تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۶۲۹۵
در سخنرانی آیت‌ا... مصباح یزدی مطرح شد:

تحریف راه امام به نام امام

اشاره‌: آن‌چه می‌خوانید گزیده‌ای از بیانات آیة‌الله مصباح یزدی در همایش یاوران ولایت می‌باشد که در مورخ 15/3/84 در ساری ایراد شده است.

ایام سوگواری رحلت جانسوز امام راحل رضوان‌الله علیه و شهادت شهدای پیشگام، انقلاب شهدای پانزده خرداد را به پیشگاه مقدس ولی عصر ارواحنا فداه تسلیت عرض می‌کنیم و از خدای متعال درخواست می‌کنیم که روح آن بزرگواران را با انبیا و اولیا و شهدا و صدیقین محشور فرماید.

بحمدالله ملت قدرشناس و با معرفت ما نسبت به این موهبت الهی که در این قرن نصیب ما و همه جهان اسلام شد، قدرشناس هستند و همه ما بحمدلله آگاهیم که خدای متعال به دست امام و به برکت رهنمودها و رهبری‌های او چه نعمت عظیمی را به همه مسلمانان بلکه به همه جهانیان اهدا فرمود. راهی را که امام ترسیم کرد، اهدافی را که مشخص کرد و روش‌هایی که برای رسیدن به آن اهداف نشان داد آنقدر آشکار روشن، و پی‌پیرایه است که احتیاج به توضیح و تبیین ندارد ولی شخصیت امام بالاتر از شخصیت پیغمبر اکرم و ائمه اطهار صلوات‌الله علیهم اجمعین نیست پیغمبر اکرم(ص) در طول بیست و سه سال دوران نبوت و رسالت خود علاوه بر متن وحی که از طرف خدای متعال بر او نازل می‌شد به بهترین وجه به روشن‌ترین بیان، حقایق را برای مردم تبیین کرد و از همان آغاز فکر سرانجام این نهضت و ادامه نهضت بعد از رحلت خود بود و واضح و آشکار جانشین خود را معرفی فرمود. ولی این خاصیت انسان است که همیشه بر سر دو راهی است از یک سو می‌تواند با استفاده از راهنمایی‌های خدای متعال راه سعادت را برگزیند و از سوی دیگر می‌تواند عقب‌گرد کنند و در جهت عکس سعادت خودش قدم بردارد و نه تنها خودش را بدبخت کند بلکه مایه بدبختی دیگران هم بشود. معنای اختیار همین است که انسان می‌تواند به اختیار خود در مسیر صحیح یا غلط گام بردارد و از همین طریق انسان آزموده می‌شود، این چیزی است که مکررا در طول تاریخ اتفاق افتاده است و ما هم باید منتظر اتفاقات و فتنه‌های الهی باشیم و همیشه از خدا بخواهیم خودش ما را در فتنه‌ها یاری کند و از انحراف مصون بدارد. من در این مجلس که می‌خواهم به جای صحبت از دستاوردها و برکات انقلاب، راجع به خطرهایی که موجب می‌شود کسانی از مسیر حق منحرف شوند و دام‌های که بر سر راه ما گسترده شده و خواهد شد صحبت کنم تا خودمان را آماده کنیم که در این دام‌ها گرفتار نشویم. امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه بارها به صورتهای مختلف درباره این حقایق داد سخن داده است و برای ما می‌تواند وجود داشته باشد صحبت کنیم ببینیم چطور می‌شود که کسانی از جاده حقیقت منحرف می‌شوند چه دام‌هایی در سر راه ما گسترده شده و خواهد شد پیشاپیش ما خودمان را آماده کنیم که در این دام‌ها گرفتار نشویم امیر‌المؤمنین صلوات‌الله علیه در نهج‌البلاغه از این حقایق بارها به صورت‌های مختلف داد سخن داده و بسیاری از خطبه‌های نهج‌البلاغه گلایه از کسانی است که بعد از رحلت پیغمبر منحرف شدند، در شناختن راه صحیح کوتاهی کردند و یا در‌صدد گمراهی کردن دیگران بر آمدند. حضرت علی(ع) گاهی در مقام تحلیل این حادثه بر می‌آید که چگونه انسان منحرف می‌شود، چطور این فتنه‌های عجیب در عالم اتفاق می‌افتد و علی‌رغم وجود راه‌های روشن و هدایت‌های رسای الهی، کسانی راه خطا را می‌پیمایند و دچار گمراهی می‌شوند.

در خطبه‌ای می‌فرماید: آغاز پیدایش فتنه‌های اجتماعی دو چیز است: اول «اهواءٌتتبع.» کسانی هوس‌هایی دارند و می‌خواهند به آن برسند. این هوس‌ها در آنها ظهور و رشد می‌کند و این افراد می‌کوشند به هوس‌های خودشان برسند، بدون این که ببینند مصلحت خودشان و جامعه چیست. جوانان عزیز! قدر خودتان را بدانید، سعی کنید از آغاز جوانی دنبال دلخواه و هوس نروید، هر کاری که می‌خواهید انجام دهید ابتدا به عاقبتش بیندیشید، ببینید آیا این واقعاً سعادت دنیا و آخرت شما را تامین می‌کند و یا لذتهای زود‌گذری است که ناراحتی‌ها و پشیمانی‌ها را به دنبال دارد.

عامل دوم «آراء تبتدع» است. این که کسانی هوس‌هایی دارند و می‌خواهند تحقق پیدا کند، به تنهایی موجب گمراهی مردم نمی‌شود؛ اگر کسانی که دلشان می‌خواهد به هوس‌های خودشان برسند، با صراحت بگویند ما به این هوس‌ها می‌رسیم، اگرچه مخالف اسلام باشد، مردم مسلمان به این‌ها امان نمی‌دهند. چون آنها زحمت کشیده‌اند تا این جامعه تحقق پیدا کند، خون‌ها داده‌اند تا این انقلاب به پا شده، مگر هر کسی بگوید من می‌خواهم اسلام را از بین ببرم و برخلاف دستورات آن عمل کنم، مردم به او مجال می‌دهند؟ یک چیز دیگر هم باید ضمیمه بشود؛ می‌گوید: به نظر من برای پیشبرد اهداف اسلام باید این کارها را انجام بدهیم! می‌گویند: برای این که پیشرفت کنیم و کشورمان توسعه یابد، باید راه‌های جدیدی را بپیماییم، غیر از آن راه‌هایی که در قرآن و سنت و روش علما و رفتارهای امام(ره) و سیره این‌ها بود؛ این‌ها کافی نیست! می‌گویند: ما نظر جدیدی برای تحقق همان اهداف داریم! باید بدعت‌هایی رواج یابد تا جامعه ما به سرعت برسد. هدف اصلی آنها این است که به هوس‌های خودشان برسند.

آیا این‌ها دلشان برای مردم می‌سوزد؟!

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: نه! اینها می‌خواهند به دلخواه خودشان برسند. در جای دیگر می‌فرماید: علت این که مردم از راه صحیح منحرف می‌شوند، شبهه‌هایی است که مطرح می‌شود. در جامعه اسلامی اگر کسی بخواهد صریح برخلاف قرآن و کلام پیغمبر(ص) حرف بزند، کسی به حرف او گوش نمی‌دهد؛ به همین منظور دنبال القای شبهه می‌روند. ابتدا اندک هستند، ولی بعد پیروانی پیدا خواهند کرد که فریب آن‌ها را می‌خورند. مگر آن‌هایی که داستان سقیفه بنی ساعده را راه انداختند، چند نفر بودند؟! در حالی که امروزه اکثریت عالم اسلام را پیرو خودشان کرده‌اند!

می‌فرماید: «انما سمیت‌الشبة شبة لانها تشبه‌الحق» چون شباهت به حق دارد، اسمش را شبهه گذاشتند؛ باطل است اما شبیه حق است. بگویند ما نمی‌گوییم خدا نیست، اما آن جوری هم که شما تصور می‌کنید نیست! وقتی شبهه بیاید، فرد اطمینان خاطر و  یقینش را از دست می‌دهد. مثال ساده‌ای بزنم: شما ایستاده‌اید که نماز بخوانید. یکی می‌گوید: آقا! قبله مایل به راست است. چندان اعتنا نمی‌کنید. ولی اگر چند نفر این شبهه را مطرح کنند، کم‌کم به تردید می‌افتید. ولی اگر از اول می‌گفتند: نماز نخوان یا طرف کاخ سفید نماز بخوان، هیچ اعتنا نمی‌کردید.

می‌گویند یک عابدی در کوهی عبادت می‌کرد، گوسفندی هم داشت که از شیرش تناول می‌کرد. یک روز برای دیدن عابد دیگری راه افتاد و گوسفند را هم با خود برد. دو نفر شیاد گفتند: باید این گوسفند را از دست این عابد در آوریم. یکی از آن‌ها جلو رفت و گفت: آقا! ما از ته دل به شما ارادت داریم ولی جسارت می‌شود، سؤالی دارم؛ شما با این مقامتان کجا و خوک کجا؟! به چه مناسبت این خوک را همراه خودتان می‌برید؟! عابد پاسخ داد: خوک چیست؟! گوسفند خودم است، سالها از شیرش می‌خورم. آن شیاد گفت: ببخشید، به هر حال من به شما عرض کردم. در دل عابد شکی پیدا شد ولی اعتنا نکرد.

دومی آمد وگفت: من خیلی ارادات دارم، آقا! حتماً موقع نماز ما را فراموش نکنید و... بعد هم دست آقا را بوسید و گفت: با این مقامی که برای شما قائل هستیم، تعجب می‌کنم همراه خودتان خوک می‌برید! این کار در شأن شما نیست! پاسخ داد: این گوسفند است و من همیشه از آن استفاده می‌کنم. گفت: آقا! اختیار دارید؛ این که خوک است؛ شما نباید این کار را بکنید، به هر حال ما غرضی نداریم؛ خودتان بهتر می‌دانید.

مرد عابد با خودش اندیشید حتماً یک چیزی هست که اینها می‌گویند خوک است. افسار گوسفند را رها کرد و رفت. چند قدمی که دور شد دو شیاد برگشتند و گوسفند را گرفتند و بردند!

وقتی حرف باطلی را می‌زنند، هرچند آدم اطمینان هم داشته باشد آرام آرام اثر می‌گذارد، فرمود «وَ لایَزالُونَ یُقاتلونَکُمْ حَتّی یَرُدُوکُمْ عَنْ دینَکُمْ اِنِ اسْتَطاعُوا» مشرکان و منافقان که با شما می‌جنگند، با دین شما مخالفند و تا ریشه شما و دینتان را نکنند، دست بر نمی‌دارند. هزار و چهار صد سال بعد یک رهبر الهی از تبار همین پیغمبر(ص) گفت: این‌ها از اسلام سیلی خورده‌اند و با آن دشمنند؛ تا ریشه اسلام را نکنند آرام نمی‌گیرند. رهبر ما همواره تأکید کرده‌اند کسانی که این روح استبداد و استعمارگری و تسلط بر دیگران در عمق وجودشان هست و خودشان را نژاد برتر و کدخدای عالم می‌دانند، هیچ‌گاه خیر شما را نمی‌خواهند و نمی‌توان با اینها آشتی کرد.

چند سال پس از پیروزی انقلاب، کسانی گفتند: تا آخر که نمی‌توانیم با آمریکا دشنمی کنیم، باید آرام آرام فکر این باشیم که روزی با کاخ سفید سازش کنیم. هشت نماینده مجلس در آن سال‌های اولیه چنین حرفی را زدند. تمام مردم از امام(ره) گرفته تا یاران ایشان و مردم انقلابی، آن‌ چنان بر این‌ها تاختند که تا مدت‌ها جرأت نمی‌کردند بگویند ما بودیم که این حرف را زدیم؛ آن چنان به واسطه این حرف از جامعه رانده شدند که تا مدت‌ها خجالت می‌کشیدند بگویند ما این حرف را زدیم. چند سال بعد یک دیپلمات در یکی از مأموریت‌های خودش اشاره کرده بود که مثلاً شاید یک روزی ما هم با آمریکا روابط برقرار کنیم. فوراً سیاستمداران، نمایندگان مجلس، دولت وقت و مردم بر او تاختند که چه کسی به تو اجازه داده بود این حرف‌ها را بزنی و به واسطه همین حرفش آن چنان از موقعیت خودش ساقط شد که دیگر عرصه نیامد. اما چند سال آرام آرام این یکی آمد گفت آقا این خوک است، ولش کن؛ گفتیم‌: نه بابا این گوسفند است‌؛ دومی آمد، سومی آمد... ‌کم‌کم به جایی رسیده که کاندیدای رئیس‌جمهوری برای تبلیغاتش می‌گوید من باید با آمریکا سازش کنم! این‌ها را جزء افتخارات خودش حساب می‌کند! ببینید تفاوت راه از کجاست تا به کجا؟! یک روز وقتی یک کسی چنین حرفی از دهانش درآمده بود، از خجالت نمی‌توانست سرش را بلند کند، ولی امروز... .

زمانی به یکی از شخصیت‌های بزرگ کشوری گفتم فلانی! همه در تبلیغات خود می‌گویند: نان و مبارزه با گرانی و بیکاری و... اما نشنیدم بگویند ما می‌خواهیم ارزش‌های اسلامی را احیا کنیم! دست‌کم به عنوان شعار هم مطرح نمی‌کنند! به من گفت: اگر این شعار را بدهند کسی به آن‌ها رای نمی‌دهد! یعنی در طول شانزده سال، آن چنان زمینه فرهنگی جامعه را ساختند که مردم فراموش کردند وظیفه‌شان احیای ارزش‌های اسلامی است. ده‌ها بار امام(ره) روی این جمله تکیه کرد و فرمود: انقلاب ما برای اسلام است و برای اقتصاد نیست. اما امروزه کار به جایی رسیده که از همه‌چیز دم می‌زنند جز از اسلام. آیا این همان وضعی نیست که امیرالمؤمنین(ع)  پیش‌بینی کرد؟! فرمود: روزی می‌آید که اسلام را مثل پوستین وارونه می‌پوشند و ظرف اسلام را از محتوا تهی می‌کنند. آیا احتمال نمی‌دهید گوشه‌ و‌ کنار، زمینه‌هایی برای این پیشگویی امیرالمؤمنین(ع) فراهم شده باشد؟!

اگر کسانی چنین قصدی داشته باشند، از چه ابزاری استفاده می‌کنند؟ آیا می‌گویند اسلام دروغ است و امام(ره) اشتباه کرد؟! آیا کسانی که خودشان در این انقلاب شریک بودند، می‌گویند ما اشتباه کردیم؟! هستند کسانی که سال‌ها در صحنه‌های مهم جنگ بودند، اما ته دلشان این است که کاش بعد از فتح خرمشهر صلح کرده بودیم. این‌ها چه می‌گویند و ابزار کارشان چیست؟ ابزار کارشان شبهه است. شبهه ظاهرش اسلام و باطنش کفر است، ظاهرش طرفداری از انقلاب است و باطنش بازگشت از انقلاب. اگر کسانی بخواهند مسیر انقلاب را منحرف کنند، راه ‌همین است. من و شما باید حواسمان جمع باشد و ببینیم این شعارها با شعارهای امام(ره) تطابق دارد یا خیر؟

اگر بخواهند رهبری را تضعیف کنند، باید بگویند: ولایت فقیه دروغ است؟! در این صورت مردم امانشان نمی‌دهند. می‌گویند: باید اختیارات ولی فقیه کاهش یابد، کم‌کم از حالت فردی خارج و شورایی شود. بعد پیشنهاد می‌کنند که دوره‌ای باشد ـ چهار ساله یا هفت ساله و... ـ بعد هم با انتخابات مستقیم مردم باشد مثل انتخابات ریاست جمهوری. می‌گویند: مگر امام(ره) نفرمود: میزان رأی ملت است؟! ـ در مورد انتخاب رهبری هم ببینیم رأی ملت چیست؟ این‌ها شبهه است. امام(ره) فرمود میزان رأی ملت است، اما کجا گفت؟! شما می‌خواستید ارزش‌های غربی را برخلاف اسلام بر مردم تحمیل کنید؛ آن‌جا امام(ره) فرمود: میزان رای ملت است. اگر مردم اسلام را نخواستند، حق با مردم است؟ آیا این جا هم‌ میزان رأی ملت است؟! امام(ره) فرمود: مجتهد باید شرایط زمان و مکان را رعایت کند. این حرف حقی است. ولی آیا شرایط زمان و مکان، ایمان را کفر و یا کفر را ایمان می‌کند؟! نماز را تحریم و رقاصی را واجب می‌کند؟! آیا منظور امام(ره) این بود؟! آیا امام(ره) گفت شرایط زمان و مکان اقتضا می‌کند که از بیت‌المال مسلمین سیصد‌ میلیون تومان خرج دکور یک دفتر وزیر کنید؟! امام فرمود از ارمنستان رقاص بیاورید، جشن بگیرید؟! این همان راه امام(ره) و راه اسلام است؟! اگر بخواهیم دینمان محفوظ باشد و دِیْن خودمان رابه شهدا ادا کنیم و وظیفه‌مان را نسبت به این انقلاب و دستاوردهای انقلاب رعایت کنیم، باید اصول اسلام و انقلاب را بشناسیم و اجازه ندهیم خدشه‌دار شود. انقلاب اسلامی یعنی ارزش‌های اسلام احیا شود. آن وقت عده‌ای به نام پیروی از خط امام(ره) می‌آیند حرف‌های ایشان را مسخ و تحریف می‌کنند. البته این چیز تازه‌ای نیست. آن وقتی که امیر‌المؤمنین(ع) این خطبه‌ها را می‌فرمود هنوز پای منبر ایشان کسانی بودند که زمان پیغمبر اکرم(ص) را درک کرده بودند. علی(ع) می‌فرماید: در میان شما جهانی عالم‌نما هستند؛ به زبان امروز صحبت کنم: جاهلانی هستند که اسم حجت‌الاسلام و آیت‌الله را روی خودشان گذاشته‌اند ولی اسلام را تحریف می‌کنند! قلب این‌ها قلب حیوان است! بیست و پنج سال بعد از رحلت پیغمبر(ص) بود؛ فرمود در میان شما کسانی پیدا شده‌اند که قرآن را براساس فهم و رأی خودشان تفسیر می‌کنند. آن زمان هنوز شاگردان پیغمبر(ص) بودند، هنوز امیرالمؤمنین، امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام در میان مردم بودند و کسانی احکام اسلام را تحریف می کردند. حالا توقع دارید در این دوران احکام اسلام تحریف نشود؟! آیا اگر کسانی بخواهند تحریف کنند، به اسم دکتر و مهندس تحریف می‌کنند یا به اسم آیت‌الله و حجت‌الاسلام؟! به هوش باشیم! در آستانه امتحان بزرگی قرار داریم.

افتخار می‌کردند که اگر ما رئیس‌جمهور شویم، برای برقراری روابط با آمریکا اقدام می‌کنیم. می‌گویند منظور‌شان این بوده که اگر اموال را بدهند و دست از دشمنی بردارند، رابطه برقرار می‌کنیم. از بیست سال پیش‌تر این حرف را می‌گفتند خود مقام مظعم رهبری چند بار فرمود: توبه گرگ، مرگ است. شما فریب آمریکا را می‌خورید، می‌روید تسلیم می‌شوید و او بر شما مسلط خواهد شد. تا این گرگ، گرگ است، توبه‌ای جز مرگ ندارد. مواظب باشید فریب این گرگ را نخورید.

ای بزدلان! ای سست عنصران! از مردم زمان انقلاب یاد کنید و از خط امام(ره) و سخنان ایشان پند بگیرید. آن‌ها را شعار خودتان قرار دهید. این‌قدر خودتان را در مقابل این روشنفکران نبازند. و الله‌ اسلام و وعده خدا حق است. خدا فرمود: «اِنْ تَنْصُرُوا‌ اللهَ یَنْصُرْکُمْ.» اگر نقصی هست از ما است که دین خدا را یاری نمی‌کنیم. اگر در مواضع خودمان محکم بایستیم و دست از دین خدا و ارزش‌های الهی برنداریم، خدا همان خدایی است که پابرهنه‌ها را در جبهه‌ها پیروز کرد. اگر ما جبهه‌ای باشیم، خدای جبهه خدای سیاست هم هست. اگر اقتصاددانان ما جبهه‌ای باشند، خدای جبهه خدای بازار و اقتصاد هم هست. اگر دانشگاهیان ما حزب‌اللّهی باشند، خدای جبهه خدای دانشگاه هم هست. اگر می‌بینید در این جاها عقب‌ماندگی داریم، عقب‌ماندگی از ما است؛ چرا که در لطف و کرم خدا نقصی حاصل نمی‌شود. ما باید شایستگی و لیاقتش را پیدا کنیم. شایستگی هم برگشت به اسلام ناب و احیای ارزش‌های اسلامی تا حد توانمان است. اگر این را وجهه همت خودمان قرار دادیم و خدا کمک نکرد، آن وقت از خدا گله کن! اگر یاری خدا را می‌خواهید باید با خدا رو راست باشید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات