علی ودایع - گروه بینالملل: عراق امروز شاهد بزرگ ترین زد و خورد نظامی با تروریستها پس از سقوط دیکتاتوری صدام حسین است. این کشور اگرچه در طول سالیان گذشته به دلیل حملات و انفجارهای بزرگ و کوچک روزمره به پایه ثابت خبرها تبدیل شده بود اما هرگز به این شکل شاهد اهتزاز پرچم سیاه و سفید القاعده نبوده است. خشونتهای اخیر در عراق از سال 2008 تاکنون بیسابقه بوده است. شمار قربانیان خشونتها در عراق در 2013 از مرز 6500 نفر نیز گذشته است. ریشه همه این التهاب خونین را میتوان در افزایش قدرت سلفیهای جنگجو در راستای گسترش خانواده القاعده و هجمه حضور آنها در جنگ داخلی سوریه میتوان دید.
شهرهای فلوجه و الرمادی در استان الانبار از روز جمعه (3 ژانویه /13دی) صحنه نبردهای مرگبار میان نیروهای دولتی با شبه نظامیان القاعده بوده است. فلوجه پس از حمله آمریکا به عراق در بهار سال 2003 مرکز شورشیان این کشور علیه ارتش آمریکا بود. نیروهای آمریکا اما سرانجام موفق شدند کنترل فلوجه و استان انبار را به دست آورند.فلوجه در نگاه بعثیها و سنیهای حامی القاعده که منش سلفی گری دارند به عنوان یک سمبل نگریسته میشود.
روز شنبه با خروج نیروهای دولتی عراق از شهر، شبه نظامیان دولت اسلامی عراق و شام موفق شدند که کنترل فلوجه و الرمادی را در اختیار گیرند. اگرچه روز یکشنبه شهر الرمادی بازپس گرفته شده است اما هنوز بخشهایی از این شهر در چنگ جنگجویان است. به گفته شاهدان عینی، افراد مسلح در داخل بعضی خانهها در الرمادی پنهان شده اند.
مقاومت شبه نظامیان در فلوجه مانع ورود ارتش شده است. دوطرف تلفات سنگینی در جنگ تن به تن داده اند البته ارتش عراق توانست شماری از خودروهای پلیس را که افراد مسلح ربوده بودند پس بگیرد.جنگندههای ارتش عراق به همراه آتش توپخانه مواضع القاعده عراق و شام را در شهر فلوجه بمباران کردند. نوری مالکی، نخستوزیر عراق روز دوشنبه
(16 دی/6 ژانویه) در پیامی تلویزیونی خطاب به ساکنان فلوجه و عشایر استان انبار از آنان خواست که به مقابله با “تروریستها” برخیزند و اسلامگرایان وابسته به القاعده را از شهر خود بیرون کنند. مالکی تصریح کرد که در غیر این صورت فلوجه صحنه نبرد میان ستیزهجویان افراطی و نیروهای نظامی حکومت مرکزی عراق خواهد شد.
باتوجه به شرایط وخیم انسان، ارتش عراق با توجه به خروج غیرنظامیان از شهر فلوجه، عملیات خود را یک تا دو روز به تعویق انداخت. نه هزار خانواده از شهر فلوجه به کربلاء رفتند تا ارتش عراق بتواند فلوجه را با حداقل تلفات در بین غیرنظامیان پاکسازی کند. افراد مسلح تلاش میکنند ارتش عراق را به داخل شهر فلوجه بکشانند و آنگاه جنگ و گریز چریکی را ادامه دهند. براساس گزارش خبرگزاریها،عصر دیروزارتش عراق برای آغاز حملهای گسترده جهت بازپسگیری شهر فلوجه از شورشیان القاعده آماده میشد.
این احتمال وجود دارد که عملیات ارتش عراق بامداد سه شنبه آغاز شود. درهمین حال، جمهوری اسلامی ایران وایالات متحده آمریکا به طور جداگانه آمادگی خود را برای همکاری با دولت عراق اعلام کردهاند. مقامات نظامی ایران تصریح کردهاند که حمایت دو کشور از دولت مالکی به معنای همکاری نظامی مشترک علیه نیروهای نزدیک به القاعده در عراق نخواهد بود. القاعده در عراق ،پاکستان، افغانستان ، یمن ، لبنان یا هر نقطه دیگر ایران را در کنار آمریکا به عنوان یک دشمن و تهدید قلمداد میکند. در نگاه افراطی و خشن آنها خون شیعیان که از کفار نیز بدتر هستند،باید ریخته شود.
در جریان رسیدگی به پرونده حمله تروریستی حمله به سفارت جمهوری اسلامی در بیروت ، آمریکاییها در بازداشت ماجد الماجد همکاری داشتهاند. این موضوع میتواند نشان دهنده ولع کاخ سفید برای کسب همکاری و حتی حمایت تهران در جنگ با القاعده باشد. با مرگ جعبه سیاه القاعده لبنان ، از احمدالاسیر به عنوان جانشین وی نامبرده میشود. رهبرافراطی سلفیهای لبنان که هراسی از آغاز یک جنگ داخلی در لبنان ندارد. با روی کار آمدن احمدالاسیر، تحرکات جنگجویان سلفی در لبنان ، عراق به موازات جنگ سوریه تشدید خواهد شد.
پس از فاجعه یازده سپتامبر 2001 ، القاعده با کشتار در نیویورک به رخ جهانیان کشید. آمریکاییها به بهانه مبارزه با القاعده به افغانستان لشگر کشی ناموفقی داشت. آمریکاییها در حمله به عراق ناخواسته زمینه را برای گسترش خانواده شبکه خانوادگی القاعده فراهم کردند. سرویسهای امنیتی گمان آمریکا ، آلمان ، بریتانیا ، اسپانیا ، روسیه ، چین ، ایران و بسیاری از کشورهای جهان نتوانسته به ارتباطات تاریک القاعده نفوذ کنند.
زمانی که بن لادن در ابیت آباد پاکستان توسط نیروهای ویژه آمریکا کشته شد؛برخی هلهله سر میدادند که القاعده را به زانود در آورده اند غافل از آن که رهبری ایمن الظواهری توانست القاعده را ازیک خانواده مخوف به یک اژدهای مهار نشدنی تبدیل کند.
براساس برنامه مدون القاعده، اتاق فکر این گروه در وهله اول از کوههای دست نیافتنی افغانستان به قلب شنهای روان قاره آفریقا انتقال داده شد. سپس افرادی که با ملیتهای مختلف آموزشهای لازم را در افغانستان و پاکستان دیده بودند همانند بذرهای قارچ در سراسر جهان پخش شدند و شبکههای هرمی خود را تحت فرمانده واحد القاعده تشکیل دادند. نامها اگرچه متفاوت بود اما یونیفورم مشکی و پرچم سیاه و مشکی آنها مشترک ماند.
در جریان بهار عربی سلفیهای آفریقا از مخفی گاههای خود خارج شده و قدرت گرفتند. اخوان المسلمین مصر که برادرخوانده بزرگ القاعده به نوعی محصوب میشود نیز ابتدا به صورت لفظی همراهی کرد. در ادامه راه با آغاز جنگ سوریه،فرزندان تازه متولد شده القاعده با عنوان جنگجویان چندملیتی سلفی از 37کشور جهان و کانال ترکیه راهی سرزمین شام شدند. آمریکایی در ابتدای امر شورشیان را تجهیز کردند اما ماجرای قتل سفیر این کشور لیبی و نیز نگرانیهای امنیتی کشورهایی نظیر آلمان و بریتانیا درمورد هزاران شبه نظامی سلفی که اتفاقا تبعه این کشورها بودند،آنها را از خواب بیدار کرد.
غرب اگر درجریان توطئه موصوف استفاده از تسلیحات شیمیایی توسط بشار اسد به سوریه حمله کرده بود نه تنها پای ایرانیها را به جنگ سوریه باز کرده بودند بلکه حملات ژلاتینی القاعده در اروپا نیز تسریع شده بود. رونمایی از القاعده اروپا با ادبیات سلفی گری و جنگهای صلیبی موضوعی است که قطعا غربیها نمیتوانند مانع آن شوند.
آنچه در عراق امروز نمود پیدا کرده است شباهت زیادی به وضعیتی است که لیبی پس از سقوط قذافی به آن دچار شده است، دارد. فرمانده القاعده برمبنای آرمان تشکیل خلافت اسلامی از اندونزی و شرق چین تا غرب آفریقا و چچن در مرزهای اروپا تصمیم به تصرف برخی شهرها و تشکیل حکومتهای محلی دارد. این استراتژی به آرامی در دیگر کشورهای اسلامی تحت نفوذ آنها نیز اجرا خواهد شد.
گفته میشود القاعده برای ایران نیز برنامه ای ویژه دارد. آنها که تا کنون توانسته اند هلال سلفی را در خاورمیانه به نوعی عملیاتی کنند؛سرمایه گذاری وسیعی روی نوار جنوبی ایران و استانهای هم مرز با پاکستان و حتی افغانستان انجام داده اند. تشکیل گروه تروریستی جندالله را میتوان نمونه ای از عملکرد القاعده علیه جمهوری اسلامی قلمداد کرد.
تجربه سوریه ، عراق یا حتی لیبی نشان داد که هر اقدامی برای استفاده از این افراد افراطی به منظور تحقق اهداف ناچیز مربوط به اهداف فرقهای و بیارزش، قطعا نتیجه معکوس خواهد داد.
با صرف هزنیههای کلان نظامی و امنیتی ، القاعده نه تنها از نفس نیفتاده بلکه عوامل آن همچنان بر سر کار هستند تا با بخشهای زیادی از جهان عرب در ارتباط بمانند و آیندهای قابل پیشبینی را رقم زنند. آنها بی شک از سوی برخی شاهزادههای سعودی حمایت مالی و معنوی میشوند. القاعده قتل ، تجاوز و ویرانی هرقومیتی که مخالف منش آنها وجود دارد را برای خود حلال میپندارند.
برای آنها مرگ یک ایرانی شیرین تر از قتل یک آمریکایی است. آمریکاییها ، اروپاییها و حتی روسها از ترس القاعده آرامش ندارند. امروز تنها راه مقابله با القاعده همکاری امنیتی و حتی نظامی کشورهای مختلف فارغ از جناح بندیهای سیاسی است. ادامه مرزبندیهای سیاسی در مواجه با این گروه تروریستی نهایتا به قیمت جان انسانهای بیگناه و حتی نظامیان تمام خواهد شد.