سرهنگ ستاد محمدرضا تقیزاده
این واقعیت که حمایت آمریکا از رژیم بعثی عراق در جنگ علیه ایران روند تدریجی و رو به فزونی داشته، بر هیچ تحلیلگر سیاسی و کارشناس نظامی آگاه پوشیده نیست. در حالی که پیش از جنگ روابط سردی بر دو کشور حاکم بود به یکباره آمریکا در صحنه غرب خاورمیانه امیدهای خود را در احیای منافع از دست دادهاش در ایران جستجو میکند.
به عبارت دیگر آمریکای شکست خورده در انقلاب ایران و شکست خورده در توطئههای داخلی در تیرماه 59 با اعزام برژینسکی در مرز اردن و عراق از حمله سراسری به ایران حمایت نمود و از هم قسم شدن برای نابودی انقلاب، حالا دیگر آمریکا دوست عراق به حساب میآمد و پشتیبانی بزرگ برای او در جنگ!
آغاز جنگ تحمیلی
تابستان گرم سال 59 تا ساعاتی دیگر به اتمام میرسد و خانوادههای ایرانی و در میان آنان دانش آموزان، شور و حال دیگری دارند، غافل از اینکه دشمن بعثی در جهت تأمین خواستههای نامشروع استکبار جهانی خواب فتح شش روزهی ایران را در سر میپروراند، ساعت رسمی کشور در 31 شهریور سال 59، دقایقی گذشته از ساعت 14 را نشان میدهد که ناگاه غرش خفاشان پلید و در پی آن انفجارهای پی در پی بمبها و راکتهای پرتاب شده، آرامش حاکم بر 15 فرودگاه و پایگاه هوایی ایران را در هم میشکند.
خصم زبون در رؤیای نابودسازی توان عملیاتی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، حملات هوایی خود را به پایگاههای هوایی مهرآبادتهران، اصفهان، شیراز، تبریز، همدان، امیدیه، دزفول و بوشهر آغاز نمود و تنها پس از گذشت کمتر از سه ساعت از این تجاوز، عملیات انتقام توسط تعداد هشت فروند از هواپیماهای جنگنده بمبافکن نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با حمله به دو پایگاه هوایی شعیبیه در استان بصره و کوت در استان العماره اجرا و فرماندهان ارتش بعث را در حیرت فرو برد و در بامداد یکم مهرماه سال59 بزرگترین حملهی هوایی خود را با نام کمان 99 با به کارگیری بیش از 200فروند هواپیمای شکاری، بمب افکن، رهگیر، سوخترسان و شناسایی به انجام میرساند.
در چند مرحله از این حملهی غرور آفرین، پایگاههای هوایی کرکوک، موصل، الرشید، حبانیه، ناصریه، شعیبه، کوت و المثنی آماج حملات ویرانگر عقابان تیز پرواز نیروی هوایی قرار میگیرد و عملاً نیروی هوایی عراق از چرخهی عملیاتی خارج میشود و با آغاز جنگ و گسترش تهدیدات سطحی و هوایی دشمن، یگانهای تفنگدار دریایی و شناور نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با استقرار در مناطق حیاتی و حساس کشور شامل جزایر (لاوان- سیری- تنب- ابوموسی- فارسی و...) و سکوهای نفتی(نوروز، فروزان، ابوذر، نصر، سلمان، رشادت و بهرگانسر و...) مأموریت تأمین پدافند سطحی و هوایی ارتفاع پست را با اهداف جلوگیری از هر گونه عملیات غافلگیرانه و تخریبی دشمن عهدهدار شدند.
یگانهای پدافند هوایی و سطحی نیروی دریایی به طور مداوم با هواپیماهای متجاوز که قصد حمله به پایانههای نفتی و جزایر را داشتند، درگیر و از نزدیکشدن آنها به مناطق مذکور ممانعت بعمل آوردند. رزمندگان ایثارگر نیروی دریایی با حضور مستمر و هوشیارانه در جزایر، سکوهای نفتی و مناطق انحصاری اقتصادی هیچگاه اجازه ندادند تا نیروهای متخاصم از صدور نفت از پایانههای نفتی جمهوری اسلامی ایران جلوگیری نمایند.
نیروی رزمی 421 نیروی دریایی از همان روزهای اول جنگ پس از بررسی منطقه و تحتنظر گرفتن کلیة فعالیتها و تحرکات دشمن با اجرای مأموریت گشت و شناسایی توسط یگانهای شناور، پروازی، اطلاعاتی و ویژه خود با نابودی و محبوس نمودن نیروی دریایی دشمن در بندر امالقصر، بصره و فاو، کار او را در همان دوماه اول جنگ یکسره نمودند. ساده اندیشی است اگر باور داشته باشیم که توقف نیروهای عراقی ناشی از وصول به اهداف خود و برابر طرحریزی قبلی بوده است، زیرا یک تجزیه و تحلیل نظامی نشان میدهد که عراق به جز تصرف ناتمام خرمشهر، به هیچ یک از اهداف تاکتیکی خود دست نیافت و قاعدتاً میبایستی پیشروی خود به ویژه در شمال خوزستان و شرق رودخانه کرخه را ادامه میداد ولی در اثر پایداری و ایثار رزمندگان اسلام به ناچار در میان بیابانهای وسیع خوزستان و مناطق کوهستانی ایلام و کرمانشاهان زمینگیر و سنگر نشین گردید و رؤیای شیرین صدام معدوم را برای ابراز قدرت در منطقه به کابوس هولناکی تبدیل کرد، به طوریکه رژیم بعثی هرگز نتوانست از آن خلاصی یابد.
همدلی و وحدت بین رزمندگان اسلام
بین هفت تا 10 روز اولیه جنگ، ارتش جمهوری اسلامی ایران با وجود تمام محدودیتها و کاستیهای خود و درگیر بودن در جبهه داخلی، با کسب روحیه از حمایت های بی دریغ حضرت امام(ره) و نماینده ایشان حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی) و مردم رشید و شهیدپرور ایران، موفق شد نیروهای متجاوز دشمن را در سرتاسر جبههها ناگزیر به اتخاذ حالت پدافندی کرده و پیشروی او را سد نمایند.
به طوری که در پایان شش روز اول جنگ، صدام با اظهار اینکه ما به اهداف نظامی خود دست یافتهایم و آمادگی خود را برای ترک مخاصمه، مشروط به پذیرش شرایط عراق از سوی ایران اعلام کرد(نشانههای شکست حمله برق آسای عراق هویدا گردید). سرهنگ رضا فیروزیان از افسران نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران از روزهای اول جنگ این چنین میگوید: ما وقتی به این طرف خرمشهر آمدیم، نگران سقوط آبادان بودیم، عراق هم میخواست از پل رد شود، اگر عراقیها به این سمت میآمدند، سقوط آبادان حتمی بود.
ما نه مهمات کافی داشتیم نه پرسنل کافی چرا که نیروهای موجود در منطقه اعم از سپاهی، ارتشی، ژاندارمری و بسیجی حدود 500 نفر بود و ما آنها را در اطراف پل و در داخل نخلها سازمان دادیم که مانع عبور عراقیها از روی پل شوند، روز بعد به ما خبر دادند که عراق پل شناوری در کوی ذوالفقاریه و ایستگاه هفت زده و با 20 دستگاه تانک از پل رد شده و به این سمت رودخانه آمده است همه از شنیدن این خبر به گریه افتادند، چرا که با این حرکت سقوط آبادان حتمی بود، از طرفی عراق تعدادی از تکاوران نیروی دریایی ارتش را در خرمشهر سر بریده بود و جنگ خونینی جریان داشت، در هفتم آبان ماه فرماندهی لشکر 77 خراسان به کوت شیخ آمد و اعلام نمود که خط را تحویل یگانهای او بدهیم و از ما خواست به موقعیت هتل کاروانسرا برویم و وقتی توپهای کاتیوشای گروه 22 توپخانه شهرضای اصفهان، یکی از واحدهای توپخانه ارتش را در آنجا دیدیم اشک شوق از چشمان ما سرازیر شد و زمین را بوسیدیم.
روز بعد فرماندهی لشکر 77 سرهنگ شهاب الدین جوادی نیروهای موجود ارتش و بسیج را سازماندهی و به کوی ذوالفقاری فرستاد و با یگانهای خود در کوی ذوالفقاری وارد عمل شد و عراقیها را پس زدیم و احتمال سقوط آبادان به حداقل رسید و این اولین فرماندهی واحد بود که نتیجه آن پیروزی در کوی ذوالفقاری بود. پایان سال اول جنگ، با اجرای عملیات ثامن الائمه(ع) و شکست حصر آبادان در 5/7/60 آغاز شد. پس از عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا، رویکرد جدیدی بر جبههها حاکم شد که باعث انسجام و وحدت بین نیروهای مسلح گردید و در این فضا عملیاتهای مشترک ارتش و سپاه شکل گرفت.
در این دوره 154 عملیات مشترک از سوی ارتش و سپاه انجام که 23 عملیات پدافندی و 131 عملیات آفندی بوده است. عملیاتهای بزرگی نظیر طریقالقدس، ثامنالائمه(ع)، فتحالمبین و بیتالمقدس حاصل همین دیدگاه بوده است. مقام معظم رهبری(مدظله العالی) و شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در ایجاد و استمرار چنین دیدگاهی نقشی محوری ایفا نمودهاند و اکثرعملیاتهای پیروز زمان جنگ در این مقطع شکل گرفته است.
وحشت استکبار جهانی
روند پیروزیهای ایران در یکسال و نیمی که از جنگ میگذشت آمریکا را که شکست عراق را قطعی میدید، وادار نمود به جنگ ورود مستقیم پیدا کند، اهمیت اتخاذ چنین سیاستی از سوی آمریکا زمانی روشن میشود که ضمن اجرای عملیات انسداد که اکنون به اعمال تحریمها معروف است، از دستیابی ایران به تجهیزات و تسلیحات نظامی با هدف تضعیف اقتصادی و نظامی جلوگیری و کمک مستقیم و فروش تجهیزات به عراق را آغاز نماید، اعطای پنج میلیارد دلار وام بانکهای ایتالیایی و بانکهای آتلانتا برای خرید تجهیزات نظامی و سلاحهای شیمیایی، فروش شش فروند هواپیمای ترابری غیرنظامی لاکهید100 به عراق، فروش 45 فروند بالگرد با قابلیت استفادههای نظامی به عراق توسط یک شرکت سازنده بالگرد در فوریه 1983 میلادی از جمله کمکهای مستقیم نظامی به عراق است آمریکا در مقابله با ایران تلاش نمود با منع خرید نفت ایران و منع هرگونه مبادله تجاری با ایران در 26 اکتبر یعنی 20 روز پس از آن و تحریم 14 نوع کالای دارای کاربرد نظامی بالقوه سیاستهای خصمانه خود را در قبال ایران و حمایت از عراق به صورت علنی نشان دهد.
کنت «تیمرمن» محقق و نویسنده امریکایی مینویسد: «پیوند ماهوارهای در صدر موافقتهای عراق و امریکا بود.» در مورد تحرکات نیروی هوایی ایران نیز اطلاعات با ارزشی در اختیار ارتش عراق قرار میگرفت این اطلاعات را آواکسهای امریکایی مستقر در ریاض به کمک نیروهای امریکایی از منطقه نبرد جمعآوری میکردند.
در همین راستا مجتمع پیشرفته و پر هزینهای در بغداد ساخته شد تا اطلاعات مستقیماً از ماهواره دریافت شده و پردازش بهتری از اطلاعات روی عکسها صورت پذیرد. ماهوارهها نتایج حملات هوایی و موشکی را نیز گزارش میدادند و یا رادیوهای کدگذاری شدهای در اختیار خلبانان عراقی قرار داده شد تا آنها امکان ارتباط با افسران مستقر در کشتیهای امریکایی در خلیج فارس را داشته باشند.
یک افسر بازنشسته امریکایی در این زمینه گفته است: هدف این بود که هواپیماهای عراقی برفراز خلیجفارس بتوانند با افسران ما تماس بگیرند. این روابط روزانه باعث شد تا هواپیماهای عراقی بتوانند نفتکشها وکشتیهای تجاری به مقصد ایران را شناسایی کنند و این امر کمک زیادی به عراقیها در انتخاب اهدافشان میکرد.
و بالاخره امریکا با اعزام و حضور ناوگان جنگی خود در خلیج فارس اعلام نمود، آماده استفاده از نیروی نظامی در صورت نیاز به جلوگیری از اشغال خلیجفارس است و وقتی در مییابیم درسال 1985 به تنهایی هزینههای نظامی خلیجفارس برای مالیات دهندگان امریکایی 47 میلیارد دلار بوده است و حجم اندک نیروهای امریکایی در اوایل جنگ در نوامبر 1987 به حدود 35 ناو جنگی و 12 ناوچه پشتیبانی و 20هزار نفر تفنگدار دریایی میرسد (این میزان تجمع قوای دریایی امریکا از زمان جنگ ویتنام به بعد بی سابقه بوده است) مطمئن میشویم که امریکا در استراتژی اعلام شدهاش که از هر اقدامی برای جلوگیری از تبدیل کشورهای منطقه به یک ایران دیگر پشتیبانی و حمایت خواهد نمود، چقدر مصمم است.
حمله به مناطق مسکونی خوزستان، ایلام، کرمانشاه و کردستان در جنگ شهرها با پشتیبانی تسلیحاتی و حمایت سیاسی استکبار جهانی با هدف جلوگیری از ادامه فتوحات درخشان رزمندگان اسلام در آستانه شهرهای حلبچه، خورمال و دربندیخان صورت گرفت. هنوز داغ یاد اجساد قطعه قطعه شده کودکان میانه و مراغه و زنان و مردان دزفول بر دلهای ما چنگ میاندازد. هنوز حمله موشکی ناو وینسنس امریکا به هواپیمای بی دفاع ایرباس با 290 نفر مسافر که در بین آنان زنان و کودکان بسیاری وجود داشت، قلب ما را جریحهدار مینماید.
حملات شیمیایی عراق با تسلیحات اهدایی امریکا و متحدان غربی و شوروی علیه شهرهای حلبچه، خرمال و دوجیله و سایر روستاهای مجاور منطقه عملیاتی والفجر 10 باعث شد بیش از پنج هزار نفر از ساکنین این مناطق کشته و هزاران نفر از جمله زنان و کودکان مجروح شوند که توسط ایران به بیمارستانهای خطوط پشت جبهه منتقل شدند. حالا رژیم بعث با حمایت این کشورها، بزرگترین تولیدکننده سلاحهای شیمیایی شده است.(به نقل از شبکه تلویزیون ای،بی،سی امریکا: صدام حسین از یک شرکت امریکایی به نام"آل کولاک" در بالتیمور بیش از 500 تن ماده شیمیایی فیودی گلیکوک خریداری نمود که این ماده در ترکیب با اسیدکلریدریک به گاز خردل تبدیل میشد.
بنا بر گزارشی، شرکتهای خصوصی امریکا در دهه 80 با گرفتن مجوز از وزارت بازرگانی امریکا نمونههایی از مواد بیولوژیکی و میکروبی را به عراق صادر کردهاند که این مواد از نوع ضعیف شده نبوده و قادر به تولید مثل بودهاند. در میان آنها میکروب سیاه زخم، طاعون و یک باکتری سمی به نام ستریدیوم باتولینی به چشم میخورد.)
رژیم بعث حالا علاوه بر تولید گاز خردل، لویسیت و تابون (عراقیها توانایی تولید 60 تن گاز خردل در ماه را داشتند)، توانایی تولید گاز مرگآور اعصاب سارین در مقیاس چهار تن که ظرف مدت دو دقیقه پس از اثر به مرگ منجر میشود را دارا بودند.
وقتی که عراق در اطراف منطقه نبرد با ایران در گودالهای مرگآور از سلاح شیمیایی با پایداری روغن دیزل که برخلاف اغلب گازهای اعصاب که سبکتر هستند و ماندگاری کمتری دارند، استفاده نمود و مشخص شد این گاز در فهرست جنگ افزارهای شیمیایی امریکا قرار دارد، کینهی امریکاییها را از ملت ایران بیشتر برملا ساخت. تمامی این جنایات یک نکته را به ما یادآوری مینماید که امریکا و متحدان غربیاش دستشان به خون بیش از 300هزار شهید والامقام و درد جراحت جسم و روح بیش از 398 هزار و 500 جانباز و 42 هزار و 175 آزاده آغشته است، هرگز خصومت او را با ملت ایران فراموش نمیکنیم.
ارتش جمهوری اسلامی ایران سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس انتشارات و رسانه