استراتژی تغییر در حیات سیاسی بلر و حزب کارگر
حیات سیاسی حزب کارگر در دوران زمامداری بلر، دستخوش تغییرات عدیدهیی شد. استراتژی تغییر به لحاظ ماهوی بخشی از ادامه سیاست داخلی بلر به حساب میآید که مقدمات آن در دور دوم و سوم زمامداری بلر با پیروزی حزب محافظهکار در انتخابات محلی و انتخابات نمایندگان انگلستان در پارلمان اروپا فراهم آمد. بسیاری از تحلیلگران از وجود چنین تغییری در فراروی حیات سیاسی حزب کارگر، به یک شوک سیاسی نام بردهاند. چرا که دامنه گسترده چنین تغییری سبب شد تا سیادت سیاسی بلر و تداوم حاکمیت بلامنازع حزب کارگر در هالهیی از ابهام فرو رود. نتایج انتخابات محلی، تغییر در آرایش نیروهای سیاسی را به همراه داشته است، اما نتایج انتخابات نمایندگان انگلستان در پارلمان اروپا، به پیروزی حزب دست راستی استقلال بریتانیا منجر شد و توپ را در زمین حزب کارگر قرار داد تا به تبع آن، کابینه بلر در سایه قرار گیرد. تمهید این شرایط، ضرورت تغییر نسبی در دو کابینه را (وزارت کشور و وزارت امور خارجه) الزام کرد و بلر به جهت تقاعد افکار عمومی جان ریدرا به جای جان کلارک و مارگرت بکت را به جای تنها صدای موجود در اروپا (جک استراو) انتصاب کرد تا فضای تعدیل را بر کابینه خود بازگرداند. بلر هرگونه تغییر در کابینه را به منظور برونرفت از شرایط موجود به انجام رسانید که حاکمیت رابین کوک بر دیپلماسی بریتانیا نقطه آغازین آن بود. در حقیقت حاکمیت رابین کوک نوعی موانع را بر دیپلماسی بریتانیا حاکم کرده بود. لذا حذف رابین کوک و انتصاب جک استراو به جای آن، فضای به مراتب آزادتری را برای مداخله در سیاست خارجی بلر ایجاد میکرد. اما در دوران اخیر انتخاب مارگرت بکت هدفی جز تلطیف سیاست خارجی و خارج شدن نسبی از چتر سیاستهای میلیتاریستی آمریکا در خاورمیانه نداشت.
اعتمادسازی در بستر تنش
اعتمادسازی یک کنش روانی و مبتنی بر رفتار عقلایی است که در حوزه سیاست خارجی کشورها نمود مییابد. لذا اعتمادسازی فاز نوین سیاست خارجی بلر در اواخر دوران زمامداریاش بود که فرآیند آن در بستر تنشهای ناشی از سیاست مداخلهگرایانه این کشور در خاورمیانه صورت گرفت. بریتانیا از قدیمالایام به جهت مولفههای ارزشی همسو، در سلک متحدان آمریکا قرار داشت. علیالخصوص که بعد از حوادث تروریستی یازده سپتامبر میتوان قرائت جدیدی از این همسویی را در سیاست خارجی این کشور بازخوانی کرد که مقدمات آن توسط بلر تمهید یافته است. نمونه بارز فرآیند اعتمادسازی حزب کارگر در بحران 23 مارس 2007 در اروندرود نمود یافت که با اتخاذ راهحل دیپلماتیک به آزادی ملوانان انگلیسی منجر شد تا واپسین لحظات حضور بلر در عمارت داونینگ استریت، قرین وهن نشود. اما سفر اخیر گوردون براون به عراق که به نیابت بلر و با هدفی چون اعتمادسازی در بستر تنش انجام یافته است، نمونه درخشان دیگر از چنین فرآیندی است تا آرامش از دست رفته را به کانون حزب کارگر باز آورد. از ورای مقدمات چنین سفری میتوان به مقاصد سفر جانشین بلر دست یافت. تردیدی نیست که سفر براون به عراق در تحکیم مبانی سیاستهای بلر و با هدفی چون رشد و ارتقای اقتصادی و بازسازی عراق، فرآیند دموکراسیسازی و تامین ثبات و امنیت این کشور صورت گرفته تا نوعی مصونیت از خطا را در نزد افکار عمومی مردم خاورمیانه و بخشی از جهان، دامن زند.
دلایل کنارهگیری و استعفای بلر
استعفای بلر دلایل متعددی داشت که دولت او را دولتی ناپایدار و مستعجل نشان داد. بخشی از دلایل سقوط دولت او به عملکرد او در حوزه سیاست داخلی بازمیگردد که ترجیح روابط بر ضوابط، اخذ و دریافت رشوه بر دستگاه دیپلماسی حزب کارگر، شکست حزب کارگر در انتخابات شوراهای محلی و منطقهیی، ظهور حزب لیبرال دموکرات با رویکردی انتقادی در عرصه حیات سیاسی بریتانیا، از نمونههای بارز چنین دلایلی است. اما مهمترین دلیل استعفای بلر به عملکرد او در حوزه سیاست خارجی مربوط میشود. اگر جنگ عراق و گرداب ناشی از آن، استعفای مردان بوش را به همراه داشت، دامنه آن به حیات سیاسی جزیره نیز تسری یافت. استعفای بلر آخرین حلقه از دومینوی سقوط نومحافظهکاران بود که از بحران عراق ناشی میشد. مشارکت انگلیس با آمریکا در جنگ عراق و نحوه عملکرد ایندو همپیمان استراتژیک در مهار و شکست تروریسم، آخرین تیر خلاص بر عملکرد بلر و نشانهیی از پایان دوران زمامداری و افول دولت او بود و این دلیل از میان دلایل متعدد استعفای او، موجب شد که بلر نتواند وداع آبرومندانهیی با عمارت شماره 10 خیابان داونینگ استریت داشته باشد.
پایان دولت بلر و گذار از بحران جانشینی
نظر به اعلام استعفا و کنارهگیری بلر از قدرت در تاریخ 27 ژوئن 2007، مساله جانشینی او نتوانست موجد بحران جانشینی برای حیات سیاسی جزیره باشد. مساله جانشینی بلر با توجه به در اختیار داشتن اکثر کرسیهای مجلس عوام از سوی حزب کارگر و با توجه به گرایشهای درون حزبی و مشترک بلر و براون، وزیر خزانهداری بریتانیا و متعلق به جریان سنتی حزب کارگر را بدیلی مناسب برای جانشینی بلر نشان داد. نکته قابل توجه آن است که شاید ایفای وزیر خزانهداری در مقام دولت نوعی سنت در حیات سیاسی جزیره باشد. فرآیند دگردیسی حیات سیاسی جزیره، برای دومین بار چنین سنتی را تجربه میکند. مرحله اول چنین سنتی به دنبال کنارهگیری تاچر از قدرت در 20 نوامبر 1990 تجربه شد که جان میجر از وزارت خزانهداری را به جای او در مقام دولت ابقا کرد.
حیات سیاسی حزب کارگر، تغییر یا تداوم استراتژی
انتظار میرود که با اعلام استعفای بلر از قدرت، حیات سیاسی حزب کارگر با دولت براون نوعی تغییرات نسبی را تجربه کند. مسلم است که برخی از این تغییرات به حوزه سیاست خارجی مربوط میشود که بخواهد با واگرایی نسبی از آمریکا و همگرایی به اتحادیه اروپا همراه باشد. نکته قابل توجه در این میان آن است که هرگونه فاصلهگیری و واگرایی براون از بلر در حوزه سیاست خارجی مقطعی و موقتی است و این فاصلهگیری بیشتر به جهت پیرایش افکار عمومی بریتانیا از خاطره شکست نومحافظهکاران در جنگ عراق به اجرا در میآید. بر این اساس عبث نیست که یک وجه سیاست براون در حیات سیاسی حزب کارگر، همانند بلر حمایت از راهبرد جنگ ضدتروریسم و همگامی با سیاستهای خاورمیانهیی آمریکا باشد. بههمینجهت استراتژی براون با اندکی تفاوت به لحاظ شکلی و تعدیل یافته در ادامه استراتژی بلر تعریف میشود. هماینک و در شرایط فعلی، حیات سیاسی جزیره به گونهیی است که نمیتواند خود را بینیاز از چنین راهبردی بداند. شاید اقدامات و مساعی براون بتواند بهتر از هر نماینده حزب کارگر، مقدمات و موجبات ارتقای این حزب را در حیات سیاسی جزیره فراهم کند و این آرزویی است که براون در نیل به آن تردیدی ندارد.