تانیا تجلی
قامت «نمونه ترکی» در پیچوخم فساد مالی خمیده و فشاری که بر ستون فقرات ترکیه وارد میکند، چینوچروکهای صورت اردوغان را بیشتر و پررنگتر کرده؛ ترکیه با برنامهای مجزا از برنامه کشورهای همسایه پا به میدان بینالمللی گذاشت و خیز بلندی برای پیوستن به اتحادیه اروپا برداشت. موافقانشان از «نمونه خاصی» که این کشور در پیشبرد اهدافش داشته حمایت کردند و آن را از نمونههای اروپایی مجزا کردند. «نمونه ترکی» برگ برندهای بود که ترکها با استناد به آن و البته رشد قابلتوجه اقتصادیشان سعی در نرمکردن دل آنهایی داشتند که حقوقبشر در این کشور را دستمایه مخالفت با پیوستن یاران اردوغان به اتحادیه اروپا کردند. حالا «نمونه ترکیه» با قامتی خمیده باید طی مسیر کند؛ نه در اروپا بلکه در خود کشور. برای راهاندازی این نمونه به ظاهر موفق رجبطیب اردوغان 11سال زحمت کشید. 11سال البته تلاش کرد تا لایههای درونی این حکومتداری هویدا نشود. حالا اما بعد از 11سال سیلی راه افتاده و برنامههایش را نقشبرآب کرد و رفیق گرمابه و گلستانش را جدا.
شروعی به نام اردوغان
از سال 2003 رجبطیب اردوغان نخستوزیر ترکیه در سرنگونی مخالفان خود از نظامیان گرفته تا اردوگاههای سکولار موفق عمل کرد. او در این راه اقداماتی فراموشنشدنی بر پیکره زندگی سیاسی و اجتماعی ترکیه حک کرد. در سالهایی که بحران مالی داشت اروپا را در گرداب وحشتناکش فرومیبرد، ترکیه اردوغان کمتر از بقیه طعم بیکاری و جیرهبندی را کشید. اما رجبطیب در این همه سال تنها نبود و دوستی داشت که اگرچه از نزدیک نه، ولی از فرسنگها آنطرفتر دلگرمیاش میداد و برنامه فکریاش را پیش میبرد؛ فتحالله گولن، لیبرال عجیبی که در سال 99 به آمریکا گریخت تا از دست تعقیبهای پلیس ترکیه جان سالم بهدربرد. گولن لیبرال به جرم مبارزات روشنش با لاییکهای ترک تحت تعقیب قرار گرفته بود پدر مسلمان ترکیه لقب گرفت نفوذش در این کشور که البته به دست دوست قدیمیاش اداره میشود، بیشتر شد.
دوست قدیمی، دشمن امروزی
گولن اندیشههای ترک در سراسر دنیا را پرورش و توسعه میدهد؛ سههزارو500مدرسه خصوصی که او در سراسر دنیا راه انداخته اگرچه در ظاهر کمک به ترکهایی است که پراکنده شدهاند، ولی پسزمینه روشنی دارد؛ اینها هم دانشآموخته مکتبی میشوند که گولن استادی آن را برعهده دارد. این پیشوای مقدس و معنوی ترکیه در سال 2011 از نفوذش در قوای مختلف استفاده کرده و برای رجب طیب دوباره رای خرید؛ نه با پول و رشوه بلکه با اعتبار و حمایت. حضور نیروهای وفادار گولن در پلیس، قوه قضاییه و در دل مردم همواره عصایی بود برای «عدالت و توسعه» که گهگاهی در بحرانهای جنگ اعتقادی با لاییکها کمرش درد میگرفت. تلویزیونی که گولن اداره میکرد هم به اشاعه افکار به ظاهر مثبت اردوغان کمک کرد و نقش تاثیرگذارترین روزنامه ترکیه یعنی «زمان» را هم نباید از یاد برد؛ روزنامهای که همواره و مستقیما از گولن حمایت کرده. اما یار دیروز رجب طیب تبدیل به بار امروزش شده؛ امروز دشمن سلطان کسی نیست جز فتحالله گولنواعظ.
