علی صالحآبادی
اگر اندکی به علم فلسفه آشنا باشیم و یا این که تلاش کنیم آن را فرا گیریم، در مییابیم که از نظر فلسفه، هستی بر اساس نظام علت و معلولی بنا گردیده است. اگر این واقعیت را بپذیریم، آنگاه، نگاهمان نسبت به رویدادها و حتی مسایل فردیمان تغییر میکند و با هر حادثهای که روبهرو میشویم، به جای آن که به سراغ رمال، شانس، اقبال و... برویم، تلاش میکنیم ریشه رویدادها را پیدا کنیم نه این که به معلول بپردازیم. چنانچه این عمل عالمانه و به دور از خرافات انجام گیرد و هر حادثهای را کالبدشکافی نماییم به نتیجه مطلوب میرسیم. حسن انتخاب این شیوه این است که برای فائق آمدن بر مشکلات و یا تقویت کامیابیها، راهکار پیدا میشود و فرد و جامعه از فواید آن بهرهمند میگردند. اگر شخصی بر اثر بیتوجهی به مقررات راهنمایی و رانندگی با سرعت غیرمجاز و با دقت کم رانندگی کند، سیمپیچی از مقررات باعث تصادف منجر به فوت و یا نقص عضو راننده و سرنشینان خودرو میشود. علت خسارت و یا صدمه مربوط به رفتار خود فرد است، نه بخت و اقبال. چنانچه علت وقوع رویدادهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را با استفاده از قاعده علت و معلولی بررسی کنیم، پی میبریم که ریشه وقوع آنها از یک سو به رفتار مردم و از سوی دیگر به رفتار حاکمیت بازمیگردد. برای مثال اگر مردم از طریق مشارکت، مجلس و یا دولتی را برگزینند که فاقد تجربه لازم در اداره خوب جامعه باشند، تبعات چنین انتخابی میتواند گرانی، تورم، بیکاری، ایجاد شکاف طبقاتی و ناهنجاری اجتماعی باشد که همه را نگران میکند. علت مشکلات و ناهنجاریها خود مردم هستند و آنچه مشاهده میشود معلول رفتار انتخاباتی است. چنانچه از منظر جامعهشناسانه و روانشناختی به گزینش مردم نگاه کنیم، آشکار میشود که مردم در ساخت قدرت در جامعه نقش اصلی را دارند و نقش دیگر علتها از جمله حاکمیت در مرتبه بعدی قرار میگیرد. بنابراین نتیجه میگیریم که علت و معلول در همه رویدادها با یکدیگر ارتباط ارگانیک، متقابل و تفکیکناپذیر دارند. پرداختن به معلولها بدون توجه به ریشهها اشتباه محاسباتی است و نتیجه منفی به بار میآورد. برگزیدن چنین روشیهایی در برخورد با مسایل اجتماعی از جمله مبارزه با مظاهر بدحجابی که به جای شناسایی علتها به سراغ معلولها برویم، مبارزه با معلول است که نه تنها نتیجه مثبتی به بار نمیآورد، بلکه همانگونه که در گذشته منجر به نتیجه منفی شده، در آینده نیز چنین خواهد بود. اصولگرایان رشد ناهنجاریهای اخلاقی و اجتماعی را ناشی از شیوه تساهل و تسامح در دولت خاتمی، مجلس ششم و حامیان اصلاحات میدانستند. آنها آنقدر بر این مساله اصرار و پافشاری کردند تا سرانجام به کمک دستگاههای نظارتی و رد صلاحیتهای گسترده نامزدهای مجلس هفتم، مجلس اصولگرای هفتم و متعاقب آن دولت اصولگرای نهم که دبیر شورای نگهبان در شکلگیری این دو نهاد نقش موثری داشت، شکل گرفت. تصمیمات این دو نهاد که در کنترل اصولگرایان است، به دلیل وجود گرانی، تورم، رشد نقدینگی و رکود بیسابقهای که بر اقتصاد کشور تحمیل شده است، برای مردم مسالهساز شده است. پرسش از آقای جنتی این است که چرا ناهنجارهایی را که دولتهای قبل متهم به تقویت آن بودند و چند سال که این دو نهاد در اختیار آنها قرار دارد، به زعم شما بیشتر از گذشته شده و پیشبینی میکنید که ناهنجاریها در آینده بیشتر می شود! خطبههای هفته گذشته را به دقت گوش دادم. شما بیش از پیش از شدت ناهنجاریها در بیست و هشتمین سال انقلاب عصبانی بودید و گفتید: آقایان بروند در مجلس یا شورا بنشینند و فقط حقوق بگیرند. ببینید، امروز چه بلایی بر سر ناموس مردم میآید، آدم شرمش میشود در نماز جمعه این حرفها را مطرح کند.
زمانی که قرار است طرح امنیت اجتماعی اجرا شود یک عده نویسنده که واقعا باید خجالت بکشند با آن مقابله و مبارزه میکنند، کسی که بخواهد بکشند با آن مقابله و مبارزه میکنند، کسی که بخواهد در کشور کار اصلاحی کند، باید فحشخور باشد، رسانهها باید مشخص کنند چه فسادهایی جامعه را تهدید میکند و...
شما پیشبینی کردید که وضع در آینده بدتر از وضعیت کنونی خواهد شد. بیتردید خانوادهها نسبت به رشد فزایند ناهنجاریها دغدغه دارند و نگران آینده فرزندان خود هستند. پرسش دیگر این که در شرایطی که 28 سال است رسانه مادر، 53 هزار مسجد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر نهادهایی که از خزانه دولت بودجه میگیرند و وظیفه ترویج دین و اخلاق را برعهده دارند، چرا از منظر شما، حال بدتر از گذشته و آینده بدتر از حال خواهد بود؟ آیا میتوان گفت ریشه بسیاری از ناهنجاریها در رفتار و تصمیمات دستاندرکاران حکومتی، دولت، مجلس، دستگاه قضایی و شورای نگهبان است؟ آقای جنتی آیا به خاطر میآورید که امام خمینی قبل از پیروزی انقلاب در یک سخنرانی خطاب به شاه فرمودند: اگر 24 ساعت رادیو و تلویزیون را به ما بدهید، افکار و رفتار مردم را دگرگون میکنیم؟ حال علت چیست که همه نهادهایی که وظیفه فرهنگی و اخلاقی و ارشاد مردم را برعهده دارند و 7 شبکه تلویزیونی و دهها شبکه رادیویی در اختیار نظام جمهوری اسلامی است، ناهنجاریها، بداخلاقی و فساد رو به تزاید است و وضع به جایی رسیده است که باید نیروی انتظامی برای مقابله با بدحجابی و بداخلاقی با هزینه سنگین در کوچه و بازار مراقب رفتار جوانان باشد؟
اگر قرار باشد با معلول مبارزه شود، مبارزه بهاری با مفاسد اجتماعی که هر سال تکرار میشود درست و صحیح است، اما اگر قرار باشد یا علت برخورد شود، باید در جستوجوی روش دیگری بود. گاهی اوقات تصمیم گیریهای اقتصادی نتیجه فرهنگی در پی دارد و برعکس تصمیمات فرهنگی ممکن است نتایج اقتصادی در بر داشته باشد. چنانچه تصمیم فرهنگی باعث نایابشدن برخی کالاها شود و امنیت سرمایهگذاری را به مخاطره اندازد، تصمیم فرهنگی نتیجه غیرفرهنگی دارد. برای نمونه اگر با بخش خصوصی برخورد شود و یا آن که افراد کارآفرین و تولیدکننده ثروت، فاسد معرفی شوند و یا آن که دولتیها به جای آن که تن به اجرای اصل 44 قانون اساسی بدهند، کماکان طالب تسلط بر مراکز اقتصادی و یا بانکهای خصوصی باشند، نتیجه بدی گرفته میشود که در حال حاضر شواهد اینگونه تصمیمگیری در اقتصاد کشور وجود دارد، اما اگر تصمیمات خوب اقتصادی گرفته شود و مردم از قبل آن به رفاه و امنیت برسند، در آن صورت فرهنگ، ارزشهای دینی و اخلاق در جامعه تجلی پیدا میکند.
طرح برخورد با مفاسد اجتماعی با واکنشهای متفاوتی مواجه گردیده است که توجه شما را به آن جلب میکنم. عدهای به آن اعتقاد دارند و عده دیگر به شیوه کار و بینتیجه بودن آن معترض هستند.
احمدیمقدم، فرمانده نیروی انتظامی در اینباره میگوید: مذمتکنندگان طرح مبارزه با بدحجابی را استیضاح میکنیم.
هاشمیشاهرودی، رییس دستگاه قضایی: برخورد خشن با بدحجابی نتیجه عکس میدهد.
کلهر، مشاور رسانهای رییسجمهور: رشد بدحجابی و مفاسد اجتماعی ناشی از ثروتهای بادآورده آقازادهها و حاجیزادهها است.
سیدعبدالکریم موسویاردبیلی، رییس شورای عالی قضایی دوران امام: کاری نکنید مردم از دین زده شوند. طرح برخورد با مفاسد در اوایل انقلاب اجرا شد، اما عملکرد خوبی نداشت، شما آن را ادامه ندهید.
پرسش از دبیر شورای نگهبان این است که نظر شما نسبت به اظهارات دو تن از بلندپایهترین مقامات قضایی قبلی و کنونی چیست؟ پرواضح است هنگامی که یک روش در عمل جواب مثبت ندهد، تکرار آن جز نارضایتی و اتلاف منابع انسانی و مالی چه دستاوردی میتواند داشته باشد؟
پرسش دیگر این که اگر در جامعه عدالت اجرا نشود و هرجومرج اقتصادی باعث افزایش تعداد ثروتمندان و فقرا شود، باید از طریق تربیون فریاد زد و یا آن که به ریشهها پرداخت که در تصمیمگیریهای مجلس و دولت نهفته است. شما هم به نظر میرسد همانند بسیاری اصولگرایان از عملکرد مجلس و دولتی که خود در تشکیل آن نقش موثر داشتهاید حالا ناراضی و ناامید شدهاید، زیرا از تربیون مجلس عنوان کردید: آنها در مجلس مینشینند و فقط حقوق میگیرند. اگر این برداشت شما درست باشد، دیگر پرسش این است رفتار مردم با چنین مجلس و دولتی چگونه باید باشد؟
به نظر شما وضعیت ایران در عرصه بینالمللی در دولتهای هاشمی و خاتمی بهتر بود یا در دولت نهم که شما سخت مدافع آن هستید؟ دیگر این که آیا ریشه تحریمها و شرایط پیشآمده در رابطه با پرونده اتمی ایران را صددرصد باید به دیگران نسبت داد یا آن که دستاندرکاران نیز در به وجود آوردن شرایط جدید بیسهم نبودهاند؟ شکی نیست که شما نیز همانند دیگر ایرانیان طالب اجرای عدالت و توزیع عادلانه منابع کشور هستید. آیا پرداخت یارانه، به ویژه فروش بنزین لیتری 800 تومانی به قیمت 80 تومان به پولدارها، فساد، فقر و شکاف طبقاتی را توأمان به بار نمیآورد؟ ریشه قیمت سرسامآور مسکن، زمین و دیگر اقلام و دو برابر شدن میزان نقدینگی از سال 83 تا پایان سال 85 که به عقیده اقتصاددانان و نمایندگان مجلس از زمان چاپ اسکناس (دوران قاجاریه) در ایران بیسابقه بوده است و این تراژدی، جوانان و والدین آنها را نسبت به آینده مأیوس کرده است، منجر به فساد، فقر، رشوه، ناهنجاری اجتماعی و... نمیشود؟ ریشه این پدیدههای ویرانگر را در کجا باید جستوجو کرد؟ آیا تداوم این وضعیت باعث رشد فضایل اخلاقی میشود و یا آن که اگر ریشهها را پیدا نکنیم و برای عبور از آن، راهبرد وجود نداشته باشد، باید در آینده شاهد رشد ناهنجاریها و بداخلاقیها باشیم.
اگر تحلیل نگارنده را قبول ندارید، نطق روز گذشته عماد افروغ، نماینده تهران و رییس کمیسیون فرهنگی مجلس را درباره ناکارآمدی برنامههای شورای انقلاب فرهنگی از زمان تاسیس آن تاکنون مرور کنید.