ترور شیعیان که همچنان در عراق و پاکستان و دیگر نقاط ادامه دارد، سابقهای طولانی دارد که در سندی در مجله درة النجف مربوط به یک قرن پیش به آن اشاره شده است. در شماره 4 و 5 این مجله، با اشاره به اختلاف طایفهای در بخارا و لزوم وحدت بین مسلمانان، نامه یکی از روحانیون بخارا به شیخ الشریعه اصفهانی و پاسخ مهم شیخ الشریعه که مرجع تقلید آن دوران بوده درج شده است.
در این نامه، روحانی بخارایی به کشتار فجیع و تکان دهنده شیعیان در آن سامان اشاره و از شیخ الشریعه کسب تکلیف میکند و شیخ الشریعه اصفهانی هم به وی پاسخ میدهد.
او شیعیان را به 4 دسته تفضیلیّه، تبرّائیّه، سبّیه و غلات تقسیم میکند و اقدامات سبیه و غلات را در جنایت علیه شیعیان بیتاثیر نمیداند.
صاحب امتیاز این مجله حاج شیخ حسین اصفهانی و مدیریت آن بر عهده محمد محلاتی بود و بیش از 8 شماره از آن فرصت انتشار نیافت. مجموعه شمارگان آن اخیرا تحت عنوان یازدهمین شماره از "سلسله مجلات منتشره مکتبه روضه حیدریه" در نجف اشرف به چاپ رسیده و حجت الاسلام والمسلمین ورعی، به تشریح عناوین مطالب آن پرداخته است.
موضوع نیاز انسان به قانون در زندگی فردی و اجتماعی، بحث علل تقدم ایران به رغم دریافت علوم مختلف از غرب، استبداد عامل عدم تحقق جامعه دینی، ردّ تفسیر بعضی از مجلات از "علق" و "طیر ابابیل"در قرآن به باکتریها و بیماریها، مناقشه در انکار حکم قصاص در بعضی از نشریات تهران، سخن از فلسفه سیاسی و معانی دموکراسی و اریستوکراسی، اظهار تأسف از حمله روس به ایران و سرزنش ملت ایران به خاطر سکوت و عدم مقاومت در برابر اجانب، دعوت به ترجمه کتب غربی به منظور آشنایی با فرهنگ غرب و آشکار شدن برتری فرهنگ اسلامی، پاسخ به اتهام مانع پیشرفت بودن اسلام و بحث از فوائد حجاب از جمله این عناوین هستند.
از میان عناوین فوق، استفساریه یکی از پیشوایان مذهب جعفری شهر بخارا از شیخ الشریعه اصفهانی و پاسخ ایشان در خصوص "روابط شیعه و اهل سنت"، به دلیل ارتباطی که با موضوع شیعهکشی، که از مسائل مهم امروز جهان اسلام است، دارد، بسیار قابل توجه است.
بسماللهالرحمنالرحیم
به عرض حضور مبارک حضرت حجت الاسلام و المسلمین، آیتالله فی العالمین متّعناالله بطول بقائه میرساند:
انشاءالله مزاج مبارک در عین عافیت خواهد بود. غرض از تصدیع اوقات مبارک این است که اگر جویای احوالات اینجانب بوده باشید، الحمد لله و المنّه از برکت توجهات انفاس قدسیّه ارباب نوع نعمت عافیت ظاهری فی الجمله مرزوق است. لابد به سمع مبارک اخبارات این جانب رسیده است که اهل عامّه حکم به کفر و امر به قتل و غارت ما طائفه، مردان و زنان و اطفال صغار را کشتند، حتی زن حامله را در میان راه عام شکمش را دریده، جنین هشت ماهه را بیرون آورده، پاره پاره نمودند. بعضی از دخترها به کنیزی بردند، دکاکین و خانههای ما را غارت نمودند. در میان کوچه و بازار فحش و دشنام دادند و تهمتها بستند. الی الان هم فارغ از بلیّه نیستم. بعد از این هم معلوم نیست که حال ما چگونه خواهد شد. سبب این گونه صدمات به ماها از بیتقیّه گی حضرات مصنّفین و مؤلّفین و نویسندگان چاپخانهها میباشد.
توقع از ارباب نوع این که امر بفرمایند تا لعن و طعن را از کتب بردارند و بعد، چیزی که باعث بر این گونه صدمات و ابتلائات میشود، ننویسند تا باعث نجات چندین کرور نفس در خارجه بشود به جهت زیادی مترودین و نزدیکی راهها غالب از کتب به دست اهل عامّه افتاده، باعث این فساد گردیده است. اگر چه برداشتن اینها از کتب محال عادی است، لکن هر چه بیش بشود، بهتر خواهد بود. والسلام.
پاسخ شیخ الشریعه اصفهانی
بسماللهالرحمنالرحیم
الحمد لله رب العالمین و افضل صلواته و تسلیماته علی افضل انبیائه محمد و آله الطاهرین و اصحابه المتعهدین.
پوشیده نماند آن که چنان چه اهل سنت فرق مختلفه و طوایف متشتّته میباشند و در اصول دین و فروع آن اختلاف فاحشی داشته و دارند. هم چنین شیعه طوائف مختلفه بودند و آن چه از کتب معتمده و آثار معتبره و تصریحات محقّقین طرفین معلوم و محقق شده، آن است که شیعه چهار صنف بودند:
اول، شیعه تفضیلیّه که قائلین به افضلیّت امیرالمؤمنین علی(سلامالله علیه) بر سایر خلفای راشدین(رضیالله عنهم) بوده اند، بدون آن که تعرّض و سوء عقیده نسبت به اصحاب و ازواج نبی (صلعم) داشته باشند و به جهت اعتقاد افضلیّت آن جناب عمل آنها در فروع بر طبق اقوالی بوده که نزد آنها از ایشان ثابت شده.
دوم، شیعه تبرّائیّه که علاوه بر معنای سابق، تبرّی از مثل طلحه و زبیر و معاویه و محاربین امیر المؤمنین داشته و در حق ذی النورین نیز اعتقاد صدور کبیره داشتند، بلکه منتهای علوّ تشیع سلف نزد بعضی همین قدر بوده: "قال الذهبی من اکابر اهل السنه فی میزان الاعتدال: الشیعی الغالی فی زمان السلف و عرفهم هم من تکلم فی عثمان و الزبیر و طلحه و معاویه و طائفه ممن حارب علیّا و تعرّض لسبّهم"
سوم، شیعه سبّبه که علاوه بر سابق، در حق بعضی از ازواج نبی (صلعم) و شیخین کلمات ناشایسته میگفتند و آنها را غاصب، بلکه عیاذا بالله کافر تعبیر میکردند.
چهارم، غلات شیعه که العیاذ بالله الوهیت در حق امیر المؤمنین داشتند.
و محققین اهل سنت از دو صنف اول و مخالطه با آنها و اخذ حدیث از آنها و نقل اقوال و روایات تحرّز نداشته و جا به جا در کتب دینیّه حتی مثل صحیح بخاری و مسلم بر روایات جمعی مسلم التشیّع اعتماد مینمودند، چنان چه این معنا بر متبحّرین از علما مخفی نیست.
بنابر این مقدمات از اهل تدیّن و صلاح و سداد و کسانی که اعتقاد به یوم المعاد و مجازات ربّ العباد دارند، بسیار عجیب است به مجرد دیدن کلامی در کتابی از شیعه یا شنیده مقالی از بعض فرق شیعه حکم به ضلالت و کفر همه فرق آنها نماید و اعراض و دماء و اموال جمعی را که خبر از سرائر و ضمائر ندارند، هتک و سفک و نهب نماید.
و اعجب از این آن که مقتدای اهل سنت در اصول، اعنی ابوالحسن اشعری و مقتدای آنها در فروع، اعنی امام ابوحنیفه و امام شافعی به حسب تصریحات فقهای آنها تکفیر هیچ یک از فرق مبتدعه و جمیع من یصلّی الی القبله نکنند و همه را مسلم دانند و محقون الدم، و اقتدای به غیر غلات از باقی فرق شیعه را در نماز تجویز کنند، چنان چه همه اینها در کتب فقه حنفیه و شافعیه مضبوط است. و مع هذا جماعتی که رتبه ادنی تلامیذ آنها را ندارند، و غاشیه تقلید آنها را در گردن دارند، در فروع و اصول با آنها مخالفت کنند و سبب تجرّی جمعی از عوام غیر مباین شوند و به فکر جوابی برای این فتاوای باطله و شکایت مظلومین، سیّما اطفال در عرصة عرصات نباشد.
امروز روزی است که همه فرق مسلمین باید نزاع خانگی را موقوف دارند و به معاونت و معاضدت یکدیگر مقابله کنند با آنها که اضمحلال شرایع اسلام و ایمان و انهدام اساس شریف قرآن و تبدیل ناقوس با صوت اذان و ذهاب اسم پیغمبر آخرالزمان(علیه و آله افضل صلوات الملک المنّان) را مطالبه و عمل کنند به وصیّت آن جناب در مسمه حنیف و ید واحده بر من سوای خود شوند و زیاده از این تقویت قوای اجانب را به توهین و تضعیف قوای خود و شیوع اخبار موحشه که تصدیق وقع باسهم بینهم مینمایند، نکنند تا کی مسلمین در خواب و اغترار و اجانب هشیار و بیدار کار. والسلام علی من اتّبع الهدی.