گروه سیاسی ـ آرش خلیلخانه: منشأ پیمان «انپیتی» به سخنرانی «دوایت آیزنهاور»، رئیسجمهور اسبق آمریکا، در سازمان ملل متحد در سال 1953 بازمیگردد که تحت عنوان «اتم برای صلح» خواستار برخورداری کشورهای جهان از نیروی اتم برای مقاصد صلحآمیز در کنار تلاش برای جلوگیری از بروز جنگ هستهای شد.
از سال 1957، مذاکرات در این زمینه بین کشورهای دارنده فناوری هستهای آغاز شد و متن پیمان «انپیتی» در سال 1968 به تصویب پنج کشور دارنده سلاح اتمی در آن زمان ـ آمریکا، شوروی، بریتانیا، فرانسه و چین ـ رسید.
پیمان منع گسترش جنگافزارهای هستهای در سال 1968 امضا شد و از سال 1975 به مدت 25 سال جنبه اجرایی یافت، اما در آن سال کشورهای امضاکننده اعتبار دایمی این پیمان را به اتفاق آرا تصویب کردند.
با پیوستن کشورهای دیگری به «انپیتی»، این پیمان از سال 1970، در ابتدا به مدت 25 سال اجرایی شد، اما در اجلاس کشورهای عضو در سال 1975، این پیمان جنبه همیشگی یافت، اما قرار شد هر پنج سال یکبار کشورهای عضو به منظور بررسی عملکرد پیمان، از جمله تعهد کشورهای امضاکننده دارنده سلاح هستهای به حرکت به سوی خلع سلاح اتمی، اجلاسی عمومی تشکیل دهند. اجلاس بعدی از این دست در سال 2010 برگزار خواهد شد، اما در فواصل 5 ساله آن دو یا سه نشست با عنوان کمیته مقدماتی دستور جلسه کنفرانس آینده را تهیه میکنند. هماکنون 188 کشور به این پیمان پیوستهاند، اما تعدادی از کشورهای دارنده تسلیحات اتمی، بخصوص پاکستان، هند و اسرائیل آن را امضا نکردهاند.
امضای معاهده «انپیتی» این پیمان همچنان به عنوان یکی از مهمترین ابزار کنترل تسلیحات در نظام بینالملل فعال میباشد، اما تحقق هدف اصلی این پیمان امروزه همچنان با برخی چالشها روبهروست، به گونهای که کشورهایی نظیر اسرائیل، هند و پاکستان برنامه سلاحهای هستهای خود را با برخورداری از مصونیتی نسبی گسترش دادهاند، از این رو نیاز به دستیابی به یک توافق جدید در زمینه عدم اشاعه هستهای بشدت احساس میشود.
اجلاس میاندورهای جاری در وین که قرار است تا 21 اردیبهشتماه جاری با بررسی عملکرد کشورهای مختلف در راستای توافقهای ضروری درباره نقاط ضعف، شیوهها و راهکارهای اصلاحی آن گام بردارد در نهایت باید مبنای پیشنهادهای مطرح شده از سوی اعضای تصمیمگیری در اجلاس 2010 را روان سازد، از این رو در نشست یاد شده قطعنامهای صادر نخواهد شد.
اما آنچه در این میان بر اهمیت و حساسیت این نشست افزوده است، تلاش تروئیکای گروه پنج به منظور تغییر دادن و انحراف مسیر بازنگری در این پیمان در قالب بازتعریف مفهوم «تمکین کامل» اعضا از «انپیتی» و مصوبات شورای حکام به نحوی است که جرگه کشورهای مسلط به چرخه سوخت و تولیدکننده این ماده حداکثر به اعضای کنونی دارای این فناوری محدود بماند.
این مساله در چند سال اخیر بویژه پس از بحران هستهای کره شمالی و چالش پرونده هستهای ایران به مثابه دستاویزی برای اعمال فشار و بازتعریف ماده چهار پیمان تبدیل شده است تا از این مسیر به مدد ایدهها و طرحهای چون ایجاد نظامها یا سازمانهای بینالمللی تأمین سوخت و فرآوردههای هستهای که این مهم را برعهده اعضای گروه پنج بسپارد، انحصاری قانونی، مطلق و همیشگی را برای آنها فراهم کند که چنین رخدادی به منزله تسلط کامل این قدرتها بر آینده انرژی و در واقع آینده جهان خواهد بود.
جبههگیری کشورهای شمال و جنوب
شکی نیست که به تعبیر کوفی عنان دبیرکل سابق سازمان ملل (نهاد ناظر بر این اجلاس) بیشترین شکاف در سند «انپیتی» در حل مسأله تکثیر سلاحهای هستهای است، اما موضوع مورد مناقشه در اینباره میان دو جبهه یاد شده که یکی از سوی گروه پنج و دیگری عمدتاً از ناحیه غیرمتعهدها رهبری میشود، در واقع به نوع نگاه و تبیین واژه تکثیر بازمیگردد.
گروه نخست با استناد به رویدادهایی چون هستهای شدن کره شمالی یا چالش ساختگی با فناوری هستهای ایران ضعف در ساختارهای معاهده را عامل و مفر گریز از تعهدات آن میدانند و بر این باورند که شکل کنونی معاهده قادر به جلوگیری از اشاعه نیست.
اما گروه کشورهای دیگر، اشاعه هستهای در جهان را ناشی از عملکرد نادرست و تبعیضآمیز پنج کشور هستهای معتمد آژانس در برابر مسأله انتقال فناوری و پایبند نبودن آنها به موضوع کاهش تسلیحات اتمی میدانند.
مسایلی مانند بیتفاوتی و حتی حمایت گروه پنج از توسعه تسلیحات هستهای اسرائیل، توسعه و نوسازی و تولید تسلیحات اتمی توسط آمریکا و انگیس و اخیراً پیمان هستهای آمریکا و هند که از اعضای «انپیتی» نیست، نمونههایی از دلایل گروه دوم به شمار میروند.
طبیعی است با این وضع دیدگاه این دو جناح درباره راهحل، ضروریات و شیوه اصلاح پیمان متفاوت از یکدیگر باشد.
از این رو در اجلاس پیشین که با بیشترین چالشها و اختلاف نظر به موازات طرح مسأله همراه بود، هفت توصیه برای احیای «انپیتی» مطرح شد که عبارتند از: کاهش گستره هستهای، کاهش تسلیحات برگشتناپذیر، کاهش تسلیحات غیراستراتژیک، کنترل مواد شکافپذیر، پایان دادن به آزمایشهای هستهای، توقف تکثیر عمودی و کامل کردن خلع سلاح هستهای. در مقابل بوش نیز برای کاهش تهدیدات 7 طرح برای عدم تکثیر تسلیحات ارائه کرد.
در همین حال برخی از کارشناسان غربی کنترل تسلیحات، جورج بوش را به خاطر توجهش به ضرورت تقویت تلاشها برای جلوگیری از انتشار تسلیحات خطرناک ستودند، اما آنها ایالات متحده را به دنبال کردن رهیافت بازدارنده جامعتر و مستحکمتر فراخواندند.
به هر صورت، اجلاس نیویورک تحتتاثیر اقدامهای گروه نم با تأثیرپذیری بسیار از دیپلماسی و تحرکات ایران در برابر سفسطهگری ایالات متحده آمریکا (به نحوی که تحلیلگران اجلاس یاد شده را رویارویی ایران و آمریکا نامیدند) بینتیجه پایان یافت تا این مسأله با تدارکات جدید در اجلاس جاری وین بار دیگر به بحث گذاشته شود.
موج دوم برای بازتعریف تمکین از معاهده
نشست وین که از روز دوشنبه برای پیگیری مباحث مربوط به شیوه بازنگری در ابزارهای مهارکننده معاهده و پادمان آغاز شده است نیز به نظر میرسد با موانع و اختلافهای پیشین روبهرو باشد، بویژه آنکه موضوع دستور کار آن بار دیگر و برای دومین بار به مسأله تبیین و تعریف مجدد «تمکین کامل» با هدایت آمریکا اختصاص یافته است.
سخنرانی علیاصغر سلطانیه نماینده ایران در مخالفت با مفهوم «تمکین کامل» در این معاهده و اختلافانگیز خواندن آن در روز نخست این اجلاس موج خبری گستردهای را ایجاد کرد.
این در حالی است که به گفته دیپلماتهای غربی ایران، شب گذشته درخواست برای تبعیت کامل از پادمانهای هستهای را رد کرد.
سلطانیه بر این موضوع تأکید کرد: مسأله تبعیت از «انپیتی» که در کنفرانس قبلی در سال 2005 در دستور کار نشستها بود، نباید برای کنفرانس بازنگری بعدی تغییر کند و تصریح کرد: «این مسأله با تمرکز بسیار زیاد بر یک کشور مشاجراتی را در پی داشته باشد و ما خواستار آن نیستیم که در این کنفرانس یک جهتگیری القا شود.»
ابراز نگرانی نماینده کشورمان در حالی مطرح میشود که مصادیق پروژه ایجاد انحصار هستهای همچنان در طرحهای پیشنهادی به اجلاس برجسته مینماید، در حالی که کشورهای غربی تلاش دارند موضوع نوسازی سلاحهای هستهای آمریکا و انگلیس را به مسأله حاشیهای تبدیل کنند.
در همین رابطه پیشنهاد ایجاد بانک سوخت هستهای با این تعبیر که «دیگر نگرانی درباره سوءاستفاده از سوخت برای مقاصد نظامی وجود نداشته باشد.» یکی از مباحث اصلی نشست خواهد بود، ضمن اینکه «کریستوفر فورد»، رئیس هیأت آمریکایی گفته است: «آمریکا در عینحال خواستار دشوارتر شدن خروج از «انپیتی» برای کشورهاست.»
آنچه مشخص است اینکه اجلاس وین نیز با دو جبهه متعارض و مصمم روبرو است که یکی به دنبال اولویت قطعی موضوع عدم تکثیر و دیگری معتقد به ضرورت برداشتن گامهای بیشتر به سوی مسأله خلع سلاح است.
اما نکته دیگری که جلب نظر میکند نیز توان رو به رشد کشورهای جنوب در ساختارهای همگرایی چون (نم) است. از این رو نمیتوان بخت بیشتر اجلاس وین نسبت به سلف آن را به سادگی متصور شد.