«ناقوس دیکتاتوری جدید به صدا در آمده است» این هشداری است که عماد افروغ در واکنش به پیشنهاد سعید حجاریان برای تغییر قانون اساسی و گنجاندن امکان انحلال مجلس به دست دولت بیان میکند. او میگوید این سخنان تداعیکننده بینش دیکتاتورمآبانه است...
سخنان حجاریان تداعی کننده بینش دیکتاتورمآبانه است
عماد افروغ در مصاحبهای در مورد سخنان حجاریان گفت: من از این سخنان خیلی نگران شدم و بینشی دیکتاتورمآبانه برایم تداعی شد. وی با بیان اینکه ناقوس دیکتاتوری جدید به صدا در آمده، افزود: اصل تفکیک قوا یا به تعبیر قانون اساسی استقلال قوا، یک روح دارد و روح آن این است که قوه مجریه، مجری مصوبات خودش نباشد، بلکه مجری مصوباتی باشد که توسط نمایندگان ملت وضع و با نظارت این نمایندگان اجرا میشود. اصل تفکیک قوا با تفوق قوه مقننه، برخاسته از این تجربه تاریخی بشر است که خطر دیکتاتوری، به دلیل امکانات و فرصتهای در اختیار و قدرت امر و نهی و به کارگیری اهرمهای زور، همواره در بخش اجرایی کشور بیشتر احساس میشده است و عملاً هم این دیکتاتوریها رخ داده است. تاریخ ما هم از این قاعده و این تجربه تاریخی مستثنا نبوده و مؤید همین نکته است.
گرایشات پنهان حجاریان آشکار شده است
افروغ ادامه داد: این پیشنهاد تنها میتواند از یک ذهنیت دیکتاتورمآبانه نشأت بگیرد. اتفاقاً در زمان دوم خرداد وقتی عدهای از همین افراد با سابقه فعالیتهای امنیتی، علمدار شعارهایی مثل توسعه سیاسی و جامعه مدنی شدند، بنده گفتم که نمیتوانم به خودم بقبولانم نیروهای امنیتی منادی و مدافع جامعه مدنی بشوند، این با سابقه و صبغه جایگاهی و ساختاری آنها جور در نمیآید! حالا به نظر میرسد که صادقانه آن گرایشات مکنون و پنهان و محتملاً مغفول، عیان و آشکار شده باشد. من این را به فال نیک میگیرم. درواقع این نشان میدهد که حدس ما درست بوده است که در کل این نیروها به دلیل تجربه و سابقه عملکردیشان نمیتوانند مدافع حقوق شهروندی، توسعه سیاسی، جامعه مدنی و نظارت مردم از طریق قوه مقننه و سایر نهادهای مدنی باشند!
کنایه افروغ به حجاریان برای تشکیل مجلس سنا
افروغ در ادامه با بیان اینکه مطابق قانون اساسی حتی رهبری نظام هم نمیتواند مجلس را منحل کند، با زبان کنایه گفت: پیشنهاد میشود که این آقایان تنها به یک برخورد سلبی اکتفا نکنند، بلکه یک پیشنهاد ایجابی هم داشته باشند. به طور کلی مجلس منتفی بشود و یک انتخابات داشته باشیم و بر اساس آن رئیسجمهور بر سر کار بیاید و برای اینکه عریضهای خالی نماند، یک مجلس سنایی نیز در این میان، دولت به جای مجلس شورای اسلامی تشکیل بدهد و تمام اعضا را نیز خودش نصب کند!!
تفکر حجاریان بوی باروت میدهد!
عماد افروغ گفت: به نظر من این تفکر فقط و فقط بوی باروت میدهد. این تفکر یک تفکر کاملاً فاشیستی است و ظاهراً تناقض آن با مواضع گذشته آنها باید موجب شگفتی باشد، اما بنده بر حسب شناخت قبلی اصلاً تعجب نمیکنم. برای اینکه سابقه برخی از اینها نشان میدهد که چندان میل و گرایشی به قانون و تفکیک قوا و حقوق مدنی و شهروندی ندارند. درواقع اینها به گونهای تابع منطق موقعیت هستند، به گونهای یک تفکر ماکیاولیستی و پراگماتیستی دارند. آنها بر پایه منافع خود موضع میگیرند و به انطباق یا عدم انطباق مواضع خود با یک سری اصول، حتی اصول مورد قبول خود نمیاندیشند. اگر چیزی مطابق منافع آنها باشد، خوب است و اگر نباشد، منتقد آن میشوند. این کار نه اخلاقی است و نه با یک سیاست عقلانی و توسعهای پایدار سازگار است.
