نیروهای طالبان پس از گذشت پنج سال از زمان سرنگونی رژیم آنان در افغانستان اکنون تدارک بازگشت قدرتمندانه و گسترده را در این کشور فراهم میکنند. مناطق جنوبی افغانستان تقریبا تحت کنترل نیروهای طالبان قرار گرفته و روزانه چندین حمله و انفجار علیه نیروهای ایساف و ناتو صورت میگیرد که این مسئله به نگرانی اصلی دولت کابل و غربیها تبدیل شده است. به گزارش مهر طالبانیها در مناطق جنوبی افغانستان که عموما پشتوها حضور دارند نفوذ و قدرت زیادی دارند و حتی نسبت به اعضای منتخب دولت افغانستان که پس از حمله نیروهای بینالمللی به رهبری آمریکا روی کار آمدهاند از قدرت بیشتری برخوردار هستند. به علاوه در ساختار قبیلهای که همچنان با وجود آمدن نیروهای بینالمللی و تشکیل دولت کابل در افغانستان محکم و پایدار باقی مانده است ائتلافهای شکل گرفته توسط "حامد کرزای" رئیسجمهوری افغانستان صورت گرفته به عاملی برای خشمگین شدن برخی از روسای قبیلهها که با نیروهای طالبان همکاری دارند تبدیل شده است. نیروهای بینالمللی از همان ابتدای کار در عمل کردن به قولهای خود بهویژه در مناطق پشتونشین جنوب افغانستان ناتوان بودند و در برابر دامنه جنگهای پارتیزانی گسترش یافته است. نیروهای ایساف در ابتدا به رهبری آمریکا و اکنون سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نیز اشتباهات خود را در برابر مردم افغان که اکثر آنان افراطی محافظهکار هستند افزایش دادند و سبب شدند که بیشتر جوانان افغان به سوی نیروهای طالبان بروند و به این گروه بپیوندند.
پس از جنگ سال 2001 میلادی رهبران طالبان مناطق دور افتاده و کوهستانی پاکستان را مناطق امنی برای احیا و تجدید نیروی خود در نظر گرفتند و شبکه تروریستی القاعده نیز که در دوران حاکمیت رژیم طالبان تاسیس شد از نظر مالی و راهبردی و همچنین فنی به نیروهای طالبان کمک میکند. در مناطق قبیلهای پاکستان در مرز با افغانستان جوانان عضو طالبان پا به پای اعضای القاعده به اجرای عملیات تروریستی کمک میکنند. این در حالی است که نسل جدید طالبانیها بسیار افراطیتر و راغبتر به جهان بینالمللی هستند. "وحید مجید" تحلیلگر سیاسی افغان در این باره میگوید: ما اکنون شاهد نزدیک شدن کاملا اعضای طالبان و القاعده هستیم و آنان سعی دارند هر چه بیشتر از عملیاتهای تروریستی در عراق الهام بگیرند. از جمله این عملیاتهای مشابهسازی میتوان به انفجارهای انتحاری اشاره کرد که پیشتر در افغانستان بسیار کمرنگ بود اما در سال اخیر شاهد بروز حملات انتحاری حتی علیه غیرنظامیان بودهایم. در سال 2006 میلادی 139 مورد انفجار انتحاری و در چهار ماه اول سال 2007 میلادی نیز تاکنون 45 مورد حملات انتحاری در افغانستان صورت گرفته است.
در همین حال نیروهای طالبان استفاده از بمبهای دستساز را متداول کردهاند. این نوع بمبها بیشتر در جادهها و محل حرکت کاروانهای نظامی داخلی و خارجی که با فناوریهای جدید آمیخته شده است استفاده میشوند. جالب توجه است که نیروهای طالبان خود را با انواع روشهای جنگی جدید وفق دادهاند. آنان به صورت گروههای کوچک و حرکتهای سریع به نیروهای امنیتی ضربه وارد میکنند. به گفته کارشناسان آنان سلاحهای بسیار مهم همچون ضدهواییهای کوچک و مجهز که حتی بر روی یک وانتبار سوار میشود در اختیار دارند. شبکه القاعده نیز از سران طالبان که رهبری عملیات نظامی را برعهده دارد خواسته است که جوانان را برای مبارزه تحت امر آنان استخدام کنند. بسیاری از اردوگاههای آموزشی طالبانها نیز در مناطق مرزی افغانستان با پاکستان قرار دارد. یکی از این اردوگاهها به نام "برمال" در استان "پکتیکا" است که در منطقه قبیلهنشین وزیرستان قرار دارد. این اردوگاههای آموزشی از امتیازهای خاصی برخوردارند از جمله این که در صورت بروز خطر به سرعت قابل جمعآوری و انتقال هستند. در همین حال به دنبال موج خشونتها و ناامنیهای اخیر در مناطق مختلف افغانستان NGOها و سازمانهای کمکرسانی بینالمللی در این کشور تحت فشار قرار گرفته و در پی بازگشت به کشورهایشان برآمدهاند.
به گفته یک تحلیلگر مسائل افغانستان تهدیدهای روزافزون ناشی از اقدامات شورشیان و مافیای مواد مخدر سازمانهای غیردولتی را به اقدامات احتیاطی و ترک احتمالی افغانستان سوق داده است. وی افزود: درخواست طالبان از فرانسه برای بیرون کشیدن نیروهایش از افغانستان یا تقاضایش از دولت کابل برای آزادی زندانیان طالبان در برابر آزادی یک فرانسوی و سه افغان نگرانیهایی را در ارتباط با آدمربایی با انگیزههای سیاسی و نه مالی افزایش داده است. این تحلیلگر همچنین میگوید: آزادی پنج زندانی طالبان در برابر یک گروگان ایتالیایی تاثیر زیادی بر این مشکلات و تشویق شورشیان به ادامه دادن به این اقدامات داشته است. در افغانستان اغلب جنگجویان طالبان را جوانان افغان تشکیل میدهند به دلایل متعدد همچون اعتقادات مذهبی کمبود درآمد مالی و یا گرفتن انتقام یکی از اعضای خانوادهاش به طالبان پیوستهاند. در سال 2001 میلادی بسیاری از طالبانیها کشته شدند که شاید خانوادههای آنان برای انتقام بار دیگر گردهم آمده و میخواهند انتقام آنان را بگیرند. ملا نعیم رحمان هاشمی رئیس آموزش اعضای طالبان برای انجام عملیاتهای انتحای اظهار داشته است که اغلب این افراد با هدف ایدئولوژیکی به میدان نمیروند. برخی نیز برای انتقام و بعضی نیز عقیده دارند که اگر در این مسیر کشته شوند به بهشت خواهند رفت. با وجود گذشت پنج سال از سرنگونی رژیم طالبان اما هنوز نیروهای ایساف و بینالمللی قادر نبودهاند که امنیت کامل را در افغانستان برقرار کنند و این نگرانی اصلی نیروهای دولت کابل به شمار میرود.