سارا مرادخانی
گروهسیاسی ـ هرچند اندک زمان کوتاهی از توافق ایران و 1+5 میگذرد، اما آنچه در پی این توافق حاصل شد، تغییر ادبیات و نیز تعریف جدید دیپلماسی منطقهای و جهانی است. در حاشیه خلیج فارس کشورهای کوچک شیخنشین که هشت سال گذشته را پشت به ایران گذرانده بودند، اکنون در چینش پازل سیاست خارجی خود تکه گمشدهای به نام «ایران» را یافته و در مناسبات جهانی نیز همین مقدار کافی است که شرکتهای غربی درصددند تا به بازار پرمنفعت ایران که از قبل تحریمها آن را از دست داده بودند را دوباره به دست آورند. اما این همه ماجرای سونامی پس از ژنو هستهای نیست؛ چرا که عربستان و اسراییل روش دیگری را برای ارتباط انتخاب کردهاند. عربستان که از تغییرات منطقه و نظام جهانی بعد از ژنو هستهای ناخشنود است، هر از گاهی با کلماتی از جنس غیر از دیپلماسی سخن میگوید. اکنون نیز شاهزاده «محمد بن نواف بن عبدالعزیز» سفیر عربستان در انگلیس در یادداشتی در روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» گفته است: «سیاستهای غرب در قبال ایران و سوریه یک قمار خطرناک است و عربستان آمادگی دارد به تنهایی برای تأمین امنیت منطقه وارد عمل شود و کشورش آمادگی دارد به تنهایی و بدون کمک غرب علیه این دو کشور وارد عمل شود و به حمایت از مخالفان سوریه ادامه دهد».
در این یادداشت از قول سفیر عربستان در لندن آمده است: «ما معتقدیم که بسیاری از سیاستهای غرب در قبال ایران و سوریه ثبات و امنیت خاورمیانه را در خطر میاندازد. این یک قمار خطرناک است که ما نمیتوانیم ساکت بمانیم و همین طور ساکن نخواهیم ماند. برخی از شرکای غربی ما به جای آنکه دولتهای سوریه و ایران را به چالش بکشند، از اقدام عمل لازم و ضروری در قبال آنها امتناع میورزند. غرب به یک رژیم (سوریه) اجازه احیا داده و به دیگری اجازه داده تا به غنیسازی اورانیوم، با تمام خطرات بعدی تسلیحاتی شدن، ادامه دهد. قیمت صلح وقتی که با این چنین رژیمهایی ساخته شود، چه خواهد بود؟ در نتیجه، عربستان سعودی چارهای جز اینکه در امور بینالمللی مدعی باشد و برای ثبات واقعی منطقه مصممتر از گذشته باشد ندارد. سلطنت خلیج فارس مسئولیت جهانی هم از نظر سیاسی و هم اقتصادی دارد ما برای تحقق این مسئولیتها وارد عمل میشویم، خواه حمایت غرب را داشته باشیم خواه حمایت شرکای غربی را نداشته باشیم». سفیر عربستان در انگلیس در یک کنایهای به «باراک اوباما» رئیسجمهور آمریکا گفت: برای تمام سخنان آنها از «خطوط قرمز». به نظر میرسد شرکای ما همگی آمادگی دارند که امنیت ما را واگذار کنند و ثبات منطقه ما را به خطر بیندازند. این گفتار در واقع کنایهای است به سخنان اوباما که برای هشدار به سوریه در خصوص سلاحهای شیمیایی، از عبارت «خطوط قرمز» استفاده کرد و هشدار داد که به این کشور حمله نظامی میکند اما بعد از آنکه عواقب اقدام نظامی را ارزیابی کرد، از حمله به سوریه اجتناب کرد که خشم سعودیها را برانگیخته شد.
عربستان، ایران را تهدید به جنگ کرد!
ادبیات خلاف اصول دیپلماتیک سران عربستان پیش از این نیز در قالب تهدید ایران به حمله نظامی خود را نشان داده است. «احمد القطان» سفیر عربستان سعودی در مصر دو سال قبل در مصاحبه با شبکه تلویزیونی «الحیات» مصر، ادعا کرد: ما در عربستان سعودی مخصوصا دوره ملک عبدالله و از زمانی که وی ولیعهد بود تلاش کردهایم که دست دوستی را از طرق مختلف بسوی ایران دراز کنیم اما متأسفانه، توطئههای ایران در کشورهای حاشیه خلیج فارس هرگز تمامی ندارد. تا امروز آنها با توهم امپراتوری پارس زندگی میکنند. وی سپس در جملات تهدیدآمیزی گفت: «امیدوارم ایران، قدرت ما را نیازماید زیرا ما توانایی مقابله را داریم؛ امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس، خطر قرمز ما در عربستان سعودی است؛ مطمئناً شما به یاد دارید که عربستان چگونه به حمله کویت پاسخ داد». هرچند طول تاریخ رابطه ایران و عربستان دورانی پرفراز و نشیب را سپری کرده و همواره چه بعد و چه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بیشتر در تنش سپری شده اما پس از انقلاب اسلامی ایران ترس صدور انقلاب و اختلافات ایدئولوژی ریاض با تهران مهمترین عوامل تنشزا در روابط دو کشور بوده و اشتراکات دینی نیز نتوانست آبی بر آتش باشد، اما توافقنامه ژنو بسیاری از معادلات را بر هم زد، سعودی در نتیجه ترس از دست دادن آمریکا در منطقه و ترس موهوم از ایران که طی سالیان گذشته به ایرانهراسی تبدیل شده با اتخاذ مواضع عجولانه و در نهایت تهدید ایران بر طبل این تنش میکوبند.
سفیر ریاض به فرهنگ منطقه بیتوجه است
صباح زنگنه، کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگویی با تابناک در تحلیل سخنان سفیر ریاض در لندن میگوید: این گونه اظهارات از برخی از مقامات جوانتر و شاهزادههای سعودی حاکی از نوعی بیتوجهی به فرهنگ منطقه و شرایط و حتی نسبت به روابط دو کشور ایران و عربستان است و نشان میدهد که جریان افراطی سعی دارد این کشور مسئولان آن را در تنگناهای جدید قرار دهد و از طریق این تنگناها بتوانند به مقاصد سیاسی داخلی خود نائل شوند. وی در ادامه میافزاید: «واضح است که ورود جریانهای مورد حمایت این گروه از شاهزادهها در عراق و سوریه، یک امر پنهانی نیست.» وی گفت: «هم در جهت تامین مالی و هم تسلیحاتی و سازماندهی و رساندن اطلاعات، این مجموعه ممکن است از ابزار کشورهای غربی یا حتی از ترکیه یا اسراییل هم برای پیشبرد نظریهای که در ذهن دارند ـ مبنی بر اینکه اکنون قدرت مالی عربستان باید به قدرت سیاسی منطقهای تبدیل شود ـ استفاده کنند و این مساله از طریق جریانهای تکفیری یا جریانهای دیگری که آمادگی دارند که با کمک مالی عربستان وارد صحنه شوند، میتوانند مفید باشد.» این کارشناس مسائل خاورمیانه میگوید: رفتار عربستان در منطقه در واقع آغاز حرکت یک بومبرنگ است؛ این گونه اقدامات که در قرآن نیز ذکر میشود که هر عملی عکسالعملی خواهد داشت در نهایت این بومبرنگ به سمت پرتابکنندهاش بازمیگردد. اکنون مقامات جوان ریاض متوجه آثار وخیم اقدامات و اظهارات خود نیستند و طبعا نیروهای عاقل و مدبر و با حکمت ریاض که تعداد آنها در حکومت عربستان کم نیست میتوانند از توسعه این اقدامات و بیان این اظهارات جلوگیری کنند.