در يكصد و شصتمين نشست سازمان كشورهاي صادركننده نفت جهان، وزراي نفت ايران و عربستان از هماهنگي كامل ميان خود گفتند و علي النعيمي به رستم قاسمي اطمينان داد كه آل سعود به هيچ عنوان سياستهاي انرژي خود را فداي خواستههاي غرب نميكند. گرچه وزير كاركشته اما پير نفت عربستان به شكل صريح بر موضع خود تأكيد نكرد ولي به طور قطع بايد با ديد موشكافانه موضع آتي عربستان را تحليل كرد چرا كه اين كشور بارها و بارها نشان داده است سياستهاي اوپك را نه فدا بلكه «ذبح» دستورات آمريكا و متحدان غربش كرده است.
تكرويهاي ويژه «شبه جزيره» در توليد نفت براي متعادل و حتي پايين نگه داشتن قيمت طلاي سياه شهره سياستمداران نفتي است؛ تكروياي كه ميراث ونزوئلا بود؛ ونزوئلايي كه پيش از به قدرت رسيدن هوگو چاوز بنا به جلسات محرمانه مقام يكه دنيا با ديپلماتهاي كاراكاس، نفت دنيا را دچار دگرگوني كرد و بيتفاوت نسبت به تصميمات اوپك، منافع كاخ سفيد را تأمين ميكرد. تصفيه شركت نفت ونزوئلا پس از رياست جمهوري چترباز سرخپوست باعث شد تا آمريكا ديدهبانهاي اقتصادي خود را به روي كشور ديگري معطوفتر كند و آن كشور شبه جزيرهاي نبود جز عربستان.
هر چند عربستان تا حدودي با سياستهاي آمريكا همسو بود اما به بند درآوردن آن مانند ونزوئلاي پيش از چاوز، تا يك دهه پيش امكان نيافته بود كه با برنامه بلندمدت آمريكا در كمتر از 30 سال محقق شد. به بيان ديگر، آمريكا از سال 1976 كه توقف فروش نفت به اسرائيل رخ داد، به عربستان چشم دوخت تا با ارائه برنامهاي 25 ساله براي هميشه اين كشور را متحد و وفادار خود در خاورميانه بداند چه به لحاظ كاهش قدرت ايران و چه از نظر دسترسي آسان به منافع انرژي آن.
در سال 1977 يك ديپلمات سعودي عكسهايي از رياض را به يك ديپلمات آمريكايي البته از جنس اقتصادي نشان داد كه سالها بعد، محور به سلطه كشيدن عربستان سعودي از سوي آمريكا شد. عكسها در نگاه نخست ساده به نظر ميرسيد: «گله بز كه در ميان انبوهي از زباله در خارج از يك ساختمان دولتي ميچريدند.»
همين صحنه كافي بود تا بنگاههاي اقتصادي آمريكا خود را براي درآمدزايي در تمامي شئون اقتصادي آل سعود آماده كنند به ويژه آنكه در تحريم فروش نفت به اسرائيل در سال 1976، ايالات متحده دچار چنان بحران مالي شده بود كه در تاريخ آن كشور كمسابقه بوده است. واشنگتن در آن روزها قصد داشت با ارائه برنامه منسجم اقتصادي عربستان را زير چتر خود قرار دهد. پس از ختم تحريم فروش نفت، نمايندگان كاخ سفيد مذاكره با سعوديها را آغاز كردند و كمكهاي فني، مهندسي سختافزار و آموزش نظامي را به آنها پيشنهاد دادند. آنها ديپلماتهاي عرب را توجيه كردند كه براي جهاني شدن بايد با برنامههاي آنها هماتاق شوند و در مقابل براي برگشت دلارهاي نفتي به وال استريت تضمين دهند.
قراردادي 25 ساله با آل سعود امضا شد كه در وصف آن وزير خزانهداري اسبق آمريكا گفت: «اين قرارداد، موقعيت ايالات متحده را در بزرگترين كشور نفتي تثبيت كرد و مفهوم وابستگي را جا انداخت.»
گرچه هدف واشنگتن از اين قرارداد تأمين امنيت انرژي بود اما وسيله اين اقدام توجيه پروژههاي اقتصادي براي باز گرداندن دلارهاي عربي به آمريكا بود. در واقع براي به بند درآوردن عربستان نظام اقتصادي اين كشور بايد با وال استريت و آمريكا پيوند ميخورد كه اين كار در نهايت زيركي انجام شد. زباله جمعكنها يا همان بزها، اين قصه را آغاز كرده و شركتهاي آمريكايي با پرزنت كردن جمعآوري زباله با بهرهگيري از طرح سادهاي كار خود را آغاز كردند.
