تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۹۲ - ۰۹:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۶۳۶۵۹
محمدرضا باهنر در گفت‌وگو با "شما" از ناگفته‌های یک رفاقت 27 ساله می‌گوید:

احمدی‌نژاد 84 احمدی‌نژاد 90

گفت‌وگو: سیدحامد حسینی - مقدمه: می‌گوید 27 سال است با احمدی‌نژاد رفاقت دارد، رفاقتی که از تقریباً همان اوایل شکل گرفته و به جامعه اسلامی مهندسین و کار تشکیلاتی رسیده و بعد از آن احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور شده است. محمدرضا باهنر همان سیاست‌مدار آرام و متین است که سالهاست در مجلس شورای اسلامی حضور دارد و به گفته بسیاری از سیاستمداران نظام، چهره‌ای تأثیرگذار است. او در تشکیل شورای هماهنگی نیروهای انقلاب نقشی جدی ایفا کرد و در بازگشت گفتمان اصولگرایی به کشور بخصوص در انتخاباتهای مجلس هفتم و هشتم یکی از چهره‌های محوری بود. هم‌حزبی سابق احمدی‌نژاد در این گفت‌وگو بی‌پرده و صریح درباره وی می‌گوید: آقای احمدی‌نژاد سال 84 با آقای احمدی‌نژاد امروز شاید فرقی نکرده باشد اما اطلاعات ما درباره ایشان بیشتر شده است. بررسی فضای فعلی دولت، مجلس و انتخابات مجلس نهم از مهمترین محورهای گفت‌وگوی هفته‌نامه شما با نایب رئیس اول مجلس و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

* در ابتدای گفت‌وگو بازگشت چند ساله‌ای به عقب خواهیم داشت. در مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری سال 84، جنابعالی رئیس ستاد انتخاباتی آقای دکتر لاریجانی بودید. بعد از مرحله دوم انتخابات، در فاصله کوتاهی هنگام تشکیل کابینه که همزمان با مجلس هفتم بود و جنابعالی هم نائب رئیس مجلس هفتم بودید، فعالیت‌هایی در حمایت از کابینه آقای دکتر احمدی‌نژاد داشتید، و تلاش‌هایی که برای رأی‌آوری دولت اول ایشان می‌کردید، ذهنیتی را برای خیلی‌ها ایجاد کرده بود و حتی در بعضی از تحلیل‌ها نوشتند: «نماینده دولت در مجلس». مخصوصاً اینکه جنابعالی یک تماس تلفنی مربوط به سال 82 با وزیر اسبق اطلاعاتی را در خصوص عدم امضای حکم شهرداری آقای احمدی‌نژاد توسط وزیر کشور وقت رسانه‌ای کردید که گفته بودید آقای احمدی‌نژاد رییس‌جمهور ماست. به نظر شما تفاوت آقای احمدی‌نژاد 84 با آقای احمدی‌نژاد 90 در چیست؟ چون دیدیم که جنابعالی یکی امضاکنندگان اصلی طرح استیضاح وزیر خارجه ایشان بودید. می‌خواهیم تفاوت آقای احمدی‌نژاد از 84 تا 90 را در ذهن مهندس باهنر بدانیم.

** خیلی به گذشته برنگردیم. تصور ما این بود که در انتخابات دولت نهم، در مورد رئیس‌جهور نهم مجموع اصول‌گراها امتحان خوبی پس ندادیم، علتش هم این بود که نهایتاً نتوانستیم راجع به کاندیداها علی‌رغم سازوکارهایی که تعریف و بحث‌های طولانی که کرده بودیم به تفاهم برسیم. این هم یکی از دلایل - نمی‌خواهم بگویم بهانه‌هایی ـ بود که آقای هاشمی احساس کرد و گفت: «من کاندیدا می‌شوم»، چون ایشان هم از مدت‌ها قبل گفته بود که اگر اصول‌گراها تفاهم کنند من نمی‌مانم، ولی اگر تفاهم نکنند نامزد می‌شوم. البته به نظر من اگر آقای هاشمی همان موقع هم تلاش ویژه‌ای کرده بود می‌توانست مجموعه را به تفاهم برساند. ایشان به هر دلیلی وارد میدان نشد و نهایتاً از اینکه اصول‌گراها تفاهم نکردند، استفاده کرد و کاندیدا شد که بگذریم.

من مزاحی می‌کردم که البته خارج از جدی هم نبود و می‌گفتم: «علی‌رغم اینکه ما اصول‌گراها در دولت نهم همگی دست به دست هم دادیم که شکست بخوریم، اما خدا نخواست» و بالاخره یک اصول‌گرا موفق شد و او آقای احمدی‌نژاد بود. البته همان‌طور که اشاره کردید آن موقع اولویت اول ما آقای احمدی‌نژاد بود، ما آقای لاریجانی را انتخاب کرده بودیم، اما بعد از نتیجه انتخابات مرحله دوم با حمایتی که کردیم بالاخره الحمدالله آقای احمدی‌نژاد انتخاب شد و ما راضی بودیم، خوشحال هم بودیم. احساسمان این بود که باید همه کمک‌ها را به هر صورتی هست به دولت آقای احمدی‌نژاد بکنیم تا ایشان بتواند موفق شود. سابقه دوستی ما با آقای احمدی‌نژاد آن موقع بیش از 20 سال بود که در حال حاضر 26، 27 سال می‌شود. ما با همدیگر کار اجرایی نکرده بودیم، اما کاملاً با تفکرات، روحیات و توانمندی‌های همدیگر آشنا بودیم. اوایل دولت زیاد تلاش کردیم، کمک کردیم. یادم هست دور اول آقای رئیس‌جمهور در حال بررسی اعضای کابینه بودند و هیئتی را مشخص کرده بودند که ایشان را کمک کنند،‌ آن موقع به آقای احمدی‌نژاد یکسری توصیه‌هایی داشتیم که اگر یک کابینه قوی و قدرتمند می‌خواهد خوب است از همین اصول‌گراهایی که که کاندیدا بودند و رأی نیاوردند استفاده کند و اسم آن چهار نفر مثل آقای قالیباف، آقای محسن رضایی و آقای لاریحانی را بردم. گفتم اینها نیروهای خوبی هستند، به هر حال مدعی بودند که می‌خواهند مملکت را اداره کنند، پس الان قاعدتا باید خوب بتوانند یک وزارت‌خانه را اداره کنند و شما یک تیم قدرتمند خواهید داشت. همان موقع برای اولین بار از آقای احمدی‌نژاد شنیدم که گفت: «من به دنبال ژنرال‌ها نیستم. من نمی‌خواهم ژنرال در کابینه بیاورم». بعدها مشخص شد که گفت من می‌خواهم سرباز بیاورم.

با توجه به این روحیه و اگرچه حضرت عالی هم گفتید که شایعه هم زیاد بود که می‌گفتند بنده چند تا وزیر در کابینه اول آقای احمدی‌نژاد دارم و این حرف‌ها...

* منظورم این نبود، منظورم حمایتی بود که از ایشان می‌کردید.

** شما نگفتید اما آن موقع در مجلس مشهور بود که باهنر بیشتر طرفدار دولت است تا اینکه نماینده مجلس باشد، اما با این روحیاتی که در آقای احمدی‌نژاد کشف کردم که دنبال ژنرال‌ها و آدم‌های لااقل شناخته شده نیست، احساس کردم که چندان نمی‌توانیم در تعیین کابینه کمک کنیم، نه ایشان به مشورت‌های ما نیاز دارد و نه من احساس کرد که مشورت‌های ما خیلی نتیجه می‌دهد. شاید بعضی‌ها تعجب کنند، چند بار هم گفته‌ام که من حتی یک نفر را برای وزارت به آقای احمدی‌نژاد معرفی نکردم. علی‌رغم اینکه شایعه این بود که چند تا از وزرا قبل از اینکه دوستان احمدی‌نژاد باشند دوستان باهنرند.

ما با آقای احمدی‌نژاد یک تعامل نانوشته داشتیم و آن علی‌رغم اینکه جهت‌گیری‌ها و مواضعمان یکی هست، هر کداممان به وظیفه‌های قانونی‌مان عمل کنیم و دوستی و رفاقت مانع از انجام وظایفمان نباشد.

* با هم چنین قراری گذاشته بودید؟

** ما گفته بودیم، شاید ایشان قبول نمی‌کرد، اما ما به ایشان اعلام کرده بودیم که دوستی‌ها و رفاقت‌ها نباید مانع از انجام وظیفه شود. باید به نظر کارشناسی‌مان عمل کنیم، البته تا آنجا که می‌توانیم با هم مشورت کنیم.

بحث دیگری که آن موقع با ایشان داشتیم این بود که سئوال کردم در مجموعه اداره مملکت تئوری اقتصاد‌ی‌تان چیست؟ ایشان به این مضمون می‌گفت من کاری به تئوری و این حرف‌ها ندارم، من مهندسم و دنبال این هستم که تولیدی در کشور راه بیفتد، به عنوان مثال عرض می‌کنم مثلا ده هزار قندان می‌خواهم، اعلام می‌کنم هر کس بهتر، سریع‌تر و ارزان‌تر می‌سازد بیاید بسازد. من می‌خواهم این جوری مملکت را اداره کنم. همان‌جا عرض کردم که مسائل اقتصادی ما مسائل پیچیده‌ای است و به همدیگر ارتباط دارند، یعنی در همین مثالی که شما می‌زنید ما قندان را مجرد از استکان نمی‌توانیم بسازیم، نمی‌توانیم قندان را مجرد از اشتغال ببینیم، قندان را مجرد از تورم ببینیم؛ اینها مجموعه به هم پیچیده‌ای است که همه روی هم اثر می‌گذارند. بنابراین برای اداره امور اقتصادی باید تئوری داشته باشیم. به هر حال کار جلو رفت و شاید اولین اختلاف جدی بین مجلس و آقای احمدی‌نژاد پیش آمد، مسئله رشد بودجه پروژه‌های عمرانی در سال اول یا دومی بود که ایشان لایحه بودجه را تقدیم مجلس کرد. یادم هست رشد 80، 90 درصدی در بودجه عمرانی مطرح کردند که آن موقع در مجلس در این باره خیلی بحث کردیم. ضمن اینکه موضوع بیماری هلندی هم مطرح بود که برخی در مجلس می‌گفتند. خلاصه‌اش این بود که پول تنها وسیله کار نیست، بلکه باید مجموعه شرایط جمع شود که یکی از آنها امکانات مالی و تأمین اعتبار است، اما تأمین اعتبار به تنهایی نمی‌تواند مشکل تولید، رشد، رفاه یا عمران را حل کند. ساده عرض می‌کنم اگر بخواهیم کار عمران را گسترش بدهیم هم پول داشته باشیم، هم باید ظرفیت‌های اقتصادی کشور رشد کند، هم باید نیروی انسانی لازم را داشته باشیم، هم نهادهای عمومی، دولتی و غیردولتی داشته باشیم تا این توانمندی‌ها با هم جمع شود و به یک کار تولیدی تبدیل شود. و الا اگر بودجه کشور در یک سال دو برابر شود، اصلاً معنایش این نیست که کار هم دو برابر انجام می‌شود و اینها یک مقدار تورم‌زا خواهد بود. آقای دکتر احمدی‌نژاد این را قبول نداشتند. بعد از دو سه سال تازه این حرف یک مقدار به بار نشست و ما برای مدت‌ها که داشتیم از تورم دو رقمی نجات پیدا می‌کردیم یک تورم 25، 26 درصدی نتیجه کار شد، البته کارها و تلاش‌ها هم زیاد بود. آقای احمدی‌نژاد نقاط مثبت بسیار زیادی داشت: مردمی بودن، پرتلاش بودن، دلسوز بودن، تعصب خدمت داشتن، حتی می‌توانم بگویم در خدمت به مردم و تأمین عدالت ولع داشتند، شجاعت‌هایی داشتند مثلاً گفتمان امام و انقلاب را مجدداً مطرح کردند، شجاعت در حرف‌های بزرگ زدن و کارهای بزرگ کردن؛ اگر بخواهیم اینها را لیست کنیم آقای احمدی‌نژاد مشخصه‌های زیادی داشتند و همین الان هم دارند، البته ایشان نقاط ضعیف هم داشت. به همین دلیل معتقد بودیم باید در جاهایی که می‌پسندیم و قبول داریم محکم با همه توان دفاع کنیم و در جاهایی که نقد داریم، نقدمان را بگوییم. البته تلاش می‌کردیم تا آنجائی که می‌توانیم در خصوص،‌ غیر رسانه‌ای و در جلسات و محافلی که با ایشان داریم مطرح کنیم.

اگر بخواهیم به سئوال شما برگردیم که آقای احمدی‌نژاد سال 84 با آقای احمدی‌نژاد امروز چه فرقی دارد، شاید ایشان فرقی نکرده باشد و اطلاعات ما درباره ایشان بیشتر شده باشد. این هم به دلیل کارها و وظایفی بوده که ایشان انجام داده است و کم‌کم در مورد شخصیت‌ و رفتارهای ایشان مقوله‌هایی در ذهنمان شکل گرفت.

بحث اخیر استیضاح مقوله جدایی بود. درباره انحراف اولین مقام رسمی که مسئله انحراف را در کشور مطرح کردند مقام معظم رهبری بودند که ایشان بعد از جریان فتنه 88 و هزینه‌های سنگینی که این جریان به نظام تحمیل کرد، هشدار دادند که زوایای انحرافی دیده می‌شود و با این تغییر و به این مضمون اشاره کردند که من تا زنده هستم نمی‌گذارم این انحراف در انقلاب اتفاق بیفتد. مشخص بود چه نقاطی و چه کسانی. شاید یک مقدار به قبل از این برگردیم، همان داستان اول دولت دهم بود و انتخاب فرد خاصی از سوی رئیس‌جمهور به عنوان معاون اول، که با مخالفت مجلسی‌ها، بزرگان، علما، مراجع و نهایتاً به طور رسمی با مخالفت مقام معظم رهبری روبرو شد، ایشان هم یک مقدار مقاومت‌هایی داشت و بالاخره منصرف شد؛ البته احساس ما این است که آن فرد مخصوص در عمل تقریباً همه اختیارات معاون اول را داشت و هنوز هم شاید داشته باشد، یعنی در جای‌جای مسائل مختلف آثار تصمیماتش در دولت شاید پررنگ‌تر از آثار تصمیمات معاون اول رئیس‌جمهور باشد.

در مسئله وزیر امور خارجه و انتصابی که انجام شده بود و جریان انحرافی، یک مسئله خاص و ویژه بود که ان‌شاءالله این اتفاقات مجدداً تکرار نشود، اما احساس کردیم بدون استفاده از امکان استیضاح حتی با صحبتی که با خود آقای دکتر صالحی کردیم، ایشان هم تقریباً به ما می‌گفت که چاره‌ای ندارم و باید این کار را انجام دهم، به این دلیل به این نتیجه رسیدیم که اهرمی غیر از استیضاح نمی‌تواند مانع این کار شود. به هر صورت انجام شد و آن کار هم منتفی و مسئله حل شد، اما به تدریج یک‌سری اتفاقاتی افتاد، بعضی‌ از افکار اینها و همین‌طور بعضی از عدم رعایت سازوکارهای مقدور کشور که مهم‌ترین آن قانون بود، مشخص شد. متأسفانه همین‌طور که جلو رفتیم معلوم و احساس شد که آقای احمدی‌نژاد به تشخیص شخصی خود بیش از قانون اهمیت قائل است و بیشتر تلاش می‌کند به تشخیص‌های خودش عمل کند، بعضی از قوانین را قبول دارد و اجرا می‌کند و بعضی‌ها را هم قبول ندارد و اجرا نمی‌کند. این یک اشکال اساسی در روند اداره کشور به وجود می‌آورد، چون معتقدیم محور ثبات یک جامعه و یک ملت قانون و پایبندی به آن است، حتی اگر قانون ضعیفی باشد، حتی اگر قانون بدی باشد، چون ما به عنوان مرکز قانون‌گذاری ادعا نداریم هر قانونی که تصویب می‌کنیم بدون عیب است، به هر حال اشکالاتی دارد و نازل شده از طرف باری‌تعالی را وضع کرده‌اند و ممکن است این قانون اشکال داشته باشد و بهتر از آن قابل تصور باشد، اما هیچ کدام از اینها دلیل نمی‌شود که نظام اداره کشور از مسیر قانونمندی خارج شود، چون آن وقت مضرات و صدمات آن بسیار عظیم خواهد بود. در این قضیه اختلافات زیادی بود و حتی به جاهایی رسید که آقای رئیس‌جمهور تفاسیر خاصی از اصول قانون اساسی داشتند و بعضی از فرآیندهای قابل قبول را که ما مدعی بودیم اینها طبق قانون اساسی است و در 20، 30 سال گذشته اجرا شده‌اند، قبول نداشتند. اگر شما به آرشیو مسائل برگردید نامه‌های متعدد به مجلس، سخنرانی‌ها و... حاکی از برداشت‌هایی بود که خودشان از بعضی اصول قانون اساسی داشتند و اصرار بر دیگران که آنها هم باید به این برداشت‌ها عمل کنند، آخرینش نامه‌ای بود که ایشان در پایان سال 88 به آقا نوشتند و حدود 17، 18 مورد اشکال عملکرد مجلس را با استناد به قانون اساسی ذکر کردند که از نظر ایشان ما مجلس از این خراب‌تر ندیده بودیم. مقام معظم رهبری آن را به آیت‌الله جنتی ارجاع دادند و از ایشان خواستند یک سری افراد از مجلس، دولت و صاحب‌نظران حقوقی را جمع کنند و 17، 18 موردی را که آقای رئیس‌جمهور ادعا کرده‌اند بررسی کنند و نظر بدهند. تعداد جلساتی که تشکیل شد زیاد بود، من هم عضو آن جلسات بودم، آقای جنتی هم جلسات را اداره می‌فرمودند و نهایتا نظراتمان را خدمت مقام معظم رهبری دادیم. جمع‌بندی آن جلسه این بود که از این موارد 16 مورد آن بی‌مورد است و اصلا وارد نیست و دو مورد هم با اصلاحات مختصر و کوچکی قابل حل است.

اینها روی ارتباطات و تعامل‌ها سایه انداخت و یک مقدار گرفتاری‌ها بیشتر شد. عرض کردم جناب رئیس‌جمهور خیلی از تصمیماتی را که شخصاً می‌گرفتند اجرا می‌کردند حالا چه قانونی بودند و چه نبودند. کم‌کم یک مقدار طومار خلافکاری‌هایی که ایشان انجام داده است و دارد انجام می‌دهد، طولانی شد.

* اشاره‌ای که به اقدام آخر مجلس درباره استیضاح وزیر خارجه کردید، از 39 امضا 30 امضا پس گرفته شد و 9 امضا باقی ماند، یعنی اگر یک امضای دیگر بود استیضاح انجام می‌شد. آن 9 نفر نیازی ندیدند که پس بگیرند یا هنوز مصر به استیضاح بودند؟

** نه، احساسم این بود که دیگر نیاز نمی‌دانستند، یعنی احساس کردند که استیضاح منتفی شده است، والا در همین قضیه استیضاح اول یک اختلاف نظر وجود داشت، یعنی همه معتقد بودند روی این اقدام آقای صالحی یعنی آن انتصاب، ایشان باید استیضاح شود. اختلاف نظری که وجود داشت این بود که بعضی‌ها می‌گفتند موارد دیگری نقاط ضعف آقای صالحی را به موارد استیضاح اضافه کنید، بعضی‌ها معتقد بودند نه، ‌ما می‌خواهیم در اینجا نشان بدهیم که اعتراض ما متمرکز روی این نقطه از عملکرد هست. بقیه مسائلی است که می‌توانیم دور هم بنشینیم و راجع به آن صحبت کنیم تا حل شود و به همین دلیل متن استیضاح صرفاً برای این اقدام بود. موقعی که آن هم تمام شد، طبیعتاً به طور معقول و عقلانی دلیلی برای ادامه استیضاح وجود نداشت و ندارد.

* به یک سری تشخیص‌های فردی آقای رئیس‌جمهور اشاره فرمودید. امسال شاهد اتفاقاتی هستیم، سه ماه از سال 90 که مقام معظم رهبری آن را سال جهاد اقتصادی نام‌گذاری کرده‌اند گذشته است. ما بی‌نظمی‌ای را در تعدادی از وزارت‌خانه‌های اقتصادی مشاهده می‌کنیم، وزارت‌خانه‌های مهم اقتصادی‌مان وزیر ندارند، برای وزارت نفت بعد از مدت زیادی سرپرست منصوب شد و اخیراً وزارت تعاون که جزو وزارت‌خانه‌های اقتصادی هست، وزیرش سرپرست وزارت‌خانه جدید دیگری که به یقین کار زیادی می‌برد می‌شود. موضوع دیگری که باز مرتبط با انتصاب اخیر در خصوص رأی نیاوردن آقای سجادی در مجلس می‌شود این بود که یکی از نمایندگان مجلس به صراحت می‌گوید: «شما تکلیف خودت را با جریان انحرافی مشخص کن، بعد ما ببینیم می‌توانیم به تو رأی بدهیم یا نه». آیا شما هم بین این اتفاقاتی که در وزارت‌خانه‌های مهم اقتصادی به نام ادغام‌ها رخ داد و جریان انحرافی ارتباطی می‌بینید؟

**‌سابقه قضیه ادغام‌ها مشخص است، ماده 53 قانون برنامه را تصویب کردیم و با دولت تفاهم کردیم که ظرف مدت دو سال از آغاز برنامه پنجم، حداکثر تا پایان سال دوم تشکیلات جدیدش را طوری طراحی و ادغام کند که 21 وزارت‌خانه 17 وزارت‌خانه شود. البته آقای رئیس‌جمهور می‌خواست این کار را در یک مقطع زمانی بسیار کوتاه انجام بدهد. اولاً‌ بحث این بود که ادغامن را مجلس انجام بدهد یا دولت که این باز هم از آن برداشت‌هایی بود که برداشت آقای رئیس‌جمهور این بود که نه، من اختیار ادغام را دارم و آن را انجام می‌دهم، لازم نیست وزیرم بیاید و رأی اعتماد بگیرد و حداکثر مجلس بعدا بنشیند شرح وظایف وزارت‌خانه جدید را بنویسد. این منجر به یک‌سری تعابیر و تفسیر از طرف رئیس مجلس از شورای محترم نگهبان شد. شورای محترم نگهبان هم پاسخ دادند که درباره نام وزارت‌خانه، مأموریت‌ها، شرح وظائف و وزیر جدید آن مجلس باید نظر بدهد. همان‌طور که اشاره کردید اثر فوری تصمیمی بود که آقای رئیس‌جهور گرفتند، این بود که سه تا از وزرای کابینه کنار رفتند، عزل‌ها انجام شد، حتی آن موقع که اینها به طور طبیعی منعزل شده‌اند و کنار رفته‌اند که ما مجلسی‌ها قبول نداشتیم، چون ادغامی صورت نگرفته و اتفاق جدیدی از نظر حقوقی و قانونی نیفتاده است، آقای رئیس‌جمهوئر می‌تواند اینها را عزل کند یا آنها استعفا بدهند و آقای رئیس‌جمهور بپذیرد، اما این‌طور نیست که بگوید چون وزارت‌خانه آنها از بین رفته است آنها منعزل شده‌اند. هنوز هم ما مدعی هستیم که وزارت نفت، وزارت نیرو و وزارت رفاه سر جایشان هستند و نهایتا بحث‌هایی که کردیم به همان نتیجه رسیدیم و دولت هم قانع شد،‌ اما سه تا از وزارت‌خانه‌ها بی‌وزیر شدند. وزارت مسکن و وزارت راه زمانی ادغام شدند که وزیر راه در مجلس استیضاح شد و استیضاحش رأی آورد، شاید بعدازظهر آن روز یا روز بعد بود که رئیس‌جمهور اعلام کردند که وزارت راه کلا در وزارت مسکن ادغام شود، یعنی احساس عمومی مجلس این شد که بیشتر وزرا دارند ادغام می‌شوند تا وزارت‌خانه‌ها. بر همین اساس چند وقت قبل تقریباً 200 نفر از نماینده‌ها طرحی را امضا کردند تا عملا ادغام‌ها را به تأخیر بیندازند و متوقف کنند، بعد با دولت مذاکره کردیم و قرار شد فعلاً به حداقل‌ها اکتفا کنیم و تفاهمی که کردیم همین سه وزارت‌خانه جدید بود، یکی وزارت راه و شهرسازی، دیگری وزارت رفاه و کار بود که البته دولت قبول کرد که تعاون را با آنها ادغام کند و سومی هم وزارت صنایع و بازرگانی. گفتیم وزارت انژری هم منتفی شود، چون کار بسیار سنگین و پرهزینه‌ای است و نیاز به بحث‌های زیادتری دارد. این آخرین تفاهم ما بود. چند روز قبل دولت لایحه‌ای را برای مجلس فرستاد، اما گفتند اشکالات مختصری دارد و می‌خواهیم آن را بگیریم، چون آن را اعلام وصول نکرده بودیم دستی آن را پس گرفتند که منتظر هستیم آن لایحه را به مجلس بیاورند. اینها حاشیه‌های قضیه را زیاد می‌کند.

من هنوز هم اعتقاد ندارم که قطعاً بگویم خدای نکرده آقای سجادی با گروه انحرافی زد و بندی داشته است، اما در مجلس سئوالاتی شد، چون برای مجلس مسئله گروه انحرافی خیلی مهم و حساس هست و احساس می‌کند حتماً‌ باید دقت و مراقبت کند که گروه انحرافی حوزه نفوذش را گسترش ندهد و ظرف مدت کوتاه آینده باید این حوزه جمع شود و نظام و مملکت نمی‌تواند دائماً مواظبت کند که این گروه انحرافی کجا رفت و چه شد. متأسفانه آقای سجادی نتوانستند دفاع قوی‌ای از عدم وابستگی‌شان کنند. باز هم تکرار می‌کنم هنوز هم این اعتقاد را ندارم که آقای سجادی به آن گروه انحرافی وابسته باشد و تفاهم کرده باشد و وعده و وعیدهایی به هم داده باشند. من این ادعا را ندارم، باور هم ندارم، اما عکس این موضوع که آقای سجادی بتوانند قاطعانه آن را نفی کنند، یا نخواستند، یا اجازه نداشتند که به هر دلیلی نتوانستند. نامه مفصلی که رئیس‌جمهور برای معرفی وزیر داده بودند، ارتباطی به معرفی وزیر نداشت. همه اینها اثر گذاشت و مجموعه این مسائل باعث شد که آقای سجادی نتوانستند از مجلس رأی اعتماد بگیرند. قاعدتاً همه اینها آن حاشیه‌ها را دارد. با توجه به اینکه من هنوز به شدت علاقمند به آقای رئیس‌جمهور هستم از ایشان زودتر تکلیف گروه انحرافی را روشن کند و این مسئله در مملکت باقی نماند و دوستانی را که داشته و دارد همین‌جور نگران و دغدغه‌دار باقی نگذارد. تکلیف دولت و جریانی که در خودشان دارند و ان‌شاءالله این گروه انحرافی زودتر روشن شود.

* رئیس‌جمهور هم که در مصاحبه مطبوعاتی اخیرشان اعلام کردند درباره جریان انحرافی سکوت می‌کنند وارد این قضیه نشدند.

** بله.

* سئوال دیگری که در موضوع اخیر وزیر خارجه پیش آمد، دولت در طول این 6 سال سابقه‌ای در مقاومت و ایستادگی روی تصمیماتش داشته، منتهی در قضیه آقای ملک‌زاده و وزارت خارجه این مقاومت نبود و در فاصله دو سه روز، وزیر خارجه در مقابل نظر نمایندگان تسلیم شد. خیلی وقت‌ها نمایندگان نظرات خود را ارائه می‌دادند، موضوعات مختلفی مخصوصاً در دو سال اخیر بوده که دولت مقاومت کرده و زمان برده است، یقیناً اثر منفی هم داشته است، ولی در این قضیه شاهد این مقاومت نبودیم. جناب عالی این موضوع را پیام مثبتی می‌دانید یا روش دیگری از کارهای جریان انحرافی برای اینکه به اهداف دیگرشان برسند؟

** ما در هر صورت مأمور هستیم که رفتار دولت را حمل بر صحت کنیم و از این مسئله استقبال هم می‌کنیم، اما از آن طرف برای اولین بار بود که مجلس خیلی جدی وارد قضیه شد. علتش هم حساسیت مجلس نسبت به گروه انحرافی بود، در گذشته این طوری نداشتیم که برای یک اتفاق چنین شود. ضمن اینکه بزرگ‌ترین آرزوی آقایان استیضاح‌کننده‌ای که امضا کردند این بود که قبل از استیضاح مشکل حل شود، یعنی هیچ کدام داعیه این را نداشتند که آقای دکتر صالحی را بردارند، اما احساسم این است که غیر از این راه دیگری وجود نداشت، به همین دلیل مجلس محکم وارد این قضیه شد و قاعدتاً جناب آقای رئیس‌جمهور و مجموعه سبک و سنگین کردند و به این نتیجه رسیدند که ابقاء آقای صالحی بیشتر نفع دارد تا اصرار بر ماندن آن فرد در دستگاه دیپلماسی کشور.

* آقای مصلحی در سخنرانی‌ای که چند روز گذشته داشتند، به عنوان مسئول اطلاعاتی کشور هشدار دادند که مسئولان مراقب اطرافیانشان و اقدامات تروریستی منافقین باشند. تحلیل جناب‌عالی از هشدار ایشان چیست؟ به نظر می‌آید ایشان ارتباطی را بین یکسری جریانات و جریان نفاق دیده‌اند.

** نه، من این برداشت را نکردم، فکر می‌کنم هشدار آقای وزیر اطلاعات از همان هشدارهای معمولی و قدیمی بود که ایشان باید بدهند. البته خبرهایی که ما با توجه به فشارهای سنگینی که گروه نفاق و جاهای دیگر می‌آورد، داریم قاعدتاً آنها علاقمندند آخرین زور خودشان را بزنند، طبیعی است که در کشور باید هشیاری و هشدار وجود داشته باشد. من این هشدار را در همان راستا تحلیل می‌کنم.

* در موضوع انتخابات مجلس نهم که قرار است آخر امسال برگزار شود، یکسری اقداماتی در راستای وحدت انجام شده بود که مسائل سیاسی ابتدای امسال سایه‌ای را بر تلاش‌های وحدت انداخت، آیا مسئولیت انتخابات در مجموعه اصولگرایی با جامعتین است؟

** از روز اول هم گفتیم که جبهه پیروان خط امام و رهبری سه بحث دارد، یکی اینکه ما وحدت اصول‌گرایان را زیر چتر جامعتین می‌بینیم و فقط در این می‌بینیم، قرار نیست از جای دیگری دستور بگیریم یا تفاهم کنیم. چتر کلی وحدت اصول‌گرایان را جامعتین برداشتند. با سابقه فعالیت‌های سیاسی‌مان در طول 30 سال گذشته، با هر اسمی که بودیم چه جبهه پیروان خط امام و رهبری، چه تشکل‌های همسو و حتی جامعه مهندسین، مؤتلفه و دیگران در عمل نشان دادیم و ثابت کردیم که هماهنگ و همراه با جامعه روحانیت هستیم و به این امر افتخار می‌کنیم.

نکته دوم اینکه اصول‌گرایان در هر ساختاری که به وحدت رسیدند ما از آن ساختار تبعیت می‌کنیم که الان دارد آن ساختار شکل می‌گیرد. البته یک زمانی بحث بود و آقای رئیس‌جمهور هم در این قضایا فعال بودند، اما با توجه به روند مسائلی که پیش آمد و بعضی از جریان‌های انحرافاتی که در همین انتخابات تحت عنوان استمرار رئیس‌جمهور می‌خواستند دخالت کنند و حرف‌هایی از این قبیل، یک مقدار به چالش کشیده شد. آقای رئیس‌جمهور هم اعلام کردند که من به عنوان رئیس قوه مجریه نمی‌خواهم در انتخابات دخالت کنم، از این پیشنهاد رئیس‌جمهور به طور جدی استقبال کردیم و الان هم استقبال می‌کنیم و ایشان گفتند دولت یا مجموعه وابسته به دولت نباید فعالیت انتخاباتی در مجلس داشته باشد.

* وحدت مجموعه اصول‌گرایی را در چه مرحله‌ای می‌بینید؟ آیا به نظر شما بالاخره مثل جبهه متحد اصول‌گرایان در مجلس هشتم به یک فهرست واحد می‌رسند؟

** به نظر می‌رسد ساختار به سمتی می‌رود که ان‌شاءالله حداکثر وحدت را در اصول‌گراها به وجود بیاوریم و با هم جمع شویم. هرچند روزهای آخر خود را می‌گذراند و به زودی ساختار مشخص خواهد شد و سخنگوی جامعه روحانیت یا جامعه مدرسین اعلام خواهد کرد که آخرین تصمیمات چه خواهد شد. البته ما هیچ وقت وحدت صد در صدی نداریم، هیچ موقع نداشتیم. بالاخره در انتخابات مجلس هشتم در کنار جبهه متحد اصول‌گرایی گروه‌های دیگری آمدند فعالیت هم کردند و بعضی جاها توفیقاتی هم داشتند، اما در مجموع وحدت اصول‌گرایی و جبهه متحد اصول‌گرایی موفق بود. فکر می‌کنیم این دوره آن توفیق را خواهد داشت، ان‌شاءالله شاید هم زودتر. البته باید مواظب باشیم، الان با دو جریان روبرو هستیم؛ یکی جریان فتنه و دیگری جریان انحراف. خبرهایی می‌رسد که اینها دارند به سرعت هم نزدیک می‌شوند، یعنی ممکن است نهایتاً یک رقیب داشته باشیم، اما الان محاسبه می‌کنیم که دو رقیب داریم. هیچ کدام از اینها نباید ما را از دیگری غافل کند، جریان فتنه بسیار عظیم بود و باید مواظبت کنیم، جریان انحراف هم جریانی است که الحمدالله بهتر از فتنه شد، چون زودتر شناسایی شد و این جزو الطاف خفیه الهی بود. والا شاید بعضی از اینها تصورشان این بود که مجلس را تصرف و بعداً دستشان را رو کنند. خدا کمک کرد و اتفاقاتی افتاد که دست اینها زودتر رو شد. بنابراین جبهه فتنه را رقیب می‌دانیم، نه رقیب خودمان، بلکه رقیب نظام می‌دانیم. جریان انحرافی را لطمه اساسی به نظام می‌دانیم، احتمالا اینها به هم نزدیک می‌شوند و دارند نزدیک می‌شوند، خبرهایش را داریم، اما در هر صورت باید مواظب هر دو گروه باشیم و هیچ کدامشان تحت تأثیر دیگری قرار نگیرد. این قدر روی فتنه متمرکز شویم که از جریان انحرافی غفلت کنیم یا برعکس‌ این‌قدر جریان انحرافی را اصلی کنیم که خدای نکرده از جریان فتنه غفلت کنیم.

* جبهه پیروان هم ستاد جداگانه‌ای دارد که بحث ریاست جناب‌عالی یا آقای متکی در آن مطرح شد؟

** اصلاً ریاستش مهم نیست، آقای متکی از قدیم عضو جبهه بوده‌اند. ایشان مدت‌ها عضو جبهه بوده‌اند و این مدتی که فاصله گرفتند به دلیل اساس‌نامه وزارت خارجه بود، ایشان وزیر امور خارجه بودند و در اساس‌نامه وزارت خارجه صراحتاً آمده است که کارمندان و مسئولین وزارت خارجه نباید در احزاب باشند. بعد از اینکه مأموریتشان در وزارت خارجه تمام شد، سر جایشان برگشتند و دارند در مجموعه جبهه فعالیت می‌کنند، من هم در مجموعه جبهه دارم کار می‌کنم.

* در فرآیند وحدت آیا فقط تشکل‌های اصول‌گرا در نظر گرفته می‌شوند یا افرادی که اصول‌گرا شناخته می‌شوند، ولی در تشکلی عضو نیستند هم محسوب می‌شوند؟

** تلاش ما این است که حداکثر اصول‌گراها را با هم جمع کنیم. بعضی‌ها تشکل، گروه، حزب و تشکیلات دارند، بعضی‌ها حوزه نفوذ دارند، یعنی ممکن است تشکیلات رسمی نداشته باشند، ولی یک حوزه نفوذ قابل توجهی دارند، سعی می‌کنیم همه اینها را با هم جمع کنیم.

