محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام (فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس) در کتاب «رویارویی سوم و جهاد اقتصادی» که این روزها بخشهایی از آن در سایتهای اینترنتی منتشر میشود، آورده است: «دولت هاشمی رفسنجانی در سیاست خارجی صدور انقلاب را متوقف و در سیاست داخلی فضای باز سیاسی و نقد را محدود کرد.» او ادامه میدهد: «لازمه اصلاحات اقتصادی در دولتهای آقایان هاشمی و خاتمی مدارا کردن با غرب با حفظ استقلال کشور بود لذا در سیاست خارجی ایران هم اصلاحاتی به وجود آمد و صدور انقلاب تنها به لبنان، عراق، افغانستان و فلسطین محدود شد. ایران در تمامی مجامع بینالمللی شرکت کرد و از نظر اقتصادی مبادلات با بیشتر کشورها از جمله آمریکا مجاز شمرده شد. ایران حمله و تجاوز عراق به کویت را محکوم کرد و با کشورهای منطقه که در دهه اول انقلاب اسلامی آنها را مورد انتقاد قرار میداد و با رفتارهای انقلابی با آنان برخورد میکرد با دیپلماسی همکارانه رفتار کرد...». «امید جوان» درباره نقد دولت آیتالله هاشمی رفسنجانی از سوی محسن رضایی با دکتر صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه گفتوگویی انجام داده است که در صفحه 8 درج شده است. این استاد دانشگاه تهران در این گفتوگو اظهار میدارد: بار اول نیست که این مسایل را علیه هاشمی رفسنجانی مطرح میکند و البته بار آخر هم نخواهد بود! او ظرف چند سال اخیر به کرات مطالبی از این دست منتشر کرده است و نکته جالب هم این است که حتی یک بار هاشمی رفسنجانی به محسن رضایی جواب نداده است.
محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در کتاب «رویارویی سوم و جهاد اقتصادی» که این روزها بخشهایی از آن در سایتهای اینترنتی منتشر میشود، آورده است: «دولت هاشمی رفسنجانی در سیاست خارجی صدور انقلاب را متوقف و در سیاست داخلی فضای باز سیاسی و نقد را محدود کرد.» او ادامه میدهد: «لازمه اصلاحات اقتصادی در دولتهای آقایان هاشمی و خاتمی مدارا کردن با غرب با حفظ استقلال کشور بود لذا در سیاست خارجی ایران هم اصلاحاتی به وجود آمد و صدور انقلاب تنها به لبنان، عراق، افغانستان و فلسطین محدود شد. ایران در تمامی مجامع بینالمللی شرکت کرد و از نظر اقتصادی مبادلات با بیشتر کشورها از جمله آمریکا مجاز شمرده شد. ایران حمله و تجاوز عراق به کویت را محکوم کرد و با کشورهای منطقه که در دهه اول انقلاب اسلامی آنها را مورد انتقاد قرار میداد و با رفتارهای انقلابی با آنان برخورد میکرد با دیپلماسی همکارانه رفتار کرد...»
«امید جوان» درباره نقد دولت هاشمی رفسنجانی از سوی محسن رضایی با دکتر صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه گفتوگویی انجام داده است که در ادامه میآید:
* دلیل انتقادات دوباره محسن رضایی از هاشمی رفسنجانی برای چیست؟
** محسن رضایی بار اولی نست که این مسایل را علیه هاشمی رفسنجانی مطرح میکند و البته بار آخر هم نخواهد بود! او ظرف چند سال اخیر به کرات مطالبی از این دست منتشر کرده است و نکته جالب هم این است که حتی یک بار هم هاشمی رفسنجانی به محسن رضایی جواب نداده است. اما چرا محسن رضایی اصرار دارد که انتقادات این چنینی از هاشمی رفسنجانی به عمل آورد، برمیگردد به گلایهای که محسن رضایی از هاشمی رفسنجانی در ادامه در دل داد! در دوران جنگ تحمیلی، محسن رضایی ارشدترین مقام نظامی به حساب میآمد و حضرت امام به دلیل اعتقادی که به هاشمی رفسنجانی داشت، جنگ را به او سپرده بود. هاشمی رفسنجانی مقام نظامی نبود و در ابتدای ورود به موضوع جنگ اطلاع زیادی از مسایل جنگی نداشت بنابراین افراد نظامی از جمله محسن رضایی، مطالب جنگ، طرحهای عملیاتی، هدفها و استراتژیهای نظامی را به هاشمی رفسنجانی میگفتند و او هم به استحضار حضرت امام میرساند. در روند کار، هاشمی رفسنجانی متوجه شد واقعیتهای جنگ خیلی منطبق با برخی گزارشها نیست و شعارهایی مانند فتح بصره با شرایط جنگ نمیخواند از طرفی برخی عملیات در موعد مقرر انجام نمیشد و توجیههایی که در این باره انجام میگرفت مجابگر نبود. بنابراین هاشمی رفسنجانی به این نتیجه رسید که خیلی نباید ماشین جنگ را به نظامیان سپرد اگرچه که نیتشان خیر است ولی آرمانگراییهایی دارند که معلوم نیست در عمل تحقق پیدا کند یا نه!
* اما بار جنگ به دوش نظامیان بود؟
** بله و آنها از جمله محسن رضایی فقط به جنگ نگاه میکردند ولی هاشمی رفسنجانی مجبور بود نگاه چندبعدی داشته باشد، یعنی علاوه بر جنگ، صنایع، کشاورزی، معیشت مردم و موضوعات دیگر را هم لحاظ کند. محسن رضایی میگفت تمام امکانات و درآمد کشور باید در اختیار عملیات جنگی قرار بگیرد و طبیعی بود که هاشمی رفسنجانی زیر بار چنین استدلالی نمیرفت چرا که علاوه بر مسئولیت جنگ، دغدغههای دیگر هم داشت. بنابراین از همین جا یک نوع دوگانگی بین هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی به وجود آمد.
* این دوگانگی چگونه بروز کرد؟
** از این جا هاشمی رفسنجانی به فکر تمام کردن جنگ افتاد، در حالی که شعار محسن رضایی هنوز «جنگ جنگ تا پیروزی» بود.
* شعار همه در آن زمان «جنگ جنگ تا پیروزی» بود.
** نه شعار هاشمی رفسنجانی «جنگ جنگ تا یک پیروزی» بود!
* یعنی چه؟
** یعنی این که هاشمی رفسنجانی میگفت ما باید یک پیروزی بزرگ به دست آوریم و با آن پیروزی پشت میز مذاکره بنشینیم و آتشبس را بپذیریم. در این میان هم هاشمی رفسنجانی توانست نظر خود را به باور حضرت امام برساند، البته محسن رضایی هیچ گاه نخواست این موضوع را قبول کند و گلایه و گلهمندی خود را به هاشمی رفسنجانی ادامه داد.
* به هر حال فرماندهان نظامی هم از جنگ پیروزی میخواستند.
** هاشمی رفسنجانی هم خیر و صلاح مملکت را میخواست، به اعتقاد من بزرگترین خدمتی که هاشمی رفسنجانی در آن دوره انجام داد، پایان جنگ بود.