تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۹۲ - ۱۳:۱۴  ، 
کد خبر : ۲۶۳۲۵۰
گفت‌وگو با آیت‌الله دکتر سیدمصطفی محقق داماد رییس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم

جامعه نقاد جامعه متعالی است

منوچهر دین‌پرست - اشاره: آیت‌الله سیدمصطفی محقق‌داماد که هم‌اینک در آستانه شصت و اندی سالگی است از افراد و عالمانی است که به واسطه حضور در میان خانواده بزرگ روحانیت از جایگاه ویژه‌یی برخوردار است. او ارتباط نسبی با برخی از روحانیون دارد و حضور آنها را به خوبی درک کرده است. همینطور تحصیلات خود را در حوزه تا مقطع اجتهاد به پایان رسانده و تحصیلاتی هم دربخش حقوق بین‌الملل دانشگاه فرانسوی زبان لوون بلژیک داشت و دکترای خود را با عنوان «حمایت از افراد در دوران جنگ مسلحانه در حقوق بین‌الملل و حقوق اسلام» در سال 95 از این دانشگاه دریافت کرد. گفت‌وگویی با ایشان درباره مرحوم آیت‌الله دکتر مهدی حائری‌یزدی که دایی ایشان محسوب می‌شود انجام داده‌ایم. استاد محقق داماد مرحوم حائری را به خوبی درک کرده و از محضر ایشان بسی دانش‌ها آموخته است، با آرا و نظراتش آشنایی دارد و هم‌اینک آثار مرحوم حائری را که مدت‌های مدیدی از چاپ آنها گذشته بود دوباره منتشر کرده و در نظر دارد برخی از دست‌نوشته‌ها و مطالبی که از ایشان به جای مانده را مجددا منتشر کند. مرحوم آیت‌الله دکتر مهدی حائری‌یزدی، منطقدان، اصولی، فقیه و فیلسوف برجسته معاصر از نخستین روحانیونی است که در دانشگاه‌ها وموسسات علمی خارج از کشور تدریس داشته است. ایشان فرزند آیت‌الله‌العظمی شیخ عبدالکریم حائری‌یزدی موسس فقید حوزه علمیه قم است، سالگرد درگذشت ایشان بهانه‌یی است تا مروری کوتاه بر اندیشه‌های فلسفی ایشان داشته باشیم.

* جناب استاد محقق داماد در ابتدا درباره مرحوم مهدی حائری‌یزدی، زندگی و برخی از آثار ایشان و اینکه چه ارتباط نسبی با ایشان دارید صحبتی داشته باشید تا به موارد دیگر بپردازیم.

** آیت‌الله دکتر مهدی حائری‌یزدی، منطقدان، اصولی، فقیه و فیلسوف برجسته معاصر و می‌توان گفت از نخستین روحانیونی است که در دانشگاه‌ها وموسسات علمی خارج از کشور تدریس داشته است. ایشان فرزند آیت‌الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری‌یزدی موسس فقید حوزه علمیه قم است. آقا شیخ عبدالکریم حائری‌یزدی، موسس حوزه علمیه قم، برای زیارت از اراک به قم رفت. ایشان از زمانی که مرجع شناخته شدند دو سفر به اراک از عتبات عالیات داشتند که در سفر دوم برای زیارت حضرت معصومه(س) به قم آمدند. علمای قم در آن زمان از ایشان درخواست می‌کنند که در قم بمانند و حوزه‌یی در قم تشکیل دهند. حوزه در سال 1301 تاسیس می‌شود.

 آقای مهدی حائری هم درست یکسال بعد از تاسیس حوزه علمیه قم متولد می‌شوند. چون مرحوم پدرشان در اراک با یک خانم اراکی ازدواج کرده بودند و وقتی که به قم آمدند آقای حائری به دنیا آمدند و ایشان دختری هم داشتند که مادر من از ایشان است. بنابراین آقای مهدی حائری دایی بنده می‌شود البته آقا مهدی آخرین فرزند آقا شیخ عبدالکریم است. ایشان حدود 15 سال در قم تحصیل می‌کنند. عرفان و علوم نقلی و عقلی را نزد استادانی چون آیت‌الله العظمی حاج سید احمد خوانساری، امام‌خمینی(ره)، میرزا مهدی آشتیانی، آیت‌الله العظمی بروجردی، آیت‌الله حجت‌ کوه‌کمره‌یی، آیت‌الله محمدتقی خوانساری و... آموختند.

