محسن عبدالهی / کارشناس ارشد مطالعات آمریکا
نوامبر امسال همچون بسیاری از نوامبرها، شاهد برگزاری انتخابات در آمریکا بودیم. رقابتهایی که به عقیده بسیاری از کارشناسان، مقدمهای برای پیشبینی نتایج انتخابات میاندورهای سال آینده میلادی خواهد بود. برخی با رصد این انتخابات و نتایج آن برآنند تا سمت و سوی اقبال عمومی را برای رقابتهای انتخاباتی کنگره در سال 2014 و حتی انتخابات سراسری 2016 مشخص کنند.
5 نوامبر در چندین ایالت آمریکا انتخابات مختلف برگزار شد. در دو ایالت نیوجرسی و ویرجینیا، رقابت بین دو حزب اصلی جمهوریخواه و دموکرات بر سر تصاحب کرسی فرمانداری بود و در شهر بسیار مهم و نزدیک به آنها یعنی نیویورک، انتخابات شهرداری برگزار شد. نتایج هر یک از این انتخاباتها بسیار حائز اهمیت است. از ایالت نیوجرسی «کریس کریستی» برای یک دوره دیگر توانست پست فرمانداری را از آن خود کند.
کریستی یک جمهوریخواه میانهرو محسوب میشود و بنا بر شواهد بسیار، وی خود را آماده کاندیداتوری از حزب جمهوریخواه برای رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری 2016 میکند. قضیه آنقدر جدی است که برخی از رسانهها از عزم وی برای کاهش وزن خبر دادهاند. رایدهندگان آمریکایی علاوه بر برنامههای متقاضیان ورود به کاخ سفید، به دقت به مسایلی نظیر خانواده، زندگی شخصی و حتی وضعیت و شکل و شمایل فیزیکی کاندیداها توجه میکنند.
از همینرو کریستی 51ساله علاوه بر سازماندهی تیم و برنامههایش، بهبود وضعیت فیزیکی را نیز در اولویت خود قرار داده است. از سوی دیگر با ابقای وی در سمت فرمانداری نیوجرسی، احتمال ریاست وی بر انجمن فرمانداران جمهوریخواه قوت گرفته و از همین جایگاه وی میتواند در کمیته ملی جمهوریخواهان مراتب ترقی را طی کرده و در سه سالی که تا انتخابات باقی مانده، نظر جناحهای مختلف حزب را به خود جلب کند.
انتخابات نیوجرسی از دو زاویه دیگر نیز مهم است. نخست نتایج و درصد رای برنده این کاندیدای پیروز و مفهوم آن برای انتخابات 2014 است. شکست رقیب دموکرات یعنی خانم «باربارا بوونو» از کریستی با اختلاف بسیار زیاد (38 در مقابل 60درصد) میتواند تا حدود زیادی جو عمومی برای انتخابات سال آینده در این ایالت را مشخص کند. با نگاه دقیقتر به الگوی رای، در مییابیم از 21 ناحیه در ایالت نیوجرسی، دموکراتها تنها موفق شدند در دو ناحیه پیروز شوند که این روند برای آنها در انتخابات آتی برای مجلس نمایندگان که اعضای آن از نواحی و بخشهای هر ایالت انتخاب میشوند بسیار ناامیدکننده است، خصوصا اینکه اکثریت مردم این ایالت به حزب دموکرات متمایل بوده و ایالتی نسبتا آبی محسوب میشود.
از یاد نبریم هماکنون برنامههای اصلی رییسجمهور دموکرات آمریکا از سوی جمهوریخواهان خانه نمایندگان خصوصا اعضای تندرو جنبش موسوم به تیپارتی مورد انتقاد بوده و بسیاری از این برنامهها با موانع جدی برای طی کردن فرآیند قانونسازی مواجه هستند.
زاویه دوم پیامد انتخاب کریس کریستی برای حزب جمهوریخواه هست. از فردای انتخاب دوم «باراک اوباما» بهعنوان رییسجمهور، نام شخصیتهای مهم سیاسی بهعنوان نامزدهای بالقوه رقابتهای 2016 شنیده میشود. برای مثال در حزب رقیب کریستی، یعنی دموکراتها افرادی نظیر «هیلاری کلینتون» و «جو بایدن» از جمله محتملترین گزینهها برای جانشینی اوباما محسوب میشوند. در حزب جمهوریخواه نیز «تد کروز» سناتور جوان و 42ساله از ایالت تگزاس، یکی از چهرههای محتمل است که با توجه به وابستگی وی به جناح تندرو یعنی تیپارتی، جلب توجه فراوانی کرده است.
تمایل کلیت حزب جمهوریخواه به چهرههایی نظیر فرماندار نیوجرسی که از میانهروهای حزب محسوب میشود به معنای تضعیف تندروها و عزم سران و جناحهای مختلف حزب جمهوریخواه برای پرهیز از تندروی و اتخاذ رویکردی میانهروتر خواهد بود. البته این مساله هنوز به صورت کامل رنگ واقعیت به خود نگرفته اما نشانههایی از بروز عقلانیت در بین دستههای مختلف حزب به چشم میخورد.
انتخابات فرمانداری ویرجینیا صحنه رقابت نفسگیر «تری مکآلیف» از حزب دموکرات و «کن کاچینلی» از حزب جمهوریخواه بود. نکته اول اینکه ویرجینیا تنها ایالت در بین 50 ایالت آمریکاست که طبق قانون اساسی آن فرماندار تنها حق انتخابشدن برای یک دوره را دارد و نمیتواند برای بیش از یکبار نامزد این پست شود. با این حساب معمولا در هر دوره، رقابتها داغ است؛ برخلاف آنچه در انتخابات نیوجرسی شاهد بودیم و تقریبا مسجل بود که کریستی رای لازم را از آن خود خواهد کرد و فقط میزان فاصله با رقیب جای بحث و جدل بود.
تا دو هفته پیش از انتخابات، نظرسنجیها از فاصله حدود 20درصدی مک آلیف با رقیب جمهوریخواه خود حکایت داشت اما در این فاصله مساله اجرای قانون بیمه خدمات درمانی اوباما (OBAMACARE) و اشکال اساسی در وبسایت مربوطه، موجب ریزش شدید رای وی شد و شاید اگر انتخابات چند روزی دیرتر برگزار میشد یا حضور شخص اوباما در جمع هواداران مک آلیف در آرلینگتون به تاریخ 3 نوامبر نبود، چه بسا کاچینلی جمهوریخواه برنده این رقابت بود.
باید گفت از یک سو کاچینلی به شدت از نقایص و سوءمدیریت دولت اوباما در بحث بیمه خدمات درمانی کمال استفاده را کرد و شدیدا به این بهانه علیه رقیب خود زبان به انتقاد گشود و در مقابل، دموکراتها و اوباما، با پیشکشیدن بحث تعطیلی دولت فدرال و مقصر جلوهدادن اعضای تیپارتی، سعی کردند تا انتخابات را تبدیل به رفراندومی علیه جنبش تیپارتی کنند.
بهویژه اینکه کاچینلی از جمله محافظهکاران حزب جمهوریخواه بوده و ارتباط نزدیکی با جنبش تیپارتی دارد و به نوعی نمایندگی این جنبش را در این دوره از انتخابات برعهده داشت. مک آلیف با 47/7 درصد از کاچینلی با 45/3 درصد پیش افتاد و پیروز شد. رای نزدیک این دو نفر نشان میدهد که نقشه اوباما برای الگوسازی از شکست جمهوریخواهان خصوصا تندروهای این حزب برای انتخابات سال آینده کنگره و تصاحب مجلس نمایندگان چندان موفقیتآمیز نبوده است.
از طرفی از سال 1977 تا 2013، هیچ نامزدی از حزب رییسجمهور وقت در انتخابات فرمانداری ویرجینیا رای نیاورده بود که این الگو در این دوره نقض شد. بنابراین تلاش جمهوریخواهان نیز برای الگوسازی از این انتخابات چندان به سرانجامی نرسید و آنها نتوانستند از نتیجه این رقابت برای طرح شکست برنامههای حزب رقیب خود در سطح فدرال و محلی بهرهبرداری لازم کنند.
انتخابات سوم و بسیار جالب دیگر در شهر نیویورک برگزار شد. اگرچه مقیاس این انتخابات در سطح شهر بود اما شاید توجه به آن و پیامدهای آن از این شهر فراتر باشد. به نظر میرسد امیدوارکنندهترین نتیجه انتخاباتی در 5 نوامبر برای اوباما و دوستانش در شهر سیب بزرگ رقم خورد. دموکراتها توانستند بعد از 20 سال در انتخابات شهرداری پیروز شوند. تا پیش از این، شهردار از حزب جمهوریخواه بود یا همچون 12 سال گذشته ریاست شهر بر عهده مایکل بلومبرگ مستقل اما متمایل به جمهوریخواهان بود.
چرایی اینکه در نیویورک نسبت آبیها به قرمزها شش به یک است اما دو دهه نامزدهای آبی برای کسب کرسی شهرداری ناکام ماندهاند خود داستان و بحث مجزا داشته و میطلبد تا در مطلب جداگانه علل و ریشههای آن بررسی شود. به هر حال آنچه الگوی انتخابات امسال نیویورک را پراهمیت میکند، تمایل دموکراتها و دستگاههای تبلیغاتی آنها برای تسری نتایج انتخابات شهر به رقابتهای سال آینده است.
دموکراتها سعی کردهاند از اقبال عمومی نسبت به حزب سخن گفته و با پیشکشیدن تعطیلی دولت فدرال - که بنا بر نظرسنجیها، مقصر اصلی آن حزب جمهوریخواه و به ویژه اعضای تندرو آن نظیر جنبش تیپارتی بودند –افکار عمومی را علیه حزب رقیب خود برانگیخته و برای تصاحب اکثریت کنگره خصوصا در مجلس نمایندگان زمینهچینیهای لازم کنند.
غافل از اینکه اگرچه مساله تعطیلی دولت فدرال ضربه سختی به چهره جمهوریخواهان بود، اما ناکارآمدی دولت اوباما در اجراییکردن بیمه خدماتدرمانی، بهعنوان تعدیلکننده این روند عمل کرده که در بحث نتیجهگیری همین مطلب مفصلا به آن پرداخته خواهد شد. دسته آخر انتخابات نیز مربوط به انتخابات ویژه برای کنگره بود. از آنجا که برخی از کرسیها در کنگره به دلایل متنوعی خالی مانده بود، چند ایالت دست به برگزاری انتخابات ویژه زدند.
از این میان انتخابات برای دو کرسی در سنا و سه کرسی در خانه نمایندگان پیش از پنجم نوامبر اما در همین امسال برگزار شد که نتایج آن باعث تغییر میزان سهم هیچیک از دو حزب نشد. مابقی که سه کرسی برای خانه نمایندگان است قرار است بعد از این تاریخ و قبل از پایان سال میلادی برگزار شود. برای مثال در ناحیه پنجم ایالت آلاباما، انتخابات اولیه درونحزبی برگزار شد و نامزدهای اصلی دو حزب مشخص شدند و قرار است انتخابات نهایی در 13 دسامبر برگزار شود.
مفسران سیاسی نتیجه انتخابات اولیه در آلاباما را فعالشدن بیش از پیش بخشهای تجاری نظیر اتاقهای بازرگانی در سرتاسر آمریکا میدانند، چرا که با حمایت فعالانه تجار و صاحبان کسبوکارها در این ناحیه، نامزد جناح میانهرو حزب جمهوریخواه توانست بر نامزد تندروها و محافظهکاران غلبه کند. علت نیز تعطیلی دولت فدرال توسط اعضای تیپارتی و آسیبهای اقتصادی به صاحبان مشاغل و کسبوکارها بود. از همینرو پیشبینی میشود که در رقابتهای اولیه در سال آینده میلادی، شاهد حضور پررنگتر نهادهایی نظیر اتاق بازرگانی برای حمایت از برخی کاندیداها در مراحل ابتدایی باشیم.
ورای مسایل انتخاباتی، توجه به جنبههای تاریخی و حتی جغرافیایی مرتبط با انتخابات بعلاوه تبیین وضعیت اوباما، حزبش و جمهوریخواهان در کشمکشهای فعلی واشنگتندیسی حایز اهمیت است.
اول اینکه مشابهتها و تفاوتهایی بین دوره فعلی اوباما با دولت کلینتون وجود دارد. از جمله شباهتها میتوان به تعطیلی دولت فدرال در دولت اول کلینتون به مدت پنج و 21 روز اشاره کرد. شباهت دیگر این است که مساله اصلی و اختلافی در دوره کلینتون با کنگره روی بحث خدمات درمانی بود، یعنی شبیه چیزی که حالا به بیمه خدمات درمانی اوباما معروف است. تفاوتش با الان این است که تعطیلی دولت در دوره اول کلینتون رخ داد اما حالا تعطیلی دولت فدرال در دوره دوم اوباما اتفاق افتاده است.
کلینتون با مهارت تمام توانست از تاثیر منفی تعطیلی دولت، اجرای برنامههای خود و کسب کرسیهای بیشتر در کنگره را در دورههای بعدی تضمین کند. اما حالا اوباما در دوره دوم خود قرار دارد و برای تحقق برنامههایش، فرصت اندکی داشته و با وجود سد سخت تندروهای جمهوریخواه کنگره، هر روز بیش از گذشته امید خود را برای اجراییشدن برنامههایش بربادرفته میبیند.
بر همین اساس وی با استفاده حداکثری از تعطیلی دولت فدرال و همگام با نظر افکارعمومی مبنی بر تقصیر اعضای موسوم به جنبش تیپارتی در این خصوص، سعی در زمینهچینی برای تصاحب کرسیهای بیشتر در خانه نمایندگان و در نهایت کسب مجوز برای برنامههایی نظیر مهاجرت، تنظیم بودجه فدرال و... را در فرصت اندک خود دارد.
فعالیت اوباما و حزب دموکرات برای تاثیر بر روند انتخاباتی 2014 بعد از وقوع تعطیلی دولت فدرال آغاز نشده است. اوباما بعد از انتخابات 2012 و با علم به اینکه کار دشواری در عبور از مانع خانه نمایندگان دارد، فعالیتهای خود برای چیرگی بر جمهوریخواهان را در انتخابات سال آینده میلادی آغاز کرد. نقطهعطف آن نیز در اظهارنظر وی بعد از رد لایحه اصلاح قانون حمل سلاح در آوریل امسال نمود پیدا کرد وقتی که اوباما بعد از عدم رای کنگره به لایحه، در اظهارنظری اصلاح این قانون را با ترکیب فعلی خانه نمایندگان دشوار و حتی غیرممکن دانست و بر لزوم پیگیری این اصلاحات در طول انتخابات 2014 تاکید کرد.
دومین جنبه از انتخابات پنجم نوامبر، بعد جغرافیایی آن است. انتخاباتهای اینروز همگی در سه ایالت از 13ایالت بنیانگذار ایالاتمتحده برگزار شده و همگی در شرق آمریکا و با فاصلهای بسیار کم از یکدیگر از بعد مسافتی قرار دارند. بنابراین برد نتایج آن و پیشبینی حاصل از آن برای انتخابات آتی، کاری دشوار و با توجه به پراکندگی در این کشور پهناور، از نظر علمی نامناسب است. نتیجه انتخابات در سالهای غیرمعمول نظیر انتخابات امسال، چندان منعکسکننده جو و نظر افکارعمومی برای رقابتهای سیاسی آتی نیست.
اگرچه در تاریخ انتخاباتی آمریکا استثنائاتی وجود دارد اما در کلیت نمیتوان آثار آن را به کل آمریکا تعمیم داد. جدیدترین استثنا مربوط میشود به انتخابات 2010 که در آن در سال 2009، مردم دو ایالت نیوجرسی و ویرجینیا با گرایش عمدتا آبی، به فرمانداران جمهوریخواه رای دادند و این حاکی از نارضایتی عمومی نسبت به برنامههای اولیه اوباما بود و نتیجه آن نیز قبضهشدن کرسیهای خانه نمایندگان خصوصا ورود برخی از اعضای جنبش تیپارتی به کنگره بود.
سوم وضعیت اوباما و حزب دموکرات در آستانه انتخابات است. دعوای دو حزب در واشنگتن در نهایت منجر به تعطیلی دولت فدرال شد و منطقا یکی از راهحلها، کسب کرسی حداکثری در مجلستین کنگره و پیشبرد خواستهای خود از مجاری قانونی است. دموکراتها با هوشمندی توانستند از اختلافات روی مساله بودجه، مالیات و بیمه خدمات درمانی، حداکثر بهرهبرداری را برای ترغیب افکارعمومی علیه جمهوریخواهان کنند و در مقابل جمهوریخواهان نیز با عدم یکپارچگی و استیصال در مقابل عناصر تندرو درون حزب خود و حاضر در مجلس نمایندگان، فرصت مناسب را در اختیار کاخ سفید قرار دهند.
نظرسنجی افکارعمومی بعد از بازگشایی دولت فدرال حاکی از برندهشدن اوباما در این نزاع بود. اما شاید چیزی که دموکراتها خود را برای آن آماده نکرده بودند، نارسایی شدید در اجرای قانون خدمات درمانی و در راس آن، عدم کارایی مناسب سایت اینترنتی آن بود. نمود عینی آن را میتوان در انتخابات فرمانداری ویرجینیا دید که نامزد مورد حمایت کاخ سفید، ابتدا با بهرهگیری از گاف جمهوریخواهان در تعطیلی واشنگتن، برای هفتهها از رقیب خود جلو بود، اما با بروز مشکلات عدیده در اجرای بیمه خدمات درمانی، فاصله خود را با رقیب جمهوریخواه از دست داد و در نهایت با اختلاف ناچیز پیروز شد.
در جمعبندی باید گفت کارزار انتخاباتی 2014 و شاید 2016 آمریکا همچون سالهای گذشته متاثر از عوامل داخلی و خارجی فراوانی است و انتخابات پنجم نوامبر، حساسیت و پیچیدگی انتخابات پیشرو را نشان داده و نقش عواملی نظیر عملکرد کاخ سفید در اجرای سیاستهای خود در مابقی زمان تا نوامبر 2014 را مشخص میکند.
نحوه تعامل کاخ سفید با کنگره و حتی چگونگی حلوفصل بودجه و کاهشهای بودجهای و افزایش یا کاهش مالیات، نحوه اجرای قانونهای مشهوری نظیر خدمات درمانی، اصلاح سیستم آموزشی و حتی در سطح کمشدتتر و کماثرتر، حلوفصل پرونده هستهای ایران و مساله سوریه میتواند از جمله شاخصهای ارزیابی برای نامزدهای دموکرات محسوب شود.
اوباما برای جلب نظر مردم آمریکا برای رای به نامزدهای دموکرات کاری بس دشوار در پیشرو دارد و حتی با اجرای مفتضحانه قانون خدمات درمانی که منجر به معذرتخواهی شخص رییسجمهور از مردم کشورش شد، احتمال اینکه نامزدهای دموکرات نیز به جمع منتقدان پیوسته تا افکارعمومی را جلب کنند بیشتر و بیشتر میشود. در مقابل جمهوریخواهان نیز کار دشواری در پیش دارند.
علاوه بر گاف تعطیلی دولت فدرال که بهانه لازم را به دموکراتها برای آوارکردن آن بر سرشان در طول رقابتهای انتخابات داد، متوقفماندن برخی از لوایح محبوب یا ضروری، تهدیدی برای اعتبار آنها محسوب میشود. لایحههای بودجه، مالیات و حتی خدمات درمانی از جمله مسایلی است که در نظر رایدهندگان، فارغ از گرایشهای سیاسی، حلوفصل بهموقع آنها از ضروریات محسوب میشود و لوایحی نظیر مهاجرت نیز در نزد افکارعمومی دارای اعتبار و محبوبیت فراوانی هستند.
خطر اینکه بهنتیجهنرسیدن این لوایح به ضرر حزب جمهوریخواه تمام شود بسیار بالا بوده و همین امر برخی از جمهوریخواهان سنا را واداشت تا با تشکیل یک گروه دوحزبی برای توافق روی جنبههای مختلف لایحه مزبور موافقت کنند. حال باید منتظر رقابتهای مرحله مقدماتی در درون حزبها در اوایل سال آینده میلادی بود تا اولا دید وضعیت جنبش تیپارتی در بدنه حزب جمهوریخواه به چه شکل است چرا که نتیجه آن میتواند فراتر از 2014 بوده و بر انتخابات ریاستجمهوری 2016 نیز تاثیر گذارد و ثانیا در سطحی بالاتر و در رقابت بین دو حزب اصلی حاکم در آمریکا، کدامیک قادر خواهند بود تا سهم بیشتری از کرسیهای کنگره را از آن خود کرده و جهتگیری سیاستهای کلان در واشنگتن را مشخص کند.