ایران از نگاه انصاری
خوشبختانه روزنامه ایران برمیگردد به نقطهای که باید باشد، یعنی مسمای منطبق با اسم. روزنامه ایران باید آئینه انعکاس خوبیها، زیباییها، اخبار و خدمات دولت و ترجمان خواست و انتقاد مردم باشد. روزنامه ایران روزنامهای باسابقه و منتسب به منابع عمومی و مردم است و از همین رو انتظار مردم از آن زیاد است. متأسفانه این انتظار در سالهای اخیر آسیب دید و در بعضی موارد روزنامه ایران را به مثابه تریبون تند یک جریان افراطی دیدیم و از این رهگذر تیراژ روزنامه به موازات کاهش اعتبار آن کاهش یافته بود. خوشبختانه رویکرد جدید روزنامه، تحول و تغییراتی که در مدیریت روزنامه و سیاستهای آن به وقوع پیوسته موجب تغییر نگاه مردم به روزنامه شده است. امیدوارم با خلاقیتها و ابتکاراتی که امروز من شاهد بخشهایی از آن بودم چه در شکل و چه در محتوا، بتواند در تراز نام بزرگ ایران به لحاظ کمی و کیفی درخشش پیدا کند. من از مسئول محترم و مدیران روزنامه ایران و همکاران عزیز آن تشکر میکنم. رسانههای مکتوب جایگاه خاص خود را دارند و با وجود رسانههای مجازی، عامه مردم نگاهشان به رسانههای نوشتاری است. البته این انتظار را مردم از همه روزنامههایی دارند که با پول مردم و بیتالمال اداره میشوند. بقیه روزنامههایی که متعلق به بیتالمال هستند نیز باید تغییر نگرش دهند و با گرایش اکثریت مردم خود را وفق دهند.
* شما تاکنون برنامههای مختلفی همچون نشست مشترک بین دولت و مجلس و نشستهای مجمع نمایندگان استانها با رئیسجمهوری را برای تعامل بین دو قوه مجریه و مقننه تدارک دیدهاید. علاوه بر اینها چه برنامههای مشخص دیگری را در دستور کار دارید؟
** متناسب با حوزه فعالیت مجلس در دو عرصه قانونگذاری و نظارت ما برنامههایی را برای تعامل بهتر و بیشتر مجلس و دولت تدارک دیدهایم.
از جمله این برنامهها این است که حضور مسئولان اجرایی و کارشناسان دولت در کمیسیونهای تخصصی مجلس را جدیتر و پررنگتر کنیم تا نظرات دو قوه در لوایح و طرحها به هم نزدیکتر شود. ما در صدد هستیم تا روابط توأم با چالش دولت و مجلس در سالهای گذشته را براساس آئیننامههای مجلس و دولت و قوانین موضوعه بازسازی و نظاممند کنیم.
در این مدت کوتاه عمر دولت یازدهم شاهد طرحهای تقدیمی زیادی از سوی نمایندگان بخصوص طرحهای فوریتدار هستیم که به نظر میرسد یکی از علل آن واکنش به کمکاری دولت گذشته در ارائه لوایح قانونی است.
این طرحهای نمایندگان عمدتاً با مشکلاتی در روند تصویب مواجه میشود مثل تأمین منابع مالی و مغایرت با اصل 75 قانون اساسی. در حالی که اگر در تولید قوانین همراهی و هماهنگی بین دو قوه باشد و لوایح از کانال قانونی خود یعنی دولت ارائه شود هم از پشتوانه کارشناسی بیشتری برخوردار خواهد بود و هم سرعت بیشتری در تصویب پیدا میکند.
