اخیراً پرزیدنت بوش تحریمهای بیشتری را علیه سودان اعمال کرده است و آواز «قومکشی» در دارفور باز هم بلندتر شده است. اعتراف میکنم که ابتدا کمی شرمنده و ناراحت بودم از اینکه با تمام توان خود به کسانی که سودان را در مورد دارفور محکوم میکنند نپیوستهام. ولی در روزهای اخیر من با چندین دوست سیاهپوستم که از سودان بازگشتهاند صحبت کردهام. آنها در همین بهار از سودان و از جمله دارفور دیدار کردهاند. اغلب آنها از سودان دفاع میکردند و معتقد بودند که کسانی دارند شیوه «دروغ بزرگ» را علیه سودان به کار میبرند، همان شیوهای که گوبلز وزیر تبلیغات آلمان در دوران نازیسم با تکنیک «دروغ بزرگ» خود به کار میبرد؛ «مردم دروغ را هر چه هم بزرگ باشد از دروغهای کوچک بیشتر باور میکنند و اگر به اندازه کافی و بارها آن دروغ تکرار شود دیر یا زود آن را باور خواهند کرد. هرگز نگذارید شور و هیجان مردم فروکش کند؛ هیچوقت نپذیرید که ممکن است خوبیهایی هم در دشمن شما وجود داشته باشد؛ هرگز تقصیری را به گردن نگیرید و در مورد هر مشکلی که پیش آید دشمن را سرزنش کنید؛»
پنج شش سال پیش هم در مورد «بردهداری» در سودان داستانپردازی میشد و حتی رهبران دارای حسننیت حقوق مدنی سیاهان هم اصرار داشتند که دولت مسلمان سودان در مورد مسیحیان سیاهپوست آفریقایی در جنوب کشور شیوه بردهداری را اعمال میکنند. بعضیها به منطقه رفتند و حتی ادعا کردند بردههایی را خریده و آزاد کردهاند! اینها همه دروغپردازی است و هرگز در سودان چنین کاری انجام نگرفته است که مردم افراد را مانند اموال شخصی خود خرید و فروش کنند. البته چند دهه جنگ در سودان جریان داشته است و گاهی هم یکی از طرفین جنگ به آدم دزدی و گروگانگیری از طایفه حریف متوسل میشد ولی مردم به صورت برده خرید و فروش نمیشدند.
این «تکنیک دروغ بزرگ» بیشتر برای تأثیرگذاری بر سیاهان آمریکا به کار گرفته میشود. چون میدانند که ما سیاهپوستان چقدر نسبت به «بردهداری» و بردهفروشی حساسیت داریم و برایمان این امر غیر قابل بخشایش است و در ضمن اگر سیاهپوستان آمریکا از یک دولت آفریقایی رویگردان شوند، دیگر آن دولت نمیتواند به هیچوجه روی دوستی و لطف افکار عمومی آمریکا حساب کند. دارفور بازار بردهفروشی نیست ولی چیزهای مشابه آن را میتوان در آنجا یافت. در آنجا بحران انسانی عظیمی وجود دارد که با سالها خشکسالی و یک «جنگ انتقامجویانه» قدیمی در آمیخته است. گلهداران چادرنشین در مورد تأمین چراگاه برای گلههای خود با کشاورزانی که به کشت غله اشتغال دارند در تعارضند. جنگهای خونینی بین آنها پیش میآید، جنگهایی که هیچکدام از طرفین نمیتوانند در آنها پیروز کامل باشند. بنابراین همیشه دستاویز و بهانه و شرایطی برای دشمنی وجود دارد.
ائتلاف «نجات دارفور» با آشکار شدن دم خروسی، از درون دچار ابهام و فاقد ارزش شده است. پرسشهایی در این مورد به وجود آمده است که آیا مدیر اجرایی این ائتلاف دیوید رابینشتاین، این همه پولی را که افراد گمنام اهدا کردهاند، عاقلانه به کار برده است؟ او پولهای زیادی را صرف آگهیهای یک صفحهای در مهمترین روزنامههای شهرهای بزرگ کرده است و در رسانههای ویژه سیاهپوستان. ائتلاف نجات دارفور با بودجه سالیانه 15 میلیون دلاری خود، تاکنون حتی یک سنت برای اردوی پناهندگان در دارفور یا کشور همسایه آن چاد نفرستاده است. آنها پولهای کلانی صرف ایجاد جنگ علیه بنیادگرای اسلامی سودان کردهاند، تنها چیزی که در این مورد باید گفت این است که 9/99 درصد مردم دارفور مسلمانند و تا آنجایی که تشکیلات دولت ادامه دارد همه سیاهپوست هستند. در افراد کابینه سودان حتی یک نفر وجود ندارد که مانند یک عرب معمولی به نظر بیاید. نه رئیسجمهور عمرالبشیر و نه اعضای کابینه او و نه حتی بیشتر سفیران او در کشورهای دیگر. همه آنها دارای پوستهای سیاه هستند.
در تکنیک دروغ بزرگ «نجات دارفور» تبلیغ میشود که مسلمانان عرب به قومکشی علیه آفریقاییان مسیحی دست زدهاند! بر تحریمهای بیشتری پافشاری میشود. نیروهای سازمان ملل را به آنجا میفرستند و یک منطقه پرواز ممنوع را بر آسمان دارفور تحمیل کردهاند. عجیب است که این درست کاری است که پیش از حمله به عراق انجام گرفت. میدانید همه این کارها برای چیست؟ بله درست است، نفت. ذخایر عظیم دست نخورده نفت.
این حکومت اسلامی در خارطوم از اتفاق روزگار دارای یکی از بزرگترین و غنیترین معادن کشورهای قاره سیاه است. بندرهایی در دریای سرخ دارد و همچنین سرچشمه رودخانه نیل در این کشور واقع شده است که میتواند برق سراسر کشور را تأمین کند و از همه مهمتر اینکه با 9 کشور دیگر آفریقایی هممرز است. سودان میتواند پل ارتباطی بین کشورهای اسلامی شمال آفریقا و سیاهان مانتو در آفریقای جنوب صحرا باشد. همه اینها سبب میشود که سودان یک «دشمن» به حساب آید! من دیگر نگران این نیستم که آشکارا ائتلاف نجات دارفور را زیر سؤال ببرم. این همان حرکت ضدسودانی قدیمی است که لباس دیگری بر آن پوشاندهاند. پوششی از رنگهای گوناگون از جمله پوشش محافظهکاران خیرخواه، لیبرالها و حتی سیاهپوستانی که به وسیله «دروغ بزرگ» ضدسودانی فریب خوردهاند، همه اینها اثبات این امر است که این دشمنی، دشمنی بسیار پر سودی است.