سرویس خارجی: گروه و گردان ناشناخته «عبدالله عزام» که گفته شده با سازمان القاعده مرتبط است، مسئولیت انفجار وعملیات تروریستی مقابل سفارت ایران در بیروت را که 24 کشته و 146 زخمی برجای گذاشت، به عهده گرفت.ماههای پایانی سال 1384 خورشیدی این پرسش در محافل خبری و در میان مقامها و احزاب سیاسی لبنان مطرح شده بود که آیا شعبه سازمان تروریستی القاعده به رهبری «اسامه بن لادن» میلیاردر عرب، در این کشور وجود دارد یا خیر؟ریشه این پرسش به رخدادهای سیاسی، امنیتی و نظامی لبنان از سال 1381 تا پایان سال 1384 ،از جمله حمله به فروشگاههای زنجیرهای «مک دونالد» در غرب بیروت و نیز به حوادث پس از آن برمی گشت که با نام القاعده پیوند خورده بود.
حمله به یک پادگان ارتش در بیروت و زخمی شدن یک نظامی، انفجار بمب در مقر ارتش نزدیک اردوگاه پناهندگان فلسطینی«عین الحلوه»درشرق«صیدا»،انفجارهای منطقه شیعه نشین «ضاحیه»،رویدادهای خونین شهر طرابلس درشمال لبنان،بازداشت13تن ازمنسوبان به القاعده به اتهام عملیات خرابکارانه ومشارکت درآن رویدادها،ازجمله مواردی است که شک وشبهه درباره وجود تشکیلات القاعده درلبنان رابیشترکرده بود.رسانه هاومنابع نظامی لبنان،همان زمان اعلام کردندکه آن13تن که ازاتباع کشورهای عربستان،اردن، فلسطین،یمن وسوریه هستند،قصد اجرای عملیات مسلحانه درخاک لبنان وناامن کردن این کشورراداشتند. به گفته آن منابع،بازداشت این13تن،پس ازتماس باکشورهای خارجی درارتباط باماهیت واتهام های نسبت داده شده به آنهاصورت گرفت وبرخی ازآنها دارای شناسنامه جعلی بودندوبا«خالد طاها»ازرهبران القاعده درلبنان،ارتباط داشتند.
نام خالد طاهادرگزارش«دتلف مهلیس»رییس پیشین کمیته بین المللی تحقیق درباره ترور«رفیق حریری» نخست وزیرفقیدلبنان،آمده بود.
ازآن سال تاانفجاربیروت،گروه های ناشناخته ازجمله گردان«عبدالله عزام» که خودراجزوسازمان القاعده معرفی کرده ومی کنند،به ارتش لبنان وشیعیان شمال، حزب الله،دولت سوریه،سفارت ایران دربیروت،گروههای فلسطینی ودروزی هشدارداده ومیدهند که«به اسلام بازگردندوگرنه،تشکیلات ورهبران آنها هدف قرار خواهند گرفت!» این گونه افراد و سازمانهای سلفی و تکفیری که مدعی داشتن قرائت درست ازاسلام حقیقی هستند، شخصیت و افکاری متصلب، قشری گرا و غیرقابل انعطاف دارندوبرداشتهای رحمانی ازاسلام رابرنمی تابند.
به دلیل این تصلب وجمود،آنان مورد سوء استفاده برخی کشورهای غربی وپشتیبانان رژیم صهیونیستی قرارمیگیرندیادست کم بااهداف منطقهای این رژیم،ازجمله برهم زدن امنیت لبنان،همسومی شوند.البته برخی گروه هاومقام های لبنان، بویژه شخصیتهای اهل تسنن معتقدندکه هیچ شعبه وتشکیلاتی ازالقاعده،رهبران ونیروهای این سازمان تروریستی دراین کشورحضورنداردوتنها برخی گروههای اسلا مگراهستند که دراردوگاههای پناهندگان فلسطینی درلبنان ودرچارچوب قوانین این کشورفعالیت میکنند .به اعتقاد آنان،منبع بیشتراخباردرباره وجود تشکیلات واعضای القاعده درلبنان، آمریکاییها و اسراییلیها هستند.طراح انفجارهاوترورهاودرپی آن،ناامن کردن جامعه چندصدایی لبنان، رژیم صهیونیستی است که باحیله گری وتبلیغات،مسئولیت آن رابه گردن القاعده میاندازد.
برخی شخصیتهای اهل سنت لبنان معتقدند که باید تحقیق گسترده ای درقالب کمیته ای باماهیت وابعاد منطقه ای وبین المللی درمورد بودن یا نبودن شعبه و شبکه القاعده در لبنان،بویژه دراردوگاههای پناهندگان این کشور،هویت این شبکه،اهداف،انگیزه هاوروابط پنهان وآشکارآنان با خارج،صورت گیرد.
از فتح القصیر تا انفجار بیروت
به رغم دیدگاه برخی محافل اهل سنت لبنان ،واقعیت این است که شورشیان مسلح وابسته به القاعده و حامیان آنها که درنبردهای داخلی سوریه ضربه سختی خورده اند، برای جبران این ناکامی، تلاش می کنند بابمب گذاری واقدام تروریستی درکشورهای منطقه،فضای رعب و وحشت ایجاد کنند وبسیاری از آگاهان مسائل خاورمیانه،انفجارنزدیک سفارت ایران دربیروت را در پیوند با بحران سوریه و در ادامه تحرکات گروه های افراطی وابسته به القاعده و حامیان منطقه ای آنها می دانند.
همانگونه که ذکرشد،این انفجاررا گردان«عبدالله عزام»که وابسته به القاعده است،برعهده گرفت،هرچندممکن است دستگاه های اطلاعاتی برخی طرفهای منطقهای که درحال حاضرنفع خودرادرپروبال دادن به این گروهها میدانند، زمینه و برنامه ریزی اطلاعاتی این اقدام تروریستی رافراهم کرده باشند.
این دیدگاه رابسیاری مطرح می کنند که تحولات سیاسی و امنیتی داخل لبنان، تابعی از تحولات خارج از این کشور و رابطه بازیگران منطقه ای و فرامنطقهای با یکدیگر است.
از حدود دو سال و نیم پیش که سوریه وارد وضعیت بحرانی و پس از مدتی عرصه نقش آفرینی قدرتهای مختلف خارجی شد، بسیاری پیش بینی می کردند که سرریز این بحران به لبنان نیزخواهد رسید. لبنان درهمسایگی سوریه قرارداردو به طورطبیعی،فراگیری بحران دراین کشور، اوضاع آن راتحت تاثیرقرارمی داد.
ازطرفی،سوریه همواره عاملی تعیین کننده درلبنان بوده است.نیروهای ارتش سوریه،سال هادرزمان اشغال لبنان توسط رژیم صهیونیستی وضعف بنیه ارتش لبنان،دراین کشور حضور داشت و به تبع آن،دارای نفوذ قابل توجهی در سوریه بوده وهست؛هرچندبه دنبال ترور«رفیق حریری»نخست وزیرپیشین لبنان و پس از ایراد برخی اتهام ها مبنی بردست داشتن سوریه دراین ترور، ارتش این کشور پس از سال ها مجبور به ترک لبنان شد.با این وجود،سوریه عنصری تاثیرگذار در فضای لبنان بوده است.
سال هاست که تقسیم بندی های سیاسی در لبنان بر اساس شاخص دوری یا نزدیکی به سوریه صورت می گیرد؛به طوری که نیروهای لبنانی موسوم به 8 مارس،نزدیک به دولت سوریه و14 مارس، مخالف دولت این کشورهستند.
درچنین فضایی، طبیعی است که ناآرامی های سوریه نمی توانست درلبنان بی تاثیر باشد.شدت گرفتن درگیری میان نیروهای دولتی سوریه با مخالفان،شکاف میان گروه های لبنانی را نیز تشدید کرد.با این وجود، عمق تفکر سیاسی در لبنان باعث شد تا این شکاف ها از یک حد مشخص فراتر نرود.
