نویسنده: عباس حاجینجاری
به رغم برخی تصورات، ایستادگی سران فتنه دربرابر نظام وحوادث تلخ سال 88 به رغم حماسه پرشکوه مردم در نهم دیماه سال 88 به حصر سران فتنه نینجامید و آنها در بقیه روزهای سال 88 ودر 11 ماه اول سال 89 به اقدامات خود ادامه دادند که البته نظام اسلامی هم آن را تحمل میکرد. تدبیر نظام این بود که مردم و به ویژه رأی دهندگان به نامزدهای شکست خورده نسبت به روند تحولات سیاسی کشور آگاهی لازم را یافته و از آنها فاصله بگیرند که ریزش شدید بدنه اجتماعی نماد آن بود. اما در ماههای پایانی سال 89 سران فتنه متأثر از حرکت بیداری اسلامی در منطقه و در راستای راهبرد دشمنان نظام اسلامی تلاش کردند سناریویی را در کشور پیاده کنند که بعداً نمونه آن درسوریه دیده شد وهمین اقدام خائنانه آنها برای تبدیل عرصه کشور به جنگ و درگیری داخلی سبب حصر آنان شد.
حادثه روز 25 بهمنماه سال 89 را که در پی فراخوان موسوی وکروبی طراحی و به اجرا درآمد میتوان به عنوان نقطه اوج هماهنگی سران داخلی فتنه با بیگانگان تلقی کرد، چراکه در این روز قدرتهای استکباری با هدایت عوامل جاسوسی خود برای صدور بیانیه درخواست تجمع و انتخاب زمان و مکان آن و پوشش گسترده رسانهای و پس از آن حمایت آشکار و علنی در قبل و بعد از تجمع میخواستند به زعم خود با مدلسازی حوادث در ایران، مسائل مصر و تونس را تحتالشعاع قرار دهند، زیرا پس از اوجگیری نهضتهای انقلابی مردم مصر، تونس و... امریکاییها و صهیونیستها به شدت در منطقه دچار بحران و سردرگمی شده بودند.
این نگرانی اگر چه از یک بعد معطوف به ناتوانی در حفظ عوامل دستنشانده در کشورهای منطقه بود، اما نگرانی اصلی آنها اوجگیری حرکتهای انقلابی بود که همگی آنها نشان از الگوگیری از انقلاب اسلامی ایران داشت و این امر و پیامدهای آن میتوانست بزرگترین تهدید برای منافع نظام سلطه باشد. به چالش کشیده شدن نقطه کانونی بیداری اسلامی، یعنی ایران فرصتی ذیقیمت برای نظام سلطه بود.
فراخوان میر حسین موسوی و کروبی برای کشاندن مردم به خیابانها در 25 بهمن 89 اگر چه با پشتیبانی وحمایت شخص رئیسجمهور امریکا ودیگر سران کاخ سفید همراه شد، اما به رغم تصور و برنامهریزی آنها با اقبال مردم در داخل مواجه نشد. در آن روز و در حالیکه هنوز معدود مزدوران فتنه در کوچه پسکوچههای غرب تهران در حال فرار بودند، کلینتون وزیر خارجه امریکا در شام روز 25 بهمن پشت دوربین خبرنگاران قرار گرفته و حمایت امریکا را از آرمانهای آنها اعلام کرده و میگوید: «آنچه ما امروز درایران شاهد هستیم، نشانه شجاعت مردم ایران است».
رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان امریکا نیز بعد از تجمع محدود فتنهگران با صدور بیانیهای ضمن حمایت از آنها، اقدامات گذشته امریکا از فتنهگران را کافی ندانسته و تأکید میکند: یکی از راههایی که ما از طریق آن میتوانیم و باید از مردم ایران حمایت کنیم، این است که از تمام راهها و ابزار موجود برای تحریم ایران استفاده کنیم.
در بررسی چرایی این دور تحرکات چند نکته را میتوان اشاره کرد:
1- نگرانی از انفعال و سرخوردگی باقی مانده هواداران فتنه
2- نگرانی از دست دادن اعتماد بیگانگان به عنوان یک اپوزیسیون اثرگذار
3- بهرهگیری از فضای تحولات منطقهای برای ایجاد تحرک در هواداران
4- مستندسازی برای محکومیت ایران در عرصههای بینالمللی به ویژه نهادهای حقوق بشری از طریق به خشونت کشاندن اجتماعات
5- جلوگیری از برخوردهای احتمالی نظام اسلامی با سران فتنه
6- انتقال مدیریت فتنه از ایران به خارج از کشور برای جلوگیری از برخوردهای احتمالی
7- خنثیسازی آثار حضور شکوهمند مردم در صحنه 22 بهمن 89
8- جلوگیری از الهام بخشی نظام اسلامی برای مردم منطقه
9- ممانعت از سازمان یابی طیفهای معتدل اصلاحطلب که مایل به حضور و عمل در چارچوب اهداف نظام اسلامی بودند
اما به رغم تصور وبرنامه ریزیهای انجام شده اقدام دستگاههای ذیربط در نظام اسلامی در حصر سران فتنه، فتنهای عظیم را از کشور دور کرد که البته در فاصله کمی از آن و مبتنی بر همان سناریو درسال بعد در سوریه به اجرا درآمد که هنوز مردم این کشور با آثار آن درگیرند. بعد از انتخابات یازدهم ریاست جمهوری و روی کارآمدن دولت روحانی، هم ایشان و هم وزرایشان فتنه و آشوبهای خیابانی پس از انتخابات دهم را محکوم کردند و برخی از مسئولان که وجود برخی از شواهد و قرائن از همراهی آنها با آشوبگران در روزهای اول حکایت میکرد، با محکوم کردن و برائت از آن بر باور و اعتقاد خود به نظام اسلامی تأکید کردند.
تداوم این روند به طور قطع انزوای بیشتر سران فتنه و حامیان آنها را به دنبال داشته و دارد و لذا ادامه آن برای کسانی که تمام سرمایه سیاسی و اجتماعی خود را صرف آن کرده بودند، ناگوار و غیرقابل پذیرش است، لذا تلاش کردند به نوعی این روند را متوقف کنند.
از سوی دیگر در روند تحولات بعد از انتخابات مساعدت دستگاههای قضایی، اطلاعاتی و امنیتی برای حال مدیران و سران فتنه سبب شد تعداد زیادی از عوامل مؤثر در فتنه با مساعدت مسئولان آزاد شوند و شرایط رفاهی برای سران فتنه هم بهگونهای شد که حتی فرزند کروبی در روز 11 مهرماه در فیسبوک خود از شرایط مناسب پدرش و سفر او به سرعین و. . . سخن به میان آورده و بسیاری از اخبار نشان از کاسته شدن شرایط حصر وآمادگی سران فتنه برای توبه داشت.
به رغم این تحولات به ناگاه این روند با نامه همسر کروبی خطاب به رئیسجمهور و ادعای نامساعد بودن حال وی و اینکه در سن هفتاد و چند سالگی دچار پوکی استخوان شده و. . . اینکه باید دادگاهی تشکیل شود تا او حوادث پس از ارتحال امام را بازگو کند و پس از آن ماجرای خبرسازی گاز گرفته شدن دست دختر موسوی که مدتها به خبر اول رسانههای مجازی و دشمنان انقلاب اسلامی برای تبدیل کردن سران فتنه به مسئله اول کشور، مطرح و در نهایت با اظهارات محمدرضا خاتمی در گفتوگو با روزنامه اعتماد تکمیل میشود که او به رغم هزینههای عظیم مادی و معنوی که فتنهگرانبر نظام تحمیل کردند (که تنها یک مورد آن تحریم فلجکننده نظام سلطه علیه مردم ایران بود که نقطه آغاز آن قطعنامه 1929شورای امنیت پس از خرداد 89 بود) مدعی میشود که اصلاحطلبان از طلب سال 88 در همان سال گذشتند.
محمدرضا خاتمی در مصاحبه با روزنامه اعتماد، میگوید که اصلاحطلبان از «طلب سال ۸۸» در همان سال گذشتند! او میافزاید: امروز اصلاحطلبان از هیچ کس طلب ندارند، هیچ ادعایی ندارند ! از نظر اصلاحطلبان مسئله اعتراضات سال ۱۳۸۸ به پایان رسیده است. او گفته اصلاحطلبان «مسئله گذشت را بیان کردهاند و این پیامشان بود که سال ۸۸ یکی از اتفاقهای مهم و تلخ در تاریخ جمهوری اسلامی و تاریخ این کشور است، اما گذشته است. » او با تلاش برای اثبات ادعای این جریان در انتخابات گذشته از زدن افترا به حاکمیت هم دریغ نورزیده و در مورد شرکت در انتخابات یازدهم هم میگوید «ما مطمئن بودیم که اگر انتخابات با معیارهای قانونی، درست و سالم برگزار شود، پیروزی ما قطعی است. دوم اینکه از روزهای قبل خبرهایی از سوی حاکمیت به ما رسید که در این انتخابات، حوادث سال ۸۸ اتفاق نخواهد افتاد. »
تبدیل روز 16آذر امسال به عرصهای برای احیا وحفظ ظرفیت فتنه اقدام دیگری بود که فتنهگران در سایه نفوذ در ارکان حاکمیت توانستند طراحی واجرا کنند. شکوریراد در مراسمی که تحت عنوان «سپیده امید» در دانشگاه تهران برگزار شد اظهار میکند: « این جمعیت دل در گرو کسانی دارند که امروز در زندان هستند و برای آزادی آنها لحظهشماری میکنند. حال کسانی که یوسف ما را در بند و حصر کردند و بدانند که اگر یوسف زندان کشید، به عیارش افزوده شد. او توبه نخواهد کرد». محمدرضاخاتمی، دبیرکل حزب منحله هم در این مراسم میگوید: امروز خورشیدهای ما دانشجویان و اساتیدی هستند که در زندان به سر میبرند و ستارههای ما نیز دانشجویان ستارهداری هستند که به جرم عدالتطلبی از حقوق اولیه خود یعنی تحصیل محروم شدهاند.
وی ضمن ابراز تمایل برای رفع حصر موسوی و کروبی تأکید کرد: ما برای رسیدن به این حق کوتاهی نمیکنیم و امیدواریم مسئولان نیز پیام 24 خرداد را درک کنند. گروهی از دانشجویان شرکت کننده تاثیر پذیرفته از این عملیات روانی نیز، شعارهای «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «یا حسین، میرحسین»، «مجتهد واقعی، منتظری، صانعی» و«سلام بر خاتمی درود بر موسوی» سر میدهند. در مراسم دانشگاه شهید بهشتی نیز که با حضور رئیسجمهور برگزار شد برخی دانشجویان شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و « موسوی و کروبی آزاد باید گردند» سر دادند، رئیسجمهور نیز در پاسخ به این شعارها گفت: دولت به همه وعده هایی که به مردم داده، پایبند است. ما برای دستیابی به اهدافمان نیاز به ایجاد اجماع داخلی داریم.
خبرسازی کذب در مورد رفتن موضوع پرونده حصر به شورای عالی امنیت ملی نیز در ماههای اخیر، حرکت رسانهای دیگری بود که عوامل فتنه و حامیان آنها تلاش داشتند آن را به موضوع ملی و کلان کشور تبدیل و از آن طریق و فشار رسانهای زمینه رفع حصر و بدون عذرخواهی آنها را فراهم کنند که البته نتیجهای در برنداشت.
دلایل این فضاسازی را در دو راهبرد میتوان جستوجو کرد:
الف:با فضاسازی سیاسی وبهرهگیری از ظرفیت دولت یازدهم زمینهای فراهم شود تا سران فتنه بدون عذرخواهی که کمترین مطالبه نظام است از حصر خارج شده واز این طریق ظرفیت فتنه همچنان حفظ شود
ب: راهبرد دیگر جریان سیاسی عامل و حامی فتنه، تداوم حصر است، چراکه با توبه سران فتنه آنها اندک ظرفیت اجتماعی خود را از دست میدهند. اما تصور آنها این است که با تداوم حصر تا انتخابات آتی مجلس، آنها قادر خواهند بود از آن به عنوان سرمایه اجتماعی برای حفظ و انسجام جریان و شکل دهی مجلس دهم به نفع خود بهرهبرداری کنند و به همین دلیل بود که به رغم برخی اخبار که در مورد پشیمانی و ندامت برخی از سران و عوامل فتنه و آمادگی آنها برای برائت از آن واصل شده بود، با این فضاسازی سعی در ممانعت از آن داشته و دارند، اما این تحلیل سران مدعی اصلاحات نیز توهمی بیش نیست، چراکه اگر حصر و بازداشت سران فتنه برای آنها سرمایه بود، دیگر دلیلی نداشت تا نامزد اصلی خود در انتخابات یازدهم را وادار به انصراف کنند تا بتوانند با ادعای حمایت از آقای روحانی که به لحاظ پایگاه اجتماعی و سیاسی، ارتباطی با این جریان ندارد، پایگاه اجتماعی خود را بازسازی کنند.