آیا آنچه این روزها در ترکیه میگذرد بخشی از معادله مخاصمه آمریکاست با ایران؟ پاسخ «فارین پالیسی» ارگان راکفلرها و میراثدار نظریات «ساموئل هانتینگتون» به این پرسش مثبت است. درست زمانی که جهان در پی یافتن معادلهای بود تا ماهیت چالش روزهای اخیر دولت و دستگاه قضایی ترکیه در رابطه با پرونده پولشویی اطرافیان اردوغان را كشف کند، مهمترین نشریه حوزه سیاست خارجی ایالاتمتحده آب پاکی را روی دست همه ریخت و نقش مستقیم کاخسفید و کنگره را در فعال ساختن چاشنی بمب نزاع سیاسی آنکارا تشریح کرد. پنجشنبه 26 دسامبر وبگاه مجازی «فارین پالیسی» تیتر یک خود را به این عنوان اختصاص داد:
«خیز طلای ترکی ایران» این مقاله که توسط 2 تحلیلگر اقتصادی یهودی جاناتان شانزر و مارک وابوويتز تالیف شده بود مشخصا اردوغان را مورد حمله قرار میداد و حتی عکس بزرگ زیر تیتر به پوستری از مخالفان دولت ترکیه اختصاص یافته بود که آقای نخستوزیر را در هیبت هیتلر نشان میداد. «FP» آورده بود که آنچه امروز در ترکیه رسوایی فساد شناخته میشود در حقیقت نقشه دولت اوباما برای تنگتر کردن حلقه تحریم ایران است و بستن گذرگاه «گاز در برابر طلا» میان ایران و همسایه ترک. اما آنچه «FP» در این مقاله اقتصادی نیاورده بود، دو قطبی سیاسی رجب طیب اردوغان و فتحالله گولن، پدرخواندههای رقیب درجریان اسلامگرای ترکیه بود که در عوض چند روز جلوتر «FT» آورده بود.
«FT» یا فایننشال تایمز تقریبا همزمان با آغاز عملیات دستگاه قضایی و تامینی ترکیه علیه مقامات حزب حاکم عدالت و توسعه، مقالهای در معرفی گولن ینگه دنیانشین و مخترع یک قرائت اسلامی جدید سازگار با آمریکا و اسرائیل منتشر کرده بود که بیشتر شبیه گزارش آگهیبود. «امام ترک قدرت را در تبعید به دست آورد» که اشارهاش به تبعید خودخواسته 14 ساله این امام جماعت کراواتی در آمریکا بود و نفوذی که او در دستگاههای امنیتی ترکیه علیه اردوغان اعمال میکند. در نهایت FP و FT یک خط را دنبال میکردند؛
عبور از اردوغان به عنوان محبوبترین چهره حزب عدالت و توسعه برای فروریزاندن پل دوستی تهران ـ ترکیه. پل طلاییای که به گفته فارین پالیسی در فاصله مارس 2012 تا جولای 2013 یعنی در سختترین روزهای تحریمهای غربی علیه ایران، 13 میلیارد دلار طلا بهصورت قانونی با همکاری یک بانک دولتی ترکیهای و تاجران ایرانی از روی آن گذر کرده است. حالا اوباما دست در دست سنا میخواهند برای اعمال فشار هرچه بیشتر به دولت جدید ایران در مذاکرات سریالی ژنو، این پل را مسدود کنند و جشن توافق تاریخی را نیمهکاره ترک کنند. در این مقاله حتی به لحظه آغاز آتشبازیهای میان دستگاه قضایی، پلیس و دولت آنکارا آشکار شده است، یعنی زمانی که دیوید اسکوهن، مستشار عالی دپارتمان اطلاعاتی تروریستی و مالی وزارت خزانهداری ایالات متحده به استانبول رفت و در دیدار با ماموران این دپارتمان در ترکیه و همچنین چند مقام اطلاعاتی ترک، ماشه پروندهسازی درباره وزرای کابینه و اطرافیان اردوغان را چکاند. همچنین روزنامه استارگازت ترکیه نوشت این مستشار جوان یهودی و کارآموخته مکاتب بانکداری صهیونیستی در حقیقت مفتش تحریمهای آمریکا در قبال هر کشور خارجی است.
او یکی، دو روز پیش از عملیات پلیس برای بازداشت و تفتیش از دولتمردان ترک و رئیس بانک دولتی خلق، به استانبول آمده بود و عملیات را از دفتر ویژه دپارتمان اطلاعاتی تروریستی و مالی آمریکا در ترکیه کلید زد؛ دفتری که جز ترکیه در آلمان، انگلیس، کانادا و اسرائیل شعبه دارد. فارین پالیسی با اشاره به بحران سياسي کریسمس (25 دسامبر) در ترکیه مینویسد: تمام این اتفاقات ناشی از اجرایی شدن عملیات دولت آمریکا برای بستن مفر طلایی تحریم ایران است. نکته اینجاست که حتی در گزارش این نشریه متعلق به مافیای مالی فدرال رزرو هم هیچ اشارهای به غیرقانونی بودن مبادله گاز ایران و طلای ترکها طبق قوانین کشور جمهوری ترکیه نشده است بلکه این سنای آمریکا بوده که مبادلات مزبور را مغایر رژیم تحریمهای مالی وضع شده علیه ایران و قوانین ایالات متحده تشخیص داده است:
«ترکها در فاصله مارس 2012 تا جولای 2013 حدود 13 میلیارد دلار شمش طلا به صورت مستقیم یا از طریق امارات عربی متحده به تهران فرستادند. در عوض آنها گاز طبیعی و نفت ایران را دریافت میکردند. ایران طبق تحریمها نمیتوانست به صورت مستقیم دلار و یورو (از محل فروش نفت و گاز) دریافت کند پس ترکها با لیره ترکی خودشان طلا میخریدند و به ایران میفرستادند». این پروسه همانطور که اردوغان هم گفته کاملا قانونی و مغایر رژیم تحریمها بوده است اما مشکل از وقتی شروع شد که بحران سوریه فروکش کرد و نقش آنکارا در آن به عنوان متحد آمریکا و ناتو کمرنگ شد. پس اوباما تصمیم گرفت به بهانه «حفره طلایی تحریم» قانون آمریکا را در خاک ترکیه به اجرا بگذارد. فارین پالیسی میآورد: «در ژانویه 2013 کنگره ایالات متحده و پرزیدنت اوباما این حفره طلایی را بستند.
در آن زمان دولت اوباما خلق بانک ترکیه (عامل مبادلات با ایران) را تهدید به برخورد کرد و میخواست این بانک را از مبادلات مالی آمریکا حذف کند اما ارتباطات بین دولتی باعث شد این اقدام 6 ماه به تعویق افتد. این به ایران کمک کرد تا میلیاردها دلار طلا را از سوراخ تحریم عبور دهد. طبق دستور دولت اوباما ترکیه فقط حق داشت طلا را به شهروندان خصوصی ایرانی بدهد (کسانی مثل رضا ضراب) پس این مبادلات تخطی از قوانین محسوب نمیشد.» اما چه شد که ناگهان دولت ترکیه، خلق بانک و رضا ضراب متهم به پولشویی شدند؟ فارین پالیسی چنین توضیح میدهد: «ترکیه در همان حال نقشی محوری در سیاست آمریکا در سوریه بازی میکرد که شامل اعمال نفوذ برای قدرت بخشیدن به مخالفان حکومت بشار اسد بود.
اگرچه حالا این احتمال وجود دارد که تصمیم دولت اوباما به همکاری کمتر با دولت ترکیه (ناشی از شکست نقشهاش در سوریه) و در عوض فریفتن (دولت) ایران به سمت امضای یک معاهده هستهای باشد چون وقتی حفره طلایی در کنگره بسته شد، دولت اوباما مدتی تحریمهایش را اعمال نکرد تا ایران از این طریق 6 میلیارد دلار طلای بیشتر وارد کند. این یک شاخه زیتون آمریکایی برای طرف ایرانی با واسطه ترکیه بود تا مقامات ایران را به مذاکرات پنهانی با آمریکا ترغیب کند. مذاکراتی که از جولای 2012 آغاز شده بود». آن طور که در این مقاله آمده مبادله گاز در برابر طلا قانونی بود تا اینکه معاهده اتمی میان ایران و غرب بسته شد و سر و کله کوهن در ترکیه پیدا شد. حال زمان زیر فشار گذاشتن ایران فرارسیده است.