حمیدرضا کاظمی
حاشیهنشینهای خلیج فارس به دنبال این هستند تا آمریکا را به نبرد مستقیم با ایران در تنگه هرمز وارد کنند تا کاری را که خودشان نمیتوانند انجام دهند، طرف دیگری برای آنها انجام دهد؛ نقشی که صدام با حماقت برای آنها بازی کرد و عراق را به ورطه نابودی کشاند.
روزنامه نیویورک تایمز در تحلیلی درباره اسناد منتشر شده از جنگ ایران و عراق که از سازمانهای اطلاعاتی عراق به دست آورده بود؛ چنین مینویسد: «بزرگترین اشتباه صدام بیخبری از قدرت ایران بود.»
بیشک یکی از دلایل حمله ارتش صدام به ایران وعدههای عربستان و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس برای یاری به صدام در راستای مهار انقلاب اسلامی ایران بود؛ هدفی که عربستان و دیگر دوستان منطقهای نمیتوانستند و امید داشتند تا ارتش پرادعای بعث این کار را برای آنها انجام دهد.
امروز پس از سالها، دوباره شرایط منطقه به گونهای شده که کشورهای حاشیه خلیج فارس به دنبال همان هدف قبلی یعنی مهار ایران هستند و این بار برای دستیابی به هدف خود به آمریکا تکیه کردهاند.
رسانههای کشورهای حاشیه خلیج فارس به ویژه پس از برگزاری رزمایش نیروی دریایی ارتش در تنگه هرمز رویکرد قابل تأملی را اتخاذ کردهاند، به عنوان مثال دو شبکه تلویزیونی الجزیره و العربیه در گزارشهای خبری خود به دنبال اهدافی هستند که پیش از این کمتر توسط این رسانهها به ویژه الجزیره اجرا میشد.
رسانههای عربی در بازتابهای خود از رزمایش ارتش جمهوری اسلامی به شدت در تلاش هستند تا ایران را به عنوان تهدیدکننده امنیت در منطقه خلیج فارس نشان دهند و نکته مهمتر اینجاست که این رسانهها تلاش دارند تا لحظه برخورد نظامی بین ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی را نزدیکتر نشان دهند و تأکید میکنند که آمریکا به تحرکات ایران در منطقه خلیج فارس واکنش نشان خواهد داد.
چند روز پس از پایان رزمایش ایران نیز برخی رسانههای دیگر مانند روزنامه البیان امارات خبری را منتشر کرد که در آن مدعی شده بود که بین قایقهای تندرو ایرانی با یک ناو آمریکایی درگیری در خلیج فارس و در نزدیکی تنگه هرمز روی داده است؛ مووضعی که البته پنتاگون آن را تکذیب کرد.
سایت فارسی العربیه نیز حملات خود علیه جمهوری اسلامی ایران را تشدید کرده است. این اخبار به دو گروه تقسیم میشود؛ اخبار سیاسی مربوط به مسائل داخلی ایران و اخبار نظامی که مربوط به جنگ لفظی ایران و غرب درباره بستن تنگه هرمز است.
در رویکرد نظامی این رسانهها تلاش مستمری در راستای نشان دادن موقعیت ضعیف ایران در هر گونه تقابل با آمریکا یا غرب دنبال میشود. به عنوان نمونه اخباری از سلاحهای خاص آمریکایی مانند دلفینهای مینیاب یا هواپیماهای ویژه که توان انهدام کامل تأسیسات هستهای ایران را دارند، منتشر میشود. الجزیره نیز خبر مربوط به رزمایش نظامی رژیم صهیونیستی یا تحرکات ناوهای انگلیسی برای حضور در خلیج فارس را در کنار اخبار ایران قرار داد تا خطر حمله به ایران را محتملتر نشان دهد و این در حالی است که این شبکه پیش از این از تشدید تنش به ویژه وارد شدن به فاز نظامی بین ایران و غرب حمایت نمیکرد.
ارزیابی در سه سطح
این تحول در رویکرد کشورهای عربی یعنی حمایت آشکار از برخورد نظامی بین ایران با کشورهای غربی در خلیج فارس که توسط شورای همکاری خلیج فارس (رویکرد عمان و کویت نسبت به تقابل مستقیم نظامی بین ایران و غرب با چهار عضو دیگر متفاوت است) به رهبری عربستان در سه سطح داخلی، منطقهای و بینالمللی قابل بررسی است.
در سطح داخلی تمامی این کشورها نگران ناآرامیهای داخلی و نارضایتیهای موجود در کشورهایشان هستند؛ بحرین در لبه تیغ قرار دارد و اعتراضات همچنان ادامه دارد از سویی عربستان نیز خود را به بهانه حمایت از آل خلیفه وارد مهلکه بحرین کرده و این در شرایطی است که عربستان خود در منطقه شرق به شدت از موج فزاینده اعتراضات مردمی نگران است و نکته اینجاست که این اعتراضات با خیزش مردمی در بحرین نیز ارتباطی محکم دارد و ناآرامی در شرق عربستان میتواند به سرتاسر منطقه جنوبی خلیج فارس سرایت کند.
در سطح منطقهای هم با نگاهی به تحولات اخیر از زمان سرنگونی صدام در عراق و تغییر موازنه به سود ایران، کشورهای شورای همکاری در سالهای اخیر تلاش کردهاند تا با نزدیک شدن به آمریکا و تقویت جناح سنی مذهب در درون عراق موقعیت تضعیف شده خود در توازن قوا با ایران را جبران کنند اما با خروج نیروهای آمریکا از عراق موقعیت این کشورها ضعیفتر شده است.
از سوی دیگر این کشورها که به شدت از پیشرفتهای علمی و نظامی ایران به ویژه در حوزه هستهای نگران هستند، هرچند در ابتدا شورای همکاری در لفافه نگرانی خود را بیان میکرد ولی امروز شاهد هستیم که حملات لفظی همسایگان حاشیه جنوبی خلیج فارس به تهران صریحتر و نزدیکتر به مواضع غرب شده است.
عملکرد کشورهای حاشیه خلیج فارس در سطح بینالمللی نیز از آن جهت قابل بررسی است که رهبران این کشورها پس از جنگ دوم خلیج فارس و حضور آمریکا برای اخراج صدام از کویت گمان میکنند که با نزدیکتر شدن به کاخ سفید میتوانند ضریب امنیت ملی خود را افزایش دهند.
همچنین باید به این مسئله نیز اشاره کرد که تا پیش از تحولات جاری یعنی خروج نیروهای آمریکایی از عراق و وقوع بیداری اسلامی در کشورهای عربی، کشورهای حاشیه خلیج فارس به دنبال این بودند تا با رویکردی نزدیک به تلآویو به عقبه نظام جمهوری اسلامی در خارج با جنگ 33 روزه در لبنان و 22 روز در فلسطین اشغالی ضربه وارد کنند ولی این تلاش مشترک کشورهای حاشیه خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی به نتیجه نرسید و آنها تغییر رویکرد دادند. اظهارات ملک عبدالله که سال گذشته ویکیلیکس آن را منتشر کرد نشاندهنده همین رویکرد است. ملک عبدالله در مذاکره با آمریکاییها خواستار حمله مستقیم به ایران شده بود تا به زعم او «سر» جریان مقاومت را هدف قرار دهند.
چیزهایی که حاشیهنشینان نباید فراموش کنند هر گونه برخورد نظامی در منطقه برای این کشورها خسارت جبرانناپذیری دارد، اقتصاد این کشورها هرچند از افزایش احتمالی قیمت نفت منتفع خواهد شد ولی ناآرامی در این منطقه ضربه مهلکی برای اقتصادهای خدماتی و وابسته به توریسم در کشورهایی چون امارات متحده، بحرین و کویت خواهد شد.
حاکمان این کشورها هرچند به خوبی واقف هستند هر گونه برخورد نظامی در خلیج فارس به ضرر این کشورهاست ولی در شرایط کنونی گمان دارند که این برخورد نظامی با منحرف کردن افکار عمومی از مسائل داخلی و ایجاد فضای نظامی سرکوبهای داخلی را آسانتر خواهد کرد.
کشورهای حاشیه خلیج فارس از سوی دیگر به دنبال بکارگیری سلاح نفت علیه ایران هستند، وزیر نفت عربستان سعودی با تأکید بر توانایی کشورش برای تولید روزانه 12 و نیم میلیون بشکه نفت خام گفته است: ریاض آماده است به درخواست مصرفکنندگان برای نفت بیشتر پاسخ دهد.
از سوی دیگر اخباری منتشر شده که نشان میدهد مقامات ارشد ژاپن و چین به عنوان دو مصرفکننده بزرگ نفت خام نیز اخیراً با سفر به عربستان و دیگر کشورهای جنوب خلیج فارس خواستار افزایش واردات نفت از این کشورها شدهاند.
کره جنوبی و هند نیز مذاکراتی را با شرکتهای سعودی و کویتی برای افزایش سهم واردات نفت از این کشورها آغاز کردهاند. این چند کشور مهمترین مشتریان نفت خام ایران هستند.
همچنین امیر قطر، سوریه را به حمله نظامی تهدید میکند، عربستان با تانک در برابر مردم بحرین و شرق شبه جزیره موضع میگیرد و امارات و کویت سالانه میلیاردها دلار بابت خرید موشکهای مدرن و هواپیماهای آمریکایی میدهند؛ همه این تلاشها ناشی از خلأ قدرت موجود در جهان عرب است.
مصر پس از اینکه گام به گام عزت خود را در کمپ دیوید به آمریکا و رژیم صهیونیستی فروخت، شرایطی ایجاد کرد که کشورهایی چون عراق عصر صدام، عربستان و حالا هم قطر، خود را رهبر جهان عرب مینامند و این در حالی است که این کشورها توان ملی خود را فراموش کردهاند و برایشان مشتبه شده که تنها با فاکتور پول میتوان به همه نمودهای قدرت سخت و نرم دست یافت و عناصری چون سرزمین، نیروی انسانی و از همه مهمتر اراده ملی را فراموش کردهاند.
تحرکات ضد ایرانی کشورهای شورای همکاری به خاطر موازنه منفی است که آنها در برابر ایران دارند.
واشنگتن به خوبی میداند که تقابل نظامی با ایران به سود این کشور و متحدش نخواهد بود و حاضر نیست با وعدههای شیوخ حاشیه خلیج فارس وارد جنگی پرهزینه شود؛ «یوگنی سلطانوف» رئیس مؤسسه خاورمیانه روسیه در همین باره میگوید: «مقامات واشنگتن در واقع امر علاقهای به درگیری نظامی با ایران ندارند.»
شاید رهبران جنوب خلیج فارس از یاد برده باشند که آمریکا در هر جا که منافع مستقیمی داشته باشد کشورهای حاشیه خلیج فارس را وجهه معامله خود قرار میدهد، همانطور که انگلیس در زمان جنگ اول جهانی تمام کشورهای عربی را با فرانسه و یهودیان تقسیم کرد و «شریف حسین» حاکم آن زمان مکه سالها بعد متوجه شد چه فریبی خورده و چه ضربهای به اسلام زده است.