کریستوفر ام بلنچارد / ترجمه: علی گلمحمدی
اشغال عراق و تلاش آمریکا برای دستگیری صدام، موضوع بنلادن را به فراموشی سپرد و تا مدتها خبری از ادامه اقدامات آمریکا در پیدا کردن و محاکمه بنلادن نبود. حتی بسیاری اعتقاد داشته و دارند که او مامور سیاسی آمریکا برای ایجاد آشوب در مناطق استراتژیک پنهان و ایجاد زمینه مداخله و اشغال نظامی بوده است! اخیرا گروه القاعده با استفاده از انواع وسائل ارتباط جمعی از قبیل اینترنت، فاکس، پست و... بیانیههای عمومی بنلادن را در مورد عقاید و تصمیمات عملیاتی القاعده به اطلاع مخاطبانش میرساند.
صرفنظر از اینکه تشکیلات القاعده و رهبر اصلی آن هماکنون در کجا و چه شرایطی قرار دارند و نیز بدون توجه به اینکه بیانیهها و حرکتهای آنها تا چه حد کنترل شده یا خطرناک میباشد. این گروه افراطی و خشونتگرا دارای هویتی هستند که به کل جهان اسلام منتسب هستند و داعیه آنها نیز بیداری ملل مسلمان و خاتمه دادن به دخالتهای آمریکا در سرزمینهای اسلامی میباشد. این مساله الزام میدارد که مبحث القاعده در واقع به عنوان یکی از مسائل بینالمللی جهان اسلام مورد مطالعه جدی قرار گیرد. مقاله حاضر توسط یکی از تحلیلگران مسائل خاورمیانهای آمریکا، به سفارش سرویس پژوهشی کنگره آمریکا (CRS) ـ کتابخانه کنگره ـ برای استفاده نمایندگان کنگره مذکور، تهیه شده است و اینک ترجمه آن جهت استفاده خوانندگان محترم ارائه میگردد.
در اواخر ماه اکتبر، نوار ویدیویی جدیدی از اسامه بنلادن پخش شد که باعث طرح مجدد بحثهای عمومی حول ایدئولوژی، انگیزهها و طرحهای آینده القاعده جهت حمله به آمریکا شد. لحن و متن به شدت سیاسی بیانیههای اخیر اسامهبنلادن (در ماههای آوریل و اکتبر 2004) این ظن و گمانهزنی را در برخی از تحلیلگران مسائل تروریستی تقویت کرده است که این پیامها ممکن است حامل علائمی از تلاشهای بنلادن در قائل شدن نقش رهبری دائم سیاسی برای خودش و القاعده به عنوان پیشتاز یک جنبش ایدئولوژیک اسلامی و بینالمللی باشد. استدلال دیگران این است که توان محدود القاعده در حال حاضر از یک تغییر وضعیت واضح و موقت حکایت دارد و نشان میدهد هدف اصلی این گروه، تداوم اجرای حملات تروریستی بر ضد آمریکا و متحدانش در سراسر جهان و تاکید ویژه بر هدف قرار دادن زیرساختهای اقتصادی و دامن زدن به ناآرامیهای عراق و افغانستان میباشد. این مقاله به نحوه استفاده اسامهبنلادن از بیانیههای عمومی، از اواسط دهه 1990 تاکنون، میپردازد و محتوای ایدئولوژیکی و سیاسی در حال تحول این بیانیهها را تحلیل میکند. 1
پیکار رسانهای القاعده
اسامهبنلادن و شبکه تروریستی القاعده طی ده سال گذشته با بهرهگیری از یک سلسله بیانیههای ارسالی از طریق دورنگار (فکس)، نوارهای صوتی، فیلمهای تصویری و اطلاعیههای اینترنتی و با استفاده از وسایل ارتباط جمعی و روابط عمومی پیچیده پیکار جدیدی را آغاز کردهاند. 2
تحلیلگران مسائل تروریستی بر این باورند که این پیامها به گونهای طراحی شدهاند که به لحاظ روانشناختی موجب بروز برخی واکنشها و انتقال پیامهای پیچیده سیاسی به مخاطبان جهانی و گروههای جمعیتی خاص در جهان اسلام، آمریکا، اروپا و آسیا میشود.
بنلادن شخصا ابراز عقیده کرده است که به اهمیت در اختیار گرفتن قدرت بینالمللی و منطقهای رسانهها در جهت منافع القاعده واقف میباشد و هسته مرکزی رهبری القاعده این خواست را با تاسیس کمیته رسانهای و ارتباطی القاعده عملی ساخته است. این کمیته عهدهدار انتشار گزارش و صدور بیانیه در حمایت از عملیاتهای القاعده است. برخی مقامات و تحلیلگران بر این عقیدهاند که پیامهای القاعده در بردارنده علائمی است که اطلاعات و آگاهیهای لازم را جهت آمادگی برای انجام عملیاتهای جدید در اختیار عوامل شبکه قرار میدهد. بنلادن از بیانیههای عمومیاش به عنوان منابع اصلی مهم برای افراد و گروههایی استفاده میکند که درصدد فهم ایدئولوژی القاعده و خواستههای سیاسی آن هستند.3
طی ده سال گذشته، بنلادن از طریق این بیانیههای عمومی، چهره خود را هم به عنوان رهبر یک سلسله برنامههای یکپارچه ایدئولوژیک و هم فرماندهی استراتژیک طراحی کرده که قصد دارد پیامها و اعمال خشونتبار خود را به شرایط سیاسی ویژه و مخاطبان آن نسبت دهد.
اسامهبنلادن: بیانیههای سالهای 1994 تا 2004 اصول بنیادین
تجارب اسامهبنلادن به عنوان هماهنگکننده لجستیک، مدیریت طرح و اجرا و تامینکننده مالی مبارزان افغان و عرب در برابر تهاجم شوروی به افغانستان طی دهه 1980، ظاهرا این پیشزمینه فکری را در او ایجاد کرده است که مسلمانان میتوانند از طریق جنگ مسلحانه ملهم از برخی اصول منتخب اسلامی به شکلی موثر از خود دفاع کنند. او که طی این مدت در معرض آموزههای علمای محافظهکار اسلامگرا و مبارز قرار گرفته بود؛ در جهت تبیین اعتقادش مبنی بر ضرورت مقاومت مسلحانه در برابر تهاجمهای آشکار با توسل به یک اصل اسلامی مشترک و الزامآور به عنوان «جهاد دفاعی» و مطلوبیت اصلاحات سلفیهای بنیادگرای اسلامی در جوامع مسلمان، زمینههای مذهبی و ایدئولوژیک را برای این باور خود فراهم کرد.4 بنلادن این نظرات و دیدگاههای خود را پس از تهاجم عراق به کویت در سال 1990، و در مخالفت با اعزام نیروهای خارجی به عربستان سعودی ابراز داشت.
حضور نیروهای آمریکایی و غیرمسلمان در عربستان سعودی پس از جنگ خلیج [فارس] در سال 1991 الهامبخش بنلادن در از سرگیری تعهداتش نسبت به جهاد دفاعی و حمایت از اقدامات خشونتآمیز نسبت به دولت عربستان و آمریکا شد.
اعلام جهاد
در اوایل دهه 1990 بنلادن بر خروج نیروهای آمریکایی و سایر نیروهای خارجی از عربستان سعودی به هر قیمت ممکن تاکید کرد. بنلادن آشکارا خاندان سلطنتی آل سعود را مورد انتقاد قرار داد و تاکید کرد دعوت آنها از نیروهای خارجی به شبهجزیره عربستان موجب بیحرمتی به حریم مقدس و خاستگاه اسلام و خیانت به جامعه جهانی مسلمانان است.5 رهبران عربستان سعودی با رد سخنان و تلاشهای بنلادن، وی را از این کشور اخراج کردند و او نیز قهر و خشم خود را بیش از پیش متوجه آمریکا کرد. با سپری شدن دورهای از تبعیدش در سودان و افغانستان، دیدگاههای بنیادگرا و افراطی بنلادن بیش از پیش تشدید شد و در سال 1996 که حاکی از ظهور وی به عنوان یک چهره شناخته شده بینالمللی بود، لبه تیز انتقاداتش را متوجه آمریکا کرد که آن را دشمنی «متحد یهودیها، مسیحیان و سایر دستنشاندگان» میدانست و رسما علیه آن اعلام جهاد کرد.6 بنلادن با اقتباس از تمثیلهای تاریخی و مذهبی الهامبخش از مقاومت مسلمانان در برابر جنگهای صلیبی اروپائیان، ضمن محکوم کردن حضرو نظامی آمریکا در عربستان سعودی، از اعمال تحریم بر ضد رژیم عراق انتقاد و با حمایت آمریکا از اسرائیل مخالفت کرد.7 همچنین در این بیانیه «قتل عام در تاجیکستان، برمه، کشمیر، ایالت آسام هند، فیلیپین، فطانی [تایلند]، سومالی، اریتره، چچن و بوسنی هرزگوین» نمونههایی از جنگ همه جانبه بر ضد اسلام نام برده شده که به موجب آنها آمریکا (به رغم تلاشهایش در بوسنی و سومالی) مستحق مجازات شناخته شده است.8
برخورد تمدنها
در پی اعلام جهاد بنلادن بر ضد آمریکا، او دست به انتشار یک سلسله بیانیه زد که به بسط و گسترش دیدگاهها و توسعه حوزه جنگ خودخوانده او با آمریکا میپرداخت و به طور مشخص نسخه سیاسی را که وی جهت انجام اصلاحات در جوامع اسلامی تجویز کرده بود، توضیح میداد. با انعکاس نظریه ساموئل هانتینگتون (Samuel Huntington) مبنی بر قریبالوقوع بودن برخورد تمدنها9، بنلادن شخصیتپردازیهای او را با عنوان بهاصطلاح «جنگ صلیبی جدید به رهبری آمریکا علیه جوامع مسلمان» تکرار کرد و بر این باور خود تاکید کرد که بروز نزاع میان اسلام و غرب به منزله جنگ «میان جهان اسلام و آمریکا و متحدانش» خواهد بود.10 استدلال بنلادن این است که جهان اسلام باید در قواره یک جامعه بیشکاف ظاهر شود و مسلمانان نیز ملزم به اتحاد و دفاع از خود هستند. بنلادن با تمرکز بر سیاستهای داخلی جهان اسلام، از مسلمانان میخواهد که به منظور حفظ اتحاد و تاسیس نظام «خدمت صالح»ای که بر مبنای قوانین اسلامی و پیروی از اصول اسلامی در حوزههای مالی و اجتماعی حکومت کند، برای خود رهبری را برگزینند.11 بنلادن همواره افغانستان تحت حاکمیت طالبان را الگویی از یک دولت اسلامی میدانست و با بهرهگیری از مفاهیم اسلامی درصدد بود حمایتها را به سوی طالبان12 و القاعده 13 معطوف سازد.
به رغم اینکه بنلادن فاقد صلاحیت و اعتبار لازم برای صدور فتوا بود، در سال 1998 با این ادعا که آمریکا «آشکارا بر ضد خدا، پیامبر خدا و مسلمانان» وارد جنگ شده، علیه آمریکا فتوا صادر کرد.14 این فتوا با استفاده از اصل جهاد دفاعی، استدلال میکند که تهاجم آمریکا زمینهساز شکلگیری مقاومت مسلحانه است و هدف قرار دادن غیرنظامیان و نظامیان آمریکایی بر تمام مسلمانان امری واجب میدانست. در این بیانیه همچنین به شکلگیری «جبهه اسلامی جهانی برای جهاد با یهودیان و صلیبیون» و یا تشکیل یک جبهه متحد با ائتلاف بنلادن و شماری از گروههای مبارز اسلامی منطقه از قبیل جهاد اسلامی مصر و جماعتالعلمای پاکستان، اشاره شده بود. در پی بمبگذاریهای القاعده در سفارتخانههای آمریکا در کنیا، تانزانیا (1998) و حمله به ناو هواپیمابر اس.اس. کول (u.s.s.col) در یمن (در سال 2000)، بنلادن ضمن خودداری از پذیرش مستقیم مسئولیت این حملات اعلام کرد که این حملات مورد تایید وی بوده و او با عاملان این عملیات همعقیده است. بنلادن با تهدید به حملات مشابه علیه آمریکا، اعلام کرد که آمریکاییها و جهانیان باید بمانند این حملات کیفر سیاستهای غلط آمریکا است. او قربانیان این «قتل عام» را با شهروندان فلسطینی در موارد مختلف و بسیاری دیگر از مسلمانان و بهویژه اعراب مقایسه کرد.15
القاعده پس از حملات یازدهم سپتامبر
تهدیدات دیرینه بنلادن مبنی بر حملات مستقیم پایه آمریکا در یازدهم سپتامبر سال 2001.م به ثمر نشست؛ هرچند او پیش از اکتبر 2004 نیز با انتشار چند بیانیه به طور تلویحی به مسئولیت القاعده در حمله به شهرهای نیویورک و واشنگتن اشاره کرده بود. بنلادن براساس یک الگوی از پیش تعیین شده، از حمایتش از هواپیماربایان اعتراف کرد و ادعای خود را مبنی بر این که ضربه زدن به اهداف آمریکایی از دید مسلمانان و آمریکاییها باید به مثابه پاسخی با انگیزههای دفاعی به تهاجمات آمریکا تلقی شود. مجددا تکرار کرد. بیانیههای منتسب به بنلادن وعده حملات بیشتر به آمریکا را میدهد و با این استدلال که جامعه آمریکا به لحاظ اخلاقی دچار فساد شده و شهروندان آمریکایی باید مسئولیت سیاستهایی را که دولت منتخب دموکراتشان به اجرا درآورده است به عهده بگیرند، درصدد است هدف قرار دادن غیرنظامیان آمریکایی را توجیه کند.16
در واکنش به پاسخ متعاقب آمریکا به حملات مذکور، بنلادن تهاجم آمریکا به افغانستان و عراق را یک «جنگ صلیبی» جدید دانست و با برجستهکردن ضربات اقتصادی قابل ملاحظه و هزینههای پاسخ نظامی آمریکا، آنها را نشانه کارآمدی اقدامات القاعده قلمداد کرد. هم بنلادن و هم معاونش، ایمن الظواهری، ملتها و دولتهای جهان اسلام را به خاطر کوتاهی در پاسخگویی به فراخوان آنها مبنی بر مسلح شدن و نیز به خاطر همکاریشان با آمریکا و متحدانش در جنگ بر ضد تروریسم مورد نکوهش قرار دادند. این انتقادات با فراخوان مجدد آنها در دعوت به «مقاومت» مسلحانه بر ضد آمریکا و متحدانش همراه بود. بنلادن دولتها و شهروندان اروپایی و آمریکایی را مستقیما مورد خطاب قرار داد و از آنها خواست تا حمایت از سیاستهای فعلیشان در جهان اسلام را متوقف کنند. در آوریل 2004، بنلادن به اروپاییها پیشنهاد کرد که در صورت قطع حمایتشان از آمریکا و خاتمه دادن به حضور نظامی در عراق و افغانستان، حاضر است با آنها «آتشبس» کند. این پیشنهاد قاطعانه از سوی رهبران و شهروندان اروپایی رد شد. در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در اکتبر 2004، بنلادن بیانیه مشابهی صادر کرد که در آن آمریکاییها را به ارزیابی مجدد سیاستهایشان در قبال جهان اسلام فراخوانده و آمریکا را به خونریزی و ورشکستگی تهدید کرده بود.
پیامدهای دگرگونی
در ایدئولوژی و استراتژی القاعده
مخاطبان القاعده
کارشناسان معتقدند که بیانیههای بنلادن حاوی تغییر و تنوعهای حسابشدهای در لحن و محتوا است که به تناسب تنوع مخاطبان تنظیم میشوند. در نخستین بیانیهها، بنلادن با اتخاذ مشی به ظاهر روشنفکرانه ـ ملیگرایانه، مستقیما مردم عربستان سعودی را مورد خطاب قرار داد و برخی روشهای محوری را در پیش گرفت تا حمایت گروههای خاص جامعه عربستان را به سوی القاعده جلب کند. بنلادن در تازهترین بیانیههایش تلاش کرده است خشونت را کماهمیت جلوه دهد و از خود چهرهای شبه سیاستمدارانه ارائه کند که مورد رضایت مخاطبان غربی است و در نظر مسلمانان میانهرو جذاب جلوه میکند. با این وجود، بنیاد و اساس بیانات مذهبی بنلادن همچنان بر این گفته استوار است: مسلمانان باید خود را امت واحده بدانند و در برابر تهاجمات ضداسلامی، بر مبنای اصل الزامآور جهاد دفاعی با یکدیگر متحد شوند. طبیعتا بنلادن اغلب اعتقادش را به «وحدت اسلام» از لحاظ معنایی با تاکید چندباره بر الفاظ ضدیهود، محکومیت اسرائیل و متهم ساختن آمریکا به مشارکت در ایجاد مزاحمت برای مسلمانان جهان همراه میکند. در بسیاری از بیانیههای پیش از حادثه یازدهم سپتامبر، بنلادن تلاش میکرد حمایتهای لفظیاش را از مسلمانان غیرعرب و بهویژه کسانی که در منازعات چچن، بوسنی، کشمیر و فیلیپین دخیل بودند گسترش دهد. در پی حملات یازدهم سپتامبر در سال 2001، بنلادن مستقیما به گروههای ملی درگیر در خطوط مقدم عملیاتهای ضدتروریستی آمریکا به ویژه ملتهای عربستان سعودی، پاکستان، عراق و مناطق فلسطینی متوسل شده است. بیانیههای بنلادن همچنین در چندین مورد افکار عمومی آمریکا را مخاطب قرار داده و این بیانیهها در واقع تلاش برای توضیح انگیزهها و ترسیم اقداماتی است که او و پیروانش معتقدند آمریکا باید برای پرهیز از مواجهه با حملات آینده القاعده، آنها را مدنظر داشته باشد.
ناجی واقعگرا؟
هرچند بیانات ایدئولوژیک بنلادن نسبتا ثالث باقیمانده، رهبر القاعده در طی این سالها در سطوح مختلفی بر روی اهداف استراتژیک و تاکتیکی خاصی در بیانیهها تاکید کرده است. بنلادن خواستههای خاص سیاسیای را ترسیم نموده که تصویر و چهره القاعده را به عنوان بازیگر سیاسی عملگرا و انعطافپذیر نشان میدهد. با این وجود نگاهی به آمار عملیاتی القاعده نشان میدهد که تعهد رهبران این شبکه به یک سلسله آرمانهای خاص ملی و اهداف استراتژیک، ابزارهای بدیعی هستند که برای ایجاد انگیزه در حمایت از برنامههای گستردهتر ایدئولوژیک در مواجهه با غرب و اصلاحات بنیادگرایانه در جهان اسلام طراحی شدهاند. به عنوان مثال رفتار روشن بنلادن نسبت به حضور نیروهای آمریکایی در عربستان سعودی طی دهه 1990، با تداوم عملیات تروریستی در آن کشور در پی خروج تقریبا کامل نیروهای نظامی آمریکا در سپتامبر 2003 ناهمخوانی دارد؛ 17 گرچه کمتر از 250 پرسنل نظامی آمریکا در عربستان سعودی باقی مانده است اما اعضاء القاعده همچنان برای سرنگونی دولت سعودی به نبردهای خشونتبار ادامه میدهند و در بسیاری از حملات تروریستی شمار زیادی از غیرنظامیان آمریکایی را هدف قرار دادهاند. در موردی مشابه، نوسان در شدت و اهمیت اظهارات ضد اسرائیلی بنلادن این موضوع را به ذهن متبادر میکند که تعهدات بنلادن به آرمان فلسطین بسته به نیاز این شبکه به حمایت، دچار شدت و ضعف میشود؛ چنان که در برخی دورهها با مطرح شدن بیشتر، این شبکه گاه موجب بیزاری حامیان و یا اخیرا به عنوان یک ایدئولوژی کاملا جذاب ظاهر شده است. بنلادن شخصا اعلام کرده است که حمایت از فلسطینیان و تمامی مسلمانان از جمله اصول آرمانی القاعده بوده و خواهد بود. آرمان القاعده بسیج سراسر جهان اسلام برای درک ضرورت مقاومت در برابر تهاجمات آمریکا است.18 در جهت نیل به این آرمان، بنلادن و معاونانش در افغانستان و عراق با طراحی عملیاتهای نظامی تحت عنوان خشم جدید و «جنگ صلیبی» درصدد توجیه تداوم حملات بر ضد آمریکا و متحدانش برآمدند.
به لحاظ تاکتیکی، همواره بنلادن خواستار اجرای عدالت خشونتبار بر ضد آمریکا به واسطه جرایمی است که آمریکا متهم به ارتکاب آنها میباشد. به عنوان مثال در جنگ عراق، بنلادن شورشیان اسلامگرا را به همکاری با گروههای سوسیالیست (حزب بعث) ترغیب نموده و همکاری اسلامگرایان و بعثیها را با همکاری اعراب و ایرانیان بر ضد امپراتوری بیزانس در قرون هفتم و هشتم مقایسه کرد.19 بنلادن در فراخوان مسلمانان به خوداتکایی بیشتر، از جنبشهای عربی میخواهد نفت را «به عنوان یک قدرت اقتصادی مهم برای دولتهای اسلامی آینده» نگهدارند و از تحریمهای اقتصادی به عنوان ابزارهایی «بسیار مؤثر» یاد میکند.20
شعار اخیر بنلادن مبنی بر «خونریزی تا ورشکستگی کامل»، با الگویی که وی از اثرات اقتصادی حملات تروریستی ارائه کرده، تناسب دارد و میتواند حاکی از یک تغییر استراتژیک و تاکتیکی در برنامههای القاعده در طولانیتر کردن جنگهای فرسایشی و انجام حملات ایذایی در حوزههای اقتصادی و زیرساختهای حیاتی باشد. روی هم رفته، القاعده برای تطبیق بیانیههایش با شرایط در حال تغییر از خود تمایلات عملگرایانه نشان داده، در حالی که همچنان به تعهدات رهاییبخش خود در برنامههای ایدئولوژیکی پایبند باقی مانده است.
القاعده و جهادگران بینالمللی
گرچه هدفی که بنلادن بر سر تحقق آن سوگند یاد کرده ایجاد حرکت، برانگیختن و بسیج امتهای اسلامی22 تا رسیدن به نقطه شروع 22 انقلاب میباشد، بیانیههای بنلادن و حملات القاعده آنگونه که باید، تاکنون نتوانسته است در بسیج مسلمانان برای حمایت از برنامههایشان موثر واقع شود. با این حال نظرسنجیها و اخبار رسانهها درخاورمیانه در اواخر سال 2001 نشان میدهد که بسیاری از جوامع مسلمان نارضایتی چشمگیر مسلمانان از آمریکا و سیاست خارجی این کشور به نحو فزایندهای افزایش یافته است. باتوجه به این روند، تغییر رویکرد اخیر بنلادن و در پیش گرفتن لحن سیاسی ملایمتر و تاکید بر کارآمدی نبرد اقتصادی، ممکن است از تجدید تلاش رهبری مرکزی این شبکه در گسترش میزان نفوذ جنبش، تامین مقادیر معتنابهی اقلام حمایتی و احتمالا شروع عملیاتهای مخرب جدید و نظاممندتر حکایت داشته باشد. تجربه نشان داده است رهبران القاعده بر این باورند که تلاشهای منظم برای وجهه بخشیدن به اقدامات القاعده تحت عنوان الزامات دفاعی و مذهبی، موجب افزایش مدارا و جلب حمایتهای بیشتر جهت اجرای برنامههای ایدئولوژیک گستردهتر خواهد شد. تعریف اهداف سیاسی محدود و اجرای آنها موجب رفع نارضایتیها خواهد شد و ممکن است به پوشیده نگه داشتن وجهه ایدئولوژیک و پنهانی گروه کمک کند. در کل، بنلادن خود و پیروانش را پیشگام یک جنبش بینالمللی اسلامی میداند که اساسا متعهد به خاتمه دادن به «دخالت» آمریکا در امور کشورهای اسلامی و حمایت از تلاشهایی است که به منظور سرنگونی رژیمهای حاکم بر جوامع مسلمان و نوسازی آنها مطابق با تفاسیر بسته سلفی از اسلام و فقه اسلامی صورت میگیرد. بیانیههای عمومی او و معاونانش به احتمال زیاد همچنان به ایفای نقش در راستای حصول این اهداف ادامه خواهند داد.