 ایشان پس از دریافت درجه اجتهاد از سوی آیت‌الله بروجردی به عنوان نماینده ایشان به امریکا رفتند و در آنجا به تحصیل در رشته فلسفه غرب پرداختند. ایشان دوره لیسانس را در «جورج تلون»، فوق لیسانس را در «هاروارد» و دوره دکترا را در دو دانشگاه «میشیگان» و «تورنتو» گذراندند و رساله علم حضوری که تحلیل بدیعی از نظریه معرفت در فلسفه اسلامی، به صورت و فرم منطق جدید، محسوب می‌شود را ارایه کردند.

 از آثار دکتر مهدی حائری می‌توان به علم کلی (فلسفه مابعدالطبیعه)، کاوش‌های عقل نظری [مبادی فلسفه تطبیقی]، هرم هستی [رساله هستی‌شناسی و زیرساخت اندیشه فلسفه ایشان]، آگاهی و گواهی [ترجمه و شرح انتقادی «تصور و تصدیق صدرالمتالهین»]، کاوش‌های عقل عملی (فلسفه اخلاق)، تقریرات اصول آیت‌الله العظمی بروجردی، حکمت و حکومت [در فلسفه سیاسی] و متافیزیک (مجموعه مقالات) اشاره کرد. البته من با همکاری انجمن حکمت و فلسفه ایران اخیرا برخی از آثار ایشان را منتشر کردم و در نظر دارم برخی از دست‌نوشته‌ها و آثاری که از ایشان به جای مانده را منتشر کنم.

* گرایش فلسفی دکتر حائری‌یزدی چگونه بود و ایشان به کدامیک از مکاتب فلسفی علاقه‌مند بودند؟

** مرحوم دکتر حائری‌یزدی به فلسفه اسلامی و ژرفای آن سخت باور داشتند. در این زمینه آثاری به رشته تحریر درآوردند و حتی صاحب نظریاتی هم بودند. ایشان در مقدمه کتاب علم کلی درباره فایده فلسفه می‌نویسد که انسان چه نیاز ذاتی و طبیعی به فلسفه دارد تا در راه به دست آوردن آن بذل جهد و صرف وقت کند. ایشان در پاسخ به این پرسش و سوالات دیگر، می‌کوشد تا همچون بعضی متفلسفین معاصر سخنان دراز که احتمال گزاف گویی دربر داشته به میان نیاورد.

 بلکه در سخنی موجز می‌گوید که اگر براستی فلسفه از حقیقت در هر مرتبه و به هر صورتی که هست بحث می‌کند و ماهیت آن درک حقیقت است پس دیگر راهی برای انکار آن متصور نیست. زیرا انکار فلسفه محصولی از انکار درک و حقیقت خواهد بود در حالی که نه حقیقت قابل انکار است و نه درک، و نه تعقل را که‌هسته مرکزی بشریت و فصل ممیز او از سایر حیوانات است می‌توان تعطیل کرد. به هر حال نگاه حائری به فلسفه نگاهی عمیق و بدیع است.

درباره هستی‌شناسی پرسیدید بهتر است بگویم که استاد حائری بحث هستی‌شناسی را دانش برترین و برترین دانش‌های انسانی به معنای فراگیر‌ترین دانش‌ها به لحاظ خصوصیت مفهوم وجود می‌دانست. ایشان بخش‌بندی ویژه‌یی در مساله هستی‌شناسی قایل بودند که عبارت بود از اطلاق قسمی و اطلاق مسمی. در این زمینه وجود مطلق و مطلق وجود را متمایز از یکدیگر می‌دانستند و معتقد بودند که بر مبنای این شناسایی حل بسیاری از مشکلات فلسفه شرق و غرب آسان شده و راه اندیشه هستی را برای استنباط و درک واقعیت یکتایی هستی هموار ساخته‌اند.

 استاد معتقد بودند که مراتب متفاوت هستی در هرم هستی‌شناسانه توحیدی ایشان در عین اختلاف و کثرت و گوناگونی‌ها و میناگری‌های ظهور و تجلیات از یک سو و اختلاف در شدت و ضعف و پیشی و پسی از سوی دیگر همه از یک وحدت ناگسستنی و این همانی عینی و تحققی سرچشمه می‌گیرد. تئوری هرم هستی و هستی‌شناسی توحیدی زیربنای تمام تئوری‌های دیگر استاد در مباحث جهان‌شناسی و جامعه‌شناسی و حقوق بشر و انسان‌شناسی و سیاست مدن و مباحث نفس است و لذا اهمیت بنیادی در میان آثار استاد دارد. جا دارد قدری در این باره توضیح دهم. در نظر استاد حائری ساخت هندسی و منطقی مفهوم را بیان می‌کند. در این سیستم، شناخت هر یک از پدیده‌ها حتی یک پدیده ناپایدار و تجربی هم در قاعده هرم هستی که نازک‌ترین مرتبه هستی محسوب می‌شود، شناخت کل هرم هستی است.

 در این بیان هندسی، همه جهان هستی در هویت و تحقق از نوع یگانگی و وحدت شخصی و حقیقی در عین برخورداری از اختلاف مراتب و گوناگونی‌های چیستی بهره می‌برد. در فلسفه اسلامی بیان «و ما امرنا الا واحده» ناظر به همین مفهوم است و با توجه به تقسیمات و تعریفات مقدماتی که در کتاب هرم هستی مطرح شده این تئوری هندسی طرح و بررسی شده است.

* نگرش مرحوم حائری به فلسفه اسلامی و فلسفه غربی چگونه بود. ایشان آیا این دو را در تضاد یکدیگر می‌دید؟

** حائری باور داشت که فلسفه غربی و فلسفه اسلامی آنطور که شایع است دو قطب متضاد نیستند بلکه آنها در حقیقت مسائل و نه در متدهای تعلیمی، تفاوت آشکار و سازش‌ناپذیری ندارند و برعکس این شهرت امکانات بسیاری موجود است که یک سازش و تفاهم عمیقی میان این دو گروه تفکر انسانی برقرار شود و ریشه ناسازگاری‌های شرق و غرب از میان برداشته شود. شاید گفته شود اینکه تفاوت آشکاری میان این دو گروه تفکر عقلانی در میان نیست در نظر بسیاری قابل قبول نباشد اما با طرح بحث‌های تطبیقی و گفت و شنودهای طرفینی معلوم می‌شود که راه خردمندان از هم جدا نیست.

* مرحوم حائری‌یزدی نخستین فقیهی بودند که به دیار غرب رفتند و آشنایی کاملی به فلسفه غرب یافتند و گرایش خاصی هم به فلسفه تحلیلی داشتند، تصور می‌کنید آموخته‌های ایشان چقدر توانست نگاه ایشان به فلسفه سنتی و کلاسیک ما را تغییر دهد و اثرگذار باشد؟

** در ابتدا باید تاکید کرد که حق ایشان باید حفظ شود. آقای حائری فلسفه تحلیلی را عمیق خوانده بود. افرادی که اکنون ادعای تبحر در فلسفه غرب می‌کنند بسیاری از آنها تاریخ فلسفه غرب را خوانده‌اند و اگر رساله و سوابق آنها را نگاه کنید می‌بینید که یکسری تاریخ فلسفه غرب است. بعد از مرگ حائری من احساس فقدان عجیبی می‌کنم.

 وقتی که به او مراجعه می‌کردیم این قبیل مسائل را تحلیل و روشن می‌کرد چرا که دستش پر بود. واقعا بعد از مرگ ایشان من احساس خلأ در کشور می‌کنم. مرحوم حائری در ابتدا که به غرب رفته بود متوجه شد سبک تبلیغی که در عصر حاضر استفاده می‌شود به هیچ عنوان کاربرد خود را ندارد و با به کار بردن شیوه‌هایی مانند سخنرانی و موعظه دیگر نمی‌توان کسی را مجذوب اسلام کرد.

 ایشان می‌گویند که من احساس کردم باید از مراکز دانشگاهی وارد شد و از موعظه علم اسلامی وارد شویم و اسلام و تمدن اسلامی را به عنوان یک گستره بسیار مهم معرفی کنیم. لذا برای این کار ما باید در ابتدا دانش غرب را خوب فرابگیریم و ایشان نیز از ابتدا شروع کردند در دانشگاه جورج تاون و میشیگان و سپس در کانادا فلسفه غرب را فراگرفتند. این زمانی بود که ایشان فلسفه اسلامی را در حد بسیار بالایی آموخته بود. بنده از حدود سال 1362 که ایشان به تهران آمدند و مستقر شدند در مباحثاتی که با مرحوم حائری داشتم احساس می‌کردم که یک بازخوانی نوینی در بیان فلسفه اسلامی در ایشان پدید آمده است.

ایشان قبل از اینکه در مباحث غربی وارد شوند به اینگونه فلسفه اسلامی را مطرح نمی‌کردند. مثلا بین برداشتی که ایشان در بحث وجود ذهنی داشت و استدلال‌هایی که ایراد می‌کردند در مقایسه با تقریری که خود ایشان یا افراد دیگر داشتند به نظر می‌رسد تفاوت عمیقی مطرح است. ولی آنچه بسیار جالب بود این است که به هیچ‌وجه نگاه تحقیرآمیزی به دانش فلسفه اسلامی نداشتند بلکه به عظمت فیلسوفان اسلامی بیشتر اذعان می‌کردند. هم در مباحث فلسفه مانند ابن سینا و فارابی و هم در مباحثی که از اصولیین مطرح شده بود احترام خاصی قایل می‌شدند.

* تصور می‌کنید بازخوانی اندیشه‌های حائری و عرضه مدل فکری حائری در عصر حاضر چه ثمری دارد؟

** من معتقدم که پیام حائری این بود که جامعه ما جامعه‌یی نقاد باید باشد. جامعه مطیع به تمام معنا ارزشی ندارد. این جامعه به سوی رشد و تعالی نمی‌رود. جامعه‌یی که مدیرانش مردم را نقاد به بار آورند جامعه متعالی است. امیرالمومنین در نهج‌البلاغه می‌فرمایند که اگر جامعه به گونه‌یی باشد که کسی بخواهد سخنی بگوید و زبانش بگیرد و در سخن گفتن آزاد نباشد این جامعه رستگار نمی‌شود.

* فکر می‌کنید مرحوم حائری با دیگر مکاتب مانند عرفان چه روحیه‌یی داشت؟

** حائری زندگی شخصی‌اش زندگی سلوک بود. تز دکترای او علم حضوری بود. یعنی اینکه علم حضوری برای حائری همان چیزی است که در سنت فلسفه اسلامی به آن شهود گفته می‌شود و حتی مورد توجه فلسفه ملاصدرا نیز هست. ایشان در این تز واقعا علم حضوری را مورد نقادی قرار داده است. معتقد بود عرفان عملی مبتنی بر عرفان نظری است. دکتر نصر که اینک یکی از مهم‌ترین نمایندگان سنت فلسفه اسلامی در غرب است درباره این کتاب می‌گوید که این کتاب جزو نخستین آثار متعلق به زبان انگلیسی و به قلم کسی است که علوم و معارف فلسفی را به شیوه‌های سنتی و کلاسیک آموخته. این کتاب نماینده‌یی است شایسته و عظیم‌القدر برای سنت فلسفه اسلامی به زبان فلسفه معاصر.

جا دارد خاطره‌یی بگویم. مرحوم حائری‌یزدی می‌گویند وقتی که رساله دکترا را می‌نوشتند به صفحه‌یی از آثار ابن عربی برخوردند که نمی‌فهمند ابن عربی چه گفته است و آن صفحه را کپی کرده و برای استادش امام خمینی(ره) در نجف فرستاد و در آن نامه نوشت که خدا می‌داند اگر زیر این آسمان احساس می‌کردم که کسی غیر از شما ممکن است این را بفهمد برای او می‌فرستادم و شما برای من توضیح دهید که محی‌الدین چه می‌گوید. امام در نامه نوشتند و من آن نامه را دیدم که ذکرتنی بالعرفان جعل‌الله من العارفین. تو مرا دوباره به یاد عرفان انداختی و خداوند تو را از عارفین قرار دهد.

مرحوم حائری با عرفان محسوس بودند اما به عرفان عملی توام با نظری و دقیق و عمقی باور داشت. او معتقد بود کسانی که دم از عرفان می‌زنند و عمق علمی عرفان را نمی‌دانند سخن‌شان به جایی نمی‌رسد.

* برای همین بود که نقدهایی هم به هانری کربن وارد کردند؟

** ایشان معتقد بودند اینها عمق نظری عرفان اسلامی را نفهمیدند و ضربات شدیدی به اسلام و تفکرات دقیق اسلامی زدند. اینها می‌گفتند اصلا فلسفه اسلامی، ثیاسوفی است و نه فیلاسوفی، ثیاسوفی چیزی است از سنخ دانستنی‌های غیرعلمی و نادقیق.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات