"بدون شک اسرائیل و عربستان دولتهای سر خودی هستند. آنها از پلیدترین دولتهای جهان هستند، به ارزشهای دموکراتیک پشت کرده و به حاکمیت قانون بیتوجهاند."
به گزارش ایسنا، استفن لندمن، تحلیلگر پایگاه اینترنتی گلوبال ریسرچ به بررسی اهداف مشترک اسرائیل و عربستان در منطقه پرداخته و مینویسد: "این دو دولت، جنایتهای فجیعی علیه بشریت و حقوق غیر نظامیان مرتکب میشوند. آنها مسئول جنایتهایی هستند که هر روز علیه بشریت صورت میگیرند.
این دو دولت در جنگهای سلطه طلبانه آمریکا شریک هستند و خود نیز شرکای عجیبی هستند. شاید آنها در حال ادغام نیروهایشان باشند. این دو دولت روابط رسمی ندارند اما کانالهای محرمانه جایگزین آن شده است.
در تاریخ 12 مهر، شبکه دو تلویزیون اسرائیل گزارش داد که مقامات ارشد امنیتی این دولت با یک همتای عالی رتبه از یک کشور حوزه خلیج (فارس) در بیتالمقدس دیدار کردند.
نام مقام عرب ذکر نشد اما گفته میشود که او بندر بن سلطان، شاهزاده عربستان بوده است. او به نمایندگی از دولت عربستان در جنگ آمریکا علیه سوریه دخیل است. اسرائیل نیز به همین ترتیب به آمریکا فشار میآورد.
سفر بندر به اراضی اشغالی، یک تابوی 10 ساله را شکست. این اولین باری است که یک مقام عربستانی به اسرائیل سفر میکند.
گفته میشود که پیش از این هیچکس چنین اقدامی نکرده بود.
اما بندر بن سلطان این کار را در خفا انجام داد. او به بیتالمقدس رفت تا درخصوص منافع مشترک دو طرف گفتوگو کند. این منافع شامل سرنگونی اسد و مقابله با ایران است.
پوشاندن جامه عمل به این اهداف، نیازمند تشکیل یک اتحاد تاریک است که شامل آمریکا نیز میشود که به این ترتیب از این بدتر نمیشود. این اتحاد به وضوح محور شرارت است.
پول عربستان در کنار جنگ طلبی اسرائیل و آمریکا، دردسری کشنده و منحوس به وجود میآورد.
خبرگزاری یونایتدپرس در تاریخ 17 مهر در تیتر خبر خود نوشت: عربستان از نیروهای جدید شورشی برای جنگ با بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه حمایت مالی میکند.
آنها در حال سربازگیری، سرمایهگذاری و تجهیز افراطیون سلفی هستند. ریاض به دنبال این است که مانند عراق، سنیها را علیه شیعیان تحریک کند و این کار با سرنگونی دولت اسد صورت میگیرد.
مایکل ویس، تحلیلگر خاورمیانه در این خصوص میگوید: مقامات عربستان اقدامات گستردهای را اتخاذ کردهاند تا با فعال کردن یک کادر رهبری جدید در شکل شورشیان افراطی سلفی که در زیر چتر اسلام متهد شدهاند، آمریکا را فریب دهد.
آنها 50 تیپ و چند هزار جنگجو را تحت ساختاری جدید معرفی کردهاند که توسط زهران علوش هدایت میشود. او رهبری تیپ لواء الاسلام را که قویترین دسته سلفی است برعهده دارد. پدر او عبدلله محمد علوش یک روحانی سلفی بود.
احرارالشام با جبهه النصره عملیات مشترک انجام میدهد. این گروه قطعنامه صلح را رد کرده و با اسد مذکره نمیکند. در تیر سال گذشته گروه لواء الاسلام، داود راجهه، وزیر دفاع، آصف شوکت، معاون وزیر دفاع و حسن ترکمنی، معاون رئیسجمهور سوریه را ترور کردند.
خبرگزاری یونایتدپرس به نقل از یک تحلیلگر حامی رژیم عربستان به نام جمال خشوجی نوشت: برای ما در عربستان، بدترین سناریو باقی ماندن اسد است، او باید برود. بندر بن سلطان، ریاست تشکیلات جاسوسی عربستان را برعهده دارد.
او پیشتر سفیر عربستان در آمریکا بود و 22 سال خدمت کرد و استاد توطئه چینی و دسیسه در منطقه است. بندر در تیرماه سعی کرد که به ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه رشوه بدهد. او در قبال میلیاردها دلار خرید نظامی از روسیه و محرکهای اقتصادی، از پوتین میخواست که دست از حمایت اسد بردارد.
اما انتخاب بندر اشتباه بود. پوتین خود را نمیفروشد. او به خاطر پول خونین، سوریه را تنها نمیگذارد. به همین ترتیب پاسخ پوتین به بندر منفی بود. اما اسرائیل خریدار چیزی است که بندر میفروشد. آنها به همراه آمریکا یک اتحاد جهنمی تشکیل میدهند. پیشبینی میشود که دیگر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و اردن نیز وارد این اتحاد شوند.
اسرائیل و عربستان، ترکیب عجیبی را تشکیل میدهند. اسرائیل یک دولت عمدتا یهودی سکولار است و عربستان مرکز سنیهای وهابی است که سرشار از افراطیگری میباشند. عربستان خصومت عجیبی با شیعه و کشورهای سکولار عربی دارد. حکومت علوی اسد نیز برای آنها قابل قبول نیست و خواهان سرنگونی او هستند.
عربستان میخواهد که اسلام خود را جایگزین مذهب شیعه ایران کند و اسرائیل نیز به دنبال از میان برداشتن یک رقیب منطقهای است.
کشورهای خود سر این سیاست را در پیش میگیرند. آنها از اقدامات افراطی برای رسیدن به اهدافشان استفاده میکنند و جنگ یک راهبرد معمول در این راستا است.
رژیمهای اسرائیل و عربستان مسئولیت اقداماتشان را نمیپذیرند، از برخورد منصفانه و عادلانه با دیگران خودداری کرده و میخواهند که اغتشاشات در کشورهای عربی ادامه داشته باشند. آنها نمیخواهند که بهار عربی در کشورها به نتیجه مثبت برسد.
آنها واهمه دارند که این بهار عربی شایع شده و به خود آنها تاثیر گذارد. آنها از کودتا علیه محمد مرسی، رئیس جمهوری مخلوع مصر از اخوان المسلمین حمایت کردند.
آنها میخواهند که دسته بندیهای سنی و شیعه، فاصله بیشتری بگیرد. به اعتقاد آنها درگیری و عدم ثبات، کارایی خوبی دارد. از دیدگاه آنها، قطعنامههای صلح و ثبات به صورت راهبردی آنها را شکست میدهد.
احتمالا عربستان و اسرائیل معتقدند که متحد شدن، فرصتهای بیشتری برای منفعت بردن برای آنها به وجود میآورد.
در سال 1375 ریجارد پرله، داگلاس فیث، دیوید وورمسر و دیگر نومحافظه کاران افراطی، یک راهبرد جدید برای حفاظت از قلمرو معرفی کردند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل پیش از دوره اول ریاستش، خواهان مجموعه جدیدی از ایدهها شد، نومحافظه کران افراطی پیشنهاد دادند که صلح طلبی کنار گذاشته شود.
آنها خواستار جدا کردن شیعیان جنوب لبنان، از ایران و سوریه شدند.
آنها نوشتند: اسرائیل میتواند در مشارکت با ترکیه و اردن و با تضعیف و عقب راندن سوریه، محیط راهبردی خود را شکل دهد. در این راستا میتوان بر سرنگونی صدام حسین در عراق نیز تمرکز کرد.
با توجه به ماهیت دولت دمشق (که اکنون نیز تقریبا به همان ترتیب است)، اینکه اسرائیل شعار صلح کامل را کنار گذاشته و به دنبال تسلط بر سوریه باشد، طبیعی و اخلاقی است.
این گزارش تغییر در مانیفست یک رژیم بود، در عراق و لیبی اجرا شد، اما هیچ کدام مطابق میل نبود. شیعه عراق صدام را تغییر داد. شبه نظامیان داخلی بیشترین بخشهای لیبی را کنترل میکنند. خشونت در هر دو کشور افسار گسیخته است.
بیماری مسری به سرعت پخش میشود، کشورهای همسایه نیز تاثیر میپذیرند.
راهبردی که برای اسرائیل معرفی شد، سوریه، ایران، حزبالله و حماس فلسطین را هدف قرار میدهد. تاکتیکهای این راهبرد شامل اطلاعات کذب برنامه ریزی شده، حمایت از گروههای مخالف داخلی و خارجی و دیگر اقدامات بیثباتکننده میشود.
دنبال کردن چنین دستور کاری، خطر سقوط کل منطقه به درگیری و جنگ جهانی را در پی دارد.
توقف فجایع احتمالی جنگ، اولویت اول است و مهمترین چیز اتخاذ به موقع چنین اقدامی است."