تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۶:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۶۴۶۵۵
به مناسبت وحدت حوزه و دانشگاه

چرا وحدت نه جدایی!


حنانه سادات موسوی

تورقی اجمالی بر صفحات تقویم می‌تواند یادآور روزهایی باشد که همواره آبستن حادثه‌ای در این سرزمین بوده و سرنوشت ملت را در پی آن رخداد رقم زده است. از آنجا که روحانیون هسته اصلی مبارزات علیه جور و بیداد را در ایران تشکیل داده‌اند و در گام بعدی دانشگاهیان و روشنفکران را نیز بر آن داشته‌اند تا به جرگه جنبش‌های مبارزاتی بپیوندند، به مثابه بازوهای اجتماعی مؤثر در پیشبرد جامعه به سوی اهداف آرمانی و والایش تلقی شده و همچنین به دلیل ساختار نظام جمهوری اسلامی، حضور این دو در کنار هم مفهومی اساسی برای تداوم حیات حکومت اسلامی در نظر گرفته شدند. در این بین شهادت دکتر مفتح نیز موجب شد تا موضوع وحدت میان حوزه و دانشگاه صورتی ملموس‌تر یافته و به یافتن راهکارهایی برای ایجاد چنین فضایی در جامعه منجر شود.

در همین راستا امام خمینی‌(ره) به‌مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه، 27 آذر 1359، در جمع مدرسان و طلاب حوزه علمیه و دانشجویان به ایراد سخنرانی پرداخته و درباره لزوم وحدت میان این دو قشر فرمودند: «چه مجلس شورانگیزى است و چه اجتماع مبارکى! یک روز بود که دانشگاه و حوزه‏‌هاى علمیه نه آنکه از هم جدا بودند، جَوّى به وجود آورده بودند که با هم شاید دشمن بودند. نه دانشگاهى تحمل روحانى را داشت و نه روحانى تحمل دانشگاهى. اساس هم این بود که دو قشرى را که با اتحادشان تمام ملت متحد مى‏‌شوند از هم جدا نگه دارند و با هم مخالفشان کنند تا ملت اتحاد پیدا نکند.

بحمدالله در این نهضت اسلامى، این انقلاب اسلامى، این تحول بزرگ حاصل شد که هیچ یک از این دو طایفه خودشان را از دیگرى ان شاءاللَه جدا نمى‏دانند. آن وحشتى که دانشگاهی‌ها از معمَّم داشتند و آن وحشتى که معمَّمین از دانشگاهی‌ها داشته‌اند، به اذن خداى تبارک و تعالى مرتفع شد و حالا شما برادران دانشگاهى و برادران روحانى در کنار هم براى رفع مشکلات و براى به پیروزى رساندن انقلاب مجتمع هستید.»

در ادامه بنیانگذار جمهوری اسلامی با بى‏‌فایده خواندن علم بدون تهذیب و تعهد خطاب به حاضرین بیان داشتند:

«دانشگاه و حوزه‌هاى علمیه و روحانیون مى‌توانند دو مرکز باشند براى تمام ترقیات و تمام پیشرفت‌هاى کشور و مى‌توانند دو مرکز باشند براى تمام انحرافات و تمام انحطاطات. از دانشگاه هست که اشخاص متفکر متعهد بیرون مى‏آید. اگر دانشگاه، دانشگاه باشد، اگر دانشگاه واقعا دانشگاه باشد و دانشگاه اسلامى باشد؛ یعنى در کنار تحصیلات متحقق در آنجا، تهذیب هم باشد، تعهد هم باشد، یک کشورى را اینها مى‏توانند به سعادت برسانند و اگر حوزه‌هاى علمیه مُهذَّب باشند و متعهد باشند، یک کشور را مى‏توانند نجات بدهند.

علمِ تنها اگر ضرر نداشته باشد، فایده ندارد. وقتى ما به یک نظر وسیعى به همه دنیا و به همه دانشگاه‌هایى که در دنیا هست بیندازیم، تمام این مصیبت‌ها که براى بشر پیش آمده است ریشه‏اش از دانشگاه بوده. ریشه‌اش از این تخصص‌هاى دانشگاهى بوده. این همه ابزار فناى انسان و این همه پیشرفت‌هایى که به خیال خودشان در ابزار جنگى دارند، اساسش از دانشمندانى بوده است که از دانشگاه بیرون آمده‏اند. دانشگاهى که در کنار او اخلاق نبوده است، در کنار او تهذیب نبوده است.

تمام فسادهایى که در یک ملتى یا ملت‏ها پیدا شده است از حوزه‏هاى علمیه‌اى بوده است که متعهد به دستورات اسلامى نبوده‌اند. تمام این ادیانى که ساخته شده است از دانشمندان و علما سرچشمه گرفته است. علمى که پَهْلوىِ او اخلاق و تعهد اسلامى نبوده است، تهذیب نبوده است، دنیا را دانشگاه به فساد کشانده است و دنیا را دانشگاه مى‏تواند به صلاح بکشد.