* سئوال آخر متفاوت از همه سئوالاتی که مطرح کردم است. این روزها یکسری اجلاس‌ها و همایش‌ها در خصوص سالگرد شهدای هفتم تیر برگزار می‌شود و همایشی هم با عنوان «جهان بدون تروریسم» برگزار شد که با پیام مقام معظم رهبری همراه بود. در ادامه، هشتم شهریور را داریم که روز مبارزه با تروریسم است. جناب‌عالی هم از خانواده‌هایی هستید که در آن شهید باهنر یکی از قربانیان حادثه تروریستی در نظام جمهوری اسلامی هستند. تحلیل جناب‌عالی از پیام مقام معظم رهبری به اجلاس جهانی ضد تروریسم چیست؟

** ما اصولاً انقلابمان را ضمن اینکه مردم پشت سر حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری تلاش بسیاری کرده‌اند، یکی از مظلوم‌ترین انقلاب‌های عالم می‌دانیم. انقلاب ما تفاوت‌های زیادی با سایر انقلا‌ب‌ها دارد. یکی از تفاوت‌های اساسی همین مظلومیتش است. ما بیشترین قربانی را در جریان‌های تروریستی داده‌ایم، متأسفانه نظام بین‌الملل که خودش بعداً حامی تروریسم شد، البته نمی‌خواهم بگویم کل نظام بین‌الملل مثلاً آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی که خودشان یک سیستم تروریستی رسمی را در دنیا مدیریت می‌کنند و هرجا هم که کم می‌آورند تأسیس می‌کنند، مدعی مبارزه با تروریسم شده‌اند. جالب است اینها می‌خواهند کشورها و ملت‌هایی را که مظلوم هستند و بیشترین ضربه را از تروریسم خورده‌اند متهم به حمایت از تروریست کنند. نمی‌خواهم خیلی به سابق برگردم. ممکن است نسل‌های امروز انقلاب‌ ما حوادث اوایل انقلاب را ندیده یا به درستی حس نکرده باشند، اما هنوز زمان زیادی از داستان تروریستی القاعده و طالبان و 11 سپتامبر را که بالاخره راستی آزمایی‌اش را اجازه ندادند انجام شود و ما هنوز تلاش می‌کنیم که دنبال کنیم و ریشه‌های جریان 11 سپتامبر را درآوریم، نگذشته است. زمانی که طالبان و القاعده شکل می‌گرفت و نطفه‌اش منعقد بود، تقریبا همه عالم می‌دانستند که ساخته و پرداخته آمریکاست. آنها با هدف دیگری این کار را شروع کردند، هدفشان منکوب کردن چهره اسلام‌خواهی در دنیاست، چون اصلی‌ترین رقیبی که احساس می‌کنند اسلام و مسلمانان و ام‌القُراء آن، ایران اسلامی می‌باشد؛ ضمن اینکه قیام‌های منطقه و اتفاقات دیگر را می‌بینید که خیلی از بذرهایی که انقلاب پاشیده‌ است امروز دارد به ثمر می‌نشیند. اینها برای اینکه چهره‌ای مخدوش از اسلام را عرضه کنند، داستان القاعده و طالبان را بر مبنای ایدئولوژی سلفی‌ها درست کردند که بگویند اسلام یعنی این، اسلام آن است که زن را خانه‌نشین می‌کند، اسلام آن است که با تلویزیون مخالف است، اسلام آن است که ترور را حلال و واجب می‌داند و... البته الان دیگر برگی ندارند و همه عالم و آدم این را می‌دانند. امروز تقریباً‌ همه ملت‌ها به نتیجه رسیده‌اند که اگر غرب اراده‌ای در جهت برچیدن تروریسم در دنیا داشت، خیلی زودتر می‌توانست این کار را انجام بدهد. همین امروز دولت افغانستان برای اینکه حمایت‌های آمریکا را داشته باشد، مجبور می‌شود در مقابل تروریست‌ها با تسامح و تساهل و گذشت برخورد کند. در واقع داستان تروریستی یک طرف معامله با کشورهای منطقه شده است. آنها این کارهای عجیب و غریب را انجام می‌دهند و باز هم مدعی هستند که در حال مبارزه با تروریسم هستند.

من فکر می‌کنم موقعیت بسیار مناسبی بود و لازم بود که این همایش را داشته باشیم و پیام مقام معظم رهبری هم کاملاً روشن،‌ روان و مشخص بود. امید داریم ان‌شاءالله به زودی دنیای بدون تروریسم داشته باشیم. البته آدم فکر می‌کند این مترادف خواهد بود با اینکه دنیای بدون تروریسم نمی‌تواند رژیم صهیونیستی را داشته باشد، دنیای بدون تروریسم نمی‌تواند زورگویی‌های حکام آمریکا را داشته باشد، دنیای بدون تروریسم نمی‌تواند حتی دوگانه‌انگاری شورای امنیت و سازمان ملل را داشته باشد. اگر بنا باشد دنیایی بدون تروریسم را داشته باشیم که ان‌شاءالله خواهیم داشت، در بسیاری از این ساختارها باید تجدیدنظر شود.   

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات