تاریخ انتشار : ۲۸ دی ۱۳۹۲ - ۰۴:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۶۳۹۸۷
کالبدشکافی جریان تحجر در گفت‌وگو با عماد افروغ

متحجران امروز حاضر به تغییر نیستند

فرزانه هنرمند- مقدمه: «تحجر» یکی از کلیدواژه‌های مهم در گفتمان امام(ره) و رهبری است. حضرت امام خمینی(ره) بنیان‌گذار انقلاب اسلامی هر جا توانست با این امر مبارزه و راهنمایی‌های دقیقی برای دوری از تحجر به مردم ارائه کرد. مهم‌ترین، دقیق‌ترین و گویاترین عبارات درباره رفتار و منش متحجران را باید در «منشور روحانیت» امام(ره) جست‌وجو کرد. ایشان صراحتا فرموده‌اند: متحجران با نقاب عوام‌فریبانه به میدان می‌آیند و درنهایت اگر بتوانند موفق شوند چیزی برای انقلاب باقی نمی‌گذارند. در ادبیات و گفتمان حضرت امام(ره) بداخلاقی‌های سیاسی، مقدس‌نمایی و مخالفت با استفاده از علم در مدیریت جامعه به بهانه مخالفت اسلام، نگاه قیم مآبانه داشتن به رای مردم، مخالفت با استفاده درست از ابزار مدرن در خدمت ارزش‌های دینی و آرمان‌های انقلاب و تعیین تکلیف کردن برای مردم مهم‌ترین شاخصه‌های این جریان است. مقام معظم رهبری نیز بارها همگان را نسبت به دچار شدن به این امور نهی کردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در آستانه سالروز قیام 29 بهمن در جمع مردم آذربایجان به حادثه مراسم 22 بهمن قم اشاره فرموده و گفتند: «این کارهایی که در قم اتفاق افتاد، بنده با اینجور کارها مخالفم. آن کارهایی که در مرقد امام اتفاق افتاد، بنده با اینجور کارها مخالفم. بارها به مسئولین و کسانى که می‌توانند جلوى این چیزها را بگیرند، تذکر داده‌ام. آن کسانى که این کارها را می‌کنند، اگر واقعا حزب‌اللّهى و مومنند، خب نکنند.» به‌رغم بیانات بلند امام و رهبری در ذم تحجر، شاهدیم نوای شاخصه‌های این جریان امروز از گفتمان برخی گروه‌های داخلی کشور شنیده می‌شود. تخریب چهره‌های شاخص انقلاب، «خودبصیرپنداری» و... به‌گفتمان اصلی جریانی تبدیل شده که با وجود فاصله زمین تا آسمانی‌اش با گفتمان امام(ره) و رهبر انقلاب، خود را صاحب گفتمان واقعی انقلاب و دیگران را خارج از این مدار می‌نامند. برای پی بردن به هویت این گروه‌ها، کالبدشناسی جریان متحجران ضروری است. دکتر عماد افروغ جامعه‌شناس سیاسی در این رابطه معتقد است: «امروز با متحجران و سلفی‌های نقاب‌دار روبه‌روییم.» نماینده پیشین مجلس که با تهران‌امروز گفت‌وگو می‌کرد در تشریح جزئیات بیشتری از این جریان افزود: «اینها همان کسانی هستند که در برابر تحول‌طلبی و تغییرخواهی‌های مبنایی حضرت امام‌خمینی(ره) مخالف بودند، امروزه دم از تغییر و تحول و سیاسی بودن، زیر پرچم انقلاب اسلامی می‌زنند.» در ادامه گفت‌وگوی تهران‌امروز با عماد افروغ را می‌خوانید:

* جناب دکتربرای شروع این بحث ابتدا بهتر است بدانیم، معنا و مفهوم تحجر چیست؟

** تحجر به معنای سنگ‌اندیشی است. ما توقع انعطاف از سنگ نداریم همانطورکه انتظار انعطاف از متحجر هم کار بیهوده‌ای است.به قول گفتنی نرود میخ آهنین در سنگ.

* با این تعریف متحجر را چه کسانی می‌دانید؟

** یک متحجر همانند یک سنگ آنقدر متصلب و انعطاف‌ناپذیر است که نمی‌تواند به غیر یا به تحول بیندیشد.

نوعا به دلیل ارتباطی که بین سنگ اندیشی و رفتارگرایی یا ظاهرگرایی موجود است، یک سنگ اندیش متحجر قادر به فهم لایه‌های عمیق و غیرقابل مشاهده نخواهد بود.تجربه نشان داده است که در کنار این ویژگی عام یک متحجر قادر به تفکیک ابزار یا وسایل و اهداف یا ارزش‌ها هم نخواهد بود.همه چیز را در قالب آنچه که دیده می‌شود و مشهود است و از ظواهر قابل استنباط است می‌فهمد و به دست می‌آورد.بی جهت نیست که بخش عمده متحجران جهان تشیع را اخباری‌ها تشکیل می‌دهند.یعنی جماعتی که از بین منابع چهارگانه کتاب،سنت،اجماع و عقل فقط با روایتی سطحی به سنت می‌چسبند.به‌گونه‌ای که حسب روایت از امام صادق آنها از قران که چهار لایه عبارات،اشارات،لطایف و حقایق دارد.تنها به عبارات آن بسنده می‌کنند.

* چرا اینگونه است، ریشه این تحجر به چی بر می‌گردد؟

** ریشه تحجر هم می‌تواند به سطحی نگری و فقدان تفکر و تعمل و رجوع به لایه‌های اندیشه‌ای فرد باز گردد.به عبارتی ریشه معرفتی داشته باشند.به این معنا که فرد غافل از بعد اندیشه‌ای خود است.غافل از جایگاه عقل است و اگر بپذیریم مهم‌ترین لایه بشری همان لایه اندیشه‌ای اوست.به نظر می‌رسد چنین انسانی صرفنظر از هر نیت و انگیزه به شدت از مقام انسانیت به دور است.از مقام درک کلیات به دور است.جزئی نگر است. هم می‌تواند ریشه در استنباط‌های غلط از دین- حسب همین بی‌توجهی لایه اندیشه ای- داشته باشد.

اما غالبا به نظر می‌رسد قطع نظر از این عامل مبنایی عوامل دیگری هم ذی مدخل باشند.معمولا بین اقتدار گرایی و تفکر جمع گرایانه افراطی مرتبط با قدرت حاکم یک چنین منشی و گرایشی بیشتر رایج است.نسبت صفویه در پایان حاکمیت‌اش با اخباری گری و نسبت نظام‌های دیکتاتور مآبانه با صورت‌گرایی موید این استنباط است.علاوه بر این از منافع شخصی،گروهی و جناحی هم نباید غافل شد.

* با این تعریف ما با متحجرانی روبه رو هستیم که از دین برای دین دفاع نمی‌کنند و به‌دنبال خواسته‌های دیگری هستند؟

** امروز متحجرانی را می‌شناسم که به‌گونه‌ای با حربه‌ای غیر از حربه تحجر(مثل حربه انقلابی بودن که علی القاعده مغایر با تحجر است) با فریب اذهان عمومی قصد دارند به منافع سیاسی و اقتصادی کوتاه مدت و اندیشه متحجرانه خود در دراز مدت سامان دهند.

یعنی ادعای انقلابی بودن دارند ولی در واقع متحجرند.در واقع تضادی را در خود دارند،چون انقلابیون تحول‌خواه‌اند حال آنکه متحجرین حاضر به تغییر نیستند،درسته؟

دقیقا، انقلابی‌گری و انقلاب با تحول‌خواهی وتوجه به تغییرات مورد لزوم و درک از ساختارهای غلط همراه است.یک متحجر فی نفسه میانه خوبی با روابط و ساختارهای غیرقابل مشاهده و بازدارنده ندارد،حالا تصور کنید که این آدم خواهان تغییر باشد.

* پس ظاهرا تشخیص این آدم‌ها از هم کمی سخت می‌شود! گروهی حقیقتا انقلابی‌اند و دیگران ظاهر انقلابی دارند؟

** امروز با متحجران و سلفی‌های نقاب دار روبه روییم. یعنی همان کسانی که در برابر تحول‌طلبی وتغییر خواهی‌های مبنایی حضرت امام خمینی مخالف بودند، امروزه دم از تغییر و تحول و سیاسی بودن، زیر پرچم انقلاب اسلامی می‌زنند. درواقع همان کسانی که خون به دل امام کردند.این افراد همان کسانی هستند که می‌گفتند،چون شاه شیعه است نباید دست به انقلاب و تغییر ساختارهای پوسیده شاهنشاهی زد.

کسانی که معتقد بودند هر قیامی قبل از قیام حضرت مهدی موعودمحکوم به شکست است، کسانی که از مردم و اصولا از انسان سلب مسئولیت می‌کردند.حالا امروز آنها، مدافع انقلاب و شعارهای انقلابی شدند.اکنون اگر خوب بنگریم قطع نظر از گذشته آنها این دسته از افراد توجه‌ای به نگاه حق گرایانه به مردم ندارند نگاه آنها از سر تکلیف و اطاعت است. نوعی نگاه ارباب‌–رعیتی است.

