* به تازگی هیاتی اروپایی به کشورمان سفر کردند و با برخی از مقامات بلندپایه کشورمان از جمله آیتا... هاشمیرفسنجانی و همچنین دکتر محمدجواد ظریف دیدار کردند. این سفر با واکنشهای متفاوتی و همچنین مخالفتهایی در کشور مواجه شد. ارزیابی شما از این سفر و اتفاقات پس از آن چیست؟
** مجلس شورای اسلامی به دلیل اینکه هیات اروپایی که به ایران سفر کردند هیاتی پارلمانی بود میباید از ابتدا بهعنوان میزبان شرایط حضور مهمانان و همچنین برنامه سفر آنان را بررسی میکرد. طبیعتا به دلیل اینکه کشور ما سالهاست ارتباط مناسبی با اروپا نداشته است یک سری پیشفرضها یک سری احتیاطها در این زمینه صورت گرفت. ضمن اینکه این نکته را باید یادآوری کرد که دیدارهای هیات پارلمانی در ایران با هماهنگی قوه قضائیه صورت گرفت و آقای دکتر محمدجواد لاریجانی بهعنوان معاون بینالمللی رئیس قوه قضائیه هماهنگیهایی را در این زمینه انجام داده بودند. همچنین وزارت امور خارجه و وزارت اطلاعات در جریان این سفر بودند. بحمدا... همه مسائل هم به خوبی سر وسامان پیدا کرد و این ملاقاتها انجام به خوبی و به شکلی مناسب برگزار شد. اگر شما اخبار را دنبال میکردید حتی رئیس این گروه وقتی که در جمع خبرنگاران که تعداد زیادی خانم بین آنها وجود داشت حاضر شد نتوانست شوق و علاقه خودش را کتمان کند و گفت «من فکر نمیکردم در بین خبرنگارهای ایرانی خانمها تا به این اندازه نقش موثری داشته باشند».
به هر جهت این سفر به نظر بنده سفر بسیار خوبی بود. اما برخی با اینکه مسئولان ارشد نظام و کلیات این سفر را تایید میکنند هیاهو میکنند و روی جزئیاتش مته روی خشخاش میگذارند. نکته مهم این سفر این است که آیا منافع ملی کشور حفظ شده یا نشده است؟ همچنین باید در نظر داشت که برخی از کشورها از جمله آمریکا و رژیم صهیونیستی مایل به این ارتباط نبودند و از رابطه ایران با اروپا ناراحت هستند. خوشبختانه این ارتباط اتفاق افتاد و زمینه برای ارتباطهای بعدی فراهم شد. بدیهی است که در هر کار مهمی ممکن است حاشیههایی به وجود بیاید. «هر گلی ممکن است خاری داشته باشد». بهخاطر وجود خار که ما نباید از گل صرفه نظر کنیم. شما به سوی هر گل زیبایی که دست دراز کنید ممکن است یکی خاری هم بهدستتان بخورد. باید مواظب بود که این خار دست آدم را نخراشد ولی اگر خراشید چون ما گلی را بهدست آوردیم نباید خار را در ذهنمان بزرگ کنیم. 90 تا 95درصد این سفر ،سفر موفقیت آمیزی بود در عین حال یک سری ناهماهنگیهایی به وجود آمد که دکتر جلالی بهعنوان نماینده رئیس مجلس در صحن علنی مساله را کاملا بازکرد.
دکتر جلالی معتقد بودند که ما از محمدجواد لاریجانی نماینده قوه قضائیه سوال کردیم که آیا ارتباط با محکومین اتفاقات پس از انتخابات سال88 مانعی دارد که ایشان در پاسخ گفتند «اینها کسانی بودند که محکویتشان را کشیدند و بعد از اینکه کسی محکومیتش به پایان رسید، دیگر اتهاماتی را نمیتوان به آنها نسبت داد. با این وجود همیشه برخی به دنبال این هستند که نقاط ضعف را آنقدر بزرگ کنند که نقاط مثبت پنهان بماند. این جور اظهارنظرها مانند لکههای ابر کوچکی است که قصد دارد جلوی نورافشانی خورشید را بگیرد به همین دلیل به جار و جنجال و سروصدا پرداختند که اثرات این سفر و موفقیت دیپلماسی دولت را زیر سوال ببرند. کسانی که از موفقیتهای دولت آقای روحانی خشنود نیستند.
این سفر را مستمسکی قرار دادند و این مساله را پیراهن عثمان کردند. این عده شروع کردند به هجمه علیه مجلس، قوه قضائیه، وزارت اطلاعات و وزارت امور خارجه که چرا این هیات به فرض با دو نفر که محکومیتشان به پایان رسیده ملاقات کردند .این نکته بدیعی است که اینگونه جنجالسازیها با هدف خیرخواهی صورت نمیگیرد اگر هدف خیرخواهی است نیازی به جنجالآفرینی و سروصدا و بوق و کرنا نیست. باید این تذکرات را به صورت مخفیانه و محرمانه به مقامات داد تا آثار وبرکات و موفقیتهای دیپلماسی که جمهوری اسلامی ایران بهدست آورده است زیر سوال نرود.
* چرا هجمهها و انتقادات با یک موضع از پیش تعیین شده نسبت به دولت آقای روحانی خیلی زود شروع شد؟
** انتخابات 24خرداد امسال انتخابات فوقالعادهای بود و عده زیادی از مردم که قصد حضور در انتخابات را نداشتند با جملهای که رهبری فرمودند که رای مردم حقالناس هست به پای صندوقهای رأی آمدند. این باعث شد که اعتماد بیشتری بین ملت و حاکمیت به وجود بیاید. با این وجود انتظار این بود که نخبگان کشور، کاندیداها و طرفداران کاندیداها انتخابات را بعد از 24 خرداد تمام شده تلقی کنند و مثل 2 تیم فوتبال آبی و قرمز که در صحنه مبارزه یکی برنده میشود و یکی بازنده هواداران کاندیداها رقابت را در همان زمین بازی تمام کنند و بعد از بازی رقابت را به رفاقت تبدیل کنند. اما متاسفانه برخی پس از انتخابات شروع کردند به پرتاب سنگ به طرف هواداران تیم برنده.
این عده به جای اینکه به تمرین بیشتر و تقویت خود برای چهار یا هشت سال دیگر بپردازند از همان ابتدای تشکیل دولت به شکل ناشیانهای به انتقاد و هجمه علیه دولت پرداختند. در نتیجه معلوم میشود که برخی هنوز در جدل 24 خردادند. این عده به حتم از ملت عقبترند. ملت پس از انتخابات نتیجه را چه موافق و چه مخالف پذیرفتند و همه چیز را تمام شده انگاشتند ولی برخی که خودشان را جزء عقلا میدانند هنوز مساله را کش میدهند و در صدد کارشکنی هستند. هیچکس از همدلی و همکاری با دولت ضرر نمیکند. دولت دولتی است که شما به آن رأی ندادید ولی مردم به آن رأی دادهاند. این عده حتی حرمت موکلان خود را هم نگه نمیدارند. چوب لای چرخ دولت گذاشتن هنر نیست، خدمت کردن و رفع گرفتاری و پوست خربزه از جلوی پای دولتمردان برداشتن هنر است. وقتی دولت آقای احمدینژاد در دوره گذشته رأی آورد همه به ایشان کمک کردند. خود ایشان نسبت به این کمکها ناسپاسی کرد. کشور که متعلق به آقای احمدینژاد ودولتش و همچنین متعلق به آقای روحانی نیست. کشور مال هیچ کس نیست.
مال ملت است. همه برای حمایت ازملت به فرموده رهبری باید دولت را کمک کنیم. دولت هر چه موفقتر باشد هر چه بهتربتواند گرههای مشکلات کشور را باز کند به نفع مردمی است که برخی سنگ آنها را به سینه میزنند. بنده در مناظره خود در صدا وسیما(برنامه پایش) هم عرض کردم کشور را باید بعد از دولت احمدینژاد به یک انسان تشبیه کرد که از فرق سر تا نوک پا وهمه اعضا و جوارحش بیمار است. این بیمار، سر، پا، دستش بیمار است. قند خون دارد. چربی دارد. فشار خون دارد. خب این بدن بیمار را مردم به پزشکی در 24خرداد تحویل دادهاند و از پزشک هم انتظار دارند که با همان نسخه اول این بیمار را شفا دهد. دکتر عاقل و باتدبیر هم میگوید: اجازه بدهید در ابتدا من قند، فشار و چربی بیمار را کنترل کنم. بعد باید به اتاق عمل برود و پس از آن باید دوران نقاهت خود را سپری کند. لذا انتظار میرود که نخبگان از مردم جلوتر باشند. ولی مردم به نظر بنده ازنخبگان جلوترند. نخبه اصلی همین مردمند چون کسی که عمل غیر نخبهگرایانه انجام بدهد دیگر نخبه نیست. البته اگر دولت مشکلی یا ایرادی داشت میباید بدون هرگونه ملاحظهکاری به آن تذکر داد. تذکر باید از سر دلسوزی باشد و نه از روی بغض و کینه. تذکری که از روی کینه باشد اثرقابل توجه ندارد و بلکه فضا را مخدوش میکند.
* یکی از مهمترین خبرها در این روزها گزارش تحقیق و تحفص از سازمان تامین اجتماعی و ماجرای کارت هدیه به برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی است. ارزیابی شما از این اتفاق چیست؟
** به نظر من پرونده سعید مرتضوی را باید به صورت جزء به جزء مورد بررسی قرار داد. اصلا معنای فتنه یعنی چه؟ معنای فتنهگری یعنی اینکه حق و باطل چنان با هم مخلوط بشود که مردم نتوانند حق را از باطل تشخیص بدهند... مجلس شورای اسلامی با توجه به مستنداتی که در دست داشته است، تصمیم گرفته از سازمان تامین اجتماعی تحقیق و تفحص به عمل آورد. من نمیخواهم عنوان کنم که تحقیق مجلس صد درصد درست بوده است ولی معمولا تحقیق و تفحصهای مجلس به حق خیلی نزدیک است. بنده خودم در بسیاری از تحقیق و تفحصها حضور داشتهام و از نزدیک با این مساله آشنا هستم. باید این نکته را نیز متذکر شد که چنین گزارشاتی میباید قبل از رسانهای شدن به دقت و با احتیاط مورد بررسی قرار بگیرد که متاسفانه در مورد این قضیه چنین اتفاقی رخ نداد.
در تحقیق و تفحص مجلس ذکر شده است که 37 نفر از نمایندگان به نحوی از سازمان تامین اجتماعی پول گرفتهاند. باید این اسامی به قوه قضائیه ارجاع داده میشد و در قوه قضائیه برای این افراد پرونده تشکیل میشد. در نتیجه اگر حقی از بیتالمال تضییع شده میباید به بیتالمال برگردانده شود. بنده معتقدم که برای گزارش تحقیق و تفحص مجلس از سازمان تامین اجتماعی که در صحن علنی قرائت شد و بسیار دردناک بود میباید عزای عمومی اعلام میشد. یعنی عمق این جریان و تاخت و تاز به بیتالمال مسلمین بهاندازهای دردناک است که باید نشست و گریه کرد. بعد خود این آقایان میگویند 37نفر نبوده و 150نفر بوده است. من وقتی به سایت نگاه کردم واقعا به حال مظلومیت مجلس قصه خوردم که چرا شخصی به خود اجازه میدهد با قداست مهمترین رکن جمهوریت نظام بازی کند. من معتقدم چون ما در کشور ما حزب نداریم این اتفاقات رخ میدهد. نماینده مجلس باید تحت حمایت حزب باشد و از طریق حزب هدایت و رهبری شود. در سایت نوشته بود آقای فلانی دو میلیون تومان، آقای فلانی 4 میلیون تومان، آقای فلانی 3 میلیون تومان.
خب این یک نکته بدیعی است و مردم هم تشخیص میدهند که یک نماینده مجلس برای 2میلیون تومان که رشوه نمیگیرد. این رشوه نیست. این کمک به مردم است که با پیگیریهای نمایندگان از سازمان تامین اجتماعی اخذ شده است. در دوره هشتم که بنده در مجلس بودم رئیس مجلس اعلام کرد 5 میلیون تومان در یک جا و 2 میلیون تومان در جایی دیگر برای کمک به افراد حقیقی و حقوقی به حساب نمایندگان واریز شده است. ما خوشبختانه 2 حساب داشتیم و اصلا این پولها را وارد زندگی مان نمیکردیم. حقوقمان به یکی از شماره حسابها واریز میشد و این گونه پولها هم به حسابی دیگر. نمایندگان مجلس نهم هم به همین منوال رفتار میکردهاند واین دقت را دارند. حالا این عده آمدند و خلط مبحث کرده و قصد فتنه دارند که شناخت حق از باطل برای مردم دشوار شود.
این عده تلاش دارند به جبران افشای فسادهایی که در سازمان تامین اجتماعی توسط مجلس صورت پذیرفته است حیثیت مجلس را ببرند. در این زمینه ضربالمثل «تا زدی ضربتی، ضربتی نوش کن» مصداق پیدا میکند. نباید چیزی که مرسومه یا محبتزاست با رشوه اشتباه گرفت. رشوه پول بیحساب، مفت و آلودهای است که به راحتی نیز قابل تشخیص است. این عده با اعلام اینکه 150نماینده رشوه گرفتهاند قصد دارند دیگران را هم همراه خود به ورطه پرتگاه سوق دهند. به نظر بنده این عده برای مخدوش کردن گزارش مجلس و برای اینکه نشان بدهند که مجلس راه نادرستی در تحقیق از سازمان تامین اجتماعی رفته است به شایعهپراکنی و فرافکنی دست میزنند.
* چرا ما هنوز نتوانستهایم در کشورمان احزاب سیاسی با کارکرد بالا و تاثیرگذار بر تصمیمگیری سیاسی تشکیل بدهیم؟در این زمینه چه رسالتی به عهده آقای روحانی و دولت ایشان است؟
** به دلیل نبودن حزب به معنای واقعی در کشورمان متأسفانه عقیده شخصی افراد به پای جناح فکری آنها نوشته میشود. دموکراسی منهای حزب امکانپذیر نیست. حزب و پارلمان همزاد یکدیگرند. حزب و پارلمان مانند 2قلو میمانند که در یک رحم رشد میکنند. اگر کشور ما با گرفتاریهای سیاسی مانند ماجرای سعید مرتضوی مواجه میشود به دلیل جای خالی احزاب قوی با درجه تاثیرگذاری بالاست. در اول انقلاب حزب جمهوری اسلامی به وجود آمد و همه بزرگان کشور عضو حزب شدند ولی چون تکحزبی بود و حزب دیگری در مقابل آن قدرت صفآرایی نداشت تعطیل شد. چون تک حزبی از بیحزبی بدتر است. اگرچه اصل 26 قانون اساسی ما پیرامون حزب و جمعیتهاست ولی حزب به معنای واقعی هیچ زمان رونق پیدا نکرد. از خرداد 76 که دولت اصلاحات بر سر کار آمد ما در زمینه احزاب کارهای مفیدی انجام دادیم. در آن زمان بیش از 200 حزب در کشور فعالیت میکردند.
بعضیها قوی بودند. بعضیها متوسط و برخی هم از بس کوچک بودند تمام اعضایش در یک خودروی فولکس واگن جا میگرفتند. در عین حال حزب تشکیل شد. ولی آنهایی که در مقابل دولت اصلاحات صفآرایی کرده بودند مثل الان که مایل نبودند دولت آقای روحانی بر سر کار بیاید احساس میکردند که اگر این احزاب جای خودشان را در فضای سیاسی کشور پیدا کنند تفکر اصلاحطلبانه دراین کشور ریشه دار و ماندگار میشود و جا برای بازی و حضور آنها در قدرت وجود نخواهد داشت. این عده اغلب حزبگریز بودند وبه همین دلیل به کارشکنی و فرافکنی پرداختند. زمان آقای احمدینژاد متاسفانه، خبرنگاری از آقای احمدینژاد درباره ضرورت تشکیل احزاب در کشور سوال کرد که ایشان اعلام کردند که با داشتن بسیج و حوزه علمیه اصلا نیازی به حزب نداریم.
وزیر فرهنگ دولت دهم هم چنین نظری داشت و آن را از تریبونهای مختلف اعلام میکرد. اصلا حوزه علمیه و بسیج کارکرد دیگری دارد ولی دولت گذشته اهمیتی برای حزب سیاسی قائل نبود. اما آقای روحانی در مناظرات تلویزیونی برای رعایت حقوق شهروندی و اجرای فصل سوم قانون اساسی که به احزاب میپردازد اعلام کردند ما از احزاب و سازمانهایی که مجوز قانونی داشته باشند حتی اگر منتقد دولت باشند استقبال میکنیم. آقای روحانی معتقد هستند که ما انتقاد سازنده را مهر و محبت به دولت و حاکمان میدانیم، چراکه دولت بینقص نیست و احزاب میتوانند دولت را رصد کنند و عیوب آن را از مجرای صحیح و منطقی به همراه پیشنهادهای سازنده ارائه کنند. این از قولهایی بود که آقای رئیسجمهور در زمان انتخابات دادند.
الان هم مسیر دولت به همین سمت است و آقای رحمانی فضلی وزیر کشور مامور شدند بعد از 8 سال که خانه احزاب در وزارت کشور تعطیل بود نیروها را دوباره جمع کنند. ما باید این سخن را نصبالعین خود قرار بدهیم که حزب موی دماغ دولت نیست. حزب به دولت کمک میکند، حزب بلاگردان نظام میشود. حزب میآید و سینهاش را سپر میکند تا مردم را مانند پروانه گرد شمع وجودی نظام جمع کند.حزب آزمایشگاهی است برای پرورش نیروهای مستعد سیاسی. کسانی که با حزب مخالفت میکنند مطالعه دقیق و عمیقی از دنیای سیاست ندارند.
* به گمان شما آقای روحانی و دولت ایشان در ادامه مسیر خود با چه چالشهایی مواجه خواهند شد؟
** من اگر بخواهم چالشهای دولت تدبیر و امید را بشمارم «مثنوی هفتادمن میشود». آقای دکتر روحانی اگر مشکلات کشور را آنقدر سخت و گرفتاریهای دولت را آنقدر مهم نمیدانستند اصلا به صحنه نمیآمدند. ایشان قبل از انتخابات میگفتند: در شرایط عادی افراد دیگری برای اداره امور هستند و ما باید به کارهای علمی و هدایتگری خودمان بپردازیم. آقای روحانی چون احساس کردند که کشور نیاز به یک فداکار و ایثارگر دارد، به همین جهت ایثار کردند و به صحنه آمدند و هم اکنون هم بحمدلله مشغول رتق و فتق امور هستند. با این حال دولت هم در صحنههای داخلی و هم در صحنههای بینالمللی با چالشهای فراوانی روبهرو است. هر کدام از قطعنامههای بینالمللی به منزله انداختن یک سنگ در چاه است. اگر دولت گذشته نمیگذاشت این سنگها به چاه بیفتد خیلی بهتر بود، ولی سنگها به چاه افتاده ودر آوردن آن از داخل چاه کار آسانی نیست. رهبر معظم انقلاب هم عنوان کردند: کارهایی که دولتمردان به خصوص در زمینه سیاست خارجه به عهده گرفتهاند کار بسیار سختی است.
ایشان از کلمه بسیار سخت استفاده کردند. واقعا هم مذاکره کردن با دولتهای غربی و از بین بردن این چالشها کار انسانهای عادی نیست و باید تلاش فوقالعادهای در این زمینه صورت بپذیرد. در مقابل این چالشها خوشبختانه چند ویژگی مهم بر آقای روحانی و بر دولت حاکم است. مهمترین این خصیصهها صبر فوقالعاده، سعهصدر و سینه گشادی است. رئیس دستپاچهای که بیجهت با یک کشمش گرمیاش کند و با یک غوره سردیاش کند به درد دولت نمیخورد. آقای روحانی بهرغم این همه نامهربانیها و بهرغم این همه بیوفاییها همچنان مثل یک کوه استوار ایستادهاند. مومن باید مثل یک کوه استوار باشد و از هر بادی نلرزد و استقامت کند. خوشبختانه این ویژگی در آقای روحانی وجود دارد.
کسانی که از آقای روحانی با شدت انتقاد میکنند هشت سال پیش این انسان بیمار را که هم اکنون به آقای روحانی تحویل دانند سالم تحویل گرفته بودند. خود آقایان کشور را به اینجا رساندهاند. الان هم به جای اینکه ممنون آقای روحانی و وزرایش باشند که قصد دارد خرابکاریهای آنان را سروسامان دهد از همان روز اول و در زمانی که کابینه هنوز معرفی نشده است شروع به انتقاد کردن کردند. آقای روحانی واقعا به کار کارشناسی معتقد است من نمیخواهم عنوان کنم که هر کاری که تاکنون در دولت تصمیمگیری و اجرایی شده است کاملا بینقص بوده است، بلکه باید گفت تصمیمات به دور از شتابزدگی و همراه با خردجمعی گرفته میشود. کسانی هم که تصور میکنند با جنجال و سروصدا میتوانند دولت را از مقاومت و استقامت بیندازند و مسیر دولت را تغییر بدهند سخت در اشتباهند.