باید به سیاستمداران داخلی تذکر داد تا از شتابزدگی در این زمینه خودداری ورزند. هرگونه شتابزدگی دال بر اشتیاق طرف ایرانی برای مذاکره با آمریکا در حالی که در شرایط نابرابر با طرف آمریکایی قرار دارد دارای نتیجه عکس خواهد بود.
کالجهای انتخاباتی
پایگاه خبری انصارحزب الله: قانونگذاران آمریکا اهداف خود از انتخاب سیستم «کالجهای انتخاباتی»در این کشور را اینگونه بیان کردهاند: هدف از این کار این بود که رئیس جمهور انتخابی، از نهایت استقلال عمل و نفوذ سیاسی هر چه بیشتر برخوردار شود و عرصه انتخاب رئیس دولت فدرال یا همان رئیس جمهور از تودهگرایی و پوپولیسم به دور نگاه داشته شود.در این صورت کمتر فردی میتواند با شعارهای فریبنده و اغواکننده بر سرنوشت کشور مستولی شود.
۲۷۰ از ۵۳۸
براین اساس طبق اصل ۲ قانون اساسی ایالات متحده، تعداد اعضای کالجهای انتخاباتی در هر ایالت برابر با تعداد نمایندگان آن ایالت در مجلس سنا و مجلس نمایندگان است که جمع این افراد طبق قانون اساسی ۵۳۸ نفر تعیین شده است. برای انتخاب رئیس جمهور نیز اکثریت آرای اعضای کالجها نیاز است که حدنصاب آن ۲۷۰ رای اعضای کالج انتخاباتی است(از مجموع ۵۳۸ عضو) و در صورتی که هیچ کدام از نامزدها اکثریت لازم(۲۷۰ رای الکترال)را کسب نکنند رئیس جمهور از بین سه نفر آخر توسط مجلس نمایندگان و معاون رئیس جمهور از سوی سنا برگزیده میشود.
۱۰ بار خلف وعده
براساس قاعده و با توجه به اینکه اعضای کالج انتخاباتی توسط حزبی برگزیده میشود که بیشترین رای را در ایالت متبوعه به دست آورده است، کمتر اتفاق میافتد که این اعضا رایی مغایر با آنچه که حزب پیروز در انتخابات ایالتی مورد نظر دارد بدهند.اما بارها اتفاق افتاده است که اعضای کالجهای انتخاباتی در روز رایگیری برای رئیسجمهور به نامزدی غیر از آنچه که انتظار میرفته است رای دادهاند و به عبارت بهتر این خلف وعده تا کنون ۱۰ بار رخ داده است؛ یعنی در سالهای ۱۹۴۸، ۱۹۵۸، ۱۹۶۰، ۱۹۶۸، ۱۹۷۶،۱۹۷۲، ۱۹۸۸و ۲۰۰۰) و ۳ بار در قرن ۱۹.
برنده همه چیز را میبرد
درقانون انتخابات آمریکا اصلی وجود دارد که به آن «برنده همه چیز را میبرد» اطلاق میشود و براساس آن هر نامزدی در هر ایالتی که موفق شود اکثریت آرای آن ایالت را از آن خود کند، ۱۰۰ درصد آرای آن ایالت به نامزد حزب پیروز تعلق میگیرد. از این رو ممکن است یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری رای عددی بیشتری داشته باشد اما با توجه به ترکیب متکثر آراء در ایالات این نامزد موفق به کسب ۲۷۰ رای الکترال مورد نیاز برای راهیابی به کاخ سفید نشود. مثلا نامزدی در چندین ایالتی که رای الکترال کمتری به نسبت جمعیت خود داشته است با رای بالایی پیروز شده است، اما نامزد مقابل در چند ایالتی که دارای رای الکترال بیشتری بوده است برتری را از آن خود کرده است.
ترس، مبنایی برای مهار
بنابراین و در این صورت نامزدی که آرای الکترال بیشتری کسب کرده است علی رغم داشتن رای عددی کمتر در مجموع ایالات به کاخ سفید راه خواهد یافت و رای مردمی که در ایالتها در اقلیت هستند و به نامزدی رای دادهاند که بازنده شده است به یک باره به سبد نامزد برنده رفته و به یکباره تبدیل به عکس خود میشود و بدین وسیله میتوان گفت رای کمتر در ایالتها به مفهوم خوانده نشدن رای است. براین اساس نظام انتخاباتی ایالات متحده براساس نوعی ترس از انتخاب مستقیم رئیس جمهور توسط مردم و مهار گرایشهای زودگذر اجتماعی به وسیله پختگی و تجربه اعضای کالجهای انتخاباتی نهفته است.
اوباما با رای کمتر، برنده بازی شد
این فرایندی است که باراک اوباما را برای چهار سال آینده رئیس جمهوری آمریکا کردو به رغم رای مردمی بیشتر میت رامنی کاندیدای جمهوریخواهان، اوباما به خاطر بیشتر بودن تعداد آراء الکترال، دوباره به عنوان رئیسجمهور آمریکا انتخاب شد.در این انتخابات رامنی با احتساب بیش از ۳۴ میلیون رای نزدیک به ۵۰ درصد آراء مردمی را کسب کرده و این در حالی است که اوباما توانسته ۳۲ میلیون رای و ۴۸ درصد آراء را کسب کند. در هر حال اما، اوباما، نامزد دمکراتها با کسب ۲۷۴ رای الکترال کالج برای دومین دوره متوالی بر صندلی ریاست کاخ سفید تکیه زد و میت رامنی با کسب ۲۰۴ رای الکترال کالج در این دوره از انتخابات ناکام ماند.
تفاوتها در نامزدها و منافع ملی ما
اما آنچه در میان مسائل پنجاه و هفتمین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در گزارش پیش رو در هفتهنامه یالثارات اهمیت مییابد نه فرایند انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بلکه مواردی است که دراین بین با منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در ارتباط است. خصومت ایالات متحده با ایران پس از شاه به عنوان تجدید نظر طلب انقلابی که نظم نوین جهانی تعریف شده از سوی آمریکا را برهم زده ۳۴ ساله شده و جمهوری اسلامی ایران نیز علی رغم همه تمهیدات به کار بسته شده از سوی تنها ابرقدرت باقی مانده در جهان، بر راه خود با قوت باقی مانده و با بسط نرم دکترین انقلابی خود، منافع ملی آمریکا را در حوزه نفوذ خود به چالش کشیده و صراحتا با اعلام تهدید این منافع درسرتاسر جهان خطر رویارویی با جمهوری اسلامی ایران را به دولتمردان ایالات متحده گوشزد کرده است.
اما تفاوتهای مهمی در رویکرد دو نامزد جمهوریخواه و دموکرات انتخابات ۵۷، ریاست جمهوری آمریکا مورد توجه بود که خط مشی آنها نسبت به جمهوری اسلامی ایران را نشان میداد و با توجه به سیستم انتخاباتی آمریکا که به طور خلاصه ذکر آن رفت سوالاتی را در ذهن مخاطب پدید میآورد.
قیود متفاوت رامنی و اوباما برای توسل به حمله پیشدستانه علیه ایران
هم باراک اوباما و هم میت رامنی اعلام کردهاند که مانع کسب توانمندی هستهای از سوی ایران خواهند شد و از گزینه نظامی نیز برای متوقف ساختن توسعه توانمندی هستهای ایران استفاده خواهند کرد، اما لحن مورد استفاده آنها و شرایط توسل به اقدام پیشدستانه متفاوت است.اوباما اعلام کرده با ایران مسلح به تسلیحات هستهای مخالف است، اما رامنی اعلام کرده که مخالف کسب توانمندی هستهای از سوی ایران است و در کنار تشدید تحریمهای اقتصادی، ناوهای هواپیمابر آمریکایی حضور پررنگتری در خلیجفارس و شرق دریای مدیترانه خواهند داشت تا به ایران نشان دهند آمریکا برای استفاده از گزینه نظامی مصمم و جدی است.
تفاوتها در رویکرد براندازانه
هر چند اوباما رویکرد تشدید فشار و تحریمها را در قبال ایران پیش گرفته است، اما رامنی همواره اعلام کرد که نوع رفتار رئیسجمهور آمریکا در برابر ایران به نوعی ضعف واشنگتن در برابر تهران تعبیر میشود. اوباما هیچگاه از تغییر نظام در ایران سخن به میان نیاورده که بخشی از آن به علت جلوگیری از تداعیشدن دوران ریاستجمهوری جورج دبلیو بوش بوده است و به اعتقاد او میتواند گفتوگوهای بینالمللی در خصوص موضوع هستهای ایران را با شکست مواجه کند.اما میت رامنی اعلام کرده بود دولت وی سیاست تغییر نظام در ایران را پیگیری خواهد کرد.
اوباما و اسرائیل
رئیس جمهوری آمریکا، برای نخستین بار شخصا درخواست بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل برای تعیین «خط قرمز روشن» در قبال برنامه هستهای ایران را رد کرده و گفته است که آمریکا منافع ملی خود و ملتش را در نظر میگیرد. نخست وزیر اسرائیل در پی تلاشهای چند هفتهای خود بارها تأکید کرده بود که جامعه جهانی و بویژه آمریکا باید خط قرمز واضحی را به عنوان ضربالاجل برای جمهوری اسلامی ایران ترسیم کنند تا سران تهران درک کنند که عبور از این خط به کاربرد گزینه نظامی علیه ایران منجر خواهد شد، اما باراک اوباما در پاسخ به او گفت: «تنها فشاری که احساس میکنم، انجام اقداماتی درست برای ملت آمریکا است».
او تلاشهای بسیار و علنی نخست وزیر اسرائیل برای وادار کردن آمریکا به تعیین خط قرمز برای ایران را به «سر و صداهای حاشیه ای» تعبیر کرد و گفت که توجهی به آن ندارد.
رامنی و اسرائیل
این روندی بود که نشریه آمریکایی «نیوزویک» با اشاره به رویکرد سرد باراک اوباما در قبال نخستوزیر اسرائیل، در مورد آن گفته بود:»این شرایط نتانیاهو را در تنگنا گذاشته و نتانیاهو را در یک «دام» گرفتار کرده است.»
میت رامنی نامزد جمهوریخواهان آمریکا نیزاز این رویه دولت آمریکا علیه اسرائیل، به سختی انتقاد کرد. و گفت:«رفتار اوباما این پیام را در خاورمیانه طنین افکن میکند که آمریکا نزدیک ترین همپیمان خود را رها کرده است، در حالی که دقیقاً میبایست رویه کاملاً معکوسی در پیش میگرفت.»
تفاوتها و سوالات
پس اوباما یک تحریمگر معتقد به گفت وگو و رامنی یک جمهوری خواه برانداز علیه ایران است. قید اوباما برای حمله نظامی به ایران دستیابی به سلاح هستهای و رامنی تنها فن آوری هستهای حتی صلح آمیز است. اوباما در مورد درخواست اسرائیل تنها گزینهای که تامین کننده امنیت ملی آمریکا باشد را در نظر میگیرد.
بنا براین آیا میتوانیم از تفاوت دیدگاههای اوباما و رامنی درقبال ایران نظیر قیود دو نامزد برای دست یازیدن به حمله پیشدستانه به عنوان یکی از عوامل انتخاب اوباما و نشانهای از دوری جستن رای دهندهها از تنش یادکنیم؟ آیا انتخاب دوباره اوباما به ریاست جمهوری و پیامهایی که دولت او برای بخشش مشروط تحریمهای ایران طی یکی دوماه گذشته فرستاده است میتواند مبنایی برای شدت بخشیدن به فعالیت جریان سازش در داخل باشد؟ آیا ارسال این پیامها از سوی آمریکا با حجم بالاتری ادامه خواهد یافت؟
شعارها و عمل
دکتر پیروز مجتهد زاده رئیس بنیاد پژوهشی یوروسویک لندن در گفت وگو با یالثارات با اشاره به آنچه ذکر شد میگوید: آنچه در مناظرهها و مبارزات انتخاباتی مطرح شد، شعارهایی بود که تقریباً اغلب آن غیراجرایی و غیرعملی است.
وی در ادامه میافزاید: رامنی نامزد حزب جمهوری خواه بود که به طور سنتی جنگ طلب است. او با شعارهای جنگ طلبانه فعالیت انتخاباتی خود را آغاز کرد اما به مرور زمان تقریبا همه آنچه را که گفته بود به فراموشی سپرد. در واقع رامنی در قبال مواضع اوباما در مورد مطالبه اسرائیل برای تعیین خط قرمز برای جمهوری اسلامی ایران نه تنها منفعل عمل کرد بلکه در پایان ناچار به همگامی با روندی شد که اوباما در پیش گرفته بود. براین اساس رامنی مبارزات انتخاباتی را با رویکردی آغاز کرد که در پایان دارای تفاوت بسیار زیادی بود. دلیل این تغییر رویکرد عدم دستیابی حزب جمهوریخواه به بازسازی چهره تخریب شده و جنگطلب این حزب بود که رامنی را آرام آرام به مواضع اوباما نزدیک کرد.
منطقی به نام ترک ادبیات جنگ
بنابراین کار به جایی رسید که رامنی به این نتیجه منطقی رسید که تنها راه جلب آراء، پیوستن به مواضع دموکراتهاست و در نتیجه در روزهای پایانی رقابتهای انتخاباتی هر دو نامزد مواضعی تقریبا یکسان داشتند. درواقع حتی اگر میت رامنی امروز رئیس جمهور آمریکا بود راهی جز ادامه گفت وگوهای هستهای در چارچوب ۱+۵ با ایران نداشت؛ زیرا ترک ادبیات جنگی امروز یکی از واجبات موقعیت متزلزل آمریکاست. بنابراین اوباما با اتکاء به رویه دیپلماتیک مثل ۴ سال گذشته موفق به جلب آراء شد.
پیام دستپاچهها به آمریکا
دکتر پیروز مجتهد زاده در ادامه و بر پایه تحلیل ارائه شده معتقد است گفت وگوهای هستهای ایران و غرب ادامه خواهد یافت که البته دارای ماهیتی کاملا متفاوت از مذاکره بین دوطرف ایرانی و امریکایی به منظور بهبود روابط فی مابین است؛ زیرا هیچ یک ازدوطرف به هیچ وجه آمادگی ورودبه چنین مذاکراتی راندارند. در واقع ورود به این مرحله نیازمند مشاهده تغییرات اساسی در رفتار طرف امریکایی است. زیرا آمریکا ست که جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت نشناخت و طی سالیان گذشته سخت ترین تحریمهای ممکن را به ایران تحمیل کرده است.
بنابراین باید به سیاستمداران داخلی تذکر داد تا از شتابزدگی در این زمینه خودداری ورزند. هرگونه شتابزدگی دال بر اشتیاق طرف ایرانی برای مذاکره با آمریکا در حالی که در شرایط نابرابر با طرف آمریکایی قرار دارد دارای نتیجه عکس خواهد بود.در شرایط فعلی این اشتیاق عجولانه و دستپاچگی برای مذاکره با آمریکا این پیام را به دولت مردان آمریکا مخابره خواهد کرد که راه طی شده برای به کاربستن تحریمهای فلج کننده درست بوده و لحظه افلاس واقعی جمهوری اسلامی ایران فرارسیده است.
تحریمها موثر بوده، از دولت سوال کنید
هفته نامه یالثارات سخنان «هیلاری کلینتون» وزیر امور خارجه آمریکا روز ۱۳ مهر ماه امسال را سند سوال بعدی خود قرار داد و در این رابطه سخنان او که همزمان با شانتاژ رسانههای آمریکا مبنی بر مذاکره دوگروه سه نفره آمریکایی – ایرانی در دوحه قطر اداشده بود را برای پیروز مجتهد زاده بازخوانی کرد:«تحریمها تاثیرات خود را داشته است اما آنها باید به یاد داشته باشند در صورتی که دولت ایران برای همکاری با گروه ۱+۵ و بقیه جامعه بینالملل به شیوهای صادقانه ابراز تمایل کند، تحریمها برداشته میشود. دولت ایران مسئول کاهش شدید ارزش ریال طی روزهای اخیر است و باید دولت را به این خاطر مورد سؤال قرار داد و امکان حل این موضوع در صورتی که ایران رویکرد خود در مذاکرات هستهای را تغییر دهد، وجود دارد.»
ادبیات تکراری و نتایج بد عجله
پس از این رئیس بنیاد پژوهشی یوروسویک لندن با عطف به این گفتار در پاسخ به یالثارات که معتقد است با توجه به تداوم دولت اوباما این ادبیات به شکل فزایندهای درقالب پیام به سوی طیف مشتاق مذاکره در ایران مخابره خواهد شد میگوید: این ادبیات نه مختص یک ماه گذشته، بلکه طی تمام سالهای جریان پرونده هستهای تکرار شده است.
پس باز هم باید تذکر قبلی را تکرار کرد که نباید از پیامهای اینچنین بیش از ارزش واقعی آن برداشت و استنباط داشت. طرف ایرانی و ۱+۵ تقریبا چانه زنی خود را در مسکو در حد اعلای خود به پایان بردهاند و بر سر کلیاتی که چارچوب حل و فصل جزئیات است توافق کردهاند. این توافقات رسمی بوده و نه بین دو طرف ایرانی و امریکایی، بلکه بین دو طرف ایرانی و کل غرب است و از این زاویه هرگونه مذاکرات پنهانی و خارج از چارچوب و غیر رسمی دوطرف ایرانی و آمریکایی فاقد فایده خواهد بود.
بنابراین نباید اجازه داد در این زمینه تصورات و تخیلات بر تصمیم گیریها حکم فرما شوند. طی یکی دو سال گذشته سوابق عجولانه و نا خوشایند برخی در داخل به منظور تمام کردن کار مذاکره با آمریکا به نام خود، نتایج بدی را برای ما به بارآورده است. ما دارای تجربیات بد از تله مذاکرات پشت پرده هستیم. پس باید دست از قهرمانبازی برداریم.