تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۳  ، 
کد خبر : ۲۶۳۲۷۱

مدعیان را به نقد بکشیم


جامعه یا مردم ایران در حال حاضر با چالش‌هایی دست به گریبان هستند که می‌توان از دو منظر به آنها نگاه کرد. یکی از نگاه خود مردم و دیگر منظر تحلیلی و به عنوان یک تحلیلگر.

از منظر اول مهمترین چالش‌ها و مشکلات مردم همان نیازهای فیزیولوژیکی است، از قبیل مسکن و معاش و اشتغال و البته برخی مشکلات دیگر که می‌توان آنها را نرم‌افزاری یا فرهنگی و اخلاقی دانست. در بین این چالش‌ها یا نیازها، اشتغال و مساله تولید برجسته‌تر است؛ چرا که بیکاری ـ که خود ریشه در سیاست‌های غلط اقتصادی دارد ـ منجر به برجسته شدن مشکلات در سایر حوزه‌ها هم می‌شود. با این همه، این مشکلات در بین قشرهای مختلف جامعه ممکن است متفاوت باشد، همان گونه که در همه جوامع چنین وضعیتی ممکن است وجود داشته باشد. فارغ از جهت‌گیری و سمت و سوهای سیاسی، نیازهای فیزیولوژیکی مهمترین خواسته‌ها و اولویت‌های مردم است.

اما از منظر تحلیلی می‌توان گفت مهمترین مشکل یا چالشی که جامعه درگیر آن است، مشکل گفتمانی است. به این معنی که بیان این نیازها و تلاش برای حل و رفع آنها در قالب یک گفتمان، صورت‌بندی نمی‌شود. سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌ها عمدتاً غیر گفتمانی و به صورت روزمره صورت می‌گیرد و طبیعی است که به جایی هم نمی‌رسد.

شاید این سوال مطرح شود که چه گفتمانی ظرفیت پاسخگویی به این نیازها و حل مشکلات را دارد؟ پاسخ به این سوال به صورت قاطع، گفتمان انقلاب اسلامی است. در جامعه ایران و ذیل جمهوری اسلامی ایران گفتمان‌های دیگر همچون لیبرال دموکراسی، ناسیونالیسم یا سوسیالیسم و... پاسخگو نیستند، البته گفتمان انقلاب اسلامی در حوزه عمل و نه از منظر تئوری و نظر، تاکنون نتوانسته آنگونه که باید و شاید و به دلیل برخی بی‌مهری‌ها، خود را نشان دهد. با این حال باید مراقب بود که سیاست‌‌ها و رفتارهای جاری و اجرایی از حوزه تئوری و اصل گفتمان منفک شود و حساب عملکردها به پای اصل گفتمان انقلاب اسلامی نوشته نشود. معطوف به همین اصل می‌توان گفت که در دوره‌های گذشته یا به صورت گفتمانی و براساس گفتمان انقلاب اسلامی عمل نشده یا اگر هم ادعای گفتمانی وجود داشته غیر منسجم و اصطلاحا «وصله پینه‌ای» بوده است. مشخصاً در دولت‌های کارگزاران و اصلاحات، گفتمان انقلاب اسلامی نه در نظر و نه در عمل حاکم نبوده و در دوره فعلی هم که در ظاهر این گفتمان مطرح است، در عمل مورد اعتنا نیست و صرفاً از این گفتمان در جهت توجیه سیاست‌ها و رفتارهای ناموجه بهره‌برداری می‌شود.

بر این اساس اگر سوال این باشد که آیا ما در حال حاضر مشکل داریم؟ پاسخ مثبت است. ما مشکلات عدیده‌ای در حوزه فرهنگ، سیاست، اقتصاد و اجتماع داریم. اما در برابر این مشکلات چه باید کرد؟ پاسخ، رجعت به گفتمان انقلاب اسلامی و مولفه‌های آن است. یعنی باید مدعیان دروغین را که با عملکرد خود، گفتمان انقلاب را منزوی می‌کنند، براساس معیارهای اصیل انقلاب به نقد کشید.

برخی تفاسیر و برداشت‌ها از بعضی مفاهیم و اصول اساسی و مولفه‌های ارزشی که مشکل‌ساز هم شده‌اند و نتایج ناخوشایندی هم مترتب بر آن است، ربطی به قانون اساسی و انقلاب (مظروف) ندارد و ناشی از ظرف است. قانون اساسی اصول خوبی دارد اما به ظرف تحققش توجه نشده است. ظرفش به بخشی از فرهنگ ما و ساختارها، به رابطه قدرت ـ ثروت و فقدان تمرکزگرایی، اقتصاد نفتی و... برمی‌گردد. وقتی به این ظرف توجه نشود، خواه ناخواه قابلیت مظروف تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد.

مساله اساسی ما ظرف است نه مظروف، این ظرف محدود است که باعث شده مجلس در رأس امور نباشد، رابطه قدرت ـ مسئولیت جا نیفتد، شاهد مصلحت‌اندیشی کاذب، نظارت‌های کم رمق مجلس و تعدی دولت به مجلس و... باشیم. باید کاری کنیم که ظرف متناسب با مظروف بسط پیدا کند؛

بنابراین مردم مشکلات مختلفی دارند که شاید مهمترین آن اشتغال و مساله تولید باشد اما مشکل اساسی‌تر، مشکل گفتمانی است. در حال حاضر گفتمان واحد و منسجمی که بتواند نظر مردم را جلب کند و در عین حال کارآمد و پاسخگوی نیازهای مردمی باشد همان گفتمان انقلاب اسلامی است. مولفه‌های این گفتمان خود می‌تواند معیاری برای نقد وضعیت موجود باشد. حل و رفع مشکلات مردم بدون صورت‌بندی گفتمانی امکان‌پذیر نیست. برای ارایه برنامه‌های گفتمانی «الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت» نقطه محوری خوبی است، به شرط اینکه متوقف و سیاسی نشود و از همه ظرفیت‌های موجود برای تبیین و اجرای آن استفاده شود و نگاه زودبازده و کوتاه‌مدت مدنظر قرار نگیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات