لشکرکشی ارتش ترکیه به شمال عراق به بهانه تعقیب و سرکوب تروریستهای «پ.گ.گ» به یک نزاع داخلی در ترکیه میان ارتش و دولت اردوغان تبدیل شده است. اگرچه گفته میشود 50 هزار نظامی ترکیه با در اختیار داشتن انواع سلاحهای سنگین و نیمهسنگین در پشت مرزهای شمال عراق مستقر شده و در برخی محورها در مقیاس وسیعی در خاک کردستان عراق پیشروی کردهاند، در آنکارا تلاش میشود که این یک «تحرک محدود» معرفی گردد.
رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه در این زمینه میگوید: مبارزه با شورشیان «پ.ک.ک» در داخل کشور هنوز به پایان نرسیده و منطقی نیست که ما این جبهه را رها کنیم و به سراغ 500 نفری برویم که به عراق گریختهاند و فقط 10 درصد نیروهائی هستند که در کوهستانهای شرقی و جنوبی ترکیه پناه گرفتهاند. اردوغان با استفاده از واژه امری تصریح کرد ما نباید به همسایه خود حمله کنیم. وی سپس برای تلطیف همین اظهارات افزود البته دولتش برای حمله به پایگاههای «پ.ک.ک» در کردستان عراق تحت فشار قرار ندارد و جنگیدن با آنها در داخل خاک ترکیه را ترجیح میدهد. اینکه چرا چند روز پس از شروع تهاجمات وسیع ارتش ترکیه، ناگهان نخستوزیر این کشور از چنین ادبیاتی برای طرح موضوع و بیان مواضع خود بهره میگیرد، نکتهای است که چندین بخش مهم و بعضاً «حیاتی» و «تعیین کننده» را بهم گره میزند.
1- تهاجم ارتش ترکیه درست پس از زورآزمائی سیاسی دولت اردوغان و جناح اسلامگرایان با جناح لائیک صورت میگیرد که ارتش در آن ماجرا به طور آشکاری دخالت کرد و با حمایت از جناح لائیکها مانع انتخاب «عبدالله گل» به عنوان رئیسجمهور جدید ترکیه شد.
اکنون به فاصله کوتاهی پس از آن ماجرا که هنوز هم التهابات سیاسی-اجتماعی ناشی از آن فروکش نکرده، ارتش در یک اقدام نظامی برونمرزی، سعی دارد دولت اردوغان را به دنبال خود بکشاند و از یک طرف نشان دهد که «ابتکار عمل» را در دست دارد و از طرف دیگر دولت اردوغان را در موضع انفعالی قرار دهد. بدین ترتیب اگر اردوغان از تهاجم نظامی به شمال عراق حمایت کند، به «توجیهگر تصمیمات ارتش» تبدیل شده و اگر در مقابل این تصمیمات بایستد و با آن مقابله کند، به عنوان دولتی که منافع ملی را در نظر نمیگیرد و به ضرورت مبارزه جدی، عملی با تروریستها بیتوجهی میکند، مورد سرزنش لائیکها قرار خواهد گرفت.
اردوغان اگرچه در ابتدای امر مخالفت جدی و آشکاری با اقدامات برونمرزی ارتش ترکیه بروز نمیداد، لکن به سرعت دریافت که این عملیات نظامی، اهدای به مراتب وسیعتر از سرکوب «پ.ک.ک» را مد نظر دارد و در واقع «پ.ک.ک»، فقط بهانهای تبلیغاتی برای سرپوش گذاشتن و اهداف واقعی ارتش و لائیکها محسوب میشود.
این نکته بویژه از آن جهت اهمیت داد که ارتش ترکیه در میدان عمل نشان داده که فاقد ارائه و تصمیم واقعی برای سرکوب «پ.ک.ک» است چرا که در غیر این صورت سعی میکرد تا پرونده «پ.ک.ک» را ابتدا درون خاک ترکیه، یکسره کند و سپس به بیرون مرزها بپردازد و 50 هزار نفر نیروی خود را در پشت مرزهای شمال عراق پیاده کند. اردوغان در اظهارات اخیر خود صریحاً به این نکته اشاره میکند و با مقایسهای میان تعداد اعضای «پ.ک.ک» در کوهستانهای شرقی ترکیه و آنها که به شمال کردستان عراق گریختهاند، نسبت آنها را «ده بر یک» ارزیابی میکند.
دولت اردوغان با درک این مهم، در واقع سعی دارد به تدریج حساب خود را با طیفی که سعی در ایجاد کانون بحران جدید برای آنکارا دارند، جدا کند. البته این هدف مشکلی است که دستیابی به آن اگر غیرممکن نباشد، یقیناً با سختیهای فراوانی همراه خواهد بود.
2- صرفنظر از ابعاد داخلی قضیه، این نکته قویاً قابل بررسی است که آیا اهداف دیگری هم در پشت پرده برای اقدامات نظامی ترکیه در شمال عراق وجود دارد؟ از دیر باز، تکیه به کرکوک و نفت شمال عراق چشم طمع داشته و در هر فرصتی برای تصاحب آن سعی نموده است با لشکرکشی به شمال عراق، شانس خود را در این زمینه امتحان کند.
ترکیه در دوران صدام با سرمایهگذاری بدفرجام برای تحریک و تشویق کردهای عراق به تشکیل دولت خودمختار کردستان عراق سعی داشت حقلههای ارتباطی این بخش از عراق را از سایر قسمتها جدا کند و زمینههای تدریجی برای تجزیه عراق را فراهم سازد.
البته آنکارا امیدوار بود که بخشهای جدا شده را در اقدام بعدی و البته به تدریج به خاک خود ملحق کند. تاریخ معاصر به یا دارد که «حکمت چنین» وزیر خارجه وقت ترکیه، «مسعود بارزانی» و «جلال طالبانی» را با گذرنامه ترکیه به همراه خود به آمریکا برد و با این مانور سیاسی- تبلیغاتی مایل بود به اربابان آمریکائی خود نشان دهد که زمینههای لازم برای تحقق اهداف و برنامههایش فراهم کرده است. اما آنچه آنکارا برای انجام آن تلاش کرده بود، نتایج معکوسی به بار آورد. آمریکا، اسرائیل و اتحادیه اروپا فرصت یافتند در کردستان عراق با «دستهای باز» عمل کنند و پایگاه هوائی «اینجرلیک» بطور کامل به عنوان سر پل اصلی طراحان و حامیان دولت خودمختار کردستان عراق در اختیار کسانی قرار گرفت که بذر دلخواه خود را، و نه بذر دلخواه ترکیه را در منطقه پاشیدند و کشت کردند. به عبارت بهتر، ترکیه در واقع در راه به وجود آوردن وضع امروز منطقه و نقشآفرینی بیگانگان در مناطق کردنشین کشورهای همسایه، شریک جرم آمریکا، اسرائیل و اتحادیه اروپا محسوب میشود.
دیری نگذشت که کردهای ترکیه هم در صدد بر آمدند تا همان چیزهائی را مطالبه کنند که همسایگان جنوبی آنها در اختیار داشتند و ترکیه هم در راه تحقق آن مستقیماً نقش داشت. اما پاسخ آنها سرکوب و مشت آهنین بود و ترکیه به سرعت دریافت که در سرمایهگذاری بدفرجام خود کاملاً به زبان خود عمل کرده است ولی دیگر خیلی دیر شده بود!
3- از لطایف و عجایب تاریخ معاصر آنکه جغرافیای سیاسی منطقه با سرعت زیاد دچار تغییرات حیرتانگیزی شده است ولی اهداف و برنامههای یگانگان در منطقه، سمت و سوی خاصی را طی میکند که گاه با رفتار سیاسی آشکار آنها در تضاد و تناقض کامل است.
زمانی ایران در اختیار شاه بود و او نیز مجری سیاستهای واشنگتن و در آن دوره، آمربکا برای مقابله با رژیم بعثی وابسته به بلوک شرق، از اهرم فشار کردها استفاده میکرد. ولی در همان دوره هم آمریکا و اسرائیل بر روی کردها و حساب جداگانه و متفاوت» دیگری هم باز کرده بودند. ارتبشد فردوست همزاد شاه معدوم در اعترافات خود از آن دوران میگوید: «برخی از مقامات ارشد ساواک برای طی یک دوره آموزشی به اسرائیل رفته بودند و در مراجعت از آنجا گزارش کردند که ما در اسرائیل با کردهای ایرانی مواجه شدیم که در اسرائیل دورههای ویژه میدیدند ولی از طرف دولت شاهنشاهی اعزام نشده بودند! من هم از موضوع تعجب کردم و به شاه گزارش دادم ولی شاه با بیاعتنائی دستور داد مسئله مسکوت بماند و دیگر کسی در این مورد پیگیری نکند.»
زمان گذشته و رژیم منفور ستم شاهی سقوط کرد ولی ترکیه ماموریت یافت که نقش دیروز شاه معدوم را ادامه دهد و برای تامین اهداف آمریکا در کردستان عراق، علیه رژیم بعثی وارد عمل شود. ولی امروز با سقوط صدام، آمریکا و اسرائیل از طریق کردستان عراق سعی دارند همان اهداف و برنامهها را، این بار علیه ترکیه! اجرا کنند. خشم امروز آنکارا از اینست که حتی مرزهای عراق زیر سلطه آمریکا هم برایش امن نیست. البته وقتی عراق برای خود اشغالگران هم امنیت ندارد، انتظار ترکیه از آمریکا برای حفظ و تامین امنیت مرزهای عراق با ترکیه، انتظار نابجائی است ولی مسئله اینست که سرمنشاء ناامنی مرزهای ترکیه و عراق، کسانی هستند که از طرف آمریکا و اسرائیل، تغذیه و حمایت شوند و حتی به ترکیه به عنوان همپیمان اصلی آمریکا و اسرائیل در منطقه هم رحم نمیکنند و ارتش ترکیه را از مقابله با عناصر «پ.ک.ک» هم در عراق و هم درون خاک ترکیه باز میدارند!
این از عبرتهای تاریخ معاصر است که سرنوشت سرمایهگذاریهای بدفرجام ترکیه در طرحهای شیطانی استعمارگران را به رخ آنها میکشد و آنکارا با تلخکامی و احساس میکند که بذر این توطئه را با دست خود و با امکانات خودش پاشیده است!