما مواضع آقای هاشمی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

** ما باید احترام برای رأی مردم قائل باشیم چرا  که رأی آنها همیشه در طول سی و چند ساله انقلاب مؤثر بوده است و در انتخاب‌های مختلف تأثیرگذار. اینکه تا زمانی ما رأی مردم را صحیح و درست به حساب بیاوریم که به ما رأی بدهند و در صورتی که ما را انتخاب نکردند آن را زیر سؤال ببریم درست نیست. اینکه اگر ما در انقلاب و حرکت نظام از سوی مردم جایگاهی داشته باشیم، حرکت نظام را خوب و ارزنده به حساب بیاوریم و اگر در رأس نباشیم آن را زیر سؤال ببریم خیلی درست و معقولانه نیست.

ما بچه رزمنده‌ها این مواضع را به هیچ عنوان نمی‌پسندیم. ما باید این را بپذیریم که روزی جوان‌ها باید در جایگاه گذشته ما قرار بگیرند و ما باید در حد توان به آنها کمک کنیم تا این راه (راه انقلاب) تداوم پیدا بکند نه اینکه بگویم چون روزی ما همه‌کاره بوده‌ایم باید همه چیز تا ابد در اختیار ما قرار بگیرد.

ما باید فضا را باز کنیم برای حضور جوان‌‌ترها. اگر چند دوره مسئولیت را در اختیار داشته‌ایم را فراموش کنیم و فرصتی را برای نخبگان و جوان‌ترها که پرشورتر و قدرت بیشتری از لحاظ جسمانی و فکری دارند قرار بدهیم.

* هدف آقای هاشمی از بیان اینگونه مواضع چه می‌تواند باشد؟ آیا می‌توان اهداف ایشان را با جریان اصلاح‌طلبان یکی دانست؟ چرا که این جریان در طول سال‌های گذشته اصل انتخابات را مورد خدشه قرار داده است.

** با اینکه بنده برای آقای هاشمی احترام زیادی قائل هستم چرا که زحمات زیادی قبل و بعد از انقلاب کشیده‌اند اما اینکه ما مدعی باشیم چرا که یک روز مسئولیت‌هایی را داشته‌ایم این خیلی عاقلانه و مفید نیست چرا که مردم هستند که انتخاب می‌کنند و ما باید به نگاه و نظر مردم احترام بگذاریم. هدف ایشان را باید از خود ایشان سؤال کنیم اما نمی‌توان میزان تأثیرپذیری آقای هاشمی را از خانواده ایشان نادیده گرفت. اینکه آقای هاشمی با جریان اصلاح‌طلب بسته است، هیچ جای شکی نیست.

رابطه و تعامل آقای هاشمی در طول چند سال اخیر با اصلاح‌طلبان قابل کتمان نیست مخصوصاً در انتخابات سال 88 آقای هاشمی در طول دوران حاکمیت اصلاح‌طلبان انتقادی به نوع عملکرد و فعالیت آنها نداشت و در اغتشاشات سال 88 هم به هر نحو ممکن از کمک‌رسانی و یاری جریان فتنه کوتاهی نکرد الان هم از حمایت این گروه دست برنمی‌دارد و اهدافش با این جریان یکی است.

مواضع آقای هاشمی در مورد انتخابات و زیر سؤال بردن اصل آن با فعالیت‌های اصلاح‌طلبان در طول سال‌های گذشته که انتخابات را زیر سؤال می‌برند، یکی است و در همان راستا می‌توان آن را ارزیابی کرد. اما بعد دیگر قضیه این است که اصلاح‌طلبان هیچگاه با مردم روراست نبوده‌اند، مثلاً در سال‌های گذشته که تمام اختیارات قوای مجریه و مقننه را داشتند و تمام امکانات و بسترها را در اختیار داشتند از آن برای ارتقای سطح زندگی مردم جامعه استفاده نکردند و تمام آنها را برای ایجاد انحراف در جامعه و نظام به کار گرفتند.

همین رویکرد اصلاح‌طلبان باعث رویگردانی مردم از آنها شد و علت اینکه مردم دیگر به آنها اقبالی نشان نمی‌دهند و در طول انتخابات اخیر به کاندیدای آنها رأی نمی‌دهند نیز همین نکته است. مردم تشخیص داده‌اند که اصلاح‌طلبان را نباید در جایگاه‌های مختلف قرار بدهند و این موضوع باعث شده است که این جریان که قبل از انتخابات اصل آن را مورد خدشه قرار می‌دهند و حتی شرط و شروط برای ورود به آن قرار می‌دهند و پس از آنکه مشخص شد مردم دست رد به سینه آنها زده‌اند، رأی حاصله را بر نمی‌تابند و آن را زیر سؤال می‌برند نمونه واضح آن هم انتخابات سال 88 بود که قبل از برگزاری انتخابات سعی داشتند با تشکیل کمیته‌ای به نام کمیته صیانت از آرا جو مسمومی را به وجود بیاورند و پس از اعلام نتایج هم کشور را تا مدت‌ها در آتش فتنه و اغتشاش سوختند.

* پس به عقیده شما مواضع آقای هاشمی هدفمند و هماهنگ شده با اصلاح‌طلبان است؟

** بله، قطعاً همین‌طور است. بالاخره آقای هاشمی می‌خواهند روی تمام جریانات تأثیرگذار باشد و البته خود را محصور در یک جریان یا یک جناح نمی‌داند.

* ترکیب آینده مجلس را چگونه می‌بینید؟

** اکثر ترکیب آینده مجلس یقیناً اصولگراست. در دوره آینده مجلس شورای اسلامی با کسب تجربیات هشت دوره گذشته باید سعی در رفع معایب و تقویت محاسن مجلس نهم کنند. مجلس هشتم به‌رغم تمام فراز و نشیب‌ها نمره قبولی گرفته است اما به هر حال غالب مجلس نهم را هم مثل مجلس هشتم اصولگرا می‌دانم.

انتخابات مجلس نهم نسبت به انتخابات گذشته از حساسیت بالایی برخوردار است چرا که اولین انتخابات پس از فتنه 88 است و بسیاری به دنبال میزان مشارکت مردم در انتخابات هستند از طرفی وضعیت بیداری اسلامی و در نهایت جایگاه جمهوری اسلامی در صحنه بین‌الملل و از طرف دیگر بحث ایجاد دولت و مجلس اصولگرا برای کشور بسیار مهم است. چون به هر حال در طول این مدت دولت و مجلس اصولگرا توانسته‌اند کارهای بزرگی را انجام دهند.

در این دوره همچنین با فعالیت‌های گسترده جریان انحرافی و اصلاح‌طلبان برای کسب کرسی‌های مجلسی روبه‌رو هستیم تمام این موارد نشان‌دهنده حساسیت انتخابات اخیر است. در مورد وحدت اصولگرایان هم بنده بسیار خوشبین هستم که این رایزنی‌ها به ثمر بنشیند و جریان اصولگرا با وحدتی حداکثری در انتخابات حضور پیدا کند و ان‌شاءالله با یک لیست واحد وارد عرصه انتخابات شود.

* یکی از موضوعاتی که بسیار در مورد آن بحث می‌شود، موضوع وارد شدن طیف خاکستری جریان فتنه و انحرافی به مجلس نهم است چرا که عدم شناخت کافی مردم به رأی‌آوری آنها منجر خواهد شد، شما حضور این افراد را چقدر احتمال می‌دهید؟

** بنده معتقدم این افراد جایگاه ندارند و اصولگرایان قطعاً در لیست مشترک خواهند بود و اجازه نخواهند داد کسانی در لیست حضور داشته باشند که با فتنه‌گران و انحرافیون ارتباط و تعامل و همسویی داشته باشند. یقیناً بهترین‌های اصولگرا در لیست جای خواهد داشت و این تلاش‌های اصلاح‌طلبان و جریان انحرافی را از بین خواهد برد. بنده نسبت به حرف خودم اعتقاد کامل دارم و آن را بر اساس اطلاعاتی که در اختیار دارم می‌زنم نه براساس احساسات.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات