تاریخ انتشار : ۰۱ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۵  ، 
کد خبر : ۲۶۳۳۹۲

نیایشگران دو قبله! (بخش دهم)

دکتر مهدی سیف‌اللهی - اشاره: گفتیم که «نیایشگران دو قبله» دل در گروی استکبار جهانی دارند ولی نقبی هم به داخل نظام اسلامی زده اند. هم در حلقه های درس و بحث حوزه های علمیه، جایی برای خود گشوده اند تا خود را اهل معرفت و اشراق بخوانند و هم رو به سوی قبله غرب دارند. پیشتر به معرفی «محمد تقی خلجی» عضو شورای افتاء آقایان منتظری و صانعی و فرزندش «مهدی خلجی» همکار مراکز شبه مطالعاتی وابسته به سازمان سیا، «محمد جواد اکبرین» فعال رسانه‌های ضدانقلاب و «حسن یوسفی اشکوری» نماینده اولین دوره مجلس شورای اسلامی و مسافر کنفرانس برلین و «مجتبی لطفی» مسئول اطلاع رسانی بیت آقای منتظری پرداختیم. در ادامه به معرفی یکی دیگر از این عناصر می‌پردازیم که از حوزه علمیه قم، راه ستایش غرب را در پیش گرفت.

آغاز و انجام

محسن کدیور در ۱۸ خرداد ۱۳۳۸ در شهر «فسا» در استان فارس به دنیا آمد و پس از طی تحصیلات حوزوی و اخذ «اجازه اجتهاد» از آقای منتظری راهی دانشگاه دوک در آمریکا شد تا در آن تدریس کند.

اما او این «آغاز و انجام» را با فراز و فرود بسیار پیمود. اگر آقای منتظری کتاب «آغاز و انجام» را در قالب گفتگوی داستانی  دو نفر، برای دستیابی به «توحید» و تعالی نوشت، شاگردش، محسن کدیور این آغاز و انجام را برای پای نهادن به وادی «شیطان بزرگ» سپری کرد.

فراز و فرود کدیور گرچه بیشتر در رفتار سیاسی او متجلی است اما در زندگی او نیز مشاهده می‌شود و برای آشنائی با آن ابتدا باید مسیر زندگی او را مورد مطالعه قرار داد. با تکیه بر زندگی‌نامه‌ای که او در خرداد 1390 و در 52 سالگی خویش- بر روی وبگاه خود قرار داد، این فراز و فرود را مورد مطالعه قرار می‌دهیم و البته تنها به زندگی‌نامه وب‌نوشت کدیور اکتفا نمی کنیم.

از فسا تا شیراز

محسن کدیور در یک خانواده فرهنگی به دنیا آمد. برخی خانواده او را با بهائیان فسا مرتبط دانسته‌اند اما او خود در سایت شخصی خویش این ارتباط را رد کرد. کدیور تحصیلات ابتدائی را در دبستان «ابن سینا» و تحصیلات دوره اول متوسطه را در دبیرستان «شرقی» گذراند.

وی سپس به شیراز نقل مکان کرد و تحصیلات دوره دوم متوسطه را در دبیرستان دانشگاه پهلوی (توحید) شیراز سپری کرد. دبیرستانی که بعدها خواهرش «جمیله کدیور» نیز در آن به تحصیل پرداخت. در همین دبیرستان بود که «عطاءالله مهاجرانی» معلم بود. شاید ازدواج مهاجرانی و جمیله کدیور، ورود او و برادرش محسن به وادی سیاست را هموارتر ساخت چه آنکه با پیروزی انقلاب اسلامی، مهاجرانی راهی مجلس شد و اتفاقا در عنفوان جوانی و در اولین دوره مجلس شورای اسلامی به هیأت رئیسه راه یافت.

محسن کدیور، در سال ۱۳۵۶ دیپلم ریاضی گرفت و با رتبه ممتاز تحصیل در رشته «مهندسی برق و الکترونیک» را در دانشکده مهندسی دانشگاه پهلوی (شیراز) آغاز کرد. زمانی که تحصیلات مهندسی را به نیمه رسانده بود، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. گویا ساواک یکبار او را در ماههای پایانی رژیم طاغوت در اردیبهشت ۱۳۵۷ در مراسم چهلم شهدای یزد بازداشت کرد. وی مدتی کوتاه در عادل آباد شیراز به اتهام برهم زدن نظم و اقدام علیه امنیت ملی محبوس شد.

با تعطیلی دانشگاهها در جریان انقلاب فرهنگی، کدیور تحصیل مهندسی را رها کرد و به تحصیل علوم حوزوی روی آورد. در مهر ۱۳۵۹ در شیراز تحصیلات حوزوی را در پیش گرفت و از سال بعد برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم پیوست.

کدیور در سال ۱۳۶۰ با «زهرا رودی» ازدواج کرد. ازدواجی که حاصل آن چهار فرزند است. ‌

از حوزه تا دانشگاه

طلاب هم دوره محسن کدیور، او را با هوش و به لحاظ علمی کوشا توصیف کرده اند. وی در سال ۱۳۶۳ در محضر آیت الله جوادی آملی معمّم شد و همان سال وارد دوره سطح عالی شد. سپس در امتحانات کتبی پایان سطح حوزه علمیه قم در خرداد ۱۳۶۷ نفر اول شد.

کدیور، طی 16 سال در دروس کلام، فلسفه، عرفان و تفسیر آیت الله جوادی آملی حاضر می‌شد. خارج اصول را از مهر ۱۳۶۶ به درس حضرات آیات عظام شیخ جواد تبریزی (ره)، سیدمحمود هاشمی شاهرودی (ره) و سید کاظم حسینی حائری (ره) می‌رفت و برای بهره گیری از خارج فقه به محضر حضرات آیات شیخ جواد تبریزی(ره) و سید محمد روحانی می‌شتافت.

با این حال وی تصریح دارد که شاکله فقهی خود را مدیون بیش از 10 سال شاگردی آقای منتظری است و به ویژه مباحث زکات، ولایت فقیه، مکاسب محرمه را از محضر او آموخته است. آقای منتظری در مرداد ۱۳۷۶ برای محسن کدیور‌ «گواهی‌ اجتهاد» صادر کرد.

محسن کدیور با وجود پیوستن به حوزه علمیه قم، تحصیل در دانشگاه را نیز در پیش گرفت اما این بار به جای مهندسی همگام با دروس حوزوی به «الهیات و معارف اسلامی» روی آورد. کارشناسی ارشد را در سال ۱۳۷۲ از مرکز تربیت مدرس دانشگاه قم و دکتری فلسفه و حکمت اسلامی را در سال ۱۳۷۸ در دانشگاه تربیت مدرس تهران اخذ کرد. پایان نامه کارشناسی ارشد وی «وجود و ماهیت زمان در فلسفه اسلامی» بود که با راهنمائی حجت الاسلام دکتر احمد احمدی تدوین شد. وی رساله دکترای خود را هم با عنوان «تحلیل انتقادی آراء ابتکاری آقا علی مدرس در حکمت متعالیه» با راهنمائی دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی دفاع کرد.

تدریس در حوزه و دانشگاه

کدیور در کنار تحصیل، تدریس علوم حوزوی را از سال ۱۳۶۲ در مدرسه رضویه آغاز کرد. از سال ۱۳۶۹ به مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی رفت و طی 14 سال  مقدمات، معالم، اصول فقه، شرح لمعه، فرائدالاصول، مکاسب محرمه، کفایة الاصول را در منقول و شرح منظومه، تجرید الاعتقاد، بدایة و نهایة الحکمة و الشواهدالربوبیة را در معقول تدریس کرد.

وی تدریس در دانشگاه را هم از سال ۱۳۷۱ آغاز کرد و اغلب به مباحثی چون فلسفه و کلام، اندیشه سیاسی و حقوق عمومی در اسلام می‌پرداخت. وی طی سال‌های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۷ استاد مدعو در دانشگاههای امام‌ صادق‌(ع‌)، شهید بهشتی و تربیت مدرس‌ بود. زمانی که در سال 1377 به دلیل مطالبی که در روزنامه سلام نوشته بود محاکمه و زندانی شد، در دانشگاه امام صادق (ع) که تحت مدیریت آیت الله مهدوی کنی بود، تدریس می‌کرد.

وی در سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ نیز در گروه تازه تاسیس فلسفه دانشگاه مفید که تحت مدیریت آیت الله موسوی اردبیلی بود، تدریس داشت.

همراه با موسوی خوئینی‌ها

زمانی که هاشمی رفسنجانی به ریاست‌جمهوری رسید، محمد موسوی خوئینی‌ها بر خلاف انتظارش در قوه قضائیه موقعیت ممتازی نیافت و آنگونه که هاشمی در خاطراتش می‌نویسد از این امر دلخور بود. هاشمی نهادی با عنوان «مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری» را تأسیس کرد و موسوی خوئینی‌ها را به تصدی این مرکز فراخواند. این درست در حالی بود که خوئینی‌ها در تدارک انتشار روزنامه سلام بود.

خوئینی ها با پیوستن به مرکز تحقیقات استراتژیک، گروهی از شاگردان و مریدانش را به این مرکز آورد. از جمله آنها عباس عبدی، سعید حجاریان، علیرضا علوی تبار، بهزاد نبوی، الهه کولایی و معصومه ابتکار و... بودند. در این محفل افراد دیگری که اغلب اساتید همین افراد در دانشگاه تهران بودند نیز حضور می‌یافتند.

خوئینی ها، از فرصت گردآوری شاگردانش در این مرکز بهره می‌برد تا مباحث روزنامه سلام را نیز غنی‌تر سازد. از افرادی که وی به این مرکز دعوت کرد، «محسن کدیور» بود. کدیور طی سالهای بعد ضمن همکاری با این مرکز برای روزنامه سلام نیز مقاله می‌نوشت. کدیور از پائیز ۱۳۷۰ تا زمستان ۱۳۷۷ معاونت «اندیشه اسلامی» این مرکز را بر عهده داشت.

در سال سال ۱۳۷۶ با ورود خاتمی به نهاد ریاست جمهوری، مرکز تحقیقات استراتژیک همراه با هاشمی به مجمع تشخیص مصلحت نظام ملحق شد و مدیریت آن را «حسن روحانی» بر عهده گرفت. سپس جای آن را نهاد دیگری با عنوان «مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌ جمهوری» گرفت و مدیریت آن به «محمدرضا تاجیک» سپرده شد. با این حال، کدیور همکاری خود را با «مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام» ادامه داد.

ترویج آرا و آثار

وی در مجموع این همکاری بر تدوین 70 تحقیق نظارت کرد و 8 تحقیق را پس از تدوین در این مرکز بعدها به صورت کتاب منتشر نمود. در دولت خاتمی، دو تحقیق وی به عنوان پژوهش نمونه کشوری برگزیده شد.

محسن کدیور به تدریج از سال ۱۳۷۱ مقالاتش را به مجلات و روزنامه‌ها سپرد. در اوائل دولت خاتمی، سلسله گفتگوهایی با عنوان مناظره‌ با عبدالکریم سروش انجام داد که در روزنامه سلام منتشر می‌شد.

وی نخستین کتابش را در اسفند ۱۳۷۶ منتشر کرد. نام آن «نظریه‎های دولت در فقه شیعه» با عنوان فرعی «اندیشه سیاسی در اسلام (۱)» بود که به همت «نشر نی» در  ۲۲۳ صفحه وارد بازار کتاب شد.

وی سپس «حکومت ولائی» با عنوان فرعی «اندیشه سیاسی در اسلام (۲)» را در  ۴۰۰ صفحه به همت همین ناشر  نوشت تا نظریه ولایت فقیه حضرت امام خمینی (ره) را نقد کند.

آیت الله عمید زنجانی(ره) مولف کتاب چند جلدی «فقه سیاسی» درباره این دو کتاب می گوید:

«یک حلقه از طلاب جوان در قم تشکیل شد تا آثار فقهی پیشینیان مورد مطالعه قرار گیرد و مباحث سیاسی آن استخراج گردد. در ضمن مطالعه این آثار از هر مطلبی که ناظر بر مباحث سیاسی بود، نسخه‌هایی کپی گرفته می‌شد. آقای کدیور بخش‌هایی از همین کپی‌ها را گردآورد و به صورت کتاب های مستقل منتشر کرد.»

از دیگر آثار محسن کدیور «دفتر عقل؛ مجموعه مقالات فلسفی- کلامی» بود که در سال ۱۳۷۷ انتشارات اطلاعات آن را منتشر کرد. این ناشر تصحیح کدیور از «مجموعه مصنّفات حکیم مؤسس آقا علی مدرس طهرانی» و اثر دیگر وی با نام «کتاب سه جلدی مأخذشناسی علوم عقلی از ابتدای صنعت چاپ تا پایان سال ۱۳۷۵» را نیز طی سالهای 1377 تا 1379 منتشر کرد.

رویکرد انتقادی

محسن کدیور از تابستان ۱۳۶۶ درباره «صحت برخی تصمیمات کلان سیاسی کشور به تردید» افتاد. این تردید مصادف بود با رویکرد انتقادی آقای منتظری نسبت به حضرت امام خمینی(ره) بر سر رسیدگی به پرونده «سید مهدی هاشمی و اعدام او». بدین ترتیب شاید بتوان سرآغاز «تردیدهای کدیور» را متأثر از باند «سید مهدی هاشمی» و بیت منتظری قلمداد نمود.

وی با همین رویکرد، به «بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی» رأی منفی داد. زیرا به زعم او وجود ظلم در کشور ناشی از «مطلقه بودن ولایت فقیه» بود. این همان رویکردی بود که استاد کدیور، آقای منتظری در پیش گرفته بود. احتمالاً اگر کدیور در سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی آثار مکتوبی در حوزه اندیشه سیاسی، از خود به جا می‌گذاشت همانند رویکرد نخستین آقای منتظری نسبت به مساله ولایت فقیه، باید در آثار کدیور نیز حمایت قاطعانه از ولایت مطلقه فقیه را شاهد می‌بودیم.

به گفته آیت الله عمید زنجانی (ره)، در روزهای نخست رهبری حضرت امام خامنه‌ای(ره) معظم له به یکی از بزرگان حوزه علمیه فرمودند که یک سلسله جلسه علمی با طلاب منتقد ولایت فقیه تشکیل دهید تا در آن محورهای انتقادی، را شناسائی و درباره آن بحث و گفتگو کنید.

آیت الله عمید زنجانی تصریح می‌کند که این جلسات  به صورت ادواری تشکیل شد و اتفاقا از شخص وی دعوت شد تا برای مدیریت در این گفتگوها به قم عزیمت کند. در این جلسات از کسانی که – ظاهرا با اشاره مستقیم آیت الله خامنه‌ای- دعوت می‌شد- محسن کدیور بود. البته آیت‌الله عمید زنجانی، از فرجام این جلسات خشنود نبود و می‌گفت: «حاضران جلسات، به جای بحث و گفتگوی علمی، کارشان به مشاجره سیاسی و دعوا می‌کشید. من هم وقتی دیدم مباحث، منطقی و علمی پیش نمی‌رود، عذر خواستم و دیگر نرفتم.»

با این حال، کدیور به انتشار مباحث خود روی آورد. بعد از انتشار نخستین مقالاتش در حوزه اندیشه سیاسی از سال ۱۳۷۴ در قم، فضای مناسبی برای طرح مباحث خود نیافت و وی در تهران به همکاری با مرکز تحقیقات استراتژیک، روزنامه سلام، تدریس در دانشگاه امام صادق (ع) اکتفا کرد و از سال 1376 به کلی در تهران مقیم شد.

قتل‌های زنجیره‌ای و مجلس خبرگان

پس از پیروزی خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری 1376، گروهی از مریدان و شاگردان منتظری کوشیدند راه مجلس خبرگان را در پیش گیرند و برای همین خود را برای ورود به انتخابات سومین دوره مجلس خبرگان رهبری در سال 1377 آماده کردند.

محسن کدیور نیز در این انتخابات شرکت جست که از سوی شورای نگهبان صلاحیت وی برای ورود به این مجلس تأیید نشد. از جمله شرایط احراز صلاحیت داوطلبان ورود به مجلس خبرگان رهبری، دارا بودن گواهی اجتهاد از سوی مراجع مسلم تقلید و یا شرکت در آزمون اجتهاد بود. اما کدیور برای اثبات اجتهاد خود «گواهی اجتهاد آقای منتظری» را عرضه کرد.

همزمان با برگزاری این انتخابات، وقایع موسوم به قتلهای زنجیره ای در آذر ماه ۱۳۷۷ رخ داد. طی این وقایع داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری عصر اول آذر سال ۱۳۷۷ در منزل شخصی خود واقع در محله فخرآباد تهران با ضربات چاقو به قتل رسیدند. سپس در روزهای ۱۲ و ۱۸ آذر، جسد محمد مختاری و محمدجعفر پوینده کشف شد.

متهم ردیف اول این قتل‌ها چنانکه بعد از بررسی پرونده و صدور حکم آن مشخص گردید، «مصطفی کاظمی (موسوی)» مدیر کل اسبق اطلاعات شیراز و از مریدان «علی محمد دستغیب» و از مدیران عالی وزارت اطلاعات در دولت خاتمی بود.

دادگاه متهمان طی 12 جلسه در فاصله ۳ تا ۳۰ دی 13۷۹ به ریاست محمدرضا عقیقی رییس شعبه دادگاه نظامی یک تهران برگزار شد. قاضی عقیقی، سرانجام مصطفی کاظمی قائم مقام وقت معاونت امنیتی وزارت اطلاعات و مهرداد عالیخانی مدیرکل وزارت اطلاعات را به جرم آمریت و صدور دستور چهار فقره قتل به چهار بار حبس ابد محکوم کرد. دیگر متهمان نیز محکومیت‌های دیگری افتادند.

اما مدعیان اصلاح‌طلب کوشیدند این قتل‌ها را ناشی از اراده حکومت معرفی کنند و حتی برای اثبات مدعای خود به جعل و شانتاژ نیز روی آوردند. از اهداف این فضاسازی‌های رسانه‌ای اثبات ادعای عادل نبودن حاکمیت و تحت فشار گذاردن مجلس خبرگان رهبری برای تحرک در این مسیر بود.

اکبر گنجی در مطبوعات، سلسله مقالاتی نوشت که سپس با حمایت وزارت ارشاد مهاجرانی در قالب دو کتاب عالیجنابان خاکستری و تاریکخانه اشباح در سطح وسیع منتشر و برای کتابخانه‌های مختلف ارسال می‌شد.

عمادالدین باقی، نویسنده خاطرات آقای منتظری و از عناصر باند سید مهدی هاشمی، نیز ضمن انتشار سلسله مقالات متعدد در مطبوعات، آنها را به صورت کتاب «تراژدی دموکراسی در ایران» در دو جلد منتشر کرد.

در همین راستا، محسن کدیور نیز طی یادداشتها و سخنرانی‌های متعدد، ترور دگراندیشان را تقبیح کرد و ضمن پنهان نگه داشتن ردپای دوستان اصلاح‌طلبش در این حوادث، نظام اسلامی را متهم جلوه داد.

وی طی سخنرانی‌های شبهای قدر در ماه رمضان آن سال که مصادف با ایام دی‌ماه ۱۳۷۷ بود، در تهران و اصفهان درباره «حق حیات» سخن گفت و درباره حرمت شرعی ترور(!)  حرف زد. محل برگزاری سخنرانی‌های او در اصفهان، مسجد حسین آباد بود که در آن سید جلال طاهری امام جمعه مستعفی اصفهان اقامه نماز می‌نمود. طاهری به شدت متأثر از باند سید مهدی هاشمی به ویژه عباسعلی روحانی، عبدالله نوری و غلامحسین کرباسچی بود.

در همین مسجد، همزمان با یکی از سخنرانی‌های عبدالله نوری که همسو با اظهارات  محسن کدیور بود، دست‌خطی جعلی از رهبری و خطاب به «سردار رحیم صفوی» توزیع شد که به وی دستور می‌داد دگراندیشان کشته شوند! همزمان کدیور در گفتگویی با روزنامه خرداد (متعلق به عبدالله نوری) رفتارهای نظام اسلامی را  خشونت طلبانه، به دور از عدالت و مغایر با حقوق بشر توصیف کرد.

پاسخگوی اعمال

نهایتاً‌کدیور نیز مانند عمادالدین باقی و اکبر گنجی نتوانست برای ادعاهای خود مستندات درستی دست و پا کند. پای استدلال‌های او چوبین بود و به همین سبب ناگزیر برای پاسخگویی به اظهاراتش می‌بایست سر از دادگاه در می آورد.

در ۲۸ بهمن 1377 دادسرای ویژه روحانیت تهران، محسن کدیور را احضار و دو روز بعد هم بازداشت کرد. دفتر تحکیم وحدت، که اغلب در آن زمان متشکل از مریدان موسوی خوئینی‌ها بودند، چند نفر از دانشجویان را در مقابل درب زندان اوین گردآورد و به بهانه دفاع از آزادی اندیشه خواستار رهائی محسن کدیور شد.

دادگاه او را به سبب‌ محتوای یکی از‌ سخنرانی‌های‌‌ شب‌ قدر در اصفهان‌ و مصاحبه‌ با روزنامه‌ خرداد، «مجرم‌ شناخت»‌ و به‌ ۱۸ ماه‌ حبس‌ محکوم‌ کرد. در حکم‌ دادگاه‌ ویژه‌ روحانیت‌ آمده‌ بود: «کدیور مسئولیت‌ قتلهای زنجیره ای را متوجه‌ نظ‌ام‌ نموده است و جمهوری اسلامی را در مصاحبه اش بازتولید روابط سلطنتی سابق معرفی کرده است. بر این اساس بواسطه نشر اکاذیب‌ جهت‌ تشویش‌ اذهان‌ عمومی‌ به‌ یک‌ سال‌ حبس‌ و بواسطه‌ تبلیغ‌ علیه‌ نظ‌ام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ به‌ شش‌ ماه‌ دیگر حبس‌ محکوم‌ می‌گردد.»

در حالی که محسن کدیور محکوم و زندانی شده بود، اظهاراتش همراه با مستندات دادگاه و حکم وی به همت همسرش‌ «زهرا رودی» در بیش از ۲۴۰ صفحه گردآوری و در سال ۱۳۷۸ منتشر شد. این کتاب نیز با حمایت وزارت ارشاد مهاجرانی به چاپ پنجم رسید! نشر مجموعه ادعاهای یک محکوم به حبس علیه یک نظام، گرچه شگفت می‌نمود اما به خودی خود نقض ادعای «بازتولید رژیم استبدادی در جمهوری اسلامی» بود.

کدیور در طول دوران حبس فرصت کافی برای مطالعه داشت. در حبس به تدوین کتاب «دغدغه‌های حکومت دینی» پرداخت. این کتاب را نشر نی در ۸۸۳ صفحه منتشر کرد و با حمایت ویژه وزارت ارشاد مهاجرانی آن را در فاصله کوتاهی به چاپ دوم رساند. وی در دوران محکومیت، ضمن تکمیل تصحیح «تتمه جلد سوم مجموعه مصنفات آقا علی مدرس» رساله دکتری خود را هم به پایان برد. تا پس از آزادی به عنوان مدرس در یکی از مهم‌ترین دانشگاه‌های کشور مشغول به تدریس شود!

حمایت دو چندان

حمایت مدعیان اصلاحات و دولت خاتمی از محسن کدیور به حمایت وزارت ارشاد

مهاجرانی و موسوی خوئینی‌ها، از او منحصر نبود. وزارت علوم به سریع‌ترین شکل ممکن راه را برای بسط حضور او در محیط‌های دانشگاهی مهیا می‌ساخت.

کدیور پس‌ از تحمل‌ کامل‌ دوران‌ حبس‌، روز ۲۶ تیر ۱۳۷۹ از زندان‌ اوین‌ آزاد شد و فوراً به عنوان مدرس در «دانشگاه تربیت مدرس»، پذیرفته شد. دانشگاهی که مأموریت آن تربیت مدرس برای دیگر دانشگاه‌های کشور بود! با حمایت وزارت علوم وقت، به ویژه افرادی مانند مصطفی معین، منصوری و هادی خانیکی معاونان وزیر علوم، هیأت رئیسه دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس به مناسبت آزادی محسن کدیور در ۵ مرداد ماه مراسم نکوداشت برای وی برگزار کرد. سپس دفتر تحکیم وحدت (مریدان موسوی خوئینی‌ها) در 9 مرداد ۱۳۷۹ در دانشگاه شهید بهشتی مراسم مشابهی برای کدیور برگزار کردند.

وی در تیرماه 1379 از زندان آزاد شد و در مهر همان سال به عنوان عضو هیات‌ علمی‌ «گروه‌ فلسفه»‌ دانشگاه‌ تربیت‌ مدرس‌ استخدام شد. کدیور در بهمن ۱۳۸۱ از پیمانی به رسمی آزمایشی و در مرداد ۱۳۸۴ – روزهای پایانی دولت خاتمی - به «رسمی قطعی» تبدیل شد. این درست زمانی بود که وی مدیریت گروه فلسفه این دانشگاه را نیز بر عهده داشت و کلیه برنامه های آموزشی گروه را مورد بازبینی اساسی قرار می‌داد.

به علاوه کدیور از ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲ – یعنی حتی در دوران حبس- دبیر مجموعه فلسفه و کلام «شرکت انتشارات علمی و فرهنگی» وابسته به شستا - شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی- بود. وی همچنین از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۴ عضو شورای پژوهشی «مؤسسه عالی پژوهشی تأمین اجتماعی» بود و بخش «تامین اجتماعی در تعالیم اسلامی» در گزارش نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی را تحریر کرد.

به راستی کدام نظام سیاسی، برای یکی از دشمنان خود تا این حد فرصت «کسب درآمد» به نام فعالیت علمی مهیا می‌سازد؟ اما محسن کدیور در نظامی که خود آن را استبدادی می‌خواند، فرصت‌هایی یافته است که نظریه پردازان معتقد به آن کمتر چنین فرصت‌هایی را داشته اند.

پس از تشکیل دولت نهم، بازهم فرصت‌های محسن کدیور برقرار بود و او با این وصف رویکرد انتقادی خود را علیه نظام ادامه می‌داد. گرچه وی در سال ۱۳۸۵ از دانشگاه تربیت مدرس رفت اما از موقعیت علمی خود، اخراج نشد بلکه به «موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران» منتقل شد. وی حتی در اردیبهشت ۱۳۸۷ از مرتبه استادیاری به مرتبه دانشیاری ارتقا یافت. تدریس فلسفه فارابی را ادامه داد. طرح‌های پژوهشی نان و آب‌داری می‌گرفت و حتی برای همایش علمی در داخل کشور مقاله می‌نوشت.

اسباب‌کشی به خارج از کشور

محسن کدیور پس از حبس، در محافل علمی غرب هم شناخته شد و وقتی او را مخالف با نظام ولائی دیدند، برای وی فرصت‌های مطالعاتی تدارک دیدند. کدیور به سبب نگارش کتابهای «اندیشه سیاسی در اسلام(1 و 2)»  به دعوت دانشکده حقوق دانشگاه «هاروارد» برای تحقیق و تدریس به آمریکا رفت. سفر وی از خرداد تا دی ۱۳۸۰ با عنوان فرصت مطالعاتی انجام گرفت. این درحالی بود که وی به تازگی از زندان آزاد شده و پس از استخدام فوری، تنها دو ترم در دانشگاه تربیت مدرس مشغول به تدریس شده بود. کسانی که با محیط‌های دانشگاهی آشنایی دارند می‌دانند که دریافت فرصت مطالعاتی بلافاصله پس از استخدام، برای اساتید آسان نیست مگر آنکه به صورت دستوری دانشگاه ملزم به حمایت ویژه از یک استاد باشد.

وی همچنین در نشست‌هایی با عنوان «اندیشه سیاسی شیعه معاصر»، «ولایت فقیه و دموکراسی» و... در مراکز دانشگاهی نیواسکول نیویورک، توکیو، دوشیشای کیوتو، آکسفورد انگلستان، آزاد بروکسل، ملی ایرلند و نیز سمینار دانشگاه ییل در امان اردن، انستیتو گوته آلمان و... سخنرانی کرده است.

وی تا زمان اقامت در ایران در دانشکده فنی دانشگاه تهران، حسینیه ارشاد و جمع متحصنین دوره ششم مجلس شورای اسلامی نیز درباره مقولاتی چون «حقوق زن»، «قرآن کریم» و «جمهوریت در نظام اسلامی» سخنرانی کرده است. وی در خارج از کشور بود که در جریان دهمنی دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ به صف فتنه سبز پیوست و همراه با عطاءالله مهاجرانی، عبدالکریم سروش، اکبر گنجی و عبدالعلی بازرگان «اتاق فکر فتنه» را در لندن تشکیل داد. وی در سالهای اخیر با تأسیس یک سایت اینترنتی همزمان با حمایت از فرقه صهیونیستی بهائیت و بازخوانی مکرر فتوای آقای منتظری درباره «حق شهروندی بهائیان» به همکاری با رسانه هایی چون بی بی سی و صدای آمریکا، مشغول است و در سایت خود به عنوان یک مجتهد، مشق مرجعیت می‌کند.

در آینده ضمن تطبیق آرای سیاسی او با رفتارش به بررسی بیشتر کارنامه کدیور می‌پردازیم. انشاءالله

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات