تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۱  ، 
کد خبر : ۲۶۲۶۷
نگاهی به اراده اصلاح‌طلبان برای پیروزی در انتخابات آینده

خواست مشترک = ائتلاف


جلال خوش‌چهره

آنچه برای همه جریان‌های همسو در دو اردوگاه چپ و راست یا به تعبیر بهتر صفوف اصلاح‌طلب و محافظه‌کار (با غمض عین از الزام‌های مترتب بر قامت محافظه‌کاری به معنی اصیل) اهمیت دارد، فوریت ائتلاف میان طیف‌هایی است که به‌رغم همه تفاوت‌هایشان در مجموع در دو اصطلاح بالا قابل شناسایی‌اند. در حال حاضر میان اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران چانه‌زنی‌ها برای شکل‌گیری ائتلافی ادامه دارد و مانع آن ـ به ویژه برای اردوگاه محافظه‌کار ـ ناتوانی در کسب مصالحه محتوایی و ماهوی است. اگرچه اصلاح‌طلبان پس از گذر از تجربه سال‌های اخیر توانسته‌اند تا اندازه‌ای بر این مشکل فائق آیند اما راهکارهای آن هنوز به طوری مدون و تئوریک تعریف نشده و آنچه در اختیار است بیشتر دستاوردی تجربی است. نزدیکی به شروع رقابت‌های انتخاباتی برای مجلس هشتم و بلافاصله پس از آن، آغاز دور تازه رقابت‌های سخت و فشرده برای کسب کرسی ریاست قوه مجریه، همه جناح‌های رقیب را وادار به تدارک برای حضور در این معرکه سخت کرده است. «ائتلاف‌سازی» تدبیری است که اعضای اردوگاه‌های رقیب از آن به عنوان راهکار اصلی برای غلبه بر جناح مقابل یاد می‌کنند اما تعبیر طیف‌های همسو از این تدبیر عموما به نفع ترجیهات منفعتی آنها بوده و پیش از آنکه واقعی باشد تا مرز جعل هم پیش می‌رود. این امر دو دلیل دارد: نخست تجربی بودن سیاست‌ورزی در ایران و آشنایی محدود کنشگران آن با اصول علم سیاست و جامعه‌شناختی سیاسی.

دوم، تاثیرپذیری از مشخصه بالا که سبب شده غالب کنشگران (اعم از طیف‌های هر دو جناح) میان دو تعبیر «ائتلاف» و «وحدت» دچار خلط مفهوم شوند. از این رو جناح‌ها هرگاه به ائتلاف نزدیک و یا از چنین وضعی در مقاطع انتخاباتی منتفع شده‌اند، در اندک زمان دچار انشقاق درون جناحی و گاه ایدئولوژیک شدند. چنین فرجامی را بلااستثناء هر دو جناح تجربه کرده‌اند؛ هم اصلاح‌طلبان در 8 سال حضور اکثریتی در قوه مقننه و مدیریت قوه مجریه و هم محافظه‌کارانی که ـ ترجیح می‌دهند در این دوران خود را اصولگرا بخوانند ـ طی سال‌های اخیر توانستند ترکیبی یکدست را بر مجلس و دولت غالب کنند. در اینجا تنها یک اتفاق مبارک سبب شد تا طیف‌های اصلاح‌طلب با تلنگر شدید ناکامی در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری دوره نهم، به بازخوانی تجربه 8 ساله خود همت کنند. اصلاح‌طلبان در مدت مرخصی از قدرت توانستند ضمن شناسایی سه طیف رادیکال، میانه و محافظه‌کار در درون اردوگاه خود به اندیشه برای تعریفی واقعی از جامعه ایرانی، شکاف‌های اجتماعی و سرانجام نحوه تاثیرگذاری مثبت بر روند تحول‌خواهی همت کنند. مهمترین دستاورد این تلاش قبول منطقی پرهیز از افراط‌گرایی انتزاعی و در این حال عافیت‌طلبی محافظه‌کارانه بوده است.     

دستاورد مهم دیگر شبیه همان مدلی است که یورگن هابر ماس بر آن تاکید دارد: «زبان همه‌فهم» به اضافه اعلام «خواست مشترک» و سرانجام «توافق» برای ائتلاف در خدمت به تحقق «خواست مشترک».

به نظر می‌رسد در اردوگاه اصلاح‌طلبان اکنون مصالحه‌ای موثر بر سر انتخاب روش‌ها و شیوه‌های مشترک به جای مصالحه محتوایی و ماهوی شکل گرفته است. این مصالحه عمدتا بر این اصل دموکراتیک استوار است که: هیچ گروه یا طیفی از یک اردوگاه برای همیشه پیروز میدان نیست. مروری بر آرای هر یک از طیف‌های اصلاح‌طلب، به ویژه در تجربه موفق انتخابات دوره سوم شوراهای شهر و روستا نشان می‌دهد که امروزه هیچ‌یک از آنها چون گذشته نه خود را پیشتاز مطلق این جریان می‌داند و نه در تعریف جامعه ایرانی و تجویز راهکارها برای آن دچار افرط و تفریط گذشته است.   

شاید بتوان سوال معروف «فرید ذکریا» از کنشگران نوخواه کشور‌های در حال توسعه را مصداق اراده اصلاح‌طلبان برای تشکیل ائتلاف موثر دانست؛ اینکه «آیا ممکن نیست که میزان کمتری از دموکراسی به همراه درجات بالای تحقق حاکمیت قانون، نتیجه بهتری در پی داشته باشد؟»

این سوال همان است که اصلاح‌طلبان به ویژه از شکل‌گیری جنبش 6 روزه یعنی 27 خرداد تا سوم تیرماه سال 1384 و در مقطع رقابت‌های مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری متوجه‌اش شدند و از آن پس برای پاسخ درخور به آن عمل کردند.

اصلاح‌طلبان در پی سرخوردگی‌های انتخاباتی و واگذاری عرصه به اردوگاه رقیب با سه صورت‌بندی انتخابی روبه‌رو شدند:

1- جبهه‌ای از هم گسیخته و ناکارآمد؛ به‌رغم شعارهای روزآمد.

2- جبهه‌ای یکپارچه از حیث همبستگی شکلی و محتوایی که بی‌گمان به ریزش کلان درون‌جبهه‌ای و انحصارطلبی ناکارآمد گذشته می‌انجامید.

3- جبهه یکپارچه با قبول رقابت مسالمت‌آمیز.

اصلاح‌طلبان به اجبار یا قبول واقع‌پذیری، گزینه سوم را در دستور کار خود قرار دادند، آن هم با این باور که تنها با قبول تساهل و تعدیل در مواضع می‌توان به ائتلافی یکپارچه، پیشتاز و امیدوار دست یافت.

بی‌گمان حفظ موقعیت کنونی و چشمداشت به آینده روشن در این صف هنگامی میسر است که کنشگران آن با عبور از برداشت‌های صرف تجربی از سیاست‌ورزی، قادر به مدیریت در سه سطح باشند: نظریه‌پردازی منطبق با واقعیت‌های جاری ایران، منطقه و جهان؛ قدرتمندی در بسیج عمومی؛ و سرانجام مدیریت اوضاع در رقابت‌های انتخاباتی پیش رو.

اکنون اردوگاه اصلاح‌طلبان به‌رغم تحمل همه ناملایمات توانسته است استعداد خود را در ایجاد ائتلافی تاثیرگذار بروز دهد ولی هنوز این استعداد در اردوگاه محافظه‌کاران کمرنگ است؛ اگرچه اصلاح‌طلبان باید از ایجاد ائتلاف در اردوگاه رقیب نیز استقبال کنند، چه در این صورت رقابت در قاعده‌ای معلوم و قانونی شکل خواهد گرفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات