سرکردگی رژیم آل سعود در مدیریت تروریسم منطقهای اکنون به خطری جهانی تبدیل شده، به گونهای که ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه درپی دستداشتن عوامل سلفی در انفجارهای این کشور، حکومت آل سعود را یک رژیم تروریستی خواند و با هشدار به تروریستهای مورد حمایت عربستان که این روزها سعی در به آشوب کشیدن مناطق مختلف جهان را دارند، اعلام کردبه زودی درسی به تروریستها و حامیان آنها خواهد داد که نقشه جغرافیایی خاورمیانه را دچار تغییر و تحول خواهد کرد.
اقدامات وقیحانه رژیم سعودی در حمایت از گروههای تروریستی در سراسر جهان این روزها از شدت و گستردگی بیسابقهای برخوردار گردیده، به گونهای که این رژیم تروریستپرور اکنون به کابوسی برای همه کشورهای جهان حتی همپیمانان خود مبدل شده است.
زمانی حملات تروریستی عناصر سلفی و تروریستهای وهابی در پوشش گروههای جهادی صرفا در محدوده جغرافیایی کوچکی محصور بود ولی اکنون با جهشی ویروسی، گستره وسیعی از جغرافیای جهان را آلوده کرده و از محدوده خاورمیانه فراتر رفته و به آسیای میانه، جنوب شرقی قاره آسیا، افریقا و حتی اروپا نیز رسیده است.
اکنون دیگر زمان اینکه جهان در شناسایی عاملان تروریسم و کشورهای حامی افراطگرایی و خشونت، محل تردید و تامل داشته باشد، گذشته است. امروزه برای همه ملتها آشکار شده که تروریسم لجامگسیختهای که همچون سگ هار به دامن بسیاری از کشورها افتاده و جهان را از شرق تا غرب به ناامنی کشانده، ازکجا تامین و هدایت میشود. تروریسمی که دو دهه پیش، نطفه کثیف آن در اتاقهای عملیاتی مشترک سیا و پنتاگون در واشنگتن بسته شده و به افغانستان منتقل گردید، حوادث ریز و درشت و پرخسارت زیادی را در جهان رقم زد و اکنون همچون یک ویروس غیرقابل کنترل، مناطق زیادی را درگیر و آلوده کرده است.
شاید امروز کوچکترین تردیدی برای مردم جهان درباره شناسایی گردانندگان تروریسم جهانی وجود ندارد و در پی تحولات سالهای اخیر، همه به این نتیجه رسیدهاند که آمریکا و صهیونیسم عامل اصلی ناامنی جهان و به آشوب کشیدهشدن مناطق مختلف هستند و نظرسنجیهای انجام شده توسط موسسات معتبر جهانی نیز دقیقا موید همین امر است ولی سئوال اصلی در این نکته نهفته است که چرا رژیم سعودی تن به این مزدوری و اجرای نقشههای شوم استعماری داده و مجری بدون جیره و مواجب نقشههای شوم صهیونیستی شده است؟
پاسخ این سئوال در چند نکته نهفته است. نخست آنکه رژیم سعودی از ابتدای تاسیس آن توسط دولتهای استعماری، دقیقا برای برهمزدن وحدت میان مسلمانان و با هدف به جان هم انداختن ملتهای اسلامی ایجاد شد و این ایده شوم را در طول سالیان متمادی اجرایی کرد. ضمنا برای تحقق این هدف از عقاید انحرافی ابن تیمیه و وهابیت که اساس خشونت و تکفیر را در جهان اسلام پایهگذاری کردند. نیز به عنوان ابزار فکری و مسخ مذهبی برای دامن زدن به اختلافات استفاده شد.
رژیم سعودی دراین سالها با پولهای بادآورده نفت و درآمدهای سرشار از وجود حرمین شریفین به آموزش،تربیت و تجهیز تررویستهایی با عقاید افراطی اقدام کرده که اکنون با سلاحهای آمریکایی به بمبهای ساعتی خطرناکی برای برهم زدن امنیت جهانی و ترویج ترور و کشتار تبدیل شدهاند.
آنچه امروز تحت عنوان حرکتهای تروریستی وافراطی از لشکرکشی نظامی به بحرین، حمایتهای مالی و تسلیحاتی گسترده برای براندازی نظام سوریه، دخالت در مصر و حمایت از ژنرالهای نظامی، ناامن کردن عراق، یمن، پاکستان، افغانستان، لبنان، کشورهای آسیای میانه، شمال آفریقا و حتی اروپا انجام میشود با قعطیت، حاصل مزدوری رژیم آل سعود و درآمدهای بادآورده نفتی است که در جهت تحقق اهداف ومنافع آمریکا و رژیم صهیونیستی صورت میگیرد. اینکه عربستان امروزه با استفاده آشکاراز ابزار تررویسم، بسیاری از کشورهای خاورمیانه و اسلامی را به کشتارگاهی برای ریختن خون مسلمانان تبدیل کرده، چیزی جز اقدام عملی درراستای تامین منافع بیگانگان نیست، اما آنچه امروزه به تلاشهای خونین دامن زده و آن راتشدید کرده، تلاش این رژیم برای نجات خود از گرداب عمیق مخالفتهای داخلی و بیاعتناییهای خارجی است که کشورهای جهان نسبت به این رژیم مندرس و قرون وسطایی ابراز میدارند.
قطعا چیزی که تاکنون این رژیم غیردمکراتیک و خشونتزا را در سطح جهان و بینالمللی قابل تحمل کرده، سرمایههای هنگفت و پولهایی است که آل سعود در محافل جهانی بذل وبخشش میکند و توانسته باآن مشروعیتی ساختگی و تصنعی برای خود ایجاد کنند ولی در راستای تحولات و بیداریهای اخیر منطقهای، سران این رژیم دریافتهاند که دیگر جایگاهی در میان سایر کشورها و حتی همسایگان و همپیمانان خود ندارد و دیر یا زود باید غزل خداحافظی را خوانده و از صحنه سیاسی خارج شوند. با توجه به این حقیقت است که آل سعود با بکارگیری همه ابزارهای تروریستی، نه تنها خاورمیانه را به حمامی از خون تبدیل کرده بلکه دامنه فتنه انگیزیهای خود رابه دیگر نقاط جهان نیز گسترش داده است.
رژیم سعودی امروز همچون رژیمی در حال سقوط که سعی میکند دیگران و اطرافیان خود را نیز بیثبات کند، در اندیشه توسعه فتنهانگیزی در جهان است و بیمحابا در این مسیر تاریک گام برمیدارد.
بدون شک، این جنون سعودیها برای به راه انداختن حمام خون و آلوده ساختن منطقه، نه تنها علامتی از قدرت رابه همراه ندارد بلکه نشانی از تلاش بینتیجه این رژیم برای تنازع بقا و حذف نشدن از گردونه رژیمهای دیکتاتور عرب است، چیزی که حتی همپیمانان کوچک این رژیم درشورای همکاری خلیج فارس نیز به آن پی بردهاند.
به هر حال مسئولیت این هفته فتنهانگیزی و جنایت درمنطقه و جهان به عهده رژیم سعودی است و سران این رژیم مسبب همه خونهایی است که امروزه از مسلمانها و دیگر انسانها در گوشه و کنار جهان ریخته میشود و باید پاسخگوی آن باشند.