مهدی جعفری: وضعیت اصلاحطلبان در ماههای منتهی به انتخابات را شاید به سختی بتوان با موقعیت کنونی آنان مقایسه کرد. اصلاحطلبان در چند ماه منتهی به انتخابات تحت فشار زیادی قرار داشتند و ضعفهایشان روندی تقویتی داشت. احزاب اصلاحطلب کم کار بودند و در غیاب احزاب اصلی، حزبهای کوچکتر نیز فعالیت ناچیزی میکردند؛ شاید فقط گاهی از حوزه جوانان و دانشجویان اصلاحطلبان خبرهایی از کار تشکیلاتی به گوش میرسد. رسانهها و شخصیتهای سیاسی جریان اصلاحات هم اوضاع بهتری نداشتند. شاید خود اصلاحطلبان هم باور نداشتند که رئیسجمهور بعدی کسی باشد جدای از جریان اصولگرایی. در عین حال اصلاحطلبان با توجه به پایگاه اجتماعی قوی که در سطح کشور داشتند، در انتخابات ریاستجمهوری بنا را بر این گذاشته بودند که به نحوی عمل کنند تا پس از انتخابات فضای مناسبی پیدا کنند و بتوانند به بازسازی تشکیلاتی بپردازند.
اما چرخ سیاست بهگونهای گشت که کاندیدای مورد حمایت اصلاحطلبان به دولت رسید. حضور جدی محمدرضا عارف در انتخابات توانست بار دیگر مواضع جریان اصلاحات را در معرض نمایش مردم بگذارد و همچنین انصراف وی در روزهای آخر باعث شد تا رای جامعه اصلاحطلبی به سبد حسن روحانی سرازیر شود. در این میان البته از حمایت سید محمد خاتمی نیز نباید غافل شد که در کنار حمایت آیتا...هاشمیرفسنجانی از روحانی عامل تاثیرگذاری شد برای آنکه نتیجه انتخابات 24 خرداد آنطور شود که دیدیم. پس از انتخابات 24 خرداد شاید تا چند روز رسانهها و گروههای سیاسی در شوک بودند اما پس از آن عکس العمل جریان اصولگرا جالب توجه بود. به نحوی که حتی روزنامه کیهان نیز در چند روز بعد بهگونهای موضع گیری میکرد که گویا اساسا کاندیدایی مانند سعید جلیلی به ریاستجمهوری رسیده و حسن روحانی را گزینه اصولگرایان معرفی میکرد.
این در حالی بود که تمام کاندیداهای جریان اصولگرا مجموعا رای کمتری از حسن روحانی داشتند و این اصلاحطلبان بودند که در تاکتیکی موفق با انصراف عارف باعث پیروزی روحانی شدند. حتی بدنه ستادی حسن روحانی نیز که پس از عدم تایید صلاحیت آیتا...هاشمیرفسنجانی در بهت بود، پس از چند روز بدنه ستادی خود را بازیابی و کاندیداهای خود را تقویت کرد به نحوی که اساس تشکیلات ستاد انتخاباتی حسن روحانی را نیروهای اصلاحطلب تشکیل میدادند که این امر با فعالیت جدی و موثر جوانان، کاملا آشکار و هویدا بود. اما پس از آن 8 سال که دولت و مجلس در اختیار و هماهنگ با اصولگرایان بود، جامعه ایرانی شاهد اوضاع اقتصادی مناسبی نشد. رواج بداخلاقیهای سیاسی، رکود اقتصادی و صنعتی، تورم و بیکاری و وضعیت فرهنگی موجود حاصل 8 سال مدیریت اصولگرایان بود که وقتی پیش از آن در قدرت نبودند ادعاهای آنچنانی در امر کشورداری میکردند. با این اوضاع شاید حسن روحانی در یکی از سختترین شرایط به ریاستجمهوری رسید و پیش از هر چیز از وی و دولتش انتظار میرفت که فکری به حال اقتصاد بیمار کشور کند.
نگاه اصلاحطلبان و اصولگرایان به دولت اعتدال
حسن روحانی اما شاید عامل اصلی مشکلات اقتصادی را به درستی شناسایی کرد. وی اصلاح روندهای سیاست گذاری و تصمیم سازی اقتصادی را پیش گرفت و از همه مهمتر آنکه مساله تحریمهای ناشی از تنشهای کشورمان با کشورهای خارجی را مدنظر قرار داد. روحانی تیم سیاست خارجه خود را از زبدهترین و کارکشتهترین دیپلماتها انتخاب کرد که به نظر نمیرسد اکنون هم از انتخاب ظریف به عنوان وزیر خارجه پشیمان باشد. در حال حاضر اصلاحطلبان به مطلوب خود رسیدهاند و فضایی برای بازسازی نیروهای خود پیدا کردهاند اما در میان اصولگرایان در خصوص رویکردشان به دولت تشتت دیده میشود. برخی اصولگرایان با درک وضعیت کشور، سعی بر حمایت از دولت دارند که بتواند مشکلاتی که ناشی از سوءمدیریتهای پیشین بوده را مرتفع کند.
اما جریاناتی هم در میان محافظهکاران هستند که همچنان سعی دارند شکست در انتخابات را جبران کرده و به انحای گوناگون در مسیر انجام برنامهها سنگاندازی کنند. به نظر میرسد که جریانات تندرو هنوز هم منافع جناحی و فردی خود را ترجیح میدهند و با ترجیع بند قرار دادن کلمه «فتنه» در ادبیات خود سعی دارند که کاسبکارانه با این چوب دیگران را کنار بزنند. سید محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات نیز چندی پیش گفته بود: هنگام نقد نباید فقط سراغ دولت بروید.دولت توسعهگرا و برآمده از خواست مردم و اهل تحمل است. در ابتدا برای نقد باید سراغ بخشهایی از قدرت بروید که تحمل کمتری دارد. «بحمدا... در انتخابات اخیر حادثه مبارکی رخ داد که شما جوانان بخصوص در آن نقش داشتید و در درجه اول آنچه نشد اهمیت دارد.» وی در ادامه اظهار کرد:
«همت و رای مردم باعث شد آن چیزی که اگر اتفاق میافتاد بد بود اتفاق نیفتد، دولتی سر کار بیاید با جهتگیریهای کاملا روشن. الان هم که ما امیدوارکننده حرفی میزنیم هیچ توقعی نداریم جز اینکه پایبندی باشد به همان شعارها و رویکردها و جهتگیریهایی که بود و مردم به آن رای دادند.» رئیس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد: «امروز همه احساس میکنند که فضا تغییرکرده است و واقعا باید قدر فرصت پیش آمده را برای انقلاب و کشور دانست. شما و ما نباید خیلی ایدهآل فکر کنیم باید با توجه به واقعیتها سعی کرد که انشاءا... امور به خوبی پیش برود.» وی ادامه داد: «خیال نکنید دولتی که سر کار میآید هر آن چه را که میخواهد میتواند انجام دهد خیلی چیزها را نمیتواند انجام دهد. باید امکانات و نیز موانع را در نظر گرفت و واقعبینانه داوری کرد. الان وقتی خودم را جای آقایان میگذارم درک میکنم که چقدر مشکلات سنگین است. مشکلات بسیار زیاد است و توقعات فراوان و کسانی هم باحسن نیت یا سوءنیت ممکن است به انتظارات و توقعات دامن بزنند ولی باید دید در مقام عمل چه چیزشدنی است و در شدنیها اولویت کدام است؟» خاتمی گفت:
«به عنوان نمونه عرض بکنم برای اینکه توجیه شوید چگونه با مسائل برخورد کنید. به قول مسئولان محترم 210 هزار میلیارد تومان بودجه سال 92 بوده است یعنی دولت باید همین مقدار درآمد داشته باشد و آن را هزینه بکند. بودجه جاری کشور هم 128هزار میلیارد بوده است، یعنی حقوق و مزایا و یارانهها و... دوستان میگویند ممکن است تا آخر سال بتوان حدود 100 هزار میلیارد تومان درآمد داشت؛ با این کسری بودجه واقعا اداره مملکت دشوار است. میخواهم شما را متوجه مشکلات کنم تا در برخورد با مسائل و طرح مطالبات واقعبین باشید.»
رئیس دولت اصلاحات افزود: «قرار بوده است حاملهای انرژی از اول سال گران شود که نکردهاند و در حالی که بخش مهمی از یارانهها را باید از این محل پرداخت کنند دولت مجبور است برای نیمسال دوم قیمت انرژی را بالا ببرد و این یعنی گرانی بیشتر که چارهای هم نیست.» رئیسجمهور اسبق کشورمان تاکید کرد: «این دولت نمیتواند بهصورت معجزهآسا یک شبه همه چیز را درست بکند، ما نباید به طلبکار از دولت دامن بزنیم.» آنچه به نظر میرسد اینکه اصلاحطلبان و اصولگرایان معقول با حمایت توام با نقد منصفانه، دولت را در پیشبرد برنامههای ملی خود یاری میدهند برخلاف گروههای افراطی که همچنان به رفتارهای خود ادامه میدهند. آنچه در این میان اهمیت دارد، دقت نظر جامعه روی رفتار سیاسیون و همچنین مشارکت سیاسی و اجتماعی آنان است که بهروزی کشور نیازمند همین امر است. باید دید که تلاشهای دولت تدبیر و امید تا چه حد موفق خواهد بود و اصلاحطلبان در آینده چه جایگاهی را در نقشه سیاسی کشور برای خود ایجاد خواهند کرد.