با اجراي اين پروژه سعوديها به خود و پايتخت خود افتخاري بزرگ كردند، همين براي آمريكا كافي بود تا پروژههاي ديگر را آغاز كند، اوپك هم در آن سالها به كشورهاي نفتخيز توصيه كرده بود تا به سراغ پالايشگاهها و پتروشيميها بروند. بلافاصله واشنگتن طرحي را آماده كرد كه براي تحقق چنين هدفي بايد زيرساختهاي لازم از جمله خطوط نفت، آب، برق، مخابرات، جادههاي دراز، فرودگاهها، بنادر، گسترش خدمات رفاهي و... آماده ميشد كه با چراغ سبز سفير رياض مواجه شد.
آمريكاييها به خوبي متوجه شده بودند كه مردمان سعود چنان شخصيتي براي خود قائل شدهاند كه حاضر نيستند به زباله نگاه كنند، چه رسد به جمعآوري آن، لذا طرح ورود كارگران خارجي را از كشورهاي پاكستان، افغانستان، يمن و... اجرا كردند و براي در رفاه بودن مردمان عرب، بهسازي و تعمير زيرساختها و اماكن ساخته شده را به شركتهاي خود سپردند تا در عمل عربستان فقط دلار خرج كند و از همه جا بيخبر باشد. عربستان در حال صنعتي شدن بود اما به وسيله غرب.
در مرحله بعد طرح حفاظت از تمدن صنعتي شبه جزيره با اين كشور منعقد شود تا صنعت اسلحهسازي آمريكا از اين قافله عقب نماند. انبوهي از هواپيماها، چرخبالها، سلاحها و... با قيمتي گزاف به آل سعود فروخته شد و عربستان پول نفت خود را تقديم كاخ سفيد كرد. بر همين اساس بود كه تكه كلام مشخصي در مورد اين كشور تا به امروز شعار اهالي خيابان 1600 پنسيلوانيا شده است: «گاوي كه تا غروب بازنشستگي ميتوان دوشيد.»
اما اين پايان ماجرا نيست. چند سال بعد تحليلگران وال استريت از عربستان خواستند قيمت نفت را در سطح مورد نظر آمريكا نگه داشته و در صورت تهديد ايران و ونزوئلا براي تحريم بازار نفت، ظرفيت خود را به طور آني افزايش دهد. با وجود قبول اين شرط از سوي آل سعود، كاخ سفيد در ظاهر امتيازي شيرين را به رياض داد كه در واقع نوعي بردهكشي اقتصادي بود. براساس اين معامله، عربستان با دلارهاي نفتي خود اوراق بهادار دولت آمريكا را ميخريد و در عوض وزارت خزانهداري ايالات متحده سود اين اوراق را طوري هزينه ميكرد كه عربستان را از شكل قرون وسطايي خود خارج كند!
به بيان ديگر شيخهاي نفتنشين پول نفت و سود آن را در آمريكا سرمايهگذاري كرده و گوش به فرمان كاخ سفيد شدند. سعوديهايي كه در پول غلت ميزنند، دلارهاي نفتي خود را تحويل وزارت خزانهداري آمريكا ميدهند و اين رويه اطمينان خاصي را به واشنگتن ميدهد كه هر چه به عربستان ديكته ميكند، همان ميشود. استثمار منابع نفتي شبه جزيره محدود به اين مورد نشده و تا آنجا پيش رفت كه هزينه جنگهاي آمريكا در افغانستان و عراق از جيب آنها پرداخت شد، بدون اينكه هيچ شهروند سعودي متوجه آن باشد و اين معادلهاي بود كه ميان غرب و چند شاهزاده عرب نهادينه شده بوده است.
امروز دلارهاي نفتي به اقتصاد آمريكا تزريق ميشود و بنگاههاي اقتصادي اين كشور مديون عربستان است. سنگ بناي سود عربها هم در اينگونه شركتهاست و به همين دليل است كه هرگاه قيمت نفت افزايش مييابد، عربستان «نفت داغ» به بازار عرضه ميكند و در جلسات اوپك خواهان كاهش قيمت نفت از طريق افزايش توليد است.
چشمانداز كسالتآور چادرهاي باديهنشينان و كلبههاي گلي روستاييان آنچنان تغيير يافته كه اكنون بر سر هر كوي و برزني، يك كافيشاپ استارباكس ميتوان يافت. شايد آل سعود از اين موضوع خشنود باشد كه برجهاي بلندمرتبه و هتلهاي درجه يك را در رياض ميبيند اما نگاهي مدقانهتر به سياستهاي خود و آمريكا نشان ميدهد غرب از عقدههاي رفاهي آنها نهايت سوء استفاده را كرده و در برابر چند ميليارد دلار سرمايهگذاري (آن هم از منابع خود عربستان) اين كشور را در چنگ خود نگه داشتهاند، به طوري كه با تهديد خواندن ايران در حال تزريق سرمايههاي آنها به اقتصاد خود هستند. شايد عربها امروز آن ديپلمات خود را لعنت ميكنند كه گلههاي بز را براي آمريكا رونمايي كرد!