بنابر این در حوزه قانونگذاری سعی ما بر این است که لوایح قانونی را بموقع به مجلس ببریم تا مثل گذشته منجر به انباشت لوایح قضایی و تصویب طرح در مجلس نشود. ما فهرستی از الزامات قانونی را تهیه کردهایم و آنجاهایی که باید بین دولت قوه و قوه قضائیه هماهنگی ایجاد شود توسط وزیر محترم دادگستری انجام شده است. علاوه بر تهیه لوایح و ارائه به موقع آنها به مجلس در روند تصویب هم بنایمان بر این است وزرا و کارشناسان حضور جدیتری در مجلس داشته باشند.
* در حوزه نظارتی چه برنامههایی دارید؟ اطلاع دارید که تعداد تذکرات و سؤالات نمایندگان از وزرا در همین مدت کوتاه چقدر بوده است؟
** در این مدت کوتاه آغاز به کار دولت یازدهم نزدیک به 320 سؤال از وزرای مختلف طرح شده است. این تعداد سؤال با این مدت کوتاه غیر متعارف است. لازم است با برنامهریزی و رایزنی بیشتر و نشستهای مشترک دولت و مجلس سؤالات به حداقل برسد چون پاسخگویی به این حجم از سؤالات وقت زیادی از مجلس و دولت را میگیرد. ما اخیراً جلساتی با رئیس و هیأت رئیسه محترم مجلس در این باره داشتهایم. اگر بتوانیم به وضعیتی برسیم که وزرا و مسئولان دولتی در جلسات هماهنگی حضور یابند و این تذکرات در آنجا مطرح شد مثل جلسه غیر علنی که آقای نوبخت درباره لایحه بودجه توضیح داد برداشت مشترک بین دولت و مجلس ایجاد شود تعداد سؤالات و تذکرات هم کم میشود. در مجموع برنامههای ما جهت تعامل بیشتر با مجلس این است که هر گونه مانع در این راه را برداریم و زمینههای همکاری را بیشتر فراهم کنیم.
* برخی معتقدند در تعامل بین قوه مجریه و مقننه، مجلس همپای دولت پیش نرفته است. مثلاً به عدم رأی اعتماد به 3 وزیر ورزش و جوانان اشاره میکنند یا کارت زرد به وزیر اقتصاد و بخصوص تعداد زیاد تذکرات و سؤالات از وزرا را شاهد ادعایشان میآورند. نگاه شما به عنوان معاون پارلمانی رئیسجمهوری به این قبیل رفتارهای مجلس چگونه است؟
** آمار سؤالات و تذکرات بیشتر از حد متعارف است و انتظار دولت از مجلس این است که در آغاز کار دولت مساعدت و همراهی بیشتری شود ولی نباید این مسائل را حمل بر تقابل دولت و مجلس کرد. اقتضائات خاص سیاسی این مقطع از کشور و اقتضائات خاص مجلس با ترکیب سیاسی و تکثر فراکسیونی و از سوی دیگر برنامههای دولت در این زمینه دخالت دارد. دولت در آغاز کار یکسری برنامههایی دارد که با دولت قبل متفاوت است و مجلسی که با دولت قبل خو کرده برای تنظیم روابط با دولت جدید شاید یک مقداری تنش داشته باشد. به نظر من این مواردی که نام بردید خیلی غیر طبیعی نیست.
* باعث دلخوری شما نشده است؟
** نه من سالها در مجلس و دولت بودهام و با این موارد آشنا هستم. البته مطلوب دولت این است که سؤالات و تذکرات کمتر باشد تا وزرا بهتر بتوانند کار خود را پیش ببرند. سؤال از وزیر اقتصاد واقعاً مربوط به ایشان نبود ولی آقای طیبنیا رفتند مجلس و توضیحات خوبی دادند. من فکر میکنم چون سؤال اول و دست گرمی مجلس بود یک مقداری حساس شد.
من اینها را نشانه تنش نمیدانم و با تدابیری که اندیشیده شده انشاءالله بتدریج به سمت متعادل شدن روابط و افزایش همکاریها پیش خواهیم رفت.
* آقای انصاری از نمایندگان حاضر در مجلس، به لحاظ تفکر سیاسی، حمایت و همراهی با دولت یا منتقد دولت بودن، تقسیمبندی خاصی دارید؟
** نمایندگان محترم مجلس فراکسیونهای متعدد دارند که عمدتاً ذیل اصولگرایی تعریف میشوند. نمایندگانی هم هستند که سابقه اصلاحطلبی دارند یا به صورت مستقل آمدهاند ولی فکر میکنم علاقه اکثریت نمایندگان همراهی با دولت باشد. البته رسیدن به نقطه تفاهم در موضوعات مختلف ممکن است زمان ببرد. در دیدارهای مجامع استانی با رئیسجمهوری اشتراک نظر دیده میشود و خیلی مواقع وحدت نظر بوده است. از دید من همه نمایندگان از احترام یکسان برخوردارند. البته دوست داریم فراکسیونهای مجلس با حفظ مواضع اصولی و سیاسی خود تعامل سازندهای را با دولت داشته باشند.
طبیعی است که برخیها محبت بیشتری دارند یا همفکری و کمک بیشتری به دولت میکنند. با همه اینها مجلس در رأی امور است و جایگاه آن را به رسمیت میشناسیم. دولت یازدهم در تعامل با مجلس انضباط و قانونگرایی را به حد اعلا رسانده است. تقدیم اسامی اعضای هیأت دولت در مراسم تحلیف و ارائه بموقع لایحه بودجه علیرغم مشکلات بسیار زیاد نشانههای پایبندی دولت و شخص رئیسجمهوری به قانون و احترام به مجلس است. نمونه دیگر داستان رأی اعتماد به وزیر ورزش و جوانان است که بعد از رأی عدم اعتماد، رئیسجمهوری بلافاصله گزینه دیگری را معرفی کرد و اجازه نداد که از زمان قانونی خود بگذرد.
* در داستان رأی اعتماد به وزرای ورزش و جوانان مسائل مختلفی مطرح شد. برخی هم طولانی شدن آن را متوجه عملکرد شما کردند.
** ما که عاری از ضعف و نقص نیستیم ولی در این موضوع چنین چیزی صحت ندارد. تعداد جلساتی که با کمیسیونها و فراکسیونهای مجلس و جلساتی که خارج از مجلس برای رایزنی و تشریح برنامهها تنظیم کردیم بیسابقه بود. ولی به هر حال نمایندگان نگاهی خاص به وزارت ورزش پیدا کرده بودند و توقعاتی هم بود که من آنها را قبول نداشتم. جلسات علنی مجلس باید مظهر متانت باشد بخصوص جلساتی که پخش مستقیم میشود برای مردم کلاس آموزشی است. آئیننامه مجلس صریحاً منع کرده نمایندگان دولت را که از جایگاه خود برخیزند و به میان نمایندگان بروند. در داستان ورزای ورزش انتقاد شده بود که اگر انصاری بلند میشد و در میان نمایندگان میچرخید شاید 3 رأی لازم را میگرفت. در صورتی که این توهین به نمایندگان است. من این موضوع را در شأن دولت و مجلس نمیدانم به همین خاطر در این موضوع انتقاد وارده را نمیپذیرم.
* شما سابقه معاونت حقوقی و پارلمانی دولت آقای خاتمی را دارید که همزمان بود با مجلس هفتم، معطوف به تجربیات گذشته و مسئولیت جدید شما، چه تفاوتهایی بین مجلس هفتم و نهم میبینید؟
** در مجلس نهم تکثر سیاسی درون جبههای است. اکثریت از یک جناح هستند اما در چند فراکسیون گرد آمدهاند. در این مجلس ایجاد توافق بین خود جریان اصولگرایی سختتر است. اصلاحطلبان در مجلس هفتم بیشتر و فراکسیون قویتری داشتند ولی در مجلس نهم کمتر هستند. مجلس هفتم همزمان بود با بخشی از زمان دولت اصلاحات. رابطه دولت در آن زمان با مجلس خوب بود. تشنجاتی که ما در این 8 سال بخصوص در 4 سال گذشته بین روابط دولت و مجلس دیدیم ـ که اوجش پخش نوار و درگیری مستقیم رئیسجمهوری با رئیس مجلس و کلیت مجلس بود ـ در مجلس هفتم نبود.
* آقای خاتمی رئیسجمهوری بودند که با مجلس اصولگرای هفتم کار کردند و آقای روحانی هم رئیسجمهوری هستند که با مجلس اصولگرای نهم کار میکنند. در تعامل با مجلس، چه شباهتهایی بین این دو وجود دارد؟
** وجوه مشترک زیادی بین جناب آقای خاتمی و جناب آقای روحانی در خصوص تعامل با مجلس وجود دارد که من دو نکته را برجستهتر میدانم. اول این که هر دو این بزرگواران بر قانونگرایی تأکید داشته و دارند و به اجرای قوانین احترام میگذاشتند و میگذارند. نکته دیگر که هم آقای خاتمی و هم آقای روحانی در آن مشترک هستند سابقه حضور در مجلس است. هر دو اقتضائات نمایندگی مجلس را میشناسند بخصوص جناب آقای روحانی که 5 دوره نماینده مجلس و عضو هیأت رئیسه بودند. از امتیازات دولت آقای روحانی این است که 9 نفر از اعضای کابینه سابقه حضور در مجلس را دارند. این البته در دولت آقای خاتمی هم بود ولی در دولت آقای روحانی برجستهتر است که کمک میکند به تلطیف و توسعه روابط بین دو قوه.
* زمانی که شما نماینده مجلس بودید کارت هدیه به شکل امروزی نبوده، ولی کمک از جاهایی میگرفتید که بین مردم پخش کنید؟
** روابط بین مجالس و دولتها تفاوت کرده است. من نه از جایگاه معاون رئیسجمهوری بلکه به عنوان نماینده ادوار اگر بخواهم آسیبشناسی کنم صحبتهایی دارم. مجلس اول به رغم این که تجربه اول بود ولی از هر نظر در تراز خوبی قرار داشت. به تدریج توقعاتی در جامعه از نمایندگان ایجاد شده که مرتبط با حوزه وظایف مستقیم آنها یعنی قانونگذاری و نظارت نیست. حجم مراجعات آنقدر زیاد است که نمایندگان مجبور به پیگیری آن میشوند. از دید من وضع مطلوب آن است که ساختارها اصلاح شود و دستگاهها همه وظایف خود را به خوبی انجام دهند که مردم برای برخورداری از وام و درمان و کار و... نیاز به معرفی نمایندگان نداشته باشند.
این نوعی پارتیبازی است ولی بالاخره تا آن زمان که ساختارها بخواهد اصلاح شود، این مراجعات و توقعات هست. به نظر من هر چه به جلو آمدهایم حجم این نوع مراجعات به نمایندگان زیادتر شده است و از این رهگذر ممکن است چند نفر اشتباه هم کنند و دچار آسیب شوند و در نهایت به کلیت مجلس یا دولت هم آسیب بزنند. در گذشته این قضایا کمتر بود. اگر مهار نشود و جامعه در خصوص وظایف نمایندگان توجیه نشود هم نمایندگان به زحمت مضاعف میافتند و هم ممکن است زمینههای نامناسبی از ناحیه این ارتباطات به وجود بیاید.
* آقای انصاری برخی جریانها و رسانههای همسو با آنها در خصوص روابط بین آیتالله هاشمی رفسنجانی و رئیسجمهوری بحثهای حاشیهای مطرح و ادعا میکنند که هاشمی سایه سنگینی بر دولت دارد. شما که از نزدیک با این دو کار میکنید بفرمایید که این ادعاها با چه هدفی بیان میشود؟
** کسانی که این حرفها را مطرح میکنند یا شناختی از شخصیت آیتالله هاشمی و جناب آقای دکتر روحانی ندارند یا شناخت دارند ولی با اغراض سیاسی بیان میکنند. روابط دوستانه، انقلابی و همکاریهای گسترده قبل و بعد از انقلاب بین ایشان بوده است. هر دو از یاران امام بودهاند و طبیعی است که رابطه 50 ساله دو شخصیت برجسته روحانی به گونهای است که حتماً هر کمکی از دستشان برآید به همدیگر میکنند و مشورت به هم میدهند، از این باب این ارتباط مثبت است. همه میدانند که تجربه و شخصیت و منش آقای روحانی به گونهای نیست که خارج از اقتضائات ریاست جمهوری تأثیر و تأثراتی داشته باشند. آیتالله هاشمی هم چنین توقعی را از هیچ دولتی نداشتهاند. من هم به عنوان فردی که در خدمت آقای هاشمی و آقای روحانی و هم در جریان انتخابات ریاست جمهوری بودم، این موضوع را درست نمیدانم.
اجازه دهید حرف دلم را بگویم. احساس میکنم جریانهایی در کشور از رفاقت و همراهی و همدلی مسئولان عالی نظام ناراحت هستند و از این که بشنوند همه شخصیتها و جریانها به رهبری نظام نزدیک هستند و در جهت اداره کشور و خدمت به مردم با هم همکاری دارند. ناراحت هستند، تلاش میکنند در محافل شخصی یا رسانههای خود طوری القا کنند که مثلاً فلان مسئول با رهبری زاویه دارد. در سطوح پایینتر القا میکنند که بین هاشمی با دولت یا دولت و مجلس یا قوه قضائیه اختلاف است و همواره بر طبل تفرقه میکوبند. بالاتر از این اصلاً بعضیها غم و اشک را در چشم مردم راحتتر تحمل میکنند تا خنده، نشاط و امید. این یا بیماری است که خدا شفا بدهد یا غرضورزی است که خدا هدایت کند انشاءالله.
امروز فضایی امیدبخشی در جامعه ایجاد شده و یکی از عوامل آن همین است که مردم میبینند در سطوح عالی روابط مناسبی بین قوا توأم با احترام و انجام وظایف برقرار است. دیگر از بدگویی و بدخویی و اتهامافکنی علیه یکدیگر در سطح سران قوا خبری نیست من به عنوان یک عنصر سیاسی هم میگویم که متأسفانه میبینم هر گامی برداشته میشود برای نزدیک شدن جریانهای سیاسی به یکدیگر و نزدیکتر شدن آنها به قاعده و قائمه نظام و رفع کدورتها و سوءتفاهمها، عدهای آشفته میشوند. گویی یک عدهای نانشان در دعواست. این یک بیماری و بداخلاقی سیاسی است و امیدوارم فضای کشور بتدریج معطر به اخلاق و برادری اسلامی شود.
* خود دولت برای رفع کدورتها برنامه خاصی داشته یا دارد؟
** رفتار دولت از ابتدا در همین مدار بوده است. از ترکیب سیاسی دولت گرفته تا منشور اعتدال و اساساً طرح شعار اعتدال در برابر افراطگری گام عملی برای رفع کدورتها و نزدیکی جریانها به یکدیگر بوده است. امیدوارم به نقطهای برسیم که همه عوامل کدورت از جامعه رخت بربندد. سالها سعی بر خصومت و نفرتافکنی بین جریانها شده افراد یکدیگر را با استفاده از رسانه، تخریب میکردند. این فضای شبههافکنی و اتهامزنی سالها گناه رایج در فضای سیاسی کشور بود. خوشبختانه از انتخابات ریاست جمهوری به بعد شاهد فروکش کردن این گناه و معصیت در عرصه رسانهها و روابط جریانهای سیاسی هستیم البته به طور نسبی. این دستاورد بزرگی است که همه باید آن را پاس بدارند و تقویت کنند.