به عبارتی، گرچه این شکاف ها در عرصه سیاسی بین گروه های لبنانی وجود داشته و حتی ماه ها است که تحت تاثیر این شکاف، «تمام سلام» نخست وزیر لبنان که مکلف به تشکیل کابینه شده است،موفق نشده دولت جدیدراتشکیل دهد،اما درعین حال،گروه های شناخته شده لبنانی تلاش کرده اند مانع از برخوردهای امنیتی و تبدیل شدن اختلاف های سیاسی به درگیری های خشونت بار شوند.تنها در شهر طرابلس در شمال لبنان است که درگیری میان دو طایفه علوی در محله «جبل محسن» و طایفه سنی در محله «باب التبانه» که البته پیش از بحران سوریه نیز وجود داشت، تبدیل به درگیری دامنه دار داخلی در لبنان شده است که ادامه نزاع سوریه تفسیرمی شود.با این وجود، در ماه های اخیر با تغییرات قابل توجه در عرصه نبردهای داخلی در سوریه، لبنان نیز بیش از پیش تحت تاثیر قرار گرفته است.
مهمترین تحول ماه های اخیر در سوریه، پیشروی قابل توجه نیروهای دولتی در خاک این کشور و وارد آمدن ضربات سخت برنیروهای مخالف مسلح بوده است.
منظورازمخالفان مسلح نیزبیش ازهرچیز،نه گروه های سوری مخالف دولت این کشور، بلکه گروه های تروریستی وابسته به القاعده است که در یک سال اخیر، درعمل پیش قراول نبرد با نیروهای دولتی سوریه بوده اند. بر اساس برخی برآوردها،اینک نزدیک به 80 هزار پیکارجوی وابسته به القاعده در سوریه حضور دارد.
بیشتر این افراد که غیرسوری و از ملیت های دیگرهستند، به هیچ وجه دغدغه هایی همچون آزادی ودمکراسی ندارند و تنها به فکر اجرایی کردن افکار افراطی خود هستند که آنها را به اسم اسلام عرضه می کنند.
به طور کلی، گروه های وابسته به القاعده، ماهیتی انگل وار دارند که از ناامنی و بی ثباتی، برای افزایش تحرک خود بهره می برند.
بی ثباتی دو سال و نیم اخیر در سوریه، فرصتی برای تحرک بیش از پیش به این گروه ها داد.در این میان برخی معتقدند این گروه های افراطی از سوی برخی کشورهای منطقه و با هدف تلاش برای براندازی دولت سوریه حمایت می شوند.
ارتش سوریه طی ماه های اخیر،موفق به ضربه زدن به این گروه ها شده است. نقطه عطف پیشروی نیروهای دولت سوریه، فتح شهر راهبردی«القصیر»بود که در خرداد ماه امسال انجام شد.این شهرپایگاه اصلی نیروهای شورشی «جبهه النصره» وابسته به القاعده بود.این شهر که در نزدیکی مرز لبنان قرار دارد، نزدیک به یک سال دراختیارمخالفان بود و از آنجا برای انتقال تجهیزات و سلاح به داخل خاک سوریه اقدام می کردند.
اخیرا نیزنیروهای دولت سوریه دستاوردهای مهمی در عرصه نبردهای داخلی دراین کشورداشته اند.همان روزی که انفجاربیروت رخ داد،نیروهای ارتش سوریه،شهر «قاره»را که در منطقه ای مهم و راهبردی قرار داشت و راه ترابری شورشیان مسلح تا حمص و دمشق محسوب می شد، به کنترل خود در آوردند.
با ادامه نوار پیروزی های دولت سوریه، بسیاری ازشورشیان مسلح که اینک از سرنگونی دولت اسد ناامید شدهاند، در تلاش هستند راهبرد ناامن سازی مناطق پیرامونی را با هدف گسترش ابعاد بحران و درگیرکردن کشورهای دیگرپیگیری کنند.
به طورکلی،یکی ازراه هایی که گروه های تروریستی وهمچنین رژیم صهیونیستی ازآن سود می برند وبرای دامن زدن به آن ازهیچ اقدامی فروگذار نمی کنند، ایجاد وتداوم تشنج و بحران در منطقه بویژه لبنان است.
اقدام گروه های تکفیری منتسب به القاعده، به اندازه ای امنیت کشورهای منطقه را با خطر مواجه ساخته است که ترکیه با وجود حمایت های قبلی از این گروه ها، چندی پیش مراکز آنها را در خاک سوریه هدف قرار داد.
از جمله کشورهایی که هدف توطئه گروه های تندروقرارگرفته اند،عراق است ودامن زدن به اختلاف های شیعه و سنی دراین کشور،ازاهداف مهم گروههای تندروتلقی می شود. به عنوان نمونه،فقط درجریان انفجارهای روز عاشورا در عراق، بیش از 40 نفر کشته شدند.
در این میان، به علت همجواری لبنان باسوریه و تاثیرپذیری که بیروت از تحولات دمشق دارد، گروه های افراطی، دامنه نزاع را به داخل مرزهای لبنان کشاندهاند.
در مرداد ماه امسال نیز گروههای تکفیری اقدام به انفجار بمب در حومه جنوبی بیروت کردند که دراین انفجار،18نفرکشته و291 نفرزخمی شدند.
مخالفان افراطی دولت سوریه که در جبهه نبرد دراین کشورباناکامی بزرگی روبروشده اند،تلاش می کنندبااقداماتی ازجمله بمب گذاری درکشورهای همسایه به خصوص لبنان، ناکامیهای خود را جبران کنند.
از سوی دیگر، پیشرفتهای حاصل شده در مذاکرات هستهای ایران و گروه 1+5، گروههای تروریستی و حامیان منطقه ای آنها را به تکاپوی بیشتری برای ممانعت از به نتیجه رسیدن این مذاکرات که میتواند وزن ایران را در منطقه بالاببرد، وا داشته است.
بعد از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید در ایران و اولویت یافتن تعامل سازنده در سیاست خارجی، امید برخی جریان های تندرو و حامیان منطقهای آنها که به دنبال کاهش نقش ایران در منطقه هستند، به یاس تبدیل شده است.
نکته مهم، همپوشانی اقدام جریانهای تندرو با مواضع و رویکردهای رژیم صهیونیستی است. ناظران بر این باورند که با تداوم اقدامات تروریستی، تنها برخی از طرفهای منطقه ای از جمله رژیم اسراییل و گروههای تروریستی تکفیری و حامیان آنها از این موضوع سود می برند.
رژیم صهیونیستی که بر اساس ماهیت خود، تداوم بحران به بقای آن کمک میکند و تنها در این شرایط است که به اهداف خود دست مییابد، در آستانه مذاکرات هستهای، بیش از پیش به تخریب مذاکرات ایران و 1+5 پرداخته است.
به اعتقادبرخی کارشناسان،انفجاری که نزدیک سفارت ایران به وقوع پیوست و تلفات بسیاری نیز برجای گذاشت، نمیتواند بیارتباط با مذاکرات هستهای باشد که اینک به منظور حل مسالمتآمیز موضوع هسته ای ایران در جریان است.
به باور برخی تحلیلگران، هدف از بمب گذاری و اقدامات تروریستی اخیردرمنطقه، گسترش ابعاد بحران سوریه وتخریب وجهه منطقه ای ایران است.
گروه های افراطی با ناامن جلوه دادن کشورهای متحد ایران قصد دارند ازاعتبار بین المللی کشور ما بکاهند و از این موضوع در مذاکرات سود جویند.
در حالی که مخالفان ستیزه جو با اقدامات تروریستی خود سعی در وارد کردن ایران به بازی های بی نتیجه امنیتی دارند، تهران ضمن تاکید دائم بر صلح، در مقام عمل نیز به دنبال تعامل سازنده است.