نویسنده: محمد اسماعیلی
نزدیک 16 سالی است واژهها ی «اصولگرایی» و«اصلاحطلبی» رسماً وارد ادبیات سیاسی کشور شده و در این مدت تقریباً تمام رقابتهای انتخاباتی کشور، عرصه تقابل این دو جریان سیاسی بوده است.
البته « تمکین نکردن به رأی اکثریت »، « هجمههای تبلیغی –رسانهای علیه مبانی اعتقادی- انقلابی جامعه» و« اردوکشی خیابانی جهت براندازی نرم در حاکمیت سیاسی کشور» هماره جزء لاینفک نرمافزار رفتاری- گفتاری یکی از دو جریان فوق بوده است.
همین مؤلفهها یکی از علتهایی است که باعث شد جریان رقیبشان در طول انتخابات مجالس هفتم، هشتم و نهم و انتخابات ریاست جمهوری نهم و دهم موفق به کسب آرای اکثریت مردم شود. هر چند که در پنج انتخابات مورد اشاره جریان نزدیک به گفتمان انقلاب اسلامی توانست بر رقیب سنتی خود در یک فرآیند رسمی وقانونی فائق آید اما در انتخابات یازدهم، «مجموعه عواملی» منجر به شکست این جریان در کسب آرای اکثریت – و نه در پیروزی بر رقیب – شد چراکه گزینه اختصاصی طیف تجدیدنظر طلب در خوشبینانهترین حالت 7درصد از آرا را صاحب بود و همین موضوع باعث شد پدرخواندههای این طیف گزینه متبوع خود را ملزم به کنارهگیری کنند. هرچند که عوامل شکست اصولگرایی در آوردگاه یازدهم ریاست جمهوری متعدد و متنوع مینماید اما بدون تردید «نبود همگرایی و وحدت در بین گروهها و دستههای سیاسی» منسوب به این طیف، علتالعلل عدم موفقیت به شمار میرود.
اصولگرایان پس از خرداد 92 همچنان متشتت و پراکنده
شش ماهی است که اصولگراها شکست تلخ را در انتخابات تجربه کرده و تنها دو سال به انتخابات مجلس دهم باقی مانده و نیز سه سال و اندی تا انتخابات ریاست جمهوری آینده، اما همه اینها باعث نشده که چهرههای تأثیرگذار اصولگرا برای «نزدیک کردن دیدگاههای متفاوت بین افراد و گروههای این جریان» گامی مؤثر برداشته و کلیت این جریان را به سمت همگرایی و همپوشانی سوق دهند. تخاصم و زد و خورد مندرج بین شخصیتهای برجسته اصولگرا مدتهاست به بدنه اجتماعی و رسانههای این جریان هم نفوذ پیدا کرده به طوری که تخریب و تخطئه چهرهها با برند اصولگرایی، توسط رسانههای منسوب به این جرگه «یک خط ثابت رسانهای» به شمار میآید، البته این رویکرد به محافل و نشستهای محدود و دوستانه این جریان هم سرایت پیداکرده و در صورتی که جدی گرفته نشود «خود زنی چهرههای خودی» در تمام سطوح اصولگرایی نهادینه شده و افکار را از مسیر «رقیبشناسی» و«بازشناسی طراحیهای طیف برانداز» غافل میسازد. به عبارت بهتر، نبود احساس تکلیف ودغدغه نسبت به آینده جریان اصولگرا نه تنها میتواند منجر به شکستهای پیاپی در انتخابات پیش رو و در نهایت به قدرت رسیدن جریان برانداز تجدیدنظرطلب شود، بلکه میتواند اهداف و حتی آینده سیاسی این طیف را نیز به مخاطره اندازد.
جوانان اصولگرا نقش بزرگان را بازی میکنند
هفته گذشته و در آستانه 16 آذر در دانشکده فنی دانشگاه تهران همایشی با حضور سه تن از چهرهای شاخص جریان اصولگرا برگزار شد که نه تنها میتواند پایانی باشد بر ماهها خودزنی اصولگرایان، بلکه میتواند چشم اندازی روشن باشد برای بازگشت این طیف به صحنه قوه مجریه یا همان عرصه خدمتگزاری به مردم.
در این همایش دوتن – دکتر سعید جلیلی و محمدباقر قالیباف- از رقبای انتخاباتی جریان اصولگرا که تحت هیچ عنوان حاضر نشدند در خرداد ماه امسال به نفع دیگری و در جهت موفقیت کلیت اصولگراها خود را کنار بکشند، در کنار هم نشسته و در دفاع از گفتمان انقلاب اسلامی سخنرانی کردند که میتواند مقدمهای برای «بازسازی جریان فکری وساختاری اصولگرایان»، «ترمیم شکافهای ایجاد شده در بین دستههای منسوب به اصولگراها»و « ایجاد همافزایی و همپوشانی بین راس و بدنه این جریان» در یک بازه زمانی مشخص باشد.
شاید اگر این همایش به همت جوانان اصولگرا برگزار نمیشد به این آسانی نمیتوانستیم دو رقیب اصولگرا را در قاب یک تصویر مشاهده کنیم، چراکه در ماههای اخیر نه از بزرگان و شیوخ این طیف تحرکی جهت وحدت حداکثری دیده شد و نه از شخصیتهای برجسته درگیر در شکست انتخاباتی 92، احساس مسئولیتی یافت میشود و برگزاری این نشست و همنشینی، میتواند مقدمهای باشد برای همفکری و همگرایی در بین رقبای اصولگرا در طول ماههای آینده؛ در شرایطی که رقیب برانداز و دگراندیش آنها در اندیشه بازگشت رسمی به قدرت آن هم با عبور از دکتر روحانی هستند.
چراکه تکاپوی سیاسی طیف تجدیدنظرطلب پس از روی کار آمدن شکل فزاینده به خود گرفته و در مولفههایی نظیر «اختلافافکنی بین دولت و مجلس»، «افزایش سطح تخاصم و درگیریها بین گروههای جریان اصولگرایی»، « غافلسازی دولت یازدهم از اولویتهای اصلی جامعه»، « افزایش سطح توقعات غیر واقعی مردم از دولتمردان کنونی با استفاده از فرآیند عملیات روانی» و «مانع نشان دادن مجلس اصولگرای نهم بر مسیر تحقق خواستههای جامعه» عینیت پیدا میکند.
تلاشهای جوانان ابتر نماند
در حالی که بدنه جوان و پویای اصولگرا دغدغهمند و مسئولیتپذیر به دنبال همگرایی و یکی شدن بزرگان خود در انتخابات پیشرو هستند شخصیتها، بزرگان و پدرهای معنوی این طیف هم بهتر است رویکرد تخاصم و خودزنی را کنار زده و در این فرصت اندک تا انتخابات دهم مجلس شورا و مجلس خبرگان با برگزاری جلسات منظم آسیب شناسی، اشتباهات محرز گذشته را تکرار نکنند و گامهای اساسی را جهت همافزایی فکری- تشکیلاتی این جریان بردارند تا هم انقلاب را از آفتهای جریان کودتاچی مصون دارند و هم قطار کارگزاران نظام را به ریل خدمت و صداقت باز گردانند.