نویسنده: عباس حاجینجاری
ماجرای دیدار هیئت اعزامی پارلمان اتحادیه اروپا در سفر به تهران با دو تن از عوامل رده پایین موثر در فتنه اگر چه به لحاظ ملاقاتشوندگان و ملاقاتکنندگان واجد اهمیتی نبود که به مسئله روز و اصلی برخی از فعالان سیاسی کشور تبدیل شود، اما به لحاظ سناریوهای نظام سلطه نباید کماهمیت تلقی شود، چرا که این ملاقات و ویژگیهای آن در شرایطی که موضوع مذاکرات هستهای ایران و تلاش غرب برای تعمیم آن به عرصههای دیگر در جریان است، نشان از همان سناریویی دارد که در جریان فتنه 88 سبب شد ابعاد آن گسترده شده و به بستری عظیم برای چالش در نظام اسلامی تبدیل شود.
در ماجرای فتنه بعد از انتخابات سال 88 اگرچه بیگانگان و سرپلهای داخلی آنها با راهاندازی شبکههای ماهوارهای و شبکههای مجازی و اجتماعی از ماهها قبل از انتخابات برنامهریزی کرده بودند، اما آنچه که به حوادث بعد از انتخابات ابعاد گستردهتری داد، موجسواری بیگانگان و گروهکهای ضد انقلاب بر امواج مردمی بود که به دنبال یک «توهم» یا به قول نادمان فتنه دیروز «سوءتفاهم» به میدان کشیده شده بودند و در ادامه با مدیریت خود حتی سران داخلی فتنه را جا گذاشته و هزینههایی را بر نظام اسلامی تحمیل کردند که تحریم فلجکننده اقتصادی کنونی یکی از ابعاد آن است. در روند تحولات فتنه بعد از انتخابات، زمانی که شعارهای اجتماعات از موضوع تقلب در انتخابات از رأی من کو فراتر رفت و استراتژیهای کلان انقلاب اسلامی را در روز قدس سال 88 با شعارهایی نظیر «نه غزه- نه لبنان» هدف قرار داد، کنگره امریکا رأساً پا به میدان گذاشت و با تخصیص بودجه مستقیم برای پنتاگون جهت مدیریت جنگ نرم علیه ایران، عملاً مدیریت حوادث فتنه را در دست گرفت.
هیلاری کلینتون، وزیر خارجه امریکا در دوران فتنه در یکی از اظهارنظرهای خود میگوید: «امریکا علاوه بر اظهارات علنی، اقدامات پنهان فراوانی را برای حمایت از سبزها در ایران انجام داد که نمیتوان آنها را بازگو کرد. او بعداً در گفتوگو با بیبیسی به این نکته اذعان کرد که امریکا در جریان حوادث بعد از انتخابات 88 هر کاری از دستش برآمد کرد، اما موفق نبود. اما آدام ارلی سفیر وقت امریکا در بحرین، ویژگیهای راهبرد امریکا در حمایت از فتنه را که همزمان با دور قبلی مذاکرات ایران با 1+5 بود در جمع برخی از مسئولان کشورهای عربی در منامه اینگونه توضیح میدهد : «کاخ سفید همزمان با انجام مذاکرات 1+5 نحوه حمایت از «رهبران معارض جدید» در ایران را پیگیری میکند. تحت هر شرایطی حمایت از اصلاحطلبان در ایران جزو گزینههای اصلی سیاست اوباما باقی خواهد ماند.
یا روز به روز آن را پرقدرتتر خواهیم کرد.» آدام ارلی سپس در ادامه به توصیف گام بعدی امریکا میپردازد و میگوید : اگر مذاکرات ژنو موفق نباشد و در آن پیشرفتی حاصل نشود، امریکا قصد دارد همزمان با تشدید تحریمها، اعمال فشار سیاسی بر تهران را با حمایت «رسمی»، «علنی» و «گسترده» از موسوی و خاتمی وسعت بخشد. چرا که هیچ فشاری بر دولت ایران بدون تقویت جریانهای طرفدار غرب در ایران کارساز نیست. وی در بخش پایانی سخنانش میگوید: «همین حالا هم این موضوع پنهانی نیست که ما از موسوی و خاتمی حمایت میکنیم، اما علنی شدن این حمایت، همزمان با اعمال تحریمها میتواند این فایده را داشته باشد که مردم ایران به این نتیجه برسند که تنها راه رهایی از تحریمها، گرایش به این افراد است.»
بهرغم این تصور و البته برنامهریزیهای راهبردی نظام سلطه در تقویت و حمایت از فتنه زمانی که در روز عاشورای 88 (6 دی ماه) فتنهگران ماهیت اصلی خود را در مقابله با ارزشهای ناب عاشورایی و اسلامی نشان دادند، مردم در 9 دی ماه با حضور خود در صحنه عملاً خط بطلانی بر فتنه کشیدند. این ماجرا نشان داد که پیوند مردم با اصول و آرمانها ناگسستنی است. پس از این بود که امریکا با همکاری شورای امنیت سازمان ملل و تصویب قطعنامه 1929 در 29 خرداد سال 1389 عملاً تلاش کرد با زمینهسازی برای اجرای تحریمهای فلجکننده از مردم ایران انتقام بگیرد.
اکنون در شرایطی که دور جدید مذاکرات هستهای به توافق ژنو انجامیده است، اوباما در حالی که بارها ادعا کرده که نشستن ایران پشت میز مذاکره محصول فشارها و تحریمهای امریکاست، در عین حال تلاش دارد این موضوع را به زمینه دیگری برای چالشی داخلی تبدیل کند. روزنامه فایننشال تایمز هفته گذشته با انتشار گزارشی در این زمینه مدعی شد: هدف از توافق ژنو فقط متوقف کردن برنامه هستهای ایران نبود. بلکه تقویت اعتبار روحانی و مشاوران وی بود که تحصیلگردگان امریکا هستند، به این امید که بتوانند سرمایه سیاسی برای کسب امتیازات لازم را جهت حصول یک توافق نهایی کسب کنند.
مبتنی بر این مؤلفهها،اکنون میتوان از دیدار هیئت پارلمانی اتحادیه اروپا با پادوهای فتنه داخلی، برداشتهای دیگری نیز داشت، چرا که مبتنی بر نگاه کلان غرب از توافق ژنو برای تأثیرگذاری بر مؤلفههای داخلی ایران، دیدار با این عوامل میتواند به معنی ایجاد پشتوانه برای اپوزیسیون داخلی، زمینهسازی برای کشاندن مذاکرات به دیگر عرصهها، نظیر حقوق بشر و یا حمایت ایران از مقاومت در منطقه، فشار بر ایران برای تعدیل اقدامات قضایی و امنیتی در مواجهه با عوامل و عناصر فتنه و قبحزدایی از ارتباط بیگانگان با عوامل و جریان فتنه در داخل و ... اشاره کرد. زمینهسازی برای تحول داخلی مبتنی بر این مؤلفهها در آستانه انتخابات آتی نکته دیگری است که در این معادلات نباید از نظر دور داشت.