تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۷:۰۴  ، 
کد خبر : ۲۶۳۸۹

تغییر سیاست‌های غرب، واقعیت یا سراب


در هفته‌های اخیر مشاهده می‌شود، گفتمان سیاسی سوریه سرشار از خوشبینی و امیدواری نسبت به آینده روابط این کشور با آمریکا و فرانسه است. خوشبینی سوری‌ها مبتنی بر شکست سیاست محور واشنگتن - پاریس در محاصره و بایکوت دمشق است که در سفر اخیر «نانسی پلوسی» رییس مجلس نمایندگان آمریکا به سوریه و نزدیکی پایان دوره ریاست‌ جمهوری «ژاک شیراک» در فرانسه جلوه‌گر شده است. بی‌شک، عملکرد سیاست خارجی سوریه در چند سال اخیر در مقابله با فشارهای اعمالی بر این کشور، قابل ملاحظه بود و به ناکامی طرح‌های بزرگترین ابرقدرت جهان انجامید، اما نباید امیدوار بود که با تغییر دولت در فرانسه و آمریکا، سیاست این دو کشور در قبال منطقه، دستخوش تحول اساسی شود. سوال این‌ست که، دولت‌های پیشین آمریکا، چه دمکرات‌ و چه جمهوری‌خواه، تاکنون چه اقداماتی در تامین منافع کشورهای منطقه انجام داده‌اند و آیا اختلافی اساسی در سیاست آنها قابل لمس است؟ اگر امروزه گفته می‌شود که دولت کنونی حاکم بر آمریکا، بدترین دولت در تعامل با مسایل منطقه خاورمیانه و جهان عرب بوده و چشم‌ها به دولت جدیدی دوخته شده است که سال 2009 روی کار می‌آید، نباید از یاد برد که همین دیدگاه نسبت به دولت‌های پیشین نیز وجود داشته است. بسیاری از با مقایسه گذشته و حال، به دوران دولت جمهوری‌خواه «بوش پدر» یا دولت دمکرات «بیل کلینتون» نظر مثبتی دارند، اما در یک نگاه و بررسی تحلیلی در می‌یابیم که این دولت‌ها، فقط به ظاهر با یکدیگر اختلاف دارند، اما در جوهر سیاسی شبیه یکدیگرند. به گزارش ایرنا بوش پدر، در دوران ریاست جمهوری خود در آغاز دهه نود قرن گذشته میلادی روند مذاکرات صلح میان اعراب و اسراییل را آغاز کرد. حاصل مذاکرات این شد که حکومت خودگردان فلسطین به نیابت از تل‌آویو رو در روی گروه‌های مقاومت فلسطینی قرار گیرد، در حالی که رژیم صهیونیستی با فراغ بال به غصب زمین‌های فلسطینیان و آواره کردن آنان ادامه می‌دهد.

سازشکاری هر چه بیشتر رژیم‌های عربی با اسرائیل نیز یکی از نتایج روند مذاکرات صلح بود که از جمله نمونه‌های آن، توافق «وادی عربه» میان اردن، و این رژیم است. اگر بوش پدر با نیرنگ و خدعه، در صدد گرفتن امتیازهای مجانی از اعراب برآمد، اکنون بوش پسر، امتیازات بیشتری را از اعراب چه در عراق و لبنان، یا سودان و سومالی می‌ستاند، اما نه با سیاست، بلکه با زور و قلدری. به نظر می‌رسد، دوران قلدری، دیگر به سر رسیده و آمریکایی‌ها در پی بازگشت به سیاست گذشته (سیاست بوش پدر) برای تامین منافع خود هستند و انتظار می‌رود، این بازگرد به دست دمکرات‌ها صورت گیرد. شاید «نانسی پلونی» رییس مجلس نمایندگان آمریکا با سفر جنجالی اخیر خود به سوریه، موجی از خوشبینی نسبت به امکان تغییر سیاست آمریکا در قبال منطقه بویژه در تعامل با منازعان اعراب و اسراییل را برانگیخته باشد، اما در بازگشت به پرونده پلوسی در می‌یابیم که او در طول تاریخ فعالیت سیاسی خود، فقط و فقط برای تحقق منافع اسراییل تلاش کرده است. آنچه درباره سیاست آمریکا ذکر شد، در مورد سیاست فرانسه نیز قابل صدق است. «ژاک شیراک» رییس جمهور فرانسه، چند سال پیش روابط نزدیکی را با سوریه برقرار ساخت. همچنین به حمایت از فلسطینیان شهرت داشت و در سفر به فلسطین اشغالی با اصرار و به رغم مخالفت شدید رژیم صهیونیستی، از مسجدالاقصی دیدن کرد و مورد تعرض سربازان صهیونیستی قرار گرفت. شیراک، بزرگترین مخالف تجاوز نظامی آمریکا و انگلیس به عراق در سال 2003 میلادی بود و برای تشکیل جبهه‌ای در مخالفت با این جنگ تلاش کرد.

اما، پس از چند سال، اینک، روابط شیراک با دمشق بشدت تیره است. او بانی بیشتر قطعنامه‌های شورای امنیت ضد سوریه بوده و دوشادوش آمریکا برای منزوی نگه داشتن دمشق و مجازات آن تلاش می‌کند. تصور می‌شود، علت تیرگی روابط دولت شیراک با سوریه، حادثه ترور «رفیق حریری» نخست‌وزیر پیشین لبنان، دوست صمیمی و شریک اقتصادی شیراک و متهم شدن سوریه به دست داشتن در این جنایت باشد، اما چندان منطقی نیست که مناسبات دو کشور را روابط شخصی افراد رقم زند، زیرا منافع ملی بسیار فراتر از منافع شخصی است. اکنون دوران شیراک ‌رو به پایان رسیده است. برای شناخت سیاست آتی فرانسه در قبال منطقه باید به دیدگاه نامزدهای ریاست جمهوری این کشور نگریست.

گزارش‌ها حاکی است، ساکوزی از شیراک به آمریکا نزدیک است، همچنین با دستیابی ایران به فناوری هسته‌ای قاطعانه مخالفت می‌ورزد و آن را خطری برای امنیت اسراییل تلقی می‌کند. این نامزد ریاست جمهوری فرانسه، بر ضرورت خلع سلاح حزب‌الله لبنان تاکید دارد و همانند شیراک، سوریه را به دخالت در امور داخلی لبنان و نقض حاکمیت این کشور متهم می‌سازد. همچنان که از سیاست کنونی فرانسه در خاورمیانه حمایت می‌کند. «سگولن رویال» نیز در حمایت از رژیم صهیونیستی و مخالفت با برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران، با رقیب خود، هم نظر است. شاید تنها اختلاف وی با سارکوزی در این باشد که راه پایان دادن به بحران لبنان را، گفت‌وگو با کشورهای مختلف بویژه سوریه می‌داند، در حالی که سارکوزی در تعامل با سوریه و حزب‌الله، سیاست تحمیل را دنبال می‌کند. آنچه در برنامه تبلیغاتی برای انتخابات ریاست جمهوری فرانسه جلب توجه می‌کند، نفوذ یهودیان و تاثیر آنان بر نتایج این انتخابات است. از جمله نشانه‌های آن، اقدام اخیر شورای تشکیلات یهودی فراسه موسوم به «کرایف» به ترتیب دادن مناظره‌ای میان سارکوزی و رویال بود. در حالی که به رغم وجود بیش از دو میلیون شهروند عرب و مسلمان در فرانسه، این قشر حضور چندانی در صحنه انتخابات ندارد.

به نظر می‌رسد، اعراب همان گونه که به افسانه شکست‌ناپذیری ارتش اسراییل اعتقاد داشتند، رویارویی‌ با لابی‌های یهودی در فرانسه و آمریکا را ناممکن و بی‌فایده می‌دانند. در حالی که مردان مقاومت حزب‌الله لبنان در تجاوز 33 روزه اسراییل به لبنان، پوچی افسانه نخست را برملا کردند، این دیدگاه اشتباه نیز نیاز به تصحیح دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات