حسین علویراد
اخیرا دو مطلب از محمدحسین صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مطبوعات خواندم. مطلب نخست این بود: "برنامه ما بر حمایت از مطبوعاتی است که به دور از هیاهو فرهنگ عمومی را پاس میدارند و مطبوعاتی که برای اجنبی یقهدرانی میکنند انتظار حمایت از سوی نظام را نداشته باشند." (همبستگی شماره 1860 مورخ 7/3/86). او در جایی دیگر گفت: "مطمئن باشید حکومت کردن بعد از دولت نهم آسان نخواهد بود و هر کس که بعد از این دولت بر سر کار بیاید، باید بهتر از این دولت به خواستهها و توقعات مردمی پاسخ دهد. کسانی که بعد از ما خواهند آمد، به آنها سخت میگذرد، چون باید توقعات بالای مردم را پاسخ دهند." (همبستگی شماره 1865 مورخ 13/3/86) پس از خواندن این اظهارات باور کنید خیلی با خودم کلنجار رفتم تا چیزی ننویسم نشد که نشد! دیدم به راستی حق با ایشان است و من با او موافقم، البته نه از منظری که ایشان موضوع را دیدهاند. فرض کنید قرار باشد برای ارزیابی عملکرد و شخصیت وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی پس از انقلاب حسن حبیبی رییس فرهنگستان زبان فارسی و یا میرحسین موسوی رییس فرهنگستان هنر، شب ضیافتی به افتخار وزرای سابق وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی ترتیب دهند و از ناصر میناچی، عباس دوزدوزانی، عبدالمجید موادیخواه، سیدمحمد خاتمی، مصطفی میرسلیم، علی لاریجانی، عطاالله مهاجرانی، احمد مسجدجامعی و محمدحسین صفار هرندی دعوت به عمل آورند. در این ضیافت داوریای ترتیب داده شود تا نسبت به رفتار، عملکرد و موضعگیریهای وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی که به لحاظ جایگاه فرهنگی خود باید برای دیگران الگو باشند قضاوت شود و اصحاب رسانهها، فیلمسازان، کارگردانان، ناشران، انجمنهای علمی و فرهنگی به عملکرد وزرای سابق و ایشان نمره بدهند، نمره وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مقایسه با اسلافش چیست؟ ای کاش یک دستگاه نظرسنجی واقعی وجود داشت که گهگاهی بعضی نظرسنجیها را انجام میداد تا برای برخی مقامات که خود را از دیگران بهتر و بالاتر میدانند توهم به وجود نمیآید. این روش را میتوان درباره روسای جمهور قبل و رییس جمهور کنونی هم انجام داد تا معلوم شود آرای مردم به ایشان و اسلاف او چند درصد بوده است؟ چند درصد از واجدین شرایط در انتخابات نهم و دیگر انتخاباتها شرکت کردهاند؟ وضعیت گذشتگان چگونه بوده است؟ به لحاظ اخلاقی و رعایت بسیاری از استانداردها و حداقلها مقایسه انتخابات دوره نهم با دورههای قبل چگونه است؟ زمانی که در روزنامه از قول صفار هرندی خواندم که برخی مطبوعات برای اجنبی یقهدرانی میکنند، بر خود لرزیدم، زیرا ناگاه به فکرم خطور کرد که نکند عوامل جاسوس سیا، موساد و یا اینتلجنس سرویس در روزنامهها نفوذ کردهاند، اما بلافاصله به ذهنم خطور کرد که در راس روزنامهها و نشریات اغلب شخصیتهای شناخته شده و حتی زندانرفته وجود دارد، بنابراین نمیشود باور کرد اینان که در برپایی و تثبیت جمهوری اسلامی نقش تعیینکننده داشتهاند، برای اجنبی یقهدرانی کنند! سرانجام به حافظه تاریخی ذهنم رجوع کردم و به یاد ادعاهای محمدتقی مصباحیزدی در دوران اصلاحات افتادم که او گفته بود با چمدان دلار به ایران میآورند و میان عوامل خود و از جمله نشریات توزیع میکنند! همگان میدانند که این ادعا هرگز ثابت نشد، بلکه عدهای متهم گردیدند. 21 ماه از عمر دولت نهم میگذرد، لازم نیست انسان اقتصاددان باشد تا مسایل را بفهمد، مردم با گوشت و پوست و استخوانشان گرانی، تورم، بیکاری و... را لمس میکنند. از وزیر ارشاد سوال میکنم قیمت خانه و مسکن در تابستان 1384 چقدر بوده و در تابستان 1386 چقدر خواهد بود؟ تورم و نقدینگی در تابستان 1384 چقدر بوده در تابستان 1386 چقدر خواهد بود؟ قیمت لبنیات، گوشت، مرغ، سبزی، میوهجات، لباس و کاغذ دو سال پیش چه میزان بود و امروز چقدر است؟ نرخ تورم واقعی بدون دستکاری در تابستان 1384 چقدر بوده است و اینک چقدر است؟ نرخ بیکاری بین اقشار تحصیلکرده چه میزان است؟ در مقابل حقوقها در این دوره چقدر افزایش یافته است؟ آیا او و همفکرانش در دولت، هدیهای برای آسان کردن زندگی مردم تدارک دیدهاند؟ صدور سه قطعنامه شورای امنیت علیه ایران و اعمال تحریمها که شدت آن برمیگردد به موضعگیریهای نسنجیده دولت، از نظر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی چه دلایلی دارد؟ مشاهده درک این واقعیتها است که من هم قبول دارم کار برای دولت بعد سخت خواهد بود. آیا وزیر صنایع فعلی با محمدهادی نژادحسینیان، محمدرضا نعمتزاده و شافعی قابل قیاس هستند؟ آیا معاون اول فعلی از حسن حبیبی و محمدرضا عارف قویتر است؟
چنانچه این سوالها بدون پاسخ باشد و دولت نتواند در مدت باقی مانده مشکلات را مرتفع کند، به راستی حکومت کردن پس از دولت نهم با این همه مشکلات آسان نخواهد بود، بنابراین سخن صفار هرندی درست است. باور دولت این است که بهتر از دیگران کار میکند در حالی که قرائن نشان میدهد دولت دور خودش چرخیده و در جا زده است. آنچه ما میفهمیم، عقبگرد نسبت به دولتهای قبل است مگر این که فهم ما درست نباشد و صفار هرندی با ارایه دلایل و استدلال، ما را قانع کند، در این صورت حرفهایمان را در همین ستون پس خواهیم گرفت.