نام فاشیسم نوین را روی این سخنان میگذاریم
افروغ البته پیشنهاداتی را هم به حجاریان و جناح متبوعش داد. او خطاب به آنها اظهار داشت: شما بروید و تلاش کنید که مجلسی متناسب با سیاستها و رفتارهای مورد تصور اجراییتان از طریق رقابتهای سیاسی و انتخاباتی شکل بگیرد و البته دیگران نیز وظایفی در رقابت با شما و در نقد مواضع و رفتارهای شما خواهند داشت. طرح چنین پیشنهادی که طرح آشکار آن به لحاظ ساختاری جای شگفتی دارد، تنها میتواند از سوی افکار و نظامهای فاشیستی نوین ارائه شود.
دقت داشته باشید که حتی نظام فاشیستی هیتلر نیز از مجلس شروع شد، یعنی در ابتدا مجلس شکل گرفت و به دلیل اینکه اکثریت کرسی نمایندگی احراز شد و حزب وابسته به هیتلر رأی آورد، هیتلر گامهای بعدی را برداشت. اما این پیشنهاد برعکس است؛ یعنی اول قوه مجریه شکل بگیرد و متعاقباً اقدامات دیکتاتوری بعدی سامان داده شود. به همین دلیل بهتر است نام فاشیسم نوین روی آن بگذاریم.
افروغ ادامه داد: اینها تاکنون سه موضع و سخن داشتهاند. یک زمانی تفکر اقتدارگرا داشتند، بعد کنار گذاشتند و رو به سوی جامعه مدنی و توسعه سیاسی و امثال ذلک نهادند و باز به سوی تفکر اولیهشان بازگشتند. من فکر میکنم که این موضع و تفکر سوم با تجربه و صبغه فکری و نظریشان سازگارتر است. هر کسی کو دور ماند از اصل خویش، باز جوید روزگار وصل خویش!
داستان احیای ماکیاولیسم سکولار مطرح است
افروغ با بیان اینکه ماکیاولیسم در تفکرات ایشان همواره دیده میشود، گفت: در ماکیاولیسم، وسیله به واسطه هدف توجیه میشود. به نظر میرسد هدف اینها هر چه باشد، یکی از وسایل آن این است که مجلس از طریق قانون اساسی منحل شود و مجلسی تابع به وجود آید. از نظر هابز هم میشود گفت که اینها به دنبال یک دولت لویاتانی میگردند؛ یک غول بیشاخ و دمی که رعب و وحشت ایجاد کند و بدون استفاده از اهرم اقناع و نفوذ، همه از آن حساب ببرند. به هر حال این تفکر میگوید که اگر مردم را به حال خودشان رها کنید گرگ یکدیگر میشوند.
در دورانی که اینها غالب بودند، مدام بر طبل ماکیاولیسم میکوبیدند و آن را تطهیر میکردند. معتقد بودند که سیاست اقتضائاتی دارد که با فعل مطلق اخلاق سازگار نیست و بیاخلاقی در سیاست را توصیه میکردند. به عبارت دیگر منادیان ماکیاولیسم سکولار بودند که بعدها به دولت بعدی هم تسری پیدا کرد و یک ماکیاولیسم مذهبی را در این زمینه شاهد بودیم.
وی ادامه داد: هم اکنون نیز احساس میکنم که داستان احیای ماکیاولیسم سکولار مطرح است. این قبیل سخنان مقدمهای برای جهت دادن مسائل و سیاست به سمت ماکیاولیسم سکولار است. ابتدا این موضوع مطرح میشود و به تدریج جدایی اخلاق مثبت و دین از سیاست دنبال خواهد شد. همان بحثهایی که روزی مطرح و با مخالفتهای جدی روبهرو شد، امروز در قالب، لعاب، فرآیند و پروسه جدیدی دنبال میشود. به هر حال به نظر من این موضوع امر بسیار خطرناکی است و میتواند گامهایی به سوی یک نوع تفکر سکولاریستی باشد. شاید در حال حاضر بوی سکولاریزم ندهد، اما این تفکر بسیار فرصتطلبانه، ماکیاولیستی و فاشیستی است و میتواند در نهایت به طور مستقیم و غیر مستقیم یک سکولاریزم وحشی را در پی داشته باشد.