این رفتار براساس درک غلطی است که از دین دارند.این درک غلط در نظم سیاسی هیچ تناسبی با مردم سالاری دینی ندارد.چرا که در این بین فقط حق فرمان را برای خود قائل می‌شوند که مردم باید مطیع باشند و تکلیف اطاعت دارند و حق نظارت ندارند، حق فریاد ندارند.در این نگاه مردم صرفا بایستی جهت انقیاد و اطاعت از فرامین آنها سر تعظیم فرو بیاورند.حسب این نگاه جای وکیل و موکل عوض می‌شود. از این طریق شاید بشود آنها را شناخت.

* جناب افروغ آیا این اجبار می‌تواند نتیجه بخش باشد؟

** خیر.به‌طور مفروض صاحبان قدرت وکیل‌اند،مردم موکل‌اند اما در این نگاه صاحبان قدرت موکل‌اند و مردم وکیل هستند یعنی باید اجراکننده منویات صاحبان قدرت باشند در حالی که در نگاه امام خمینی صاحبان قدرت وکیل هستند.از سوی دیگر مردم سالاری با عنایت به ضوابط دینی مرتبتی ویژه می‌یابد اما در نگاه متحجران مردم در بهترین حالت نقش ابزار یا بره‌هایی را دارند که باید آنها را به بهشت وارد کرد.

در حالی‌که نص دین و آموزه‌های عقلی بشری به ما می‌گوید،حتی باید با اختیار از جهنم هم دور شد.حضرت علی(ع) عبارت ظریفی دارد که این معنا را در خود دارد،من نمی‌خواهم با فساد نفس خود شما را اصلاح کنم.یعنی با سلب اراده و اختیار نمی‌توان کسی را اصلاح کرد.

* تاثیرگذاری این افراد بیشتر روی چه قشری است؟

** ویژ‌گی دیگری که اینجا می‌شود به آن اشاره کرد این است که متحجران دینی به‌دنبال، عوام فریبی و سوء استفاده از عواطف و احساسات دینی مردم برای سامان بخشی به‌اهداف دنیوی و مطامع مادی و قدرت طلبانه خود هستند.پنداری مردم بایدآخرت خود را فدای دنیای این دسته از افراد کنند.متحجران معمولا از میان توده‌های احساسی،شکار خود را انتخاب می‌کنند.سطح بینش عمومی و تفکر مردم قدرت مانور این متحجران نقابدار را کمتر خواهد کرد.

* برای مقابله با این جریان چه باید کرد؟ یا حداقل برای کم‌شدن پیشرفت این جریان‌های فکری!؟

** راه مقابله فقط آگاهی بخشی و برملا کردن مواضع گذشته آنها در طول زمان است.ارجاع دادن و استناد کردن به‌گذشته آنها و مواضع آنها نسبت به موضوعات اصلی و کلیدی مهم است.اینگونه، مردم را در معرض داوری قرار می‌دهیم.یکی از حربه‌های قدرت طلبان ازجمله متحجران سوء استفاده از عدم حافظه تاریخی مردم است. عالمان و روشنفکران معتقد به اندیشه سیاسی امام، باید این حافظه تاریخی را تقویت کنند و یادآوری این حافظه تاریخی با استناد به مواضع گذشته این افراد تاثیرگذار‌تر خواهد بود.

باید بیان شود این متحجران در زمان انقلاب و جنگ و اوج مسائل کشور کجا بودند.اینان زمان سیاست‌ها و رفتارهای غلط برخی صاحبان قدرت چه مواضعی داشتند.دقت کنید امروزبا متحجرانی روبه رو هستیم که صادق نیستند و قالب و رنگ عوض می‌کنند.پس باید هم به ارجاعات توجه کرد و هم به تغییر و تلون این مواضع دقت کرد و یادآور شد که چگونه تغییر موضع می‌دهند.

* این افراد برای پیشبرد اهداف خود چه روش‌هایی را در چنته دارند؟

** جالب اینجاست که متحجر امروز نمی‌تواند به شعارهای انقلاب بیگانه باشد و منافع خود را پیش ببرد.مانند اندیشه و تفکرات حجتیه که بر ساز جدایی دین و سیاست می‌کوبند ولی با شعار پیوند دین و سیاست و با نفوذ در نظام سیاسی برخاسته از دین و سیاست (انقلاب جمهوری اسلامی ایران) با سیاست‌ها و رفتارهای متناسب با جدایی دین و سیاست منافع خود را در دراز مدت پی می‌گیرند. در واقع ولایتی‌های دیروز و مدعیان امروز به تعبیر حضرت امام در منشور روحانیت، اینان هستند.

* نهایتا این جریان به‌دنبال چیست؟

** خیلی از این متحجران منافق به‌دنبال انتقام هستند و این انتقام نیز شیوه‌های مختلف دارد.یکی شمشیر از رو می‌بندد و مشخص است.روش دیگر اما نفوذ است.به قول امام خمینی در حوزه دین، رویارویی اثر ندارد بلکه نفوذ است که کارساز می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات