محمدعلی جعفری
نمیدانم این مقاله را که میخوانید تا چه اندازه با اصطلاح جنگ روانی و سیر تحول و ابزار و تاثیرگذاری آن آشنا هستید! و آیا از نمونههای عینی آن در نقاط مختلف جهان در تاریخ معاصر شناختی دارید، و آیا تاکنون گرفتار آن شدهاید یا خیر؟
جنگ و درگیریهای گسترده و خونین متأسفانه همواره با تاریخ زندگی بشر همراه بوده است. البته این امر خلاف فطرت الهی انسانها و همچنین خلاف تعالیم انبیاء و پیامبران بزرگ خداوند است. لکن خوی توسعهطلبی و استکباری بعضی انسانها و دور بودن از تعالیم و تربیت وحیانی، جنگ و نزاع را به صورت طبیعت ثانوی بشر در آورده است.
در جنگها از دو نوع ابزار سرد و گرم استفاده میکنند. ابزار و جنگافزاری که در حوزه جنگ گرم قرار دارد توسط دانشمندان این رشته بسیار رشد پیدا کرده است و همواره پیچیدهتر و پیشرفتهتر میشود. البته رشد تکنولوژی جنگافزارها موجب اضطراب و نگرانی شده و امنیت را از او سلب کرده است.
و اما بستر رشد و حرکت جنگ سرد یا تهاجم روانی متأسفانه در حوزه علوم (به اصطلاح) انسانی میباشد. سردمداران نظام سلطه، اندیشمندان و پژوهشگران حوزۀ علوم انسانی را در این رابطه فعال کردهاند و به استخدام خود در آوردهاند.
امروز نه تنها جنگ روانی تکمیلکننده جنگ گرم میباشد، بلکه مقدم بر آن نیز هست. در مناطق و شرایطی که امکان بکارگیری تسلیحات گرم وجود ندارد جنگ سرد یا جنگ روانی با قدرت و پیچیدگی سحرآمیز و تأثیرگذار خود وارد صحنه شده و روحیه ملتها و ارتشها را تخریب کرده و بر آن غلبه پیدا میکند.
البته بحثهای مدرسه این حوزه بسیار گسترده، پیچیده و عمیق بوده و طرح و بررسی آن در یک مقاله کوتاه امکانپذیر نمیباشد.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 (1979 میلادی) تاکنون نظام سلطه هماهنگ با جنگ گرمی که علیه اسلام و ایران به راه انداخته به هیچ وجه از جنگ روانی غافل نبوده است. تا جایی که به قطع میتوان گفت در بعضی مقاطع زمانی تنور شعلههای جنگ روانی بسیار گستردهتر و داغتر از جنگ گرم بوده است.
یکی از آخرین حلقههای زنجیرهای جنگ سرد علیه ایران و اسلام، نظریهپردازی و تبلیغ گسترده مسئلهای موهوم به نام «هلال شیعی» است. گرچه به نظر میرسد منشأ چنین نظریات تفرقهافکنانه همان دانشمندان و پژوهشکدههای علوم انسانی است که در خدمت نظام سلطه و دستگاههای استعماری مغرب زمین میباشند، اما متأسفانه نقش و همراهی بعضی سران غافل یا جاهل یا مغرض عرب به این مسأله دامن میزند.
این نظریه موهوم نیز قبلاً با ادبیاتی دیگر توسط افرادی بدنام و زشت سابقه. مثل ملک حسین پادشاه سابق اردن، سادات فرعون معدوم مصر، صدام حسین دیکتاتور عراق و بعضی محافل تندرو مسیحی و صهیونیستها بارها و بارها تکرار شده است.
تبلیغ این نظریه مجهول و دروغ توسط غریبان و صهیونیستها و عوامل منطقهای آنان جهت ضدیت با اندیشههای مترقی و آزادیبخش انقلاب اسلامی تعبیه شده است. هدف آنان از تبلیغ این نظریه صهیونیستی این است که این مسأله در افکار عمومی مردم خاورمیانه نهادینه شود. البته میزان موفقیت یا شکست این نظریه استعماری در جهان اسلام و خاورمیانه را باید با مراجعه به افکار عمومی مردم منطقه ارزیابی کرد.
مسألهای که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که هرگاه سیاستهای خشن و افراطی غربیها مخصوصاً آمریکائیها با شکست روبهرو میشود، دستگاههای تبلیغاتی آنها سعی میکنند با فراکنی این شکستها را نتیجه طراحی ایران و عدم همراهی این کشور با سیاستهای ایالات متحده در جهان اسلام بدانند! آمریکائیها برای تمام شکستهای خود که البته نتیجه خوی استکباری و سلطهگری آنان میباشد، همواره یک عامل خارجی را تعریف میکنند و نشانه میروند و گرفتارهای خود را به اصطلاح به دشمنان خارجی نسبت میدهند، و به این طریق میخواهند ساده و کم هزینه از کنار بحرانها و چالشهای خود عبور کنند. البته این کوتاهبینی نیز نتیجه خوی استکباری آنان میباشد.
شکستهای پیدرپی سیاستهای سلطهگرانه آمریکا از طرفی، و بیداری عمومی و نفرت از سیاستهای خشن این کشور در سراسر جهان، دستگاه گسترده و امپراطوری تزویر آمریکاییها را وادار کرده که مصممتر و پیچیدهتر از گذشته با استفاده کامل از ابزارهای رسانهای وارد صحنههای جنگ با ملتها و دولتهای مستقل شوند.
البته غالبا تاکنون هرگاه اینگونه نزاع و تهاجم سنگین روانی علیه اسلام و مسلمانها را آغاز کردهاند بعد از مدت کوتاهی نتیجه عکس گرفتهاند. همچنین آنچه را فرصت میپندارند و وارد صحنه آن میشوند بعد از اندک زمانی کوتاه تبدیل به تهدید علیه نظام سلطه میشود.
در این نوشتار کوتاه به صورت مختصر به کالبدشکافی افسانه موهوم «هلال شیعی» میپردازیم. البته باید دانست که مسأله «هلال شیعی» از طرف دشمنان اسلام مطرح شده است. کسانی که به خون شیعه و سنی تشنه هستند. کمپانیها و نظریهپردازانی که هواپیماها و موشکاندازهای ارتش آنان هم افغانستان سنی را به خاک و خون کشیده و هم لبنان و عراق شیعی را آماج موشکها و بمبهای خود قرار داده و به قتل و غارت سرزمینهای اسلامی پرداختهاند.
آری! افسانۀ هلال شیعی از طرف چنین کسانی مطرح و تبلیغ میشود. آنان با طرح چنین موهوماتی میخواهند به سایر فرق اسلامی توهین کنند و آنان را تحقیر نمایند و غافلان آنان را تحریک کنند.
پیشرفتهای علمی، صنعتی و تکنولوژیک ایران که نهایتاً در جهان اسلام هزینه خواهد شد انحصارگراهای نظام سلطه را به خشم و وحشت انداخته است. ایران اسلامی به واسطه قطع ارتباط استعماری با نظام سلطه و روحیه استقلال و خودباوری، سنگرها و قلههای علوم را یکی پس از دیگری فتح میکند و نتیجه آن را سخاوتمندانه در اختیار مسلمانان و مستضعفان قرار میدهد. شکسته شدن انحصار و اقتدار علمی مغرب زمین آنان را به وحشت انداخته است. لذا مزورانه این پیشرفت را به عنوان لجستیک هلال تلقی و تبلیغ میکنند!
لکن مردم مظلوم و ستمدیده در همه جهان اسلام به خوبی میدانند که هلال شیعی ساخته و پرداخته چه کسانی است در تاریخ معاصر مسلمانان در آفریقا، آسیای جنوب شرقی، هند، عراق، الجزایر، اندونزی، سودان و... همواره با نظام سلطه غربیان در ستیزه بوده و هستند. فرانسویان صدها هزار الجزایری آزادیخواه را قتلعام کردند ولی سرانجام انقلاب الجزایر به پیروزی رسید. مردم اندونزی با استعمارگران هلندی مبارزه کردند. مردم سنی و شیعه عراق در انقلاب 1920 با انگلیس درگیرشدند و... پرچم مبارزه و استقلالطلبی و اسلامخواهی در سراسر جهان اسلام از پیش از یک قرن پیش تاکنون برافراشته است، علیرغم نزدیک یک قرن اسلامستیزی و دینزدایی غربیان در ترکیه فریاد اسلامخواهی و دینداری مردم غیور ترکیه ستون فقرات دشمنان اسلام را متزلزل کرده است. در هر حال کتاب مقدس جهاد و مبارزه علیه اشغالگران آمریکایی، انگلیسی و یهودی برای همگان خواندنی و آموزنده است. «ما اکثر العبر و اقلالاعتبار»
این سابقه درخشان استقلالطلبی و استعمارستیزی در الجزایر، مصر، سودان، عراق، افغانستان، فلسطین، اندونزی، ترکیه و... چه ربطی به هلال موهوم شیعی دارد؟!
نکته قابل توجه و تأمل این است که غربیان با طرح افسانۀ هلال شیعی ضمن اهانت به بزرگترین بخش جهان اسلام میخواهند پتانسیل انقلابی جهان اسلام را به قطعات کوچکتر و کماثرتر و محدودتر تقسیم کنند تا بتوانند هر بخش را به طور جداگانه مورد هدف و حمله قرار بدهند. درست همان کاری را که در طراحی و اجرای فروپاشی امپراطوری عثمانی انجام دادند.
هدف دیگر غربیان از این طرح استعماری آن است که در طوائف و مذاهب و فرق مسلمین تفرقه، اختلاف و ایجاد نفرت نسبت به یکدیگر به وجود آورند، به طوری که هر دسته از آنان دیگری را دشمن اصلی تلقی کند. به نظر شما در چنین شرایطی دشمن چه نتیجهای میگیرد؟ آری، درست حدس زدهاید، در چنین شرایطی وقتی دشمنی موهوم و غیرواقعی درست شد دشمن اصلی در این میان پنهان میشود و سالم میماند. دوم این که وقتی دشمن اصلی به یک واحد از مسلمین حمله کرد و به قتل و غارت و از بین بردن آنها پرداخت به حسب ظاهر موجب رضایت بخش دیگر میشود و دشمن اصلی مغرورانه و طلبکارانه وارد صحنه خواهد شد.
برای نمونه اوضاع روانی در جنگ 33 روزه اسرائیل علیه حزبا... و مقاومت اسلامی لبنان اتفاق افتاد قابل بررسی و عبرتگیری است. خوب توجه کنید! اسرائیل به یک سرزمین اسلامی یورش مسلحانه کرد. آمریکا، انگلیس و... با تمام قوای نظامی و تبلیغی به پشتیبانی از اسرائیل پرداختند، یک گروه اسلامی در لبنان به دفاع از کشور و نوامیس و استقلال مردم پرداخت و به اسم اسلام وارد صحنه جهاد شد. در این شرایط بعضی روحانیون درباری و بیخرد سعودی که در استخدام نظام سلطهاند بیانیه صادر کردند که مسلمانان حتی نباید برای پیروزی مردم لبنان علیه اسرائیل دعا کنند!
این همان نفرت و تفرقهای است که جهانخواران برای پارهپاره شدن جهان اسلام و قدرت مسلمین طراحی کردهاند. ما اگر مسلمان هم نباشیم باید نسبت به ظلم و تجاوزی که بر غیرمسلمانان هم میشود احساس تنفر و درد کنیم، در حالی که متأسفانه بخشی غافل و جاهل و مزدور در جهان اسلام از این که بخش دیگری از مسلمانان به دست آمریکاییها و اسرائیلیها کشته میشوند خرسند میگردند!
به هر حال از این درد جانگاه بگذریم و به مسأله مورد بحث بپردازیم. اموری که ما را به استعماری بودن و توطئهآمیز بودن افسانه موهوم هلال شیعی رهنمون میکند هم متعدد و هم ساده میباشد و لازم نیست که از هوش و پیچیدگی سرشار سیاسی برخوردار باشیم تا مرهوم بودن این افسانه را درک کنیم.
«هلال شیعی» مورد ادعای دستگاههای تبلیغاتی و نظریهپردازان نظام سلطه از مفاهیم مبهمی است که اصولاً نمیتوان برای آن حوزه جغرافیای شفاف و مشخص و قابل تعریف منطقی ارائه داد. مثلاً سؤال میکنیم آیا گروههای مبارز فلسطینی که اشتراک مذهبی با ایران ندارند ولی از حمایت بیدریغ دولت و ملت ایران برخوردارند داخل این هلال شیعیاند یا خیر؟ اگر هستند در کجا و چگونه؟ و آیا این تحلیل و ادعا یک تناقض و پریشانگویی نیست؟ یا مردم و گروههای الجزایری که به واسطه یک روند دموکراتیک به قدرت رسیدند و سپس به توصیه و پشتیبانی غرب توسط یک کودتای رسوا و ضددموکراتیک از صحنه خارج شدند در کجای این هلال شیعی قرار دارند؟
میلیونها مردم مسلمان در ترکیه، سودان، لیبی، تونس، لبنان، بوسنی، افغانستان، مصر، پاکستان، اندونزی و... که فریاد اسلامخواهی، عدالتطلبی، ظلمستیزی و مخالفت آنها با آمریکا، انگلیس و رژیم غاصب صهیونیستی بلند است در کجای هلال شیعی قرار دارند؟!
بعد از بیان این مقدمات و دقت و تأمل در سیاستهای شکستخورده و به بنبست رسیده نظام استکباری در جهان اسلام و مخصوصاً خاورمیانه در مییابیم که هراس و وحشت آمریکا از «هلال شیعی» نیست بلکه از طلوع خورشید اسلامی در سراسر دنیای اسلام است. و با فریبکاری و جنگ روانی میخواهد صورت مسأله را تغییر دهد. و به تحریف در مفاهیم بپردازد. در صورتی که هیچگونه پیوستگی جغرافیایی و مذهبی تحت عنوان هلال شیعی وجود ندارد و اساسا این مسأله امری جعلی و افسانهای است.
یکی از ریشههای مهم اینگونه نظریهپردازیهای توطئهآمیز و تفرقهافکنانه، نقش انقلاب اسلامی در بیداری ملتها است. حمایت ایران از بیداری مسلمانان و دعوت آنان به تصاحب قدرت و اقتدار و عزت هیچگاه خوشایند نظام سلطه نمیباشد، لذا هر روز به بهانهای و صورت مسأله موهومی به جنگ روانی علیه امت اسلامی میپردازند.
ما مسلمانان باید هوشیار باشیم مسأله مطرح کردن هلال شیعی، جنگ روانی علیه ایران یا لبنان و عراق نیست، بلکه جنگ روانی علیه امت اسلامی است. چرا ما مسلمانان باید هزینه شکستهای سیاستهای جاهطلبانه آمریکا را بپردازیم. ما مسلمانان باید با بیداری و هوشیاری و انسجام درونی متجاوزین و اشغالگران سرزمینهای اسلامی را وادار به پرداخت هزینه معنوی و مادی کنیم.