سیاستهای این دو دیگر به یکدیگر لبخند نمیزند و «فراری محبوب» اردوغان دیگر برای هرکار این نخستوزیر هورا نمیکشد؛ اردوغان چندین ماه برای توجیهکردن سیاستهای دولتش تلاش کرده. او دیگر نه الگوی یک رهبر است و نه نمونه یک سیستم، چه در خارج و چه در داخل. از زمان وقوع «بهار عربی» اردوغان خواهان شکست اخوانالمسلمین در مصر و تونس بود، مواضعش برابر سوریه او را همواره مشغول پاسخگویی به منتقدانش کرده. اما حالا همراهان اردوغان از عبدالله گل، رییسجمهور ترکیه گرفته تا پدر اسلام ترکیه یعنی فتحالله گولن، خواهان تغییر کاپیتان هستند تا کشتی را از غرقشدن نجات دهند.
از منجی تا دیکتاتور
جنجال بر سر چند درخت که اعتراضات پارک گزی را از تظاهرات چندروزه به اعتصاب ماهانه تبدیل کرد، وضعیت دیگری را برای دولت اردوغان رقم زد. او که در آنروزها توسط معترضان «دیکتاتور» نامیده میشد، موفق به ساکتکردن روزنامهنگاران و دستگاه امنیتی و قضایی شد. در آن زمان او سعی در جلب رضایت مردم نکرد و به عنوان یک ایدئولوگ عمل کرد. اردوغان این تظاهرات را به عنوان جنگی دید که خودش هم تمایلی به مبارزه با آن داشت. این همان چیزی است که در شعری که از اردوغان در سال 98 نقل شده، آمده است: «مساجد پادگان ما، گنبد کلاه ما، منارهها سرنیزههای ما و وفادار، سربازان ما. این ارتش مقدس نگهبانان دین ما.»
اردوغان نمیدانست که گولن پدرخوانده ارتش مقدس دیگر پشتیبان او نیست. تفاوت بین این دو تنها به مسایل داخلی محدود نمیشود. سیاست خارجی شکستخورده اردوغان و نظریهپردازانش یکی دیگر از دلایلی بود که شکاف دو دوست قدیمی را بیشتر کرد. البته در این بین احمد داووداوغلو وزیرخارجه نیز نقش کلیدی ایفا کرد. گولن با جایگاهش در میان جوامع مذهبی ترکیه و همچنین تجارت این کشور، به اردوگاه مخالفان اردوغان پیوست. جنبش گولن بازوی غیررسمی حزب عدالت و توسعه بوده اما شکاف آن دو به مرور زمان گسترش یافت و از سال 2010 شروع به آشکارشدن کرد. گولن تصمیم اخراج سفیر اسراییل از آنکارا بر سر حمله به کشتی مرمره که راهی غزه بود را محکوم کرد. اردوغان با این حال روابطش با گولن را قطع نکرد. او در ژستی که حسن نیتش را به نمایش بگذارد از گولن که در تبعیدی خودخواسته در آمریکا به سر میبرد، خواست تا به ترکیه بازگردد. اردوغان در بازیهای المپیک به زبان ترکی به مخاطبان گفت: میخواهیم کسانی را که در خارج هستند در میانمان ببینیم. غیبت از خانه تنهایی را بهدنبال دارد. ما دیگر تحمل تنهایی نداریم. این غیبت باید به پایان رسد.
پس از اینها تصمیم دولت برای بستن مدارس آمادگی که منبع اصلی درآمد مالی و منابع انسانی برای جنبش گولن بود یکی دیگر از تصمیمهای اشتباه اردوغان بود. او در سخنرانی خطاب به پیروانش گفت: اگر فرعون علیه شماست، اگر قارون علیه شماست، شما در راه راست قدم برمیدارید. شکاف میان اردوغان و گولن زمانی بیشتر شد که اردوغان، هاکان فیدان را رییس سازمان اطلاعات ترکیه کرد. انتخاب فیدان، فردی که او را «مرد در سایه اردوغان» نام میبرند، خشم گولن را بیش از چیزی که باید برانگیخت. گولن چنین انتصابی را رد کرد و از تمام قدرتش برای عزل او استفاده کرد.
وفاداران گولن وارد میدان شدند
17دسامبر رسوایی مالی، ترکیه را لرزاند؛ اتهامات از همه طرف دولت اردوغان را نشانه گرفته بود. یاران اردوغان یک به یک شروع به ریزش کردند. مدیر عامل هالکبانک، سلیمان اصلان از افسران پلیس با چهارونیممیلیوندلار در خانهاش دستگیر شد. 52نفر از مقامات و بازرگانانی که روابط نزدیکی با حزب عدالت و توسعه داشتند به اتهامهای مختلف از جمله رشوه و قاچاق طلا دستگیر شدند. شواهد امر نشان میداد وفاداران حزب گولن که اینروزها بیشتر «گولنیست» خوانده میشوند، در درون قوهقضا و نهاد پلیس نقش کلیدیای در برملاکردن چنین رسواییای داشتند. رفیق گرمابه و گلستان اردوغان که بهخاطر مبارزه با لاییسیته راهی آمریکا شده و از اسلام ترکها دفاع کرده بود، به یکباره «خدانشناس» توصیف شد؛ در نشست حزب عدالت و توسعه که هفته گذشته برگزار شد اردوغان با اشاره به گولن و آنچه که توطئه خوانده بود، گفت: گولن مردی است که هیچ ارتباطی با دین، اسلام، خدا یا محمد ندارد.
اما تاختن به گولن هم هنوز آرامش را برای اردوغان و دولتش به همراه نداشته. کابینه اردوغان هنوز در موقعیت ضعف قرار دارد. پرونده فساد مالی هنگامی پیچیدهتر شد که دادستانی ترکیه درباره این تحقیقات گفت: پلیس بازداشت 30مظنون دیگر از جمله نمایندگان مجلس که از اعضای حزب عدالت و توسعه بودهاند را رد کرد. تمام همکاران من و مردم میدانیم که من از بازکردن تحقیقات منع شدهام.
منعکردن افرادی که «گولنیست» را اشاعه میدهند از حرف و عمل، عمق بحرانی که رجبطیب در آن گیر افتاده را نشان میدهد.
اردوغان که در 11سال گذشته به تنهایی بر ترکیه حکومت میکرد، حالا با یک توفان سیاسی خشونتآمیز مواجه است. انتخابات شهرداری 2014 ماه مارس در پیش است و شفافیت و مبارزه با فساد که از شعارهای انتخاباتی او در سالهای گذشته بود بهشدت تحت تاثیر این ماجرا قرار خواهد گرفت. پس از رسوایی مالی، بسیاری از مردم در شهرهای مختلف تظاهرات کردند و خواهان استعفای او و کابینهاش شدند. به نظر میرسد ضربه قدرتمند گولن بر سرنوشت اردوغان تاثیر سنگینی خواهد گذاشت.
گولن فرستاده آمریکا؟
سوالهای بسیاری درباره نقش گولن و اقداماتش وجود دارد. اما مهمترین سوال این است که او با چراغسبز آمریکا عمل میکند یا نه؟ برخی میگویند شکست اردوغان برای حفظ حزب عدالت و توسعه ضروری است. عبدالله گل، رییسجمهور ترکیه میگوید: فساد در ردههای بالای قدرت پوشیده نخواهد ماند. کشوری که در دهههای گذشته اصلاحات عمدهای را به اجرا گذاشته است فساد را مخفی نخواهد کرد و در قبال چنین اشتباهاتی سکوت نخواهد کرد. دادگاه صحیحترین اقدام ممکن را در این رابطه اتخاذ خواهد کرد. برای دههها گولن شانهبهشانه با اردوغان در یک نبرد در برابر نفوذ ارتش و نخبگان سکولار مبارزه کردند. این تلاش مشترک منجر به تغییر پارادیم بهنفع اسلام در ترکیه شد. نقش گولن نقشی حاشیهای نیست.
افراد گولن شبکه بزرگی از مدارس، شرکت و رسانهها در پنجقاره را مدیریت میکنند. جنبش او دولتی در درون دولت است. او در نیروی پلیس و قوهقضاییه حضوری قوی دارد. اردوغان که با لابی سیاسی- مذهبی گولن در قدرت مانده حالا در پی ترفندی است تا رفیق رقیبشده 73سالهاش را به گوشه رینگ ببرد. اولین و مهمترین مورد هم دستنشاندگی است؛ مطرحشدن این مورد که گولن از آمریکاییها خط میگیرد، شاید رکبزدن به رقیبی باشد که خود عمری ترفندهای در قدرتماندن را به اردوغان آموخته است. گولن برای اردوغان پیچیدهتر از فردی فراری است؛ رقیب در ترکیه به همه احزاب گذری زده و تفکراتش هم جالبتوجه است. در ترکیه اندیشههای گولن را محافظهکارانه توصیف میکنند ولی برنامههای اقتصادیاش را لیبرال و هوادار موندیالیزاسیون؛ محافظهکار، لیبرال و هوادار ارتشی که کمالیستها را در دل دارد. گولن لقمهای بزرگتر از یک خدانشناس برای اردوغان است.
ثباتی درهم و برهم
حزب حاکم عدالت و توسعه برگ برندهاش ثبات بود. برای بسیاری از مردم ترکیه رقابت بین احزاب مهم نیست و بسیاری از تحلیلگران تنها توجهشان به صحنه سیاسی تا حدی است که میتواند تاثیر بر اقتصاد داشته باشد. در دهه 1990 جو ناپایدار سیاسی بار سنگینی را بر دوش اقتصاد این کشور قرار داد. در حقیقت بحرانهای اقتصادی 2000 و 2001 تحت تاثیر سیاستمداران بود. به دنبال این شرایط، حزب عدالت و توسعه اعتمادبهنفس را به بازار باز گرداند. این ثبات بالاخره قدرتی به دولت داد تا خود را به خطر انداخته و به حل و فصل مساله کردها بپردازد.
حالا بازارها مضطرب و بورس دچار افت شدید شده است. حالا نهتنها رجبطیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه بلکه خود ترکیه هم کارت ثبات خود را از دست خواهند داد. قدرت واقعی نخستوزیر از تواناییاش به منظور حفظ ثبات اقتصادی مشتق شده بود. در گذشته هم نخستوزیر اشتباهات عمیقی مرتکب شده بود که توانایی ثبات دولت را تضعیف کرده بود. اولین این اشتباهات عملیات خشن پلیس در پارک گزی بود که اعتراضات زیستمحیطی را به اعتراضات ملی تبدیل کرد. چه کسی دکمه این عملیات را زد؟ چه کسی ایده بستن مدارس آمادگی را بدون هرگونه آمادهسازی پیشنهاد داد؟ اولین اشتباه گروههایی را که در جستوجوی حمایت از حریم خصوصی خود بودند تحتفشار قرار داد و دومین اشتباه نخبگان جدید به عنوان مثال گروههای محافظهکار را کنار زد.
راه میانبر
این امید که ترکیه در حال ارایه یک کشور اسلامی مدرن است- ترکیب اسلام، دموکراسی و بازار اقتصادی- در معرض آزمایش قرار گرفته است. نزاع تلخ میان رجبطیب اردوغان، نخستوزیر و متحدان سابقش همچنان در حال تشدید است. بازارهای مالی بورس و ارز در کشور در بدترین شکل خود بهسر میبرند. این جنگ و نزاع تنها دولت اردوغان را تهدید نمیکند بلکه برای موسسات ترکیه مساله حاکمیت قانون مطرح شده است. اردوغان بیش از هر کس دیگری سزاوار سرزنش است. او نهادهای سکولار تحت حمایت ارتش را که قبلا در این کشور حکم رانده بودند به ارث برده است. اردوغان به جای اصلاح این نهادها آنها را با متحد سابقش فتحالله گولن پر کرده است. او دادگاهها و پلیس و دادستانهای مخصوص را به کار گمارد و سپس آن دو در دادگاهها از مدارک و شواهد ساختگی استفاده کردند. اردوغان اکنون باید موارد فساد را بررسی کرده و پاسخ درست و روشنی به مردم دهد.
برای اعتباردادن به این قضیه او باید به نقش خود در سیاسیکردن دادگاهها و دستگاه قضایی اعتراف و سپس اصلاحات واقعی را عملی کند. او همچنین باید انتخابات پارلمانی را زودتر برگزار کند. حزب عدالت و توسعه شانس بالایی برای به دستگرفتن قدرت دارد هرچند ممکن است او را مجبور کنند که قدرت را تقسیم کند. او هم باید تمایل خود را به این قضیه نشان دهد. آمریکا و اتحادیه اروپا باید از این قضیه خود را کنار بکشند تا تئوریهای توطئه اردوغان را تغذیه نکنند. اما اتحادیه اروپا در سال 2009 که مانع ورود ترکیه به این اتحادیه شد، تصمیم درستی گرفت.