* در دولت آقاي روحاني به شما پستي پيشنهاد شده است؟
** فعلا كه نه.
* انتصابهاي آقاي روحاني را تاكنون چگونه ارزيابي ميكنيد؟
** آقاي روحاني همانطور كه اعلام كردند، نميخواهند ديگر راه آزمايش و خطا در اين كشور ادامه پيدا كند و از نيروهاي متخصص و با تجربه كشور بايستي استفاده شود. دقيقا در همين چارچوب شعاري كه مطرح كردهاند در حال چينش نيروهاي خودشان هستند. به هر حال آنچه كه ما اكنون ميبينيم اين است كه كساني كه تاكنون انتخاب شدهاند جزء نامبروانهاي كشور هستند. اين افراد غالبا جزء نيروهاي طراز اول هستند و سوابق بسيار خوبي دارند. ايشان كساني را دعوت به همكاري نكردهاند كه تجربه مثبت داشتهاند.
آقاي روحاني سعي كردهاند كساني را انتخاب كنند كه تجربههاي قابل قبولي دارند. يك بحث ديگري هم در اين موضوع وجود دارد كه آن برميگردد به ديدگاه سياسي افراد انتخاب شده. به نظر ميرسد كساني كه انتخاب شدهاند با ديدگاه جناحي انتخاب نشدهاند. يعني كساني كه تاكنون در پستهاي مختلف گمارده شدهاند هم از اصلاحطلبان هستند و هم از اصولگرايان معتدل. ايشان در زمان تبليغات انتخاباتيشان گفتند كه مشكلي با اصلاحطلبان و اصولگرايان معتدل ندارند و از هر دو طيف استفاده ميكنند.
الان هم در چارچوب همان وعده انتخاباتيشان عمل كردند. شايد برخي اصولگرايان به اين چينش انتقاد كنند و بگويند چرا بيشتر از اصلاحطلبان استفاده شده و اصلاحطلبان به آقاي روحاني انتقاد كنند كه چرا از اصولگرايان افرادي انتخاب شدهاند اما در مجموع از همان روز اول تبليغات آقاي روحاني اين موضوع را مشخص كردند كه از چه طيف افرادي ميخواهند استفاده كنند. البته با توجه به اينكه پايگاه حمايتي آقاي روحاني عمدتا اصلاحطلبان بودند از افراد اصلاحطلب بيشتري در كابينه استفاده شده است. اين پستهايي هم كه به برخي اصولگرايان سپرده شده به خاطر لطفي بوده كه ايشان به اصولگرايان داشتهاند. به نظر ميرسد آقاي روحاني اعتقاد به نزديك كردن نيروهاي اعتدالي دارند. اصولگرايان بايد بپذيرند كه در زمان تبليغات انتخابات اعتقاد چنداني به آقاي روحاني نداشتند.
* البته اصلاحطلبان هم بعضا در مورد برخي انتصابها مثل وزارت كشور و ارشاد انتقاد داشتهاند. اين انتقادات بجا بوده است؟
** همانطور كه عرض كردم پايگاه حمايتي اصلي آقاي روحاني اصلاحطلبان بودند و اصولگرايان حمايت چنداني از آقاي روحاني نكردند.
* ضمن اينكه آقاي دكتر، وزارت كشور وزارتخانه مهمي است كه به دست اصولگرايان سپرده شده است.
** بله، اصلاحطلبان انتقاداتي در مورد وزارتخانه كشور داشتهاند. اما در مورد وزارت ارشاد قضيه متفاوت است. آقاي جنتي اعلام نمودهاند كه راه آقاي خاتمي را ادامه خواهند داد و روش كار خود را مشخص كردهاند. يعني وي بر مدار اصلاحطلبي حركت خواهد كرد. در ارتباط با وزير كشور هم انصافا آقاي رحماني فضلي، فرد معتدلي هستند. اين درست كه ايشان جزء اصولگرايان ميباشند اما در مجموع ايشان جزء افراد اصولگراي خردگرا هستند. آقاي رحماني فضلي زماني كه در رياست ديوان محاسبات بودند با بيطرفي كامل (عليرغم اينكه دولت اصولگرا در راس بود) به حسابرسيهاي جدي در مورد دولت پرداختند و گزارشهاي نظارتي سر وقت منتشر شد. ديوان در زمان رحماني فضلي يك نظمي پيدا كرد. انسان بايد اين موضوع را در نظر داشته باشد و با نگاه جناحي نبايستي به افراد نگاه كنيم. اين درست كه آقاي رحماني فضلي اصولگرا بوده اما وي نگاه تندي به مسائل نداشته است.
* البته اصلاحطلبان سابقه مديريتي آقاي رحماني فضلي در زمان صدا و سيما را مدنظر قرار ميدهند.
** ما بايد با نگاه خود آقاي روحاني به داوري بنشينيم. ايشان گفتهاند كه از اصلاحطلبان و اصولگرايان معتدل استفاده خواهند كرد و اين منطق انتخاب آقاي رحماني فضلي بوده است.
* با توجه به فرمايش شما من ميتوانم بگويم اين مقدار پستهايي هم كه در اين دولت نصيب اصولگرايان شده نوعي لطف آقاي روحاني به اصولگرايان بوده است.
** هم لطف بوده و هم اينكه آقاي روحاني تشخيص دادند شرايط كشور شرايط خاصي است و بايستي از همه نيروها استفاده شود. احتمالا آقاي روحاني تلاش دارند نگاه نيروها را به يكديگر نزديك كنند. اما در كل اگر ما نگاه را براساس راي دادن قرار دهيم واقعيت اين است كه آقاي روحاني به اصولگرايان لطف كردهاند زيرا اصولگرايان به آقاي روحاني راي ندادند. حداقل اين است كه ما به شكل تشكيلاتي كسي را سراغ نداريم كه به روحاني راي داده باشد. جز اينكه برخي از اصولگرايان معتدل به شكل انفرادي تصميم گرفتند به ستاد روحاني كمك كنند. بنده خودم زماني كه در ستاد آقاي روحاني تردد داشتم آنجا افراد اصولگرايي را ميديدم كه ميآمدند و اعلام حمايت ميكردند. حتي اين افراد، فعال هم بودند اما نه با هويت حزبي و تشكيلاتي. اين افراد به صورت فردي و از سر دلسوزي براي كشور فعاليت ميكردند. آنها تشخيص داده بودند كه انتخاب آقاي روحاني منجر به پيشبرد منافع ملي ميشود.
* اين برداشت هم وجود دارد كه سپردن برخي پستها به اصولگرايان براي كاستن از بار مخالفتها و انتقادات بوده است. فكر ميكنيد چنين تفكري داشتند آقاي روحاني؟
** اگر چنين تفكري هم بوده به نظر من درست بوده است. دولت نياز دارد كه در يك فضاي مناسبي فعاليت كند. اما جدا از اين مسائل بنده عرض كردم كه آقاي روحاني به نزديك كردن نيروها اعتقاد دارند و اينكه نگاههاي جناحي باعث نشود توانمنديهاي افراد بيبهره بماند. اين روش دموكراتيك خوبي است كه حتي با جناحي كه در انتخابات پيروز نشده است رفتاري شود كه احساس پيروزي كند. البته اين انتظار وجود دارد افرادي كه پيروز شدند خودشان را با دولت روحاني همراه كنند. به نظر ميرسد اين روش بتواند در آينده نيروهاي بيشتري را جذب كند و به نوعي جذب حداكثري و دفع حداقلي صورت بگيرد.
آقاي روحاني در واقع اين شعار را كه قبلا مقام معظم رهبري فرمودند عمل مينمايند. در زمان اصلاحات هم آقاي خاتمي يك استراتژي داشتند مبني بر اينكه «هنر ما تبديل معاند به مخالف و مخالف به موافق است.» با اين استراتژي، آقاي خاتمي نگاه را تغيير دادند و نظام را كاملا مردميتر كردند. كافي است آن روش را با تنگنظريهاي دولت احمدينژاد مقايسه كنيم. در زمان آقاي احمدينژاد بسياري از نيروها را طرد كردند. اين نيروها كاملا داخل نظام بودند.
يعني آن استراتژي آقاي خاتمي در زمان آقاي احمدينژاد به جاي آنكه ادامه پيدا كند برعكس شد. يعني موافق را تبديل به مخالف و مخالف را تبديل به معاند كردند. اين شعار اعلام نشده احمدينژاد بود كه به آن عمل كرد. اين در حالي است كه اكنون آقاي روحاني در حال احياي همان استراتژي خاتمي است. آقاي روحاني تلاش دارند تمام نيروها را حفظ كنند و كمترين ريزش نيرو را داشته باشيم. اين اقدام آقاي روحاني بسيار مفيد است.
* برسيم به موضوع رابطه دولت و مجلس. مجلس در اولين گام به سه وزير پيشنهادي روحاني راي اعتماد نميدهد. پس از آن برخي نمايندگان هم در مورد برخي انتصابات آقاي دكتر روحاني معترض ميشوند. اخيرا هم به فوريت طرحي راي داده شده كه در صورت تصويب آن، تمام انتصابات سرپرستهاي وزارتخانهها ملغي ميشود. از سوي ديگر، همين مجلس به فوريت اصلاح بودجه راي منفي ميدهد. اكنون برخي تحليلگران ميگويند مجلس براي دولت روحاني در همين ابتداي كار گارد گرفته است. آيا اين تحليل را قبول داريد؟
** مجلس دو طيف عمده دارد. يكي اصولگرايان تندرو هستند كه اينها از قبل هم رفتارشان قابل پيشبيني بود. يعني هر چه قدر هم كه آقاي روحاني با آنان همكاري كند آنها باز هم راه تقابل را در پيش خواهند گرفت. با توجه به اينكه بسياري از اين نمايندگان با حمايت دولت احمدينژاد نماينده شدهاند و خودشان را مديون دولت قبلي ميدانند سعي ميكنند در جهت سنگاندازي در مسير دولت آقاي روحاني عمل نمايند. اين نمايندگان را نميتوان كاري كرد زيرا راه خودشان كه همان تقابل است را انتخاب نمودهاند. به نظر ميرسد اين افراد تا حدودي سر عناد با دولت دارند و از اينكه كانديدايشان در انتخابات رياست جمهوري راي نياورده به شدت عصباني هستند.
اما يك اكثريت ديگري در مجلس وجود دارد كه نسبتا ميانهرو هستند. اينها همان فراكسيون رهروان يا همان حاميان آقاي لاريجاني هستند. انتظار ميرفت اين فراكسيون حمايت بيشتري از آقاي روحاني كند. البته در مجموع اين فراكسيون در بعضي جاها حمايت كرده و در برخي مواقع راه ديگري را انتخاب نموده. اين انتظار وجود داشت كه برخي اقدامات را ما از اين فراكسيون حداكثري نبينيم. مثلا در مورد راي عدم اعتماد به سه وزير پيشنهادي اين انتظار وجود داشت كه همكاري بيشتري كنند.
در بحث بودجه هم واقعا انتظار بود كه كمك كنند. در مورد راي عدم اعتماد به سه وزير پيشنهادي آنچنان انتظاري نبود اما در ارتباط با بحث بودجه اين انتظار ميرفت كه بيايند به اصلاح ساختار بودجه كمك كنند. به هر حال اين بودجه توسط دولتي تدوين شده كه اصلا اعتقادي به برنامهريزي و قانون نداشته است. اگر هم بودجهاي تصويب ميشده آن دولت كار خود را ميكرده است. گزارشهاي ديوان محاسبات را اگر ملاك و مبنا قرار دهيم ميبينيم كه چه اتفاقاتي در اين زمينه افتاده است. يكي از بودجههاي دولت، طبق گزارش ديوان محاسبات 70 درصد انحراف داشت.
به نظر من براي دولت آقاي احمدينژاد زياد مهم نبود كه خلاف قانون عمل كند و حتي به برنامهاي كه خودش مينوشت بيتوجه بود (حتي آن قدر لايحه بودجه را به مجلس دير ميداد كه مجلس مجبور بود بودجه سال جاري را به جاي آنكه سال قبل آن بررسي كند همان سال بررسي مينمود.) اين موضوع به نظر من يك نقص جدي بود. اكنون دولت آقاي روحاني قصد ندارد كار خلاف قانون كند اما خود را متعهد به اصلاح امور كشور ميداند. در همين راستا او آمده و يك اصلاحيه بودجه به مجلس آورده تا بتواند به مردم خدمت بهتري كند.
به هر حال آقاي روحاني يك برنامه كوتاهمدت 100 روزه براي حل مشكلات مردم دارد كه با بودجه احمدينژاد و قوانين گذشته قابل اجرا نيست. انتظار داشتيم اكثريت مجلس كه طيف معتدل بودند به اصلاحيه بودجه راي ميدادند. اميدوارم اين عدم راي از سر لج با دولت نباشد. ولي من احساس ميكنم نوعي لجاجت در مجموع در اين عدم راي به لايحه دولت وجود داشته است. اين اقدام در راستاي سوگند نمايندگي نمايندگان نيست. اين نمايندگان سوگند خوردهاند كه در جهت منافع ملت قدم بردارند. منافع ملت در اين اقدام مجلس لحاظ نشده است. نمايندگان مراقب باشند و بدانند تصميماتشان زير ذرهبين ملت قرار دارد. مردم نظرات و تصميمات آنان را به خوبي دنبال ميكنند و اين انتظار وجود دارد كه نمايندگان در جهت تحقق خواستههاي مردم عمل كنند.
مردم اكنون خواستهها و دغدغههاي جدي خصوصا در معيشت دارند و دولت نميتواند با قانون بودجهاي كه احمدينژاد نوشته است مسائل را اداره كند. اگر قرار بود با آن قانون، مشكلات كشور حل ميشد اصلا مردم به همان تفكر احمدينژاد در انتخابات رياست جمهوري راي ميدادند تا اين تفكر ادامه پيدا ميكرد. قطعا مردم خواهان ادامه آن راه نيستند و يكسري تحولات را خواستارند. به نظر من نمايندگان بايستي خواستههاي ملت را تشخيص دهند و در جهت آن قدم بردارند. مركز پژوهشهاي مجلس حتي قانون برنامه فعلي را قبول ندارد و به دنبال اصلاح آن است. خب وقتی اینها ایراد دارند باید چه کرد؟ قانون که وحی مُنزل نیست همه میدانیم هم قانون برنامه و هم قانون بودجه بيسشان در دولت تهيه ميشود و مجلس كادر كارشناسي لازم را ندارد كه بخواهد براي آنها طرح بدهد.
وقتي در لايحه دولت چندان توجهي به كار كارشناسي نشده نميتواند مبناي كار دولتي باشد كه ميخواهد كارشناسانه عمل كند و ژنرالها را در خدمت گرفته است. آقاي احمدينژاد خودشان صراحتا اعلام ميكردند كه سرباز ميخواهيم نه ژنرال. سرباز پياده نظام است و نميتواند تصميمگير باشد. اما اين دولت، دولت ژنرالهاست و نميخواهد قوانيني كه بيسشان در دولت قبلي پايهريزي شده و مسائل كارشناسانه در آنها لحاظ نشده را اجرا كند. اين دولت نگاه خاصي به مسائل دراد و كادر زبدهاي را در اختيار دارد. در اين شرايط انتظار است مجلس بيايد كمك كند. مگر غير از اين است كه مجلس به عملكردهاي دولت گذشته انتقاد داشته و ميخواست آن رويهها را اصلاح كند. الان اين دولت با توجه به همان خواست مجلس در حال قدم برداشتن است.
من فكر ميكنم مجلس بايد گامهاي بهتري براي كمك به دولت بردارد. نمايندگان هم بايد جايگاه خودشان را مدنظر قرار دهند هم جايگاه دولت را. من صحبتهايي را با برخي نمايندگان داشتم آنها انتقاد داشتند كه چرا دولت درباره فلان انتصاب با ما مشورت نكرده است. خب دولت اگر قرار بود در مورد تمام انتصاباتش با مجلس مشورت كند ديگر دولت وجود نداشت و همه چيز ميشد مجلس. اين انتظار خلاف اصل تفكيك قواست. در هيچ كجاي قانون اساسي ما نيامده كه دولت براي انتصاب از مجلس اجازه بگيرد و كسب تكليف كند. تنها موردي كه دولت بايد به مجلس رجوع كند بحث راي اعتماد به وزراست و وزيري هم كه انتخاب شد ديگر در عمل كردن مستقل است.
* به نظر ميرسد اين انتظارات بيجاست.
** بله، انتظار برخي نمايندگان از دولت خلاف قانون است. دولت دستگاه اجرايي است و خودش تشخيص ميدهد از چه مديراني استفاده كند و در قبال آن پاسخگو هم هست. دولت اگر بخواهد براساس خواست مجلس در انتصابات عمل كند يعني اين 19 ميليون راي كه به آقاي روحاني داده شده به باد فنا رفته است. اگر دولت بخواهد براساس تفكر مجلس عمل كند بايد تمام نيروهايش را از جناح اصولگرا انتخاب كند در اين صورت بايد پرسيد پس راي مردم چه ميشود؟ اين در حالي است كه دولت براساس راي مردم انتخاب شده و در قبال آن مسئول است. اگر قرار باشد دولت براي هر انتصاب با مجلس مشورت كند پس بهتر است دولت كامل تعطيل شود و اعضاي دولت بروند به ميان نمايندگان و مدام لابي كنند تا نظر آنان تغيير كند.
اين موضوع هم نمايندگان را از كار نمايندگي مياندازد و هم خلاف اصل تفكيك قواست. اين انتظارات نمايندگان بايستي اصلاح شود. شايد يكي از دلايل اينگونه اقدامات به اين دليل است كه مجلس ما يك مجلس حزبي نيست و نمايندگان وظايف خودشان را درك نكردهاند آنان نميدانند بايد در چه مسائلي ورود پيدا كنند و در چه مسائلي وارد نشوند. اگر قرار باشد نماينده در حوزه اجرا وارد شود ديگر مقنن نيست. انتظار اين است كه مجلس به قانون اساسي باز گردد. اگر مجلس براساس قانون عمل كند اينگونه بحثها ديگر وجود نخواهد داشت. اين عدم راي كه نمايندگان به اصلاح بودجه دادند ناشي از انتظارات بيجايي است كه برخي نمايندگان دارند.
* آقاي دكتر شما خودتان زمان نمايندگي چنين انتظاري از دولت وقت داشتيد؟
** من هيچ انتظاري از دولت نداشتم. بنده مشهورم زماني كه نماينده مجلس بودم هيچ دخالتي در هيچ انتصابي نميكردم.
* نمايندگان ديگر چطور؟
** بله بودند نمايندگاني كه متاسفانه انتظار داشتند در انتصابات با آنان مشورت شود. حتي دخالت هم ميكردند كه اين، مشكلاتي را ايجاد ميكرد. به نوعي ورود نمايندگان به اين حوزه به ضرر خودشان هم هست زيرا باعث دشمنتراشي براي خودشان ميشد. تصور كنيد نمايندهاي كه در يك انتصاب دخالت ميكند و نيروهايي كه انتظار داشتند در آن پست قرار گيرند دشمن آن نماينده ميشدند. اين موضوع باعث ميشود كه آن نماينده حتي پايگاه مردمي خود را نيز از دست بدهد. در مجموع در شان مجلس و نمايندگان نيست وارد اين حوزه ميشوند.
* همين مجلس زمان احمدينژاد هم بوده است. به نظر ميرسد سطح توقعات نمايندگان از دولت روحاني خيلي بالاتر از دولت احمدينژاد است؟
** به هر حال آقاي احمدينژاد راه خودشان را ميرفتند و زماني اين مجلس شكل گرفت كه دولت احمدينژاد شكل گرفته بود. بر همين اساس نمايندگان سعي ميكردند با دولت كنار بيايند تا عمر دولت تمام شود. اما اكنون اين نمايندگان احساس ميكنند چون دولت جديد شكل گرفته بايد هويت آن را خودشان تعيين كنند. اين در حالي است كه مجلس نه حقي در اين زمينه دارد و نه شأن مجلس ايجاب ميكند كه هويت دولت را تعيين كند. دولت هويت خود را دارد. اتفاقا اين دولت از نظر سياسي در مقابل مجلس قرار دارد و مجلسيها بايد اين واقعيت را درك كنند.
الان يك دموكرات رئيسجمهور آمريكاست و اكثريت مجلس در اختيار نمايندگان جمهوريخواهان است. آيا بايد نمايندگان آمريكا هر لحظه با آقاي اوباما مخالفت كنند و سنگ بيندازند و مسائل ملي كشورشان را در نظر نگيرند؟ ما ميبينيم همان جمهوريخواهان در مجموع وقتي بحث منافع مردم ميشود در چارچوب عمل كرده و در كنار اوباما قرار ميگيرند و از او حمايت ميكنند. اين رويه دموكراتيكي است كه در همه جا به آن عمل ميشود. مجلس هم بايد بپذيرد كه هويت همسو با آنان راي نياورده است.
حال بايد مجلس كمك كند به هويت سياسي پيروز تا بتواند مشكلات مردم را حل كند. اگر مجلس نخواهد با اين دولت همكاري كند زير سوال ميرود و جايگاهي براي افكار عمومي و مردم نخواهد داشت. نمايندگان وقتي به حوزههاي انتخابيه ميروند چه پاسخي به مردم خواهند داشت؟ مردم انتظار دارند در مدت كم مسائل و مشكلات معيشتيشان حل شود و اين در حالي است كه نمايندگان به اصلاح بودجه راي ندادهاند. اين دولت دولتي است كه قوه كارشناسي قوي و توانايي دارد و قصد دارد مشكلات را حل كند و انتظار اين است كه مجلس همكاري نمايد.
* اين مجلس از يك طرف به اصلاح بودجه راي نميدهد اما از طرف ديگر به فوريت طرحي راي ميدهد كه سرپرستان حق انتصاب نداشته باشند. ارزيابي شما از اين موضوع چيست؟
** اين طرح هم در جهت محدود كردن دولت است. سه وزارتخانه به شكل سرپرستي اداره ميشود و سرپرست در مجموع اختيارات وزير را دارد. اين طرح هم خلاف اصل تفكيك قواست. اين انتظار وجود دارد در صورت تصويب اين طرح شوراي نگهبان آن را رد كند. زيرا اين مصوبات خلاف قانون و اصل تفكيك قواست. آيا واقعا مشكل مردم انتصابات سرپرستهاي اين وزارتخانههاست كه مجلس چنين طرحي را مطرح كرده است؟
* به نظر ميرسد اين طرح فقط براي آقاي توفيقي نوشته شده است؟
** بله. مشخص است كه اين طرح با چه نگاهي نوشته شده است. اين طرح كاملا جناحي بوده و متاسفانه برخي اوقات مجلس در دام افراطيون قرار ميگيرند. مجلس انتصاباتي را زير سوال ميبرد كه در جهت پيام 24 خرداد است. آقايان توفيقي، فاني و صالحي مراسم انتصاباتي را انجام دادهاند كه در جهت خواست مردم است. مثلا جامعه دانشگاهي از آقاي روحاني انتظاراتي دارند و انتصاباتي كه آقاي توفيقي انجام داده براي تحقق همين انتظارات است. آيا اين موضوع در خلاف جهت خواست مردم است يا همجهت با آن؟ نمايندگان بايد خواست مردم را در نظر بگيرند.
فردا مردم قضاوت خواهند كرد كه نمايندگان چه كار ميكنند. آنان بررسي خواهند كرد نمايندگان براساس منافع جناحي و گروهي عمل كردهاند يا منافع آنان مدنظر بوده است؟ اگر اين وضعيت ادامه پيدا كند به ضرر مجلس و نمايندگان خواهد بود. مجلس بايد وجهه خود را حفظ كرده و خواست و مطالبات مردم ـ حتي اگر خلاف نظر نمايندگان باشد ـ را لحاظ كند. نماينده وقتي راي ميدهد نبايد نظر شخصي خود را دخالت دهد و بايد اين نظر مردم باشد كه دخالت داده ميشود.
* فكر ميكنيد اين مانعتراشيها بيشتر خواهد شد؟
** زود است قضاوت كنيم. شايد اين جو مقطعي باشد و نهايتا تحت تاثير فشار افكار عمومي، مجلس مقداري تعديل و اصلاح شود. انتظار وجود دارد كه مجلس به اين سمت پيش رود و نظر نمايندگان تعديل شود.
* اصلاحطلبان براي مجلس بعدي برنامه دارند؟
** قطعا بايد برنامه داشته باشند. من فكر ميكنم ثمر دولت روحاني زماني بهتر ميشود كه مجلسي همسو با خودش را داشته باشد. مجلسي كه مشكلات مردم را به خوبي تشخيص دهد.
* فكر نميكنيد اين همسويي موجب ميشود مشكلي كه اصولگرايان داشتند اصلاحطلبان هم دچار آن شوند؟
** آن چيزي كه در ميان اصولگرايان بود به نوعي سكوت بود نه همسويي. همسويي با سكوت متفاوت است. همسويي ميتواند همسويي مسئولانه باشد و از دولت خواسته شود با توجه به شعارهايي كه مطرح كرده در جهت حل مشكلات مردم تلاش كند. ما نديديم با توجه به اينكه اصولگرايان در مجلس اكثريت را داشتند آقاي احمدينژاد را به شكل جدي زير سوال ببرند كه مثلا چرا مصوبات سفرهاي استاني محقق نشد؟ چرا وعدههاي آوردن نفت سر سفرههاي مردم اجرا نشد؟ آيا اصلا اصولگرايان آقاي احمدينژاد را به چالش كشاندند؟ شايد ميشد اينگونه اين دولت را اصلاح كرد. چرا اصولگرايان در برابر اين همه تورم در مقابل دولت سكوت كردند؟
اين مجالس همسو با دولت آقاي احمدينژاد درباره كاهش 300 درصدي ارزش پول ملي ـ كه يك فاجعه اقتصادي بيسابقه در تاريخ كشورمان بود ـ چرا اقدامي نكرد؟ مردم از يكطرف اين اقدامات را ميبيند و از طرف ديگر مخالفت نمايندگان مقابل اقدامات اصلحگرايانه دولت روحاني را ميبيند و مقايسه ميكنند. اينها براي مردم قابل پذيرش نيست. بنده با توجه به سابقه نمايندگي كه دارم دلسوزانه به نمايندگان توصيه ميكنم منافع مردم را در نظر بگيرند و خودشان را از چشم مردم نيندازند. 2 سال ديگر عمر اين مجلس تمام ميشود و مجددا اين افراد به راي مردم نياز دارند. اگر كاري بكنند و در مقابل راي مردم قرار بگيرند حذف خواهند شد. مردم با كسي عقد اخوت نبستند.
* دليل رد صلاحيت شما انتقاداتتان به دولت احمدينژاد بود يا موضوع ديگري مطرح شد؟
** جالب اين جاست من براي ابتداي مجلس نهم تاييد صلاحيت شدم اما براي ميان دورهاي رد صلاحيت شدم. من در ابتداي مجلس براي 1600 راي نتوانستم به مجلس راه پيدا كنم. با توجه به اينكه من در زمان تبليغات گرفتاري شخصي داشتم و نميتوانستم تبليغات كنم اين اتفاق افتاد. آن زمان مرحوم همسرم بيمار بودند. اما به هر حال تخلفاتي صورت گرفت كه انتخابات را باطل كردند. من در مياندورهاي هم انتظار داشتم كه از سوي شوراي نگهبان تاييد شوم زيرا از انتخابات يكسال گذشته بود و در اين يكسال هم اتفاق خاصي نيفتاده بود تا من اعتقادم را به اسلام، قانون اساسي و ولايت فقيه از دست بدهم! متاسفانه به خاطر مواردي رد شدم كه اتفاقا به آنان اعتقاد جدي دارم.
بنده خيلي هم پيگيري كردم كه چرا رد شدم و بحثي كه مطرح كردند بحث فتنه بود. بنده سال 90 تاييد شدم و سال 92 رد صلاحيت شدم و در بين اين دو سال هم فتنهاي رخ نداده كه من فتنهگر باشم. به هر حال خودم برداشتي شخصي در اين باره دارم كه آن را مكتوب كردم و فرستادم.
* آقاي دكتر! چند فرزند داريد؟
** هيچي
* چند وقت پيش ما گزارشي در روزنامه كار كرديم كه مربوط به سنگ قبر مرحوم خانمتان بود. گويا يك قبر هم براي خودتان همانجا در نظر گرفتيد؟
** بله، ما 12 سال با هم زندگي كرديم و چون فرزندي هم نداشتيم وابستگيمان خيلي زياد بود.
* اين گزارش بازخورد جالبي هم داشت.
** به هر حال فوت همسرم ضربه سنگيني بود. هنوز هم به لحاظ رواني بازسازي نشدم. چارهاي نيست جز اينكه تحمل كنم. بدترين مصيبت براي يك مرد اين است كه شريك زندگياش را از دست بدهد.
* ماجراي قبر خودتان چيست؟
** من يك سنگ قبري كنار همسرم براي خود گذاشتم. اين كار بيشتر به لحاظ روحي و رواني بود تا كمي آرامش بگيرم. به هر حال يك زماني خودم هم آنجا ميروم. من مدتي به طور كامل تعادل روحي و رواني خود را از دست داده بودم و نميتوانستم اين موضوع را تحمل كنم.
* چه بيمارياي داشتند ايشان؟
** سرطان.
* اميدوارم خداوند به شما صبر بدهد. از اينكه وقت شريفتان را در اختيار روزنامه آفتاب يزد قرار داديد ممنونم.
** سپاسگزارم. ارادت دارم خدمتتان.