دانشگاه‌هاى سرتاسر جهان اگر موازین انسانى را، اخلاق انسانى را، آنچه که در فطرت انسان است، در کنار تعلیم و تعلّم قرار بدهند، یک عالَم، عالَم نور مى‏شود و اگر تخصص‌ها و علم‌ها منفصل باشد از اخلاق، منفصل باشد از تهذیب، منفصل باشد از انسان آگاه، انسان متعهد، این همه مصیبت‌هایى که در دنیا پیدا شده است از همان متفکرین و متخصصین دانشگاه‌ها بوده. این دو مرکز- که مرکز علم است- هم مى‌تواند مرکز تمام گرفتاری‌هاى بشر باشد و هم مى‏تواند مرکز تمام ترقیات معنوى و مادى بشر باشد. علم و عمل، علم و تعهد به منزله دو بال هستند که با هم مى‏توانند به مراتب ترقى و تعالى برسند.»

حضرت امام(ره) در این دیدار با تأکید بر اهمیت نقش دانشگاه در جامعه‏ فرمودند: «شما پنجاه سال دیدید که در این حکومت جائر، دانشگاه بود، اساتید دانشگاه بودند و کشور ما را همان اساتید دانشگاه و همان دانشگاه‌ها کشاندند به دامن ابرقدرتها. این فاجعه بوده است براى این ملت که ابزار عملش، دست کسانى باشد که متعهد نیستند و به‏ فکر خودشان نیستند. این فاجعه است که ابزار علم در دست اشخاصى باشد که متعهد نیستند و اخلاق اسلامى ندارند.

فرق بین دانشگاه و حوزه‏هاى علمیه نیست در اینکه اگر همراه با علم، تعهد باشد، تزکیه باشد، با این دو بال علم و اخلاق و عمل، مملکت خودشان را، کشور خودشان را نجات مى‏دهند و از حلقوم آن‌هایى که مى‏خواهند همه چیز ما را ببرند نجات مى‌دهند. اگر علم تنها باشد، فقط در دانشگاه‌ها تحصیل علم باشد، در مدارس تحصیل علم باشد، این علم، انسان را به فنا مى‌کشد.

منشأ همه گرفتاری‌هاى یک کشور از دانشگاه هست و حوزه‏هاى علمى و منشأ همه سعادت‌ها، مادى و معنوى، از دانشگاه است و حوزه‌هاى علمى. اینکه نقشه‌هاى بزرگ براى نفوذ کردن در دانشگاه‌ها و تربیت کردن جوان‌هاى ما را به یک تربیت‌هایى که بر خلاف مصالح کشورشان است، این براى این است، که اگر دانشگاه فاسد بشود، یک کشور فاسد مى‌شود. اگر دانشگاه فقط نظرش به این باشد که تحصیل علم بکند، ما فرض این را مى‌گیریم که خیر، خوب هم تحصیل مى‌کرد- در صورتى که این طور نبود-، اگر ما فرض بکنیم که در دانشگاه، تمام علوم و فنون به وجه اعلا پیاده مى‌شود و به جوان‌هاى ما تعلیم مى‏شود، لکن در پهلوى او تبلیغاتى است که همین علم را آلت قرار مى‏دهند از براى انحطاط یک کشور.

اینهایى که از دانشگاه‌ها بیرون آمده بودند و به مقام‌هاى وزارت و کذا رسیده بودند و به مقامات دیگر، همین‌ها بودند که ما را به دامن شرق و غرب کشاندند و ما را وابسته کردند به آنها. ما که مى‌گوییم که باید دانشگاه و فرهنگ اصلاح بشود، ما نمى‏خواهیم که دانشگاه نباشد. ما مى‏خواهیم دانشگاهى باشد که براى ملت باشد، براى خودمان باشد. دانشگاهى که در خدمت آمریکا باشد، نبودش بهتر است.»

امام(ره) در پایان این دیدار با یادآوری نقشه دشمنان برای جدایى میان حوزه و دانشگاه‏ خطاب به حاضرین فرمودند:

«آن‌وقت جدا کرده بودند شما را از هم. یک دیوارى کشیده بودند. شما آن‌طرف و آنها هم آن‌طرف. هر دو هم به هم بدبین و آنها هم استفاده‏اش را مى‌کردند. حالا که مى‏بینند که یک تحولى پیدا شده است؛ دانشگاهى متمایل شده است به روحانى، روحانى متمایل شده است به دانشگاهى، با هم هستند و مى‏خواهند با هم کشور خودشان را به پیش ببرند، حالا شیاطین بیشتر در فکر هستند که روحانى را از یک‌طرف بکوبند و دانشگاهى را از یک‌طرف و فساد کنند بین این دو تا. به آنها بگویند که اینها چطورند، به اینها بگویند آنها چطورند.

چشم‌هایتان را باید خیلى باز کنید. در این زمان چشم و گوش‌ها باید خیلى باز باشد که یک وقت مى بینید از داخل خود دانشگاه و از داخل خود فیضیه شما را به فساد مى‌کشانند. شما را به تفرقه مى‏کشانند، اینها نمى‌توانند ببینند. اینهایى که نمى‏خواهند این کشور یک کشور صحیح و سالم باشد و ارباب‌هاى آنها که از اول هم نمى‏خواستند، نمى‏توانند ببینند که شما با هم مجتمع شده‏اید و مى‏خواهید با هم کار کنید.

آنها عواقب این امر را براى خودشان مى‏دانند که اگر حقیقتا دانشگاهى و حوزه‌هاى علمى و همه دانشگاه‌ها در هر جا که هستند اینها با هم بشوند و با هم نقشه داشته باشند براى پیروز کردن انقلاب، این براى آنها چه عواقبى دارد. آنها این مطالب را مطالعه کرده‏اند، مى‏فهمند و در صدد این هستند که نگذارند شماها با هم باشید. چشم و گوشتان را- چه دانشگاهی‌ها و چه طلاب علوم روحانى- چشم و گوشتان را باز کنید و هر که به شما یک مطلبى بود گفت که در آن مسیر باشد، توجه کنید که این یک غرضى در آن هست. هر وقت آمدند گفتند روحانى چه جورى است و هر وقت آمدند گفتند دانشگاهى چه جورى است، بدانید که این کارى که شما کردید، براى آنها سنگین دارد تمام مى ‏شود." (صحیفه امام، ج‏13، ص: 412-422)

امام خامنه‌ای‌دام عزه نیز در بیاناتی به تبیین نقش حوزه و دانشگاه پرداخته و درباره ایجاد وحدت میان آن‌ها فرمودند: «وحدت حوزه و دانشگاه، یعنی: وحدت در اهداف کلى، وحدت در کامل ساختن این ملت و این کشور و حرکت با یکدیگر و عبور در دو خط موازى، بدون اصطکاک با هم؛ یعنى هر دو، کار خودشان را بکنند؛ اما براى یک هدف و آن هدف، ساختن و کامل‌کردن ملت و کشور ایران است. این‌طور باید حرکت کرد.

وحدت حوزه و دانشگاه، یعنى وحدت در هدف. هدف این است که همه به سمت ایجاد یک جامعه‌ اسلامى پیشرفته‌ مستقل، جامعه‌ امام، جامعه‌ پیشاهنگ، جامعه‌ الگو، ملت شاهد - ملتى که مردم دنیا با نگاه به او جرأت پیدا کنند تا فکر تحول را در ذهن خودشان بگذرانند و در عملشان پیاده کنند - حرکت نمایند.

وحدت حوزه و دانشگاه عبارت از این است که ما این دو کانون علمى، این دو مرکز تعلیم و تعلم را از لحاظ اخلاق حاکم بر آن‌ها، از لحاظ سیستم و سازماندهى حاکم بر آن‌ها و از لحاظ برخى از محتواها به هم نزدیک کنیم.

امروز هیچ کس انتظار یک دانشگاه خلق الساعه‌ صد در صد اسلامى را ندارد، اما همه انتظار دارند که جهت حرکت، به سوى ایجاد یک دانشگاه صد در صد اسلامى باشد. این منظور حاصل نخواهد آمد مگر با وحدت عمیق و عملى حوزه و دانشگاه و روحانى و دانشجو و این یک ضرورت و نیاز انقلابى است.

وحدت حوزه و دانشگاه، معنایش این نیست که حتما بایستى تخصص‌هاى حوزه‏اى در دانشگاه و تخصص‌هاى دانشگاهى در حوزه دنبال بشود. نه، لزومى ندارد. امتیازات حوزه و دانشگاه باید تبادل شود: اخلاص، صفا، ایثار، معنویت، زهد و احترام به سنت‌هاى اصیل و ارزشمند از یک سو و توجه به واقعیات، دید باز و گسترده، وسعت بینش، نوگرایى مفید، نگرش سازنده و پویا و استفاده از روش‌هاى جدید و کارساز از سوى دیگر، مى‌تواند و باید که مکمل هم شوند. این ترکیب، وحدت حوزه و دانشگاه، ترکیبى است که اگر به درستى زوایاى معناى رمزى آن شناخته شود، هم براى کشور و آینده بسیار با برکت است و هم براى دشمن و نیروهاى مهاجم مزاحم کینه‌ورز خارجى و ایادى داخلى آنها بسیار تلخ و گزنده و شکننده است. وحدت حوزه و دانشگاه یعنى روآوردن این دو به یکدیگر.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات