اندیشمند آمریکایی و نظریهپرداز پایان تاریخ،سیستم سیاسی آمریکا را عامل بنبست کنونی و انسداد قدرت سیاستگذاری در این کشور دانست.
فرانسیس فوکویاما، استاد دانشگاه استنفورد و نویسنده کتاب «منشأ نظم سیاسی» در یادداشتی که در روزنامه واشنگتنپست منتشر کرد به بررسی ریشههای بنبست کنونی در عرصه سیاسی آمریکا و ناتوانی کنگره و کاخ سفید در اتخاذ تصمیمی قطعی برای برونرفت از انسداد جاری پرداخته است.
وی مینویسد :تمایل جمهوریخواهان برای به تعطیلی کشاندن دولت به عنوان بخشی از تلاش آنها به منظور عدم ارائه بودجه به «قانون خدمات درمانی مقرون به صرفه»یا «قانون خدمات درمانی اوباما»نشان دهنده برخی حقایق طولانی مدت درباره عرصه سیاسی آمریکا و اینکه چگونه ایالات متحده یک استثنا در میان دموکراسیهای ثروتمند جهان محسوب می شود، است.
همانگونه که اوباما اخیرا اعلام کرده است، آمریکا به راستی استثنایی است. اما این وضعیت الزاما یک حسن به شمار نمیآید. اولین تفاوت آمریکا در اینجاست که سیستم قانونی این کشور موانع غیرمعمولی را در برابر اقدامات قدرتمندانه حزبی قرار میدهد.
همه دموکراسیها سعی دارند تا از یک طرف نیاز به قطعی بودن و حکومت اکثریت را موازنه و تعدیل کنند، و از طرف دیگر مانع از بروز یک دولت فراگیر شوند. آمریکا در مقایسه با سایر سیستمهای دموکراتیک متمایل به مورد دوم است. زمانی که یک سیستم پارلمانی مثل انگلیس دولتی را انتخاب میکند، رهبران جدید تصمیمات را بر اساس اکثریت در مجلس قانونگذاری اتخاذ میکنند.
بر خلاف این، در آمریکا قوه قانونگذاری به دو نهاد کاملا قدرتمند در کنار ریاستجمهوری تقسیم شده است، که هر کدام ممکن است در اختیار یک حزب قرار گیرند.
دادگاهها و قدرت اعطاء شده به ایالات و محلیها موانع دیگری سر راه اکثریت ملی هستند.علیرغم این تفکیک قوا، سیستم آمریکا در بخش اعظمی از قرن بیستم، هم در زمانی که دولت در حال گسترش بود (در دوران اصلاحات روزولت) و در دوران عقبنشینی (دوران ریگان)، کار آمد بود.
زیرا هر دو حزب سیاسی فرضیات مشترک بسیاری درباره مدیریت سیاستگذاری داشته و ایدئولوژی آنها در بسیاری حوزهها با یکدیگر همپوشانی داشتند. اما از دهه ????تاکنون از یکدیگر دور شدهاند، تا جایی که هماکنون، لیبرالترین جمهوریخواهان فاصله بسیاری با محافظهکارترین دموکراتها دارند.
این امر بازتاب یک قطبیشدگی متناظر در سطح عموم مردم نیست بنابراین با یک مسأله مهم در امر نمایندگی مواجه هستیم.
این گرایش به افراطیگری بیشتر در میان جمهوریخواهان مشهود است که هسته جغرافیاییشان در «جنوب قدیم» قرار دارد.
همانگونه که «توماس مان» و «نورمن ارنشتاین»، محققین حوزه کنگره، اشاره کردهاند، ترکیب این قطبیشدگی حزبی و تفکیک گسترده قدرت منجر به جمود دولت شده است.
در چنین شرایطی، سیستم بسیار تمجید شده آمریکایی «کنترل و موازنه» را میتوان به عنوان «وتوکراسی»تعبیر کرد - این سیستم طیف گستردهای از بازیگران سیاسی را که نمایندگی مواضع اقلیت را بر عهده دارند قادر میسازد تا سد راه اقدامات اکثریت شده و مانع از انجام کارها توسط دولت شوند.
اخیرا وتوکراسی آمریکا به بهترین وجه به نمایش گذاشته شد. جمهوریخواهان نتوانستند در هیچکدام از مجالس آمریکا به اکثریت ساده دست یابند تا قانون خدمات درمانی مقرون به صرفه را رد یا از تأمین مالی آن جلوگیری کنند، و البته از دستیابی به یک اکثریت قوی برای جلوگیری از وتوی اجتنابناپذیر رئیسجمهور نیز عاجز بودند.
بنابراین از توانایی خود برای جلوگیری از تأمین نیازهای مالی دولت فدرال استفاده کردند تا دموکراتها را راضی به مواضع خود کنند.
آنها ممکن است همین کار را درباره محدودیت دیون فدرال نیز انجام دهند.بر خلاف این، در بیشتر دموکراسیهای پارلمانی اروپایی، طرف بازنده انتخابات معمولا حق اکثریت برای حکومت را به رسمیت شناخته و درصدد استفاده از تمام اهرمهای فشار قانونی برای تضعیف برنده برنمیآید.
در هلند و سوئد، برای اینکه قانونی به صورت نامحدود به حالت تعلیق در آید نه تنها به رأی 41درصد، بلکه تنها به رأی یک قانونگذار نیاز است. با این حال این حق هیچگاه مورد استفاده قرار نگرفته است زیرا مردم میدانند که باید تصمیمی گرفته شود. در آنجا افرادی به مانند «تد کروز» وجود ندارند.
دومین حوزه تفاوت آمریکا، با خصومت و شدت مخالفت جمهوریخواهان در رد قانون خدمات درمانی مقرون به صرفه مرتبط است. در دیگر دموکراسیهای توسعه یافته - کانادا، سوئیس، ژاپن، آلمان و ... شاهد وجود یک بیمه خدمات درمانی دولتی و فراگیر هستیم، و بسیاری از این کشورها بیش از یک قرن است که از چنین سیستمی بهره میبرند. قبل از قانون خدمات درمانی اوباما، سیستم خدمات درمانی آمریکا بسیار ناکارآمد و در قیاس با سایر کشورهای ثروتمند هزینه درمانی هر فرد دو برابر بود در حالیکه نتایج بدتری داشته و میلیونها نفر از بیمه محروم شدهاند.
یقینا قانون خدمات درمانی یک قانون آکنده از نواقص است به مانند هر قانون دیگری که برای جلب رضایت خیل انبوه لابیگرها و گروههای ذینفوذ نگاشته میشود. اما تنها در آمریکا تصمیم دولت برای ارائه چیزی که برای شما خوب است به عنوان دخالت غیرقابل تحمل در آزادیهای فردی قلمداد میشود. به اعتقاد بسیاری از جمهوریخواهان، قانون خدمات درمانی اوباما به معنای پایان آمریکا خواهد بود، چیزی که به قول یکی از نمایندگان جمهوریخواه «ما هرگز از آن التیام نخواهیم یافت».
آری، برخی در جناح راست، آمریکای اوباما را با آلمان هیتلر مقایسه میکنند. جمهوریخواهان مجلس نمایندگان خود را اقلیتی در محاصره قلمداد میکنند که در موقعیت طرفداران قهرمان الغای بردگی قبل از جنگ داخلی آمریکا قرار دارند. این اعتقادی است که باعث میشود غیرآمریکاییها سر خود با ناباوری تکان دهند.
اما در حالی که نمایش درباره قانون خدمات درمانی مقرون به صرفه آمریکا را تبدیل به استثنایی در میان دموکراسیهای کنونی کرده است، در عین حال با تاریخ ما نیز کاملا هماهنگ و همخوان است.
کنترلها و موازنههای قانون اساسی
سیستم سیاسی وتوکراتیک - به طور مداوم به اقلیتها اجازه داده است تا بخشهای عمدهای از قوانین اجتماعی را در یک و نیم قرن گذشته مسدود کنند.
واضحترین نمونه قانون حقوق مدنی است: به مدت 100سال پس از جنگهای داخلی و تصویب متممهای 13 و 14 قانون اساسی، اقلیتی از ایالتهای جنوبی توانست مانع از تصویب قوانین فدرال برای اعطای حقوق مدنی و سیاسی کامل به آمریکاییآفریقاییها شود.
قانون ملی راهآهن، قانون شرایط کار و قوانین مرتبط با ایمنی شغلی توسط بخشهای مختلف در سیستم به تعویق انداخته شدند. بسیاری از آمریکاییها ممکن است بگویند: بله، البته، این از نبوغ سیستم قانون اساسی آمریکا است.
این امر رشد یک حکومت رفاهی مشابه اروپاییها را در آمریکا به تعویق انداخته، سد راه آن شده و به بخش خصوصی اجازه داده است تا رشد کرده و آمریکا را به عنوان رهبر جهان در عرصه تکنولوژی و کارآفرینی مطرح سازد.
تمام اینها درست است؛ مثبتها و منفیهای زیادی در سیستم آمریکا وجود دارند. اما محافظهکارها آگاه باشند: ترکیب قطبیشدگی و وتوکراسی به این معنا است که تلاشهای آتی برای عقب راندن دولت منجر به بنبست خواهد شد. این امر درباره خدمات درمانی تبدیل به مشکلی ویژه خواهد شد.
قانون خدمات درمانی مقرون به صرفه دارای مسائل زیادی بوده و باید اصلاح شود. اما عرصه سیاسی ما تنها دو انتخاب ارائه میکند: رد کامل یا حفظ وضع کنونی. علاوه بر این، مسائل بزرگی درباره مهار هزینهها وجود دارد که قانون به آنها نپرداخته است. اما احتمال اینکه سیستم ما به صورت جدی با این مسائل به توافقی دست یابد بسیار کم است.
برخی دموکراتها احساس میکنند که بالاخره خواهند توانست به اکثریت انتخاباتی برای حزبشان دست یابند. اما سیستم طوری طراحی شده است که اقلیتها را تقویت کرده و سد راه اکثریت شود، بنابراین بنبست کنونی احتمالا تا سالهای متمادی به طول خواهد انجامید. اوباما جمهوریخواهان را متهم کرده که قصد داشتند انتخابات گذشته را بار دیگر محل مناقشه سازند. این گفته درست است اما سیستم سیاسی ما به آنها چنین اجازهای را میدهد.
علل نارضایتی آمریکاییها از دولت
واشنگتن با یکی از مناقشات عجیب خود مواجه است مبنی بر اینکه آیا ارائه خدمات درمانی دولت باراک اوباما، رئیسجمهوری آمریکا بدتر از واکنش دولت جورج بوش، رئیسجمهوری سابق آمریکا نسبت به طوفان کاترینا است یا خیر؟ اما پاسخ هر چه که باشد، داستان واقعی این است که هر دو، مثالهایی از یک روند مهم و مایوسکننده یعنی کاهش کارایی و قابلیت دولت فدرال است.
پل وولکر، رئیس سابق صندوق ذخیره فدرال آمریکا گفت:اکثر آمریکاییها معتقدند دولتشان دیگر موثر نیست و این تضعیف کارایی و در نتیجه اعتماد، یک مشکل حاد و بسیار بزرگ برای واشنگتن محسوب میشود.
فرید زکریا در گزارشی تحت عنوان «چرا آمریکاییها از دولتشان متنفرند» در روزنامه واشنگتن پست نوشت:پل لایت، مشاور اول دانشگاه وینچستر در کتاب خود تحت عنوان «دولتی با عملکرد بیمار» نوشت: این سرویس فدرال از بزرگترین بحران خود از زمان تاسیسش در نخستین روزهای این جمهوری رنج میبرد.
دولت فدرال آمریکا در دهه اخیر چالشهای مهمی داشته است از جمله عراق، افغانستان، سیستم جدید امنیت داخلی، طوفان کاترینا و سیاست درمانی اوباما.
عملکرد این دولت فدرال تقریبا در تمامی این چالشها گرفتار سوء مدیریت، بالا رفتن بیرویه هزینهها و تاخیرات طولانی مدت شده است. البته همیشه به این شکل نبوده است. در دهههای 1940، 1950 و 1960 میلادی سازمانهای فدرال اغلب متکی، مدیریت شده و به طور عجیبی تاثیرگذار بودند.
پل هافمن، مدیر اجرایی طرح مارشال، برنامه کمک اقتصادی آمریکا برای بازسازی اروپا بعد از جنگ دوم جهانی، اشاره میکند که برنامه بزرگ و جاودانهاش درست سر وقت و با کمتر از بودجه تعیین شده انجام شد.
برخی از آژانسهای فدرال از جمله سازمان فضایی آمریکا (ناسا)، مراکز کنترل و جلوگیری از بیماری، سیستم صندوق ذخایر فدرال و بازوی تحقیقاتی وزارت دفاع همچنان به فرهنگ عملکرد عالی تاکید داشته و آن را حفظ میکنند. اما آنها در حال حاضر جزایری در دریای پیش پا افتادگی هستند.
چرا؟ تا حدودی به خاطر دلایل فرهنگی و تاریخی. آمریکاییها همیشه به دولت مشکوک بودند. افراد جوان با استعداد آرزوی تبدیل شدن به کارمندان بزرگ و عالی مقام دولت را در سر ندارند.
سیاست اقتصادی روزولتو جنگ جهانی دوم ممکن است برای مدتی این مساله را تغییر داده باشد اما در 30 سال اخیر نگرشهای ضد دولتی به طور مداوم افزایش یافته است.
دو کمیسیون ملی در مورد خدمات دولتی به طور دقیق به خطرات نبود افراد با استعداد به اندازه لازم در دولت میپردازند. موانع رو به رشد از جمله شرایط آشکار، نگرانیهای تداخل منافع و بررسیهای سیاسی، نامزدهای شایسته انتخاباتی را از شرکت در انتخابات منصرف کرده و یا آنها را برکنار میکند. ادامه دارد...