* با توجه به فعالیتی که در کمیته 7+8 دارید و از قبل به عنوان کمیته سه نفره فعالیت داشتید، چشمانداز وحدت اصولگرایان را در انتخابات مجلس نهم چطور میبینید؟ چقدر امیدوار هستید در ساز و کار 7+8 به وحدت نهایی برسند؟
** 7+8 نتیجه یک سال تلاش است که تابه اینجا رسیده است. خاطرم نمیآید که بعد از انقلاب، مجموعه متدینین و پیشکسوتان مبارزین مسلمان و بزرگان روحانیت این مقدار و اینطور منسجم به میدان آمده باشند، اینکه حضرت آیتالله مهدوی کنی قبول کردند پرچم این وحدت را در دست داشته باشند و بزرگانی مثل آیتالله جنتی به طور غیرمستقیم و آیتالله یزدی به طور مستقیم حمایت کردند و بعدا این ساز و کار با مقبولیت اکثریت اصولگرایان ـ نمیگویم همه ـ تشکیل شد، امر بیسابقه یا کمسابقهای است و یک احساس تکلیف در مقابل مخاطراتی است که پیشرو احساس میشود. هیچوقت جامعه مدرسین این طوری شرکت نکرده بود و تقریبا همه کسانی که به نوعی به عنوان سرشناسهای اصولگرایی شناخته میشوند، در اینجا یا هستند یا نماینده دارند. بنابراین این را پدیده مبارکی میدانیم. به نظر بنده وجود آیتالله مهدوی کنی یک ذخیره الهی برای این زمان بودند که برای اولین بار در خبرگان شرکت کردند و بعد هم رئیس خبرگان شدند. حالا هم معذلک با وجود مشکلات جسمی به دلیل سنشان که قوت سابق را ندارند، هنگام تکلیف پرچم را به دست گرفتند و به میدان آمدند که ما چنین چیزی را در گذشته نداشتیم. امید بسیار هست.
بسیار امیدواریم مجموعه 7+8، پیش رود و در نهایت به یاری خداوند متعال به توفیقات خوبی دست پیدا کند. تا به حال همه گروههای اصولگرا که در این مجموعه جمع شدهاند یا به این مجموعه اعلام اعتماد کردهاند، همگی اظهار امیدواری کردند و اخبار واصله از نقاط مختلف کشور حکایت از این دارد که این امر موجب خشنودی و امیدواری اصولگرایان شده است. بنابراین دلیلی برای ناامیدی وجود ندارد.
* شما ساز و کار 7+8 را چقدر برای این وحدت جامع میدانید؟
** اولین دلیلمان تجربه موفقی بود که برای مجلس هشتم در شکل و فرمول 5+6 داشتیم.
* شما در آن دوره هم در ترکیب 5 نفر حضور داشتید؟
** بله، درست است. من آنجا عضو 5 نفر داوری بودم و اینجا هم عضو 7 نفر داوری هستم. علیرغم بعضی فراز و نشیبها، اما در نهایت با انسجام بسیار خوبی یک فهرست متحد، جامع و مشترکی درآمد که اکثریت نمایندگان مجلس هم کسانی هستند که نامشان در فهرست بوده است. پس مهمترین دلیل موفقیت این سبک از کار، تجربه قبلی ماست. بعد از قریب یک سال تلاش که ـ این تلاش اعلام هم نمیشد ـ توسط افراد شاخص اصولگرا با همراهی بعضی از علما کار شد تا به اینجا رسید. اگر قرار باشد روزی سیر تکاملی و تحول این مجموعه را بیان کنیم، خودش یک جزوه یا کتاب قطوری میشود. خیلی کار شد، بدون اینکه تبلیغی شود و دوستان هم با اعتقاد کار کردند، الحمدالله به جایی رسید؛ مهمترین رمز و دلیل امید به موفقیت این مجموعه ـ چون هنوز که کار به نهایت نرسیده است ـ این تجربه و مهمتر از آن، حضور افراد شاخص از علما و روحانیت است که رهبری این مجموعه را به عهده دارند. در تهران جامعه روحانیت و در قم جامعه مدرسین را داریم. هم جامعه روحانیت و هم جامعه مدرسین از قبل از انقلاب در کنار حضرت امام(ره) نقش بسیار اساسی را ایفا کردند و همچنان هم بعد از 32 سال از پیروزی انقلاب به ایفای نقش میپردازند. ریشهدارترین و معتبرترین تشکیل بین علمای کشور در مورد مسائل مختلف مملکتی از جمله مسائل سیاسی این دو جامعه هستند. این دو همراهند و آیتالله یزدی به نمایندگی از طرف جامعه مدرسین و رئیس این جامعه و آیتالله مهدوی کنی به عنوان رئیس جامعه روحانیت در عرصه حضور دارند و آن را هدایت میکنند بدون اینکه در جزئیات و اقدامات اجرایی کار دخالتی داشته باشند. هدایت اصلی کار به عهده آنهاست، یعنی گروه هشت نفری کار اجرایی را انجام میدهند، گروه هفت نفری هم کار نظارت را دارد و نهایت این میشود که یا نتیجه کار این مجموعه به اطلاع آیتالله یزدی و آیتالله مهدوی کنی خواهد رسید یا در جلسه شرکت خواهند کرد و تأیید نهایی آنها درباره تصمیمات اساسی موجب نهایی شدن مصوبات میشود. ضمن اینکه ضرورتی ندارد در جزئیات مربوط به اجرا دخالتی کنند و شأن آنها اجازه این امر را نمیدهد، ولی هدایت اصلی به عهده آنهاست.
* طبیعتاً جنابعالی هم اخباری را شنیده یا در سایتها و مطبوعات مطالعه داشتهاید. بعضیها گلایههایی دارند، حتی کسانی که در مجموعه اصولگرایی در ترکیب قرار نگرفتند و نمایندهای در ترکیب ندارند. آیا تغییراتی در 7+8 ایجاد میشود یا ترکیب قطعی و تمام شده است و با همین شکل ادامه مییابد؟
** تا آنجایی که من اطلاع دارم، ترکیب قطعی است. اینکه بعضی میگویند ما کجا هستیم، اصلاً این مجموعه که تشکیل شد، این طور نیست که به نمایندگی از تکتک گروههای اصولگرا انتخاب شده و آمدهاند. در گروه داوری عرض میکنم یک نمونه از آنها بنده هستم که بنده نماینده هیچ گروهی نیستم.
* بیشتر راجع به آن 8 نفر بحث است.
** در آن 8 نفر هم اگر کسانی هستند، به عنوان منعکسکننده نظراتی از گروههای شناخته شده هستند که قبلا در 5+6 سابقه داشتند. معنیاش این نیست فقط آنها را نماینده میکنند. اصلاً بنای ما در نوبت قبلی هم این نبود که سهمبندی کنیم، حالا هم قرار بر سهمبندی نیست که مثلاً از تهران 30 کاندیدا از این مجموعه معرفی شوند، ده نفر مربوط به یک ضلع، ده نفر ضلع دیگر و ده نفر هم مربوط به ضلع سوم باشند. چه بسا در گذشته هم نگاهی بیندازید و فهرست کاندیداهای تهران را بررسی کنید و ببینید از کسانی که از تهران به عنوان کاندیدای اصولگرا معرفی شدند، چند نفر متعلق به این جناحها هستند. ممکن است جبهه پیروان معرفی کرده باشد، اما عضو جبهه پیروان نیستند. به نظر من اینها کسانی هستند که صلاحیت بیشتری دارند و بعد بحث میشد و چه بسا جناحی شخصی را میآورد و میگفت این فرد مد نظرمان هست و آن فرد در 5+6، یعنی بین 11 نفر میبایست رأی میآورد. یعنی اقلاً 6 یا 7 نفر از 11 نفر باید به او رأی میدادند. هر جا هم که اختلافی پیش میآمد باید به داوری محول میکردند. مثلا فرض کنید دفعه قبل آقای دکتر حداد عادل کاندیدای تهران بود، ایشان نماینده گروهی نیست، ولی قریب به اتفاق ما در جلسه 5+6 از اینکه ایشان کاندیدا شود و رأس کاندیدای تهران باشد، حمایت کردیم. پس اگر قرار باشد همه گروههای اصولگرا، بعضی کوچکتر و بعضی بزرگتر و افراد شاخص اصولگرا نماینده داشته باشند، اصلاً این عدد نهایت ندارد، یعنی دائماً اشخاصی مدعی خواهند شد نماینده ما کیست و کجاست؟ اگر قرار بر این باشد هر فرد شاخص یا گروهی از اصولگرایان در آنجا نماینده داشته باشد، وارد یک دور معیوبی میشویم که امکان خلاصی از آن نیست و حضور بزرگانی چون آیتالله مهدوی کنی و آیتالله یزدی در این جمع، برای این است که نظارت کنند در داخل اصولگرایان گروهگرایی نشود. آنچه مهم است این است که افراد هم از نظر سابقه، تقوا و پایبندی به نظام، اسلام ولایت فقیه صلاحیت و هم کفایت لازم در کار سیاسی و هم تخصص یا تخصصهایی در بعضی از رشتههایی را که مربوط به اداره کشور میشود داشته باشند، فرض کنید فردی از لحاظ دینی صلاحیت دارد، پایبند به نظام هم هست، اما هیچ سابقه سیاسی ندارد یا آدم خوبی است سابقه سیاسی هم دارد، ولی کاری بلد نیست و تجربهای ندارد و در هیچ یک از حوزههای حکومتی کار نکرده است؛ چنین فردی اگر به مجلس برود باید در کدام کمیسیون کار کند؟ باید وجودش مفید باشد. لذا همه این ابعاد در نظر گرفته میشود. در حقیقت حضور مجموعه 7+8 نماینده همه اصولگرایان است، نه اینکه نماینده گروههای خاصی باشد. بالاخره تصمیماتی که در مجموعه 8 نفری گرفته میشود، میبایست توسط جمع 7 نفری تأیید شود و در واقع نقش گروه داوری (7 نفر) برای همین است که مراقبت کنند اصولگرایی رعایت شود نه گروهگرایی.
* یک تفاوت ساز و کار این دوره با انتخابات مجلس هشتم اضافه شدن نمایندگان دو نفر از شخصیتها در کنار نمایندگان تشکلها است. در این باره هم توضیح میفرمایید.
* نظر برخی از بزرگانی که در جلسه خدمتشان بودیم این بود که افرادی که به دلیل شخصیت حقوقیشان نفوذی در بین اصولگرایان دارند و نفوذشان هم بالاست، نادیده گرفته نشوند. آقای دکتر لاریجانی، رئیس مجلس و آقای دکتر قالیباف، شهردار در بین اصولگرایان نفوذ بالایی دارند و نمایندگان این آقایان باشند، عملاً این که گروهها هر کدام نماینده دارند، هیچ کدام از اینها گروه نیستند و یک نفرند و همین نشان میدهد که بزرگانی که این مورد را پیشنهاد کردند به این موضوع عنایت داشتند که فقط اضلاع و گروهها نیستند که در اینجا هستند و به هر حال رئیس مجلس رأی بالای 200 نفر را بین نمایندگان مجلس دارد که این میزان نفوذ و محبوبیت را میرساند. همینطور هم در مورد آقای قالیباف. اتفاقاً حضور این دو نماینده به جامع بودن کار کمک میکند و از این تصور خارج میشویم که این مجموعه فقط نمایندگان سه ضلعند که سه نوع تشکلند.
* یعنی قرار شد فقط نماینده تشکلها در جمع نباشند؟
** بله.
* بعضی از صاحبنظران سیاسی پیشنهادی را برای کمک به ساز و کار 7+8 مطرح کردهاند که شورای اضلاع تشکیل شود، یعنی در کنار این 15 نفر شورایی تشکیل شود که گروههای دیگر اصولگرا به عنوان مشورت نظراتی را مطرح کنند و نهایتاً در 15 نفر جمعبندی شود. آیا این بحث در جلسات شما هم مطرح شده است؟
** به نظرم به نوعی مطرح شده است. اینکه به تأیید رسیده است یا خیر، نمیتوانم نظر قطعی عرض کنم، اما نظر شخصیام این است که هیچ عیبی ندارد، یعنی چه آن را تأیید بکنیم یا نکنیم بالاخره اشخاص از جناحها و اضلاع مختلف توسط گروههایی که در آن مجموعه هستند یا نیستند، ولی اصولگرا هستند مورد توجه قرار میگیرند. به نظر بنده محدودیتی ندارد، میتوانند جلساتی به صورت فردی یا جمعی که محدود هم نباشد و متعدد هم باشد بگذارند و اتفاقاً مفید است و اگر قرار باشد این مورد را از ما سئوال کنند ما توصیه هم میکنیم. چرا؟ برای اینکه کسانی که ممکن است احساس کنند و احساسشان هم دقیق نباشد، ولی این نگرانی را داشته باشند که دیدگاه آنها در مجموعه اصولگرایان نادیده گرفته میشود، حتماً با بقیه مشورت کنند و اگر قرار شد افرادی را به عنوان اصلح انتخاب کنیم، باید با گروهها، اشخاص و شخصیتها مشورت کنیم تا افرادی که هم صلاحیت دارند و هم رأیآور باشند معرفی کنیم. ممکن است بین خودمان، پشت درهای بسته تصمیماتی بگیریم، ولی وقتی آنها ناشناس باشند و رأی نیاورند، پس این مشورتها موجب میشود در انتخاب اصلح توفیق بیشتری داشته باشیم و لذا به این مشورتها توصیه میکنم.
* طبیعتاً در این مسیری که مجموعه اصولگرایان برای وحدت در انتخابات تلاش میکنند، یکسری اقداماتی میشود که این وحدت به نتیجه نرسد، شاخص این اقدامات بداخلاقیهای رسانهای است که در عرصههای مختلف میبینیم؛ یکی از آنها شایعه استعفای جنابعالی از کمیته سه نفره بود. نمونه دیگر شایعه تأیید نشدن نماینده آقای لاریجانی یا شایعه عدم حضور نماینده معرفی شده آقای قالیباف در این مجموعه است. چه تحلیلی از این اقدامات دارید و اصولگرایان باید چه کنند؟
** روزهای اخیر خبری منتشر شده است که آقای لاریجانی، بنده و آقای کمال خرازی راه افتادیم بین اصولگرایانی که اختلاف جدی با هم دارند، التیامی بدهیم و اصلاح کنیم و سعی کنیم اختلافات برطرف شود و این شکافها را ترمیم کنیم، ولی موفق نشدیم. این خبر از اساس دروغ است. اصلاً چنین چیزی تشکیل نشده و طبیعتاً چنین تلاشی هم صورت نگرفته است. کسانی که این را طراحی کردهاند از جملۀ همین کارهایی بود که مثال زدید، تا قسمتی را که به عنوان موضوع مورد بحث هست مطرح کنند. یعنی بگویند بین اصولگرایان اختلاف است و اسم چند نفر را بردهاند که اینها آمدند چنین کاری بکنند تا به نوعی چهره این سه نفر را تخریب کنند، به این صورت که اینها آمدند و کاری را شروع کردند و شکست خوردند که این فرع قضیه است. اصلی که در این تبلیغات مد نظرشان بود این بود که بگویند بین اصولگرایان اختلافات عجیبی هست که با وجود که این سه نفر آمدند به عنوان مصلح این کار را بکنند، از عهده برنیامدند و اصولگرایان همچنان متشتتاند. این از اساس دروغ است.
* البته شایعه فراتر از این بود. گفته شده بود این سه نفر مأموریت تشکیل جبهه فراگیر اصلاحطلبان و اصولگرایان را داشتند.
** بله. اولین بار چنین حرفی را در سایتها دیدیم. یا مطلبی که راجع به آقای محصولی نوشته بودند که ایشان به عنوان مشاور اقتصادی جبهه پایداری فعالیت میکند. اصلاً جبهه پایداری مشاور اقتصادی ندارد! بعد رفته و با آقای رئیسجمهور صحبت کرده است. این هم از اساس دروغ بود که آنها هم تکذیب کردند.
باید از این چند مطلب نتیجهای را بگیریم. اوایل دهه 60 که وزیر خارجه بودم، خدمت حضرت امام(ره) رسیدم. در آن جلسهای که خدمت ایشان مشرف شدیم، بعضی از نمایندگان دوره اول یا دوم مجلس نظرات غیر سازندهای علیه وزارت خارجه مطرح میکردند. ما رفتیم خدمت اما گله کردیم که حکومت تازه شکل گرفته و وزارت خارجه آن از زیر صفر شروع شده است، چون ما وزارت خارجه زمان شاه را کاملاً به هم زدیم و وزارت خارجه جدید را با افراد جدید و دیپلماسی جدید راه انداختیم. در آن شرایط که عدهای چوب لای چرخ بگذارند، مصلحت نظام نبود. جلوی حضرت امام بولتنی از بولتنهای مخصوصی بود که خبرگزاری جمهوری اسلامی مخصوص ایشان تهیه کرده بود. ایشان گفتند: «به این نگاه کنید، پر از مطالبی است که علیه من در رسانههای دنیا گفتهاند» منظورشان این بود که به این حرفها توجه نکنید و کارتان را بکنید. الان هم عرض میکنم اگر بین خودمان انسجام وجود داشته باشد و کار را پیش ببریم، نباید به این گفتهها، شایعهپراکنیها، نشر اکاذیب و جنگ روانی که داخل و خارج راه میاندازند، توجه کنیم. اینها ما را از کارمان منصرف نکند، ضمن اینکه با هوشیاری پیش برویم و مراقب باشیم که دشمن یا رقیب میخواهد چه کار کند. چرا گفتم رقیب؟ چون همه کسانی که این چیزها را مینویسند دشمن نیستند، خیلیها در داخل هستند که نظام را قبول دارند، اما در رقابت انتخاباتی رقیب اصولگرایاناند. بنابراین نمیتوانیم بگوییم دشمناند. اینها به این راهها از جمله کار مطبوعاتی و روانی متوسل میشوند. ضمن اینکه باید هوشیار، حساس و مراقب باشیم و اگر چیزی را نسبت دادند به موقع تکذیب کنیم تا آن شایعه بیپایه جا نیفتد، در عین حال این نوع حرکت نباید ما را از مسیر اصلی باز بدارد.
* درباره شایعه استعفایتان چطور؟
** اصلاً درست نیست.
* اخبار تکمیلی منتشر شده بود که جنابعالی گلایههایی داشتید.
** بله. این گلایهها را خدمت آیتالله مهدوی کنی مطرح کردیم که به نقل از یکی از دوستانی که آن شخص هم آدم موجه و مورد تایید اصولگرایان است، در بعضی از سایتها مطالبی گفته شده بود که از آن مطالب گله کردم. در واقع مطالب فقط علیه من نبود و اینطور نقل شده بود که کمیته سه نفره ابتکار گروه منحرف است و بنده ـ که جزء ناچیزی هستم ـ، آقای دکتر حدادعادل رئیس سابق مجلس و جناب آقای عسگر اولادی پیشکسوت مبارزه در کشور عضو آن هستیم. حالا گروه منحرف چه محلی از اعراب دارد که بیایند ما را معلوم کنند که ما ابزار دستشان هستیم. بعداً ایشان این مورد را تکذیب کرده بود. این طور که از تکذیب ایشان فهمیدیم معلوم شد بعضی از سایتها به مصاحبه ایشان مطالبی از خودشان اضافه کردهاند.
* یعنی گلایه جنابعالی را به عنوان خروج از کمیته سه نفره منتشر کرده بودند.
** بله. از سوی دیگر عدهای مترصد بودند کلمهای گفته شود و همانطور که عرض کردم آنهایی که این مطلب را منتشر میکنند دشمن نیستند، فکر میکنند رفیقند. اینها مطلبی از شخصیت محترمی پرسیدهاند و آن شخصیت نظرشان را گفتهاند و بعد مطالبی به آن اضافه کردند و آن مطلب مبنا قرار گرفت و یک کلاغ چهل کلاغ کردند. همانطور که از آن طرف بعضی از سایتهای طرف مقابل که با سه نفری موافق نبودند گفتند: «ولایتی از سه نفری آمد بیرون».
در حالی که این نبود و حرفی که زدم دفاع از کمیته سه نفری بود، نه دفاع از خودم. عرض میکنم بنده جزء ناچیز سه نفر هستم، ولی اینکه گفته شود دو نفر دیگر آقای دکتر حدادعادل و آقای عسگراولادی مخلوق ابتکارات گروه منحرف هستند، اهانت بزرگی بود.
* چون شما فرمودید خوب است به شایعات پاسخ داده شود تا ابهام ایجاد نشود، شایعه دیگری که مطرح شد این بود که رابطه عاطفی و متفاوتی بین جنابعالی از کمیته 7 نفره با جبهه پایداری که جدیداً تشکیل شده هست و جنابعالی به نوعی مدافع این مجموعه هستید.
** بنده اخیرا در مجموعهای از بزرگان مؤتلفه سخنرانی کردم. ممکن است بعد از اینکه این سخنرانی پخش شود عدهای بگویند که فلانی سمپات مؤتلفه است. یک موقعی جامعه مهندسین مرا دعوت کرده بود که رفتم و در آنجا سخنرانی کردم. یک بار به شورای مرکزی ایثارگران رفتم و سخنرانی کردم. اینکه فردی جایی سخنرانی کند یا با کسی از مجموعه اصولگرایان که هر کدام به سلیقهای متصل هستند، ارتباط داشته باشید، به این معنی نیست که با آنها ارتباط تشکیلاتی داشته باشد. بنده ارتباط تشکیلاتی با هیچ گروهی ندارم. نه با مؤتلفه، نه جبهه پایداری و نه با ایثارگران، ولی همه اینها را اصولگرا میدانم. آن شایعه هم درست نیست. گفته شده بود آقای دکتر صدر، آقای مهندس محصولی و بنده داریم پشت صحنه کارهایی میکنیم. این حرف درست نیست.
* اصل جبهه پایداری را قبول دارید؟
** البته که قبول دارم، چرا نداشته باشم؟ همانطور که بقیه هم برای خودشان گروه درست کردهاند، چه ایرادی دارد؟ اینها هم یک گروه اصولگرا هستند و در شرایط بسیار سختی که داشتند، مواضع ولایی خود را حفظ کردهاند و پایبندیشان را به نظام نشان دادند. این بزرگان و دوستان مجموعهای از افراد سابقهدار در انقلاب، مبارزه و دفاع مقدس و هم عرصههایی که این نظام بدانها نیازداشته است، هستند. فردی مثل جناب آقای حسینیان، رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی یک شخص شجاع اصولگرایی است که در دوران سخت اوایل دولت اصلاحات، صحبتی کرد که آن زمان کسی جرئت آن جور حرف زدن را نداشت و در جهت جمعآوری و انتشار اسناد انقلاب اسلامی بسیار زحمت کشیدند و همواره پایبندیشان را نشان دادند. شخصی مثل آقای دکتر الهام که عضو شورای نگهبان بوده است، همواره پایبند مبانی بوده است. شخصی مثل مهندس محصولی از فرماندهان برجسته سپاه در دفاع مقدس بود و تا جنگ بود ایشان در جبهه بود و خدمت میکرد و بعد از آن هم در هر عرصهای که ممکن بود خدمت کرده است. اشخاص دیگر مثل حجتالاسلام آقا تهران، آقای دکتر لنکرانی ـ وزیر سابق بهداشت ـ که همگی از دوستان خوب اصولگرا هستند. چه اشکالی دارد که جبهه پایداری تشکیل شود؟ همانطور که جامعه مهندسین، مؤتلفه، ایثارگران و رهپویان هستند و فعالیت میکنند.
* جنابعالی قصد نامزدی ندارید؟
** خیر.
* بحثی درباره اینکه اعضای 15 نفره نامزد نباشند، مطرح نشده است؟
** خیر. هیچ شرطی نیست. بعضیها نظرشان این بوده است، اما ما محدودیتی برای این کار نمیگذاریم و بعضی از اشخاص مثل آقای مهندس باهنر هستند که الان نایب رئیس مجلس هستند، حالا به ایشان بگوییم که شما حق ندارید کاندیدا شوید. چرا نباید بشود؟ یا دیگرانی که هستند اشکالی ندارد، ولی بنده قصد کاندیداتوری ندارم.
* از مجموعه اصولگرایان خارج شویم. نظرتان درباره حضور اصلاحطلبان در انتخابات مجلس نهم چیست؟
** اینکه اصلاحطلبان در انتخابات بعدی شرکت میکنند یا نمیکنند به خودشان مربوط است. شورای نگهبان هرکسی، تحت هر عنوان یا تحت نام هر گروهی کاری کرده که حکایت از بیاعتقادی او به نظام جمهوری اسلامی است و یا حرکتی ضد جمهوری اسلامی دارد، حتماً صلاحیت او را برای مجلس تأیید نمیکند، حالا از هر جا و هر گروهی که میخواهد باشد، ولی قطعاً کسانی که مخالف جمهوری اسلامی هستند این را میدانند که اگر در چهارچوب نظام کار نکنند، باید بروند زیر پرچم آمریکا، انگلیس و صهیونیستها. نمونههایش را دیدهاید کسانی که میخواستند کارهای دیگری بکنند، اینجا مجال نداشتند رفتند آنجا و عمله و اکله رادیوها و عوامل بیگانه شدند و گزارشهایی که داریم حکایت از این میکند کمکم آنهایی که تاریخ مصرفشان گذشته است، به فلاکتی افتادهاند که قبلاً تصور نمیکردند. یک علت این است که علیرغم اینکه خیلی از کسانی که اینطور حرکت میکنند و مدعیاند که دنیا را میشناسند، دنیا را نمیشناسند. نمیدانند کشورهای غربی و حاکمان بر غرب هیچ رحم و برادرخواندگی با کسی ندارند. ببینید شاه یک عمر به اینها خدمت کرد. شاه کتابی دارد با عنوان «پاسخ به تاریخ». در آ» از آمریکاییها گله میکند که هرچه اینها خواستند ما به آنها دادیم. هرچه گفتند انجام دادیم. با این حال شاه که از اینجا رفت، آمریکاییها دیدند تاریخش سر آمده، البته قبل از اینکه انقلاب پیروز شوند دیدند تاریخش سر آمده است. بعد از ظهر روز 26 دی سفیر آمریکا، سولیوان به شاه میگوید: «برو!» شاه هم از سولیوان گله کرد که به من گفتند برو! فکر کنید که سفیر یک کشور به رئیس یک کشور بگوید برو! از همین مورد تفاوت بین حکومت حالا و حکومت آن موقع معلوم میشود که سفیر میگوید برو میرود، میگوید بیا میآید.
حسن قدسی که تاریخ صد ساله ایران را نوشته است، میگوید: «به سرکنسول انگلیس در مشهد راجع به قضیه رضاشاه گفتم که چگونه رضاشاه را تبعید کردید؟ گفت: ما خودمان آوردیم و خودمان هم بردیم». حالا آمریکاییها هم میگویند ما خودمان آوردیم و خودمان بردیم و در خاک آمریکا هم راهش ندادند. با فلاکتی مُرد و در قبرستانی در حومه قاهره دفن شد. این سرنوشت را کسانی که با جمهوری اسلامی و در حقیقت با مردمشان در میافتند، به امید اینکه آمریکاییها از آنها حمایت میکنند ببینند. باید بدانند وقتی تاریخ مصرفشان گذشت - اگر بخواهیم محترمانه بگوییم ـ آمریکاییها اینها را کنار میگذارند.
* اگر جمعبندیای دارید بفرمایید.
** عرض خاصی ندارم، باز هم صحبتی که اول کردهام تکرار میکنم که بنده بسیار امیدوارم به لطف خداوند، انشاءالله اصولگرایان میتوانند با اتحاد با هم و وحدت کلمه اکثریت قوی مجلس نهم